Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

آژانس خبری کردستان سال نو میلادی به خوانندگان عزیز تبریک میگویم

ما دست اندرکاران آژانس خبری کردستان سال نو میلادی به خوانندگان عزیز تبریک میگویم
آنچه برای ما درد اور است زندانیان سیاسی و زندانیانی میباشد که هر لحظه با مرگ روبرو هستند در ایران ما خودمان با غم و درد خانواده زندانیان سیاسی اعدامی عمیقا با انها هم درد هستیم و خود را عمیقا و قلبا با خانواده صارمی همدرد وشریک غمشان هستیم به خاطر شهادت شهید قهرمان علی صارمی .
اگر فردی مدعی شود که شخصی از ۱۴۰۰ سال پیش در چاهی زندگی میکند ، ما میگوییم که وی دیوانه است و باید درمان شود. اما اگر میلیونها انسان به این ایده ابلهانه اعتقاد داشته باشند ، میگوییم که آنها مسلمان هستند

گزارشی از دیدار هئیت کمیته بین المللی علیه اعدام با مسئول امور ایران وزارت امور خارجه سوئد در استکهلم

عصر روز ۲۹ دسامبر و در هفته اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی در ایران٬ شماری از مردم آزادیخواه با اجتماع در مقابل ساختمان وزرات خارجه سوئد در استکهلم دست به اعتراض زدند و خواهان پایان دادن به اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی شدند. در ادامه این حرکت اعتراضی هئیت سه نفره ای از کمیته بین المللی علیه اعدام- سوئد مرکب از مرجان واعظ٬٬ ممد امیری و افسانه وحدت با داشتن وقت قبلی با Carl Mikael Gräns مسئول امور ایران وزرات خارجه سوئد دیدار کردند. در جریان این دیدار از جانب کمیته بین المللی علیه اعدام- سوئد نامه ای تسلیم وزارت امور خارجه سوئد شد.

در این نامه ضمن اشاره به خشونت و بربریت رژیم اسلامی در قبال مردم ایران و اعدام زندانیان سیاسی از دولت سوئد خواسته شده است که جمهوری اسلامی را بمنظور متوقف کردن اعدامها در ایران و آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی تحث فشار بیشتر و جدی تر قرار دهد. در این نامه همچنین بر لغو فوری حکم اعدام حبیب لطیفی و آزادی اعضای خانواده و بستگان وی تاکید شده است. از سوی دیگر از دولت سوئد خواسته شده است که روابط سیاسی و دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی را قطع کند .

در این دیدار کارل میکائیل با ابراز خشنودی از این ملاقات و اطلاعاتی که از سوی کمیته بین المللی علیه اعدام در اختیار وزرات امورخارجه سوئد قرار گرفت٬ اعلام کرد که درخواستهای مطرح شده به مقامات بالاتر در وزرات خارجه اطلاع داده خواهد شد . وی همچنین تاکید کرد که سوئد بهمراه کشورهای اتحادیه اروپا اقداماتی را برای متوقف کردن نقض حقوق بشر در ایران در دستور کار خود داشته اند.

کمیته بین المللی علیه اعدام- سوئد

در این نامه ضمن اشاره به خشونت و بربریت رژیم اسلامی در قبال مردم ایران و اعدام زندانیان سیاسی از دولت سوئد خواسته شده است که جمهوری اسلامی را بمنظور متوقف کردن اعدامها در ایران و آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی تحث فشار بیشتر و جدی تر قرار دهد. در این نامه همچنین بر لغو فوری حکم اعدام حبیب لطیفی و آزادی اعضای خانواده و بستگان وی تاکید شده است. از سوی دیگر از دولت سوئد خواسته شده است که روابط سیاسی و دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی را قطع کند .





زینب را آزادی کنید او مرتکب هیچ جرمی نشده است او فقط خواسته آزادانه زندگی کند خوتان فرزند دارید با کشتن و اعدام زینب و زینبها کاری از پیش نخواهید برد بلکه کینه مردم روز بروز بیشتر میشود و روزی باید پاسخ گوی این همه کشت و کشتار باشید زینب را نکشید زندگی را نکشید بله برای زندگی نه نه نه برای اعدام راه ها و شیوهای دیگر هستش که میتواند انسانها او را آزاد کنید با اعدام زنیب هیچی نسیبتان نمیشود باور کنید شما خودتان را آلوده به خون نموده اید روزش میرسد باور کنید صدام کجا رفت شاه ایران کجا رفت این همه جنایت علیه ملت خویش برای چی است.
با تشکر ساموئیل کرماشانی


سرنگون باد حکومت جنایتکار اسلامی ایران!
علیه حکومت قتل و جنایت متحد بمیدان بیائیم!
سرنگون باد حکومت جنایتکار و فاسد ولی وقیح و ننگ بر حامیان داخلی و خارجی اش
وای بر حکومتی که حتی از مردگان می هراسد و آنان را به گروگان میگیرد .
فراخوان به مردم در سراسر ایران
حمایت از اعتصاب عمومی در کردستان

من , سامان با چشمی گریان و گلویی بغض گرفته اما با اراده ای پولادین
ضمن ابراز همدردی و تسلیت به خانواده‌ی ۵ عزیز عهد میبندم که یادشان را گرامی‌
ومشعل آزادی خواهیشان را همیشه پر فروغ نگه دارم


صدای حبيب لطيفى باش! نگذار صدايش را خاموش كنند ----------------------------------------­­---------------------------------------­- كارزا " من صداى او هستم" تا ٢٠ ژوئن هر هفته وضعيت يك زندانى سياسى را مطرح كرده و در سطح جهان منعكس كند۔ حمايت كنندگان از كارزار "من صداى او هستم": براى ايران آزاد(ميشن ف

به‌ڕێوبه‌ری ئه‌م لاپه‌ڕه‌یه‌...
چه‌ند رۆژ له‌مه‌وبه‌ر ئاگام لێ بوو که‌سێک به‌ناوی (محه‌مه‌د ره‌زا خه‌لیق) هات و به بیانووی چالاکیی کۆمه‌ڵێک خۆی گوته‌نی "هموطن فارس"‌ هه‌وڵی بۆ به‌ فارسی کردنی زمانی سه‌ره‌کیی ئه‌م لاپه‌ڕه‌یه‌ دا و له‌ به‌رانبه‌ریشدا چه‌ند که‌سێک هه‌ڵوێستی جۆراوجۆریان نواند به‌ڵام به‌هه‌ر حاڵ هه‌مان هۆکاری مێژوویی ده‌سته‌وه‌ستان بوونی ئێمه‌ له‌ به‌رانبه‌ر کلتووری باڵاده‌ست و هه‌ستی ده‌سته‌ودامێنیمان بۆ ئه‌وان یارمه‌تیده‌ری ئه‌وان بوو و ئێستاش ده‌بینم زۆربه‌ی هه‌ره‌ زۆر و تا راده‌یه‌ک ته‌واوی پۆسته‌کان به‌ فارسی داده‌نرێن و ئێستاش ده‌بینم "فارسه‌کان" خۆیان ده‌ستیان به‌سه‌ر لاپه‌ڕه‌که‌دا گرتووه‌ و به‌جێی چالاکی له دژی له‌سێداره‌دان و پشتیوانی له‌ حه‌بیبی هاوڕیمان گۆڕه‌پانه‌که‌یان کردۆته‌ چه‌قه‌خانه‌ چه‌له‌حانه‌ی ناله‌باری خۆیان سه‌باره‌ت به‌ جاش و باش و موجاهد و ئه‌و رێچکانه‌ی که‌ هیچ په‌یوه‌ندییه‌کیان لانیکه‌م به‌م لاپه‌ڕه‌یه‌وه‌ نییه‌. له‌پاڵ ئه‌وه‌شدا ئاگام لێیه‌ هه‌ندێک له‌ دۆستان به‌بیانووی ناسینی باشتری نه‌یاره‌کانیان له‌ڕیگه‌ی بۆچوونه‌کانه‌وه‌ داوا ده‌که‌ن رێ له‌ چالاکیی ئه‌و که‌سانه‌ نه‌گیرێت. من به‌ هیچ شێوه‌یه‌ک له‌گه‌ڵ به‌رته‌سک کردنه‌وه‌ی را و بۆچوونی هیچ مرۆیه‌ک له‌ هیچ شوێن و له‌ هیچ ره‌گه‌ز و نه‌ته‌وه‌یه‌ک و له‌هیچ ده‌روازه‌یه‌که‌وه‌ نیم، به‌ڵام میتۆدی که‌مپین ئه‌وه‌ نییه‌ که‌ لێره‌ کاری پێده‌کرێت.
یه‌ک لاپه‌ڕه‌ی ته‌واو له‌م لینکه‌ هیچ شتێکی تری بێجگه‌ له‌و چه‌له‌حانێیانه‌ تێدا نییه‌، ئه‌مه‌ش خۆی له‌خۆیدا کاریگه‌ریی نیگه‌تیڤی له‌سه‌ر خوێنه‌ران و سه‌ردانکه‌رانی ئه‌م لاپه‌ڕه‌یه‌ هه‌یه‌ و ورده‌ ورده‌ له‌ ئامانج و رێچکه‌ی خۆی دووری ده‌خاته‌وه‌.
له‌به‌ر ئه‌وه‌ش تکایه‌ به‌بێ هیچ چه‌شنه‌ هه‌ڵوێست وه‌رگرتنێک له‌ به‌رانبه‌ریاندا سنوور بخه‌نه‌ سه‌ر کامێنت و پۆسته‌کانیان، دڵنیا بن چالاکیی پاشایی خوازێک و موجاهیدێک و پاسدارێک (که‌ هه‌رکامیان به‌ زمان و میتۆدی تایبه‌تی خۆیان ده‌دوێن و هیچکامیشیان له‌گه‌ڵ ئه‌ویدیدا ناحه‌وێنه‌وه‌) ناتوانێت هیچ یارمه‌تییه‌کک به‌م لاپه‌ڕه‌یه‌ و ئامانجه‌که‌ی بکات.
تکاتان لێده‌که‌م با ئامانجی دیکه‌ دروست نه‌بێت، با دیسانه‌وه‌ "سیستمی پێچه‌ هه‌رزه‌کان" نه‌یه‌ته‌وه‌ گۆڕ.
نا بۆ له‌سێداره‌دان، به‌ڵی بۆ ئازادیی حه‌بیب و حه‌بیبه‌کان.
----------------------------------------------------------------
به صليب صدا، مصلوبم اى دوست
تو گمان مَبرى مغلوبم اى دوست
شرف نفس من، اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم تا نميرم بى‌كفن

وقتى گفتن يه گناه بود، مثل ديدن يا شنيدن
معنى آواز هم اين بود، ته بن‌بست داد كشيدن!
وقتى حتا توى خلوت، فكر آزادى قفس بود
گفتنى‌ها رو مى‌گفتيم، اگه فرصت يه نفس بود!

به گناه صدا، با جرم گفتن
اگه روى صليب ويرون شدم من
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم تا نميرم بى كفن!

توى شباى سكوت، فرياد من بود
ته جنگل خواب، بیـدارى رود
از غروب هراس، تا صبح موعود
تيغ خشم خليل، بر قلب نمرود

در عذاب تشنگى گُم، حسرت من "بوى گندم"
بر دلم داغ "شقايق" از عذاب تلخ مردم
از كسى كه مثل بختك، تو شب‌هام انداخته سايه
يه سوال ساده كردم، نفرت من شد گلايه!

اردلان سرفراز - ۱۳۵۵

----------------------------------------------------------------------

یاد شهدای راه آزادی فرزاد شیرین علی فرهاد و مهدی به یاد شهدای راه آزادی: فرزاد كمانگر علي حيدريان فرهاد وكيلي شيرين علم هولي مهدي اسلاميان


این کلیپ را حتمن ببینید.. سند جنایات است
شكنجه گران را بشناسيم

۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

گزارش سالانه گزراشگران بدون مرز در باره نقض حقوق رزنامه نگاران در ایران اخوند زده

30دسامبر 2010 - ۹ دی
گزارش سالانه گزراشگران بدون مرز در باره نقض حقوق رزنامه نگاران در ایران اخوند زده

بیلان آزادی مطبوعات در جهان

2010

سال میلادی ٢٠١٠ از سال‌های گذشته با رشد چشم‌گیر اختطاف خبرنگاران متمایز می‌شود. در سال ٢٠٠٨ این تعداد ٢٩ مورد بود، در سال ٢٠٠٩ ، این رقم به ٣٣ مورد رسید و در سال ٢٠١٠ آمار روزنامه‌نگاران ربوده شده ٥١ مورد است. خبرنگاران کمتر از پیش بعنوان ناظران بیرونی انگاشته می‌شوند. بی‌طرفی و ماموریت حرفه‌ای آنها نیز مورد احترام قرار نمی‌گیرد.

٢٠١٠ در ارقام

روزنامه‌نگار کشته شده ٥٧

روزنامه‌نگار ربوده شده ٥١

روزنامه نگاردستگیر شده ٥٣٥

روزنامه‌نگار مورد تعرض و تهديد قرار گرفته ١٢٧٤

رسانه سانسور شده ٥٠٤

روزنامه نگار تبعیدی ١٢٧

وبلاگ نويس بازداشت شده ١٥٢

وبلاگ نويس مورد تعرض و تهديد قرار گرفته ٥٢

کشورهای سانسورگر اینترنت ٦٢

کاهش مرگ خبرنگاران در مناطق جنگی

در سال میلادی ٢٠١٠ در سراسر جهان ٥٧ خبرنگار به هنگام انجام وظیفه خود کشته شده‌اند. سال گذشته این آمار ٧٦ نفر بود که نشانگر کاهشی ٢٥ درصدی است. تعداد روزنامه‌نگاران کشته شده در مناطق جنگی در طی سال‌های گذشته کمتر شده است. نکته قابل ملاحضه این است که تشخیص هویت قاتلان در میان باند‌های مافیایی،نطامیان، گروه‌های مذهبی افراطی و دولت‌ها بیش از پیش دشوار شده است.

ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارش‌گران بدون مرز در این باره اعلام کرد « نسبت به سال گذشته تعداد کمتری خبرنگار در مناطق جنگی کشته شده‌اند، حرفه‌کاران رسانه‌ها بیش از هر کس قربانی تبه‌کاران و باندهای قاچاق‌بران مواد مخدر شده‌اند. باندهای مافیایی و شبه نظامیان نخستین عاملان قتل خبرنگاران در جهان هستند. داو آینده تلاش برای پاک کردن این پدیده است. مقامات حکومتی کشورهایی که در آنها خبرنگاران به قتل می‌رسند،در مبارزه با مصونیت از مجازات که عاملان این جنایات از آن سود می‌جویند، مسوولیت اصلی را بر عهده دارند. اگر دولت‌ها همه‌ی تلاش خود را برای مجازات قاتلان خبرنگاران بکار نگیرند، عملا به شریک جرم جنایتکاران تبدیل می‌شوند.»

خبرنگاران گروگان‌های باج‌گیری

سال میلادی ٢٠١٠ از سال‌های گذشته با رشد چشم‌گیر اختطاف خبرنگاران متمایز می‌شود. در سال ٢٠٠٨ این تعداد ٢٩ مورد بود، در سال ٢٠٠٩ ، این رقم به ٣٣ مورد رسید و در سال ٢٠١٠ آمار روزنامه‌نگاران ربوده شده ٥١ مورد است. خبرنگاران کمتر از پیش بعنوان ناظران بیرونی انگاشته می‌شوند. بی‌طرفی و ماموریت حرفه‌ای آنها نیز مورد احترام قرار نمی‌گیرد.

« ربودن خبرنگاران بیشتر از پیش رایج شده است و کشورهای بیشتری را در بر گرفته است. برای نخستین بار، در سال ٢٠١٠ هیچ کدام از ٥ قاره‌‌ی جهان از این بلا بی‌نصیب نماندند. خبرنگاران در عمل به وسیله‌ای برای باج‌گیری تبدیل شده‌اند. اختطاف‌گری به ربایندگان امکان تامین مالی فعالیت‌هایشان را می‌دهد، دولت‌ها را به سرخم کردن در برابر درخواست‌هایشان وادار می‌کند و اینگونه پیام‌‌شان را به افکار عمومی می‌رسانند. برای گروه‌های درگیر تضمین کننده‌ی شکلی از تبلیغات برای خود است.

در این باره نیز دولت‌ها برای شناسایی و به عدالت سپردن گروگان‌گیران باید تلاش بیشتری انجام دهند. بدون این تلاش گزارش‌گران محلی و خارجی امکان حضور در برخی مناطق را نخواهند داشت و مردمان آنجا با سرنوشت تلخ خود تنها خواهند ماند.»

در سال ٢٠١٠ به ویژه در افغانستان و نیجریه خبرنگاران با این خطر رودرو بوده‌اند. در افغانستان اختطاف استفان تاپونیه و هروه دکی‌ئر و سه همکار افغانشان از ٢٩ دسامبر ٢٠٠٩ تا امروز یکی از طولانی‌ترین گروگانگیری‌های تاریخ روزنامه‌نگاری فرانسه از آغاز دهه نود

هیچ نقطه‌ای از جهان نیست که در آن روزنامه نگاری کشته نشده باشد

در سال میلادی ٢٠١٠ در ٢٥ کشور جهان خبرنگار کشته شده‌ است. از زمان انتشار بیلان سالانه‌ی گزارش‌گران بدون مرز تا امروز این نخستین بار است که در این تعداد کشور خبرنگار به قتل رسیده است. نزدیک به ٣٠ درصد خبرنگاران کشته شده در قاره آفریقا به قتل رسیده‌اند. ( در آنگولا، کامرون،نیجریه، اوگاندا، جمهوری دمکراتیک کنگو، سومالی که هفت کشور از ٢٥ کشور تشکیل دهنده قاره آفریقا هستند) اما آسیا با ٢٠ مورد قتل و پاکستان در صدر آن با ١١ روزنامه نگار کشته شده پر مرگ‌ترین قاره جهان است.

از زمان انتشار بیلان سالانه‌ی گزارش‌گران بدون مرز تا امروز و در میان ٦٧ کشوری که در آنها خبرنگاران به قتل رسیده‌اند، در تعداد اندکی از آنها چون افغانستان، کلمبیا، عراق، مکزیک، پاکستان، فلیپین، روسیه و سومالی هیچ تغییری چشم‌گیری به وجود نیامده است. در این کشورها می‌توان گفت فرهنگ خشونت علیه مطبوعات نهادینه شده است. سه کشور پرخشونت در طی ده سال گذشته افغانستان، عراق و مکزیک هستند. در پاکستان هرسال‌ چون سال پیش تکرار می‌شود، خبرنگاران که یا از سوی گروه‌های اسلامی مورد هدف قرار می‌گیرند و یا قربانی عملیات انتخاری می‌شوند، سنگین‌ترین هزینه را در سال گذشته پرداخت کرده‌اند.

در عراق خشونت علیه روزنامه‌نگاران از سر گرفته شده است. در کل ٧ روزنامه‌نگار درسال ٢٠١٠ کشته شده‌اند، اکثر آنها پس از عقب نشینی ارتش امریکا به قتل رسیده‌اند. در ٢٠٠٩ این آمار ٤ نفر بوده است. خبرنگاران در این کشور قربانی جریان‌های مختلفی از جمله قدرت‌های محلی،گروه‌های فاسد، جنبش‌های مذهبی هستند که مستقل بودنشان را نمی‌پذیرند.

در مکزیک خشونت مفرط باندهای قاچاقبری علیه همه‌ی مردم و به ویژه بر ضد روزنامه‌نگاران شاخص عمل می‌کند. این امر گزارشدهی از وقایع را تخریب کرده است. گزارش‌گران برای اجتناب از خطر، محبور به انجام کاری حداقلی هستند.

هندوارس، در امریکای مرکزی، دارای سه روزنامه‌نگار کشته شده است - در میان نه خبرنگار به قتل رسیده، در سال ٢٠١٠ - در ارتباط با حرفه روزنامه‌نگاری است. در پی کودتای ٢٨ ژوئن ٢٠٠٩ خشونت سیاسی نیز به خشونت "سنتی" جرایم سازمان‌یافته، پدیده رایج در این منطقه، اضافه شده است.

در سال گذشته، تایلند نیز که مطبوعات علیرغم مشکلات روی داده از استقلال نسبی بهرمند هستند، از آسیب در امان نماند. در ماه آوریل و می دو روزنامه‌نگار خارجی، فابیو پولانگی ایتالیایی و هیروکی مورموتو ژاپنی به هنگام درگیری میان پیراهن قرمزها هواداران، تاکسین شین واتارا، نخست وزیر سابق و پلیس در بانکوک و به احتمال زیاد با شلیک ماموران پلیس کشته شدند.

کشته شدن خبرنگاران در اروپا

در سال گذشته دو روزنامه‌نگار اروپایی در یونان و لیتونی به قتل رسیدند، که تا امروز چگونگی و چرای قتل آنها مشخص نشده است. در یونان که عدم ثبات سیاسی و اجتماعی بی‌تاثیر بر کارکرد رسانه‌ها نیست، سوکراتیس گویولیاس خبرنگار و مدیر رادیو تما ٩٨،٩ در تاریخ ١٩ ژوئیه با شلیک گلوله در برابر منزلش به قتل رسید. پلیس تا این لحظه یک گروه چپ‌گرای افراطی به نام "فرقه انقلابیون" را مسوول قتل اعلام کرده است. در لیتونی کشوری که تا کنون از محیطی آرام برای مطبوعات بهرمند بوده است گریگوریجیس نمکوف مدیر و سردبیر روزنامه میلیون و مالک یک شبکه تلویزیونی در تاریخ ١٦ آوریل ٢٠١٠ باشلیک دو گلوله در سرش به هنگام بازگشت از یک جلسه کاری کشته شد.

اینترنت پناه نیست

گزارش‌گران بدون مرز به تحقیق در باره قتل وب‌نگار مصری خالد محمد سعید ادامه می دهد. وی پس از بازداشتش در یک کافی نت از سوی دو پلیس با لباسی شخصی در خیابان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسید. بنا بر اطلاعاتی که منتشر شده است وی در انتشار ویدئویی از دخالت ماموران پلیس در پخش مواد مخدر دست داشته است. پزشکی قانونی علت مرگ وی را زیاده روی در استفاده از موارد مخدر اعلام کرده است. اما عکس‌های منتشر شده از پیکر او این امر را رد می کنند و تائید کننده قتل به وسیله ضرب و شتم هستند.

آمار وب‌نگاران دستگیر شده نسبت به سال گذشته به شکل نسبی ثابت مانده است. این امر نشانگر عادی شدن سرکوب وب‌نگاران و سانسور اینترنت است. مسدودسازی سایت‌ها دیگر امری تابو نیست، سانسور اشکال دیگری را نیز به خود گرفته است : تبلیغ سیاسی یک طرفه و تهاجمی و استفاده بیشتر از حملات سایبری برای به سکوت وادار کردن کاربران معترض. نکته مهم دیگر این است که سانسور فقط از سوی دولت‌های سرکوبگر اعمال نمی‌شود و می‌تواند از سوی دمکراسی‌ها با وضع قوانین محدود کننده نیز بکار گرفته شود.

تبعید : اخرین شانس

در برابر خشونت و سرکوب، بسیاری از حرفه‌کاران رسانه‌ها مجبور به ترک کشور خود شده‌اند. در سال گذشته ١٢٧ روزنامه‌نگار از ٢٣ کشور جهان مجبور به ترک کشور خود شده‌اند. برای دومین سال متوالی ایران با ٣٠ روزنامه‌نگار تبعیدی بیشترین تعداد فرار روزنامه‌نگاران را به خود اختصاص داده است. آفریقای مرکز نیز از خبرنگاران خالی می‌شود. نزدیک به ١٥ روزنامه‌نگار اتیوپیایی و سومالیایی در سال گذشته کشور خود را ترک کرده‌اند. تبعید اجباری ١٨ روزنامه‌نگار زندانی کوبایی به اسپانیا از جمله وقایع مهم سال ٢٠١٠ بود. این روزنامه‌نگاران از سال ٢٠٠٣ در زندان بسر می‌بردند.

توضیح : گزارشگران بدون مرز برای ارائه این بیلان همچون سالهای گذشته مواردی را برشمرده است که رابطه میان حرفه‌ی قربانی با حادثه برای سازمان یا کاملا و یا با احتمال نزدیک به یقین مشخص شده است. این آمار مبتنی بر مواردی است که گزارش‌گران بدون مرز از آنها مطلع شده و مواردی را که قربانیان برای حفظ امنیت خود خواهان افشای آن از سوی خود و یا ما نبوده اند خوداری کرده است.



///////////////////////////////////////

جمهوری جنايت!جمهوری"گوادلوپ"!جمهوری کشتار کمونيستها ! جمهوری بخاک و خون کشيدن آزاديخواهان ! جمهوری جهالت اسلامی قرون وسطائی! جمهوری موهومات مذهبی! جمهوری بمباران کردستان انقلابی! جمهوری کشتار خلق ترکمن! جمهوری بخون غلطاندن بلوچستان و خوزستان! جمهوری اوين! جمهوری کشتار ٦٠ ! جمهوری "يا روسری يا تو سری" ! جمهوری قتل عام ٦٧ ! جمهوری پرتاب دانشجو از بالای ساختمان با شعار: "يا زهرا" ! جمهوری بريدن زبان کارگر! جمهوری زندان روزنامه نگاران !جمهوری حزب الله! جمهوری اوباش ! جمهوری ولايت الله! جمهوری کشتار و زندان ٨٨ ! جمهوری کهريزک ! جمهوری تجاوز! جمهوری سنگسار و قصاص! جمهوری جلادن با اسم مبارک "قاسم الجبارين" ! و با فتوای خامنه ای جلاد در تدارک کشتار ديگری است.

دوباره یک خلخالی دیگر گوبگور کشتارگاه در ایران قصابخانه جنون اسلامی


خلخالی گوربگور و دستگاه جنایت جنون اسلامی دوباره ماشین کشتار را به راه انداخته است
handeran.wordpress.com
من حاكم شرع بودم و پانصد و چند نفر از جانيان و سرسپردگان رژيم شاه را اعدام كردم … اكنون در مقابل اين اعدامهائی كه كردم نه پشيمانم و نه گله مند و نه دچار عذاب وجدانم. تازه معتقدم كه كم كشتم! خيلی ها سزاوار اعدام بودند كه به چنگم نيفتادند…” اين بخشی از آخرين اظهارات محمدصادق صادقی گيوی، يا آيت خرالله صادق خرزاده
------------------------------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------------------------------
همسر شهیدعلي صارمي زنداني سياسي اعدام شده : مستمر اطراف خانه ما هستند، پلاك خانه ما را كنده بودند كه افرادي كه به خانه ما ميخواهند بيايند،نشناسند و دنبال منزل بگردند.

خبرنگار كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان وبازداشتي ها با خانم مهين صارمي همسر زنداني سياسي اعدام شده علي صارمي مصاحبه اي داشته است كه در ذيل ميايد،خانم مهين صارمي نيز اززندانيان سياسي دهه 60 است و اخيرآً نيز هم پرونده علي صارمي بوده وبه جرم شركت در مراسم سالگرد

اعدام شدگان سال 67 در گورستان خاوران دستگير گرديده بود و سپس با وثيقه آزاد گرديد.او در شهريورماه 89 توسط قاضي صلواتي در يك دادگاه به ده سال زندان و تبعيد محكوم گرديده است.اين حكم را به وي بطور قانوني ابلاغ نميكردند و حتي به وكيل ايشان نيز شفاهاً در اين رابطه اطلاع داده بودند كه وكيل خانم صارمي نيز گفته است اين حكم را بطور رسمي و قانوني براي من ارسال كنيد اما تا روز اعدام زنداني سياسي علي صارمي اين حكم را براي آنان ارسال نكرده بودند.در روز اعدام علي صارمي،خانم مهين صارمي را كه ازشب قبل از اعدام به همراه خانواده و تعداد زيادي از دوستانشان در مقابل اوين تجمع كرده بودند و تا صبح مقابل اوين بودند،دستگير كرده به پليس امنيت در ميدان تجريش برده بودند،در آنجا بعد از تهديد و ارعاب براي به سكوت كشاندن وي نهايتاً برگه حكم قاضي صلواتي را نيز مقابل رويش گذاشته اند! و به ايشان گفته بودند كه قاضي صلواتي گفته است اگر اين ابلاغ حكم را امضاء نكرد،نگذاريد از آنجا خارج شود!!!
نهايتاً خانم صارمي بدليل اينكه در روزاعدام همسرش آقاي صارمي حتماً به منزل آنان ميهمان و ......... از شهرستان و .... براي اظهار همدردي و... ميايند و نميخواهد درب خانه شان در اين روز و ايام بسته باشد،حكم صلواتي را بدون حضور وكيل و.. امضاء ميكند و بيرون ميايد
متن مصاحبه با خانم مهين صارمي ( همسرزنداني سياسي اعدام شده علي صارمي )
- از اينكه به ما وقت داديد،متشكريم و آرزوي سلامتي و بردباري براي شما را داريم, اگر ممكن است براي ما توضيح دهيد كه هم اكنون وضعيت تحويلگيري جنازه علي به كجا رسيده است؟
- جنازه اش را به ما نداده اند خودشان برده اند خاك كردند.هيچكس پاسخ درستي نميدهد.
به ما زنگ زده بودند كه برويم جنازه را تحويل بگيريم ديروز از صبح رفته بودند كهريزك جلوي پزشك قانوني جنازه را تحويل بگيرند.گفتند داريم كارهايش را مي كنيم باشيد تا تحويل بدهيم .يكي از اطلاعاتي ها آمده بود آنجا گفته بود اين ممنوع الدفن است كه ديگر جنازه را تحويل ندادند.!
گفتند برويد اوين نامه بياوريد.از آنجا رفتند اوين براي گرفتن نامه، كلي جرو بحث شده بود.گفتند برويد دادگاه انقلاب نامه بگيريد.از آنجا به دادگاه انقلاب رفتند تا ساعت 5 عصر آنها را از اين اتاق به آن اتاق كشانده يك نامه داده بودند گفتند الان تعطيل شده است كسي كه بايد نامه را امضاء كند مرخصي رفته است شنبه مي آيد برويد شنبه بيائيد.بعد ازآن يكنفر به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود فردا ساعت 9 صبح بيائيد جلوي پزشك قانوني در كهريزك، جنازه را تحويل بگيريد.9صبح رفتند تاساعت 12 جلوي پاي آنها آنقدر سنگ اندازي كرده بودند بعد هم گفتند نمي شود، برويد بعدا اطلاع مي دهيم فهميديم كه دفنش كرده اند يكجايي حالا كجا خدا مي داند ؟ماداريم تحقيق مي كنيم فاميل همه در حال تحقيق هستند گفتيم برويم بروجرد ببينيم از همشهريان مي توانيم اطلاعي پيدا كنيم .
خودشان زده اند زير موضوع و ميگويند دفن نكرده ايم شنبه بيائيد دادگاه انقلاب نامه را تكميل كنيد بعد برويد بگيريد،خلاصه هر كس يك حرفي ميزند. البته نامه دست ما هست ، الكي مي گويند ,دروغ مي گويند مثل سگ دروغ مي گويند مي خواهند ما را سر بدوانند .ديروز پسر برادر شوهرم را برده اند هنوز معلوم نيست كجا برده اند .امروز هم دوباره آمده بودند جلوي درب مي گفتند اگرصدايتان بالا بيايد ,اگر عكس بزنيد جلوي درب مي آئيم جمعتان مي كنيم مي بريم اينجوري هي تهديد و يكسره تهديد مي كنند هنوز معلوم نيست اينها كجا دفن كرده اند يا چكار كرده اند .
بالاخره گفتند شنبه مراجعه كنيد دادگاه انقلاب نامه اتان را تكميل كنيد ما ببريم، بهشون بدهيم تا تحويل بدهند .
- علت اين اقدامات از نظر شما چيست آيا در اين مورد توضيحي هم داده اند ؟
- اينها ميخواهند ما را بترسانند كه نكند ما مراسمي بگيريم اينها اينكار را كردند كه ما مراسم نگيريم كسي را خبر دار نكنيم ماهم تا آنجا كه تونستيم مردم را خبر داركرديم .
اينها مارا از اين مي ترساندند كه مارايكروز نگه دارند كه اينطوري بترسيم و اينكارها را نكنيم .حرفشان اين بود كه قول بدهيد تجمع نكنيد سر و صدا يش را در نياوريد تا ما خودمان خبر بدهيم كه شما بيائيد جسدش را بگيريد.ولي شلوغ نكنيد!
مگر مي شود كسي عزيزش را كشته اند جسدش را نگه داشته اند، خانه اش دوستانش نيايد و بروند اينها از ما مي خواستند كه اينكارها را نكنيم ما گفتيم در خانه امان باز بوده تا الان، دوستانمان دارند از همه جا اهواز,بروجرد ,خرم آباد و دزفول آمده اند به خانه امان ,همين آلان در سه ساختمانمان ميهمان داريم .طبقه پائين خانه برادر شوهرم هم ميهمان است .

- روز اعدم آقاي صارمي شما را هم در همان روز با تعداد ديگري از اقوام ازجمله دخترتان پويا و ساير دوستان در مقابل اوين دستگير كردند،به چه جرمي شما را دستگير كردند و از شما چه خواسته شد؟
- خانم صارمي. از ما قول و تعهد ميخواستند كه ديگر اوين نرويم ,تجمعي نكنيم اگر تظاهراتي شد نرويم اينطوري از ما تعهد گرفتند و مارا آزاد كردند.
- شنيديم كه حكمي كه بارها شما خواسته بوديد كه براي وكيلتان بطور قانوني ارسال شود،ارسال نكرده بودند و در همانجا آنرا مقابل روي شما گداشتند،موضوع چي بود؟
- بله، حكم هم آنجا گفتند بايد امضاءكني ,آنروزحكم را به من ابلاغ كردند آنجا تو تجريش! از آنجا نامه را فكس كرده بودند گفتم مگه اينجا دادگاهه كه حكم راامضاء كنم گفتند آقاي صلواتي گفته اگر امضاء نكرد نبايد برود , من بدبخت هم از ترسم ميگم براي چي امضاء كردم ميماندم آنجا ولي گفتم مهمون داره ميايد ازشهرستان نكند درب را ببندند بيشتر ترسم از آن بود بيام در ب خانه را بازكنم ودوستام بيايند مهمانها بيايند نگويند دستگيرشده هيچ كس نيست ما برويم پيش كي؟ به خاطر اين گفتم عيبي ندارد و بيايم امضاءكنم بگذارند برم خانه پيش مهمانانم امضاء كردم .
- شنيديم كه صحنه هاي قبل از اعدام آقاي صارمي را تعريف كرده اند،شما هم خودتان در بيرون صداي يا حسينِ علي را قبل از اعدامش شنيده بوديد،ميتوانيد مقداري در اين رابطه توضيح دهيد؟
- بله با فرياد يا حسينِ علي، او را اعدام كردند يعني از يزيد هم يزيد تر هستند!
چه ميدانستيم كه علي آن صداي يا حسين را ميكشيد! ,صداي يا حسين بلند آمد نزديك اذان صبح گفتيم چه خبرشده؟ نميدانستم كه علي است! .
سرباز گفته كه موقعيكه طناب مي انداختيم گردنش چشمش را كه نگذاشته ببنديم چشمش را باز گذاشته , سر بازه به علي گفته مرا ببخش من مامورم ,علي گفته تو كارت را انجام بده، تو ماموريتت را انجام بده، من همه آدمها را بخشيدم تو كارت را انجام بده من ازهيچكس ناراحت نيستم .
حتي داشته نماز ميخوانده گفته بگذار برات مهر بياورم گفته مهر نمي خوام همينجا روي زمين خالي نمازم بهتر است مهر هم از آنها نگرفته است!
روز قبل از اعدام ,همان روز دوشنبه ما ملاقات داشتيم با علي ,كابيني كه به ما داده بودند گوشي اش خراب بود خيلي كم توانستيم صحبت كنيم، چون هي با سيمها بايد ور ميرفتيم زينب به او گفت با با يك بار ديگه ملاقات بگير به اينها بگو من ملاقات نكردم ,علي گفت من چيزي ازاينها نميخوام ,من شما را ديدم،ديگه!، من هيچي از اينها طلب نميكنم .
يكبار هم اخيراً ميثاق زنگ زد گفت كه به علي بگو بردنش انور ( بند 2 ) تقاضا كنه بيايد پيش ما، به علي گفتم علي ميثاق اينطوري گفته , گفت من از اين جنايتكارها هيچ چيز تقاضا نميكنم ،همه جا زندانه، هيچ فرقي نميكنه چه اينجا باشه، چه آنجا .
- بعد از اعدام ايا مزاحمت خاص ديگري برايتان ايجاد شده است؟
- بله مستمر اطراف خانه ما هستند، پلاك خانه ما را كنده بودند كه افرادي كه به خانه ما ميخواهند بيايند،نشناسند و دنبال منزل بگردند، ما ديشب دو باره پلاك خانه را پيچ ومهره داديم كه ببندند و بستيم
امروزآشنايي آمده تهرا ن ازياخچي آباد ميگه سه روز آمدم خونه تون را پيدا نكردم، عكس علي را ميزنيم ميكنند ,ما باز عكس مي زنيم ميكنند و اذيت و آزار،گفته بودند كه اگر صدايتان بالا بيايد،مياييم و همه را جمع ميكنيم و ميبريم!
- خانم صارمي شما آيا شما پيامي و يا نكته اي رو به مردم ايران داريد كه در اين فرصت بگوييد ؟
-پيامم براي مردم اينه :بيدار باشند ببينند چه كساني را دارند از دست ميدهند!
گفتم آقاي حسيني ( وكيل شهيد علي ) ترو خدا از خودت و ساير وكيلها ميخوام نگذاريد زن و بچه ها ي كسي بي سرپرست باشه!
از اينكه وقتتان را گرفتيم عذر ميخواهيم و بينهايت از شما متشكريم-


چرا باید زندانی سیاسی چرا؟ ۱۷ زندانی سیاسی کرد در آستانه‌ی اعدام

زندانی سیاسی برای چه زندانی سیاسی است ؟؟؟ امروز هرچه که از این ملت سخن بگویی‌ سیاسی است !! وقتی‌ از نابودی این نظام میگویی یعنی‌ آنچه را که همان زندانی سیاسی گفته و برایش جان باخته را میگویی !! آیا غیر از این است ؟؟ ۳۲ سال سانسور بس است !! ما دیگر اینجا را می‌خواهیم محلی برای گفتن و شنیدن حرفهامان باشد !!! هر کسی‌ که این سایت را راه انداخته است ! ضمن سپاس از ایشان اما خیلی‌ روک میگوئیم که این کار یعنی‌ سانسور را نمیتوانیم تحمل کنیم !!! مثلم که اگر کسی‌ حرف زشت و بی‌ ربط زد یا به روند حرکت مردم لطمه وارد آورد را باید اخراج کرد ! اما به نظر من کسی‌ که حتّی از این نظام هم دفاع می‌کند را باید بگذری تا سخنش را بگوید !! اینجا باید محل آزادی گفتمان باشد ! غیر از این جمهوری اسلامی هم همینکا را می‌کند و صدایی را که نمی‌‌پسندد خفه می‌کند !! پس فرق ما با این نظام جمهوری اسلامی در کجاست ؟؟
//////////////////////////////////
موج جدید اعدامها از دو هفته پیش با اعدام 11 تن در بلوچستان آغاز شد و با اجرای حکم اعدام دوتن از زندانیان سیاسی علی صارمی و علی اکبر سیادت در سحرگاه سه شنبه ادامه پیداکرده است. و این درحالیست که افکار عمومی هنوز نگران اجرای حکم حبیب لطفی دانشجوی زندانی در سنندج و دیگر زندانیان در نقاط دیگر ایران میباشد. طبق آخرین خبر ها ی رسیده افراد زیادی از فعالین سیاسی و اجتمایی در لیست طولانی اعدامهای رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. از آنجمله میتوان فعالین سیاسی، جعفر عبادی، زانیای مرادی و لقمان مرادی را که اخیرا حکم محارب با خدا گرفته اند نام برد.
وظیفه ما برآنست که با اتحاد و همبستگی هرچه بیشتر با اشکال گوناگون با اقدامات اعتراضی مشترک خود برای سرنگونی این رژیم جنایتکار از هر فرصت و کوششی دریغ نکنیم.
در این راستا شورای همبستگی که ظرفیست برای همکاریهای مشترک، به همراه دیگر افراد و نیروهای آزاده،دموکرات و چپ و برابری طلب ، تظاهراتی را برای فردا جمعه 31 دسامبر از ساعت 1 تا 3 بعد از ظهر در مقابل سفارت رژیم اسلامی سازمان داده است.
بدینوسیله از همه شما عزیزان مقیم انگلستان دعوت میکند که در این حرکت اعتراضی شرکت کنید.
///////////////////////////////////////////
هم صدا و همگام بسوی آزاد نمودن زندانیان سیاسی *** صدای فریادمان را بگوش جهانیان برسانیم این آدمکشان فرزندانمان را دسته دسته میکشند دنیا را تکان بدهید بلرزانید صدایتان را بعرش برسانید ** درود به مبارزین آزادی در بند.
////////////////////////////////////////////////
مصطفی سلیمی(ایلویی) در سال ۱۳۸۲ بازداشت شد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق محاربه به اعدام محکوم شد. تقاضای فرجام سلیمی در دادگاه و سپس کمیسیون عفو و بخشودگی قوه قضائیه رد شد. وی مدتی را در زندان رجایی شهر کرج به صورت تبعید سپری کرد و هم اکنون با حکم قطعی اعدام در زندان مرکزی سقز به سر می برد. مصطفی سلیمی به صورت مستمر با مشکلات جسمی و بیماری روبه رو بوده اما تقاضای وی برای رسیدگی پزشکی بی نتیجه مانده است.
///////////////////////////////////
شیرکوه معارفی در نهم مهر ماه ۱۳۸۷ بازداشت شد. وی از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه با خدا به اعدام محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر و دیوان عالی کشور نیز تایید شده است. وکیل معارفی گفته است این حکم برخلاف تمامی موازین قانونی است چرا که این زندانی سیاسی تنها به اتهام هواداری از حزب کومله به اعدام محکوم شده است. این درحالی است که این حزب رسما اعلام کرده که مشی مسلحانه را ترک کرده است. از این رو اتهام محاربه در مورد وی مصداق ندارد.
نام این زندانی شیرکو میباشد و شیرکوه برازنده این جوانان است.
///////////////////////////////////
زنیب جلالیان در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد. وی به اتهام همکاری با احزاب کردی و محاربه به اعدام محکوم شده است. جلالیان هم اکنون در زندان مرکزی سنندج زندان است.
در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۸ گزارش شد که از وضعیت وی خبری در دست نیست. در تاریخ ۲۰ بهمن ماه از تداوم بی‌خبری از وی گزارش شد. وی یک ماه است که به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
در تاریخ ۲۲ اسفند ماه نگرانی از وضعیت نامشخص وی افزایش یافت. در تاریخ ۲۸ اسفند ماه گزارش شد که او در بند ۲۰۹ زندان اوین است
--"""
///////////////////////////////
رژیم در کردستان دست به دستگیریهای کورکورانه میزند و دست به ادعاهای هیچ پوچ میزند گویا آنها اعضای القاعده هستند برای فریب دادن افکار عمومی در شهر سردشت روز 30 دسامبر 7 نفر دستگیر نمودند و بلافاصله خبرگزاریهای دروغ وجهل اعلام نمود 7 نفر از اعضای القاعده را دستگیر کرده ایم در منطقه سردشت در روز گذشته پیش از این 8 نفر دیگر را نیز دستگیر نموده بودند دوستان رژیم برای اینکه بتواند با این نیرنگها و اخبار کذبگوییئش افکارعمومی و جامعه جهانی را فریب بدهند گو.یا آنها کرد هستند و اهل تسنن هستند و اعضای القاعده هستند تا از راه این دروغپردازیها دست به سرکوب بیشتر بزند و چنین اتهامات واهیی و اخوند ساخته را به دستگیر شدگان برچسپ بزند.
//////////////////////////
تیغ بکش که می رسم رقص کنان به درگهت نعره خون ما شنو تیغ تو و گلوی ما
بر سر دار و دشنه گر نعره کشیم از جگر نیست در این میان مگر بهر تو های و هوی ما
بیم و امید جنتم ره ننموده سوی تو داغ محبت تو زذ نقش وفا به روی ما

///////////////////////////////////
۱۷ زندانی سیاسی کرد در آستانه‌ی اعدام
با وجود این‌که طی روزهای گذشته حکم اعدام سه تن از زندانیان سیاسی کرد نقض شده است، هنوز هفده زندانی سیاسی دیگر در انتظار اعدام به سر می‌برند.
اسامی این ۱۷ فعال سیاسی عبارتند از: مصطفی سلیمی، حبیب‌الها لطیفی، زینب جلالیان، شیرکوه معارفی، رشید آخکندی، حسین خضری، انور رستمی، رستم ارکیا، سید جمال محمدی، سید سامی حسینی، حسن طالعی، عزیز محمد زاده، حبیب‌الله گلپری‌پور، عزیز محمدزاده، عبدالله سروریان، زانیار مرادی و لقمان مرادی.

گروهی از فعالین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با امضای نامه ی سرگشاده ای نسبت به اعدام های سیاسی در ایران اعتراض کرده و خواهان قطع فوری اعدام ها شده اند ...

ما امضاء کنندگان این فراخوان بر این باوریم که اعدام، مجازاتی غیر انسانی است. صدور هر حکم اعدام صدور یک فرمان برای ارتکاب قتل است.


۱ - ما خواهان توقف بلادرنگ اعدام های سیاسی هستیم. ادامه صدور این گونه احکام، بدون هیچ گونه مراعات ابتدایی ترین اصول دادرسی و در خفا، ظلمی بزرگ در حق عدالت، و نشانه ی بارزی از کینه ورزی کور با مردم معترض کشور، به خصوص دشمنی آشکار با مردم کردستان است. ما به بستگان قربانیان اعدام های فاجعه بار اخیر تسلیت می گوئیم.


۲- ما نسبت به پی آمدهای بسیار فاجعه بار اعدام های سیاسی هشدار می دهیم. ما این اعدام ها را اقدام علیه وحدت ملی و علیه حیثیت و شان تمام مردم ایران می دانیم. اعدام های سیاسی برای تولید ترس و وحشت عمومی است. اما ابعاد اعتراض وسیع و همگانی به اعدام های اخیر نشان می دهد ایران تغییر کرده است. ترفند حکومت برای تولید بی اعتمادی و بیگانگی میان مردم آشکارا بی حاصل است. ما از هیچ کوششی برای توقف بلادرنگ ماشین اعدام فرو گزار نخواهیم کرد. اعتراض به اعدام یک وظیفه ملی است.

۳- ما صدور حکم اعدام را ترویج و تشویق خشونت می شناسیم و درباره‍ی تاثیر بسیار مخرب آن بر شرایط سیاسی و انباشتن خشم و نفرت در جامعه هشدار می دهیم. اعدام سیاسی یعنی ویران گری زمینه های همزیستی گروه های اجتماعی.

۴- ما به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران کوچک ترین اعتمادی نداریم و آن را ابزاری در دست نهادهای نظامی و امنیتی می شناسیم. دستگاه قضایی امنیت را از تک تک شهروندان ایران سلب کرده است.

۵- ما خواهان دیدار فوری گزارش گران ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد از ایران هستیم. ما از جهانیان استمداد می طلبیم. ما خواهان همدردی دولت ها و نهادهای مدنی با همه قربانیان احکام ظالمانه‍ی دادگاه های دستگاه قضائی ایران، به ویژه با بازماندگان اعدام های اخیر، هستیم. ما از همه مجامع حقوق بشری، صلح دوست و عدالت خواه جهان تقاضا می کنیم در این روزهای دشوار و پر سوگ مردم ایران را تنها نگذارند.


۱-امجد حسین پناهی ۲- ساسان امجدی ۳- مهدی سامع ۴-حامد مائیلی ۵- شهلا بهار دوست 6- محمد برزنجه 7- مصطفی پران 8- دکتر علی اکبر امید مهر ۹ - اشرف السادات امید مهر ۱۰ - دکتر مهزاد امید مهر ۱۱- مهندس مهراز امید مهر ۱۲- نوا امید مهر نشریه آوای زان ۱۳- مسعود سرابچیان ۱۴- عطا ناسر سقزی ۱۵- خالد شهبازی ۱۶- دانیال نورانی ۱۷- فرانک حسین پناهی ۱۸- یوسف محمدی ۱۹- کمال عبدی ۲۰- امید رفیعی ۲۱- سعید طاهری ۲۲ - منصور راوند ۲۳- اسعد مرادی ۲۴- شاهپر جهانی ۲۵- لیلا ناسری ۲۶- حامد خیرآبادی ۲۷- افسانه عبدالهی ۲۸- امیر جهانی ۲۹- شیما مرادی ۳۰- طاهر صابری ۳۱- قادر امین پناه ۳۲- بهزاد ۳۳- نظام زکرایی ۳۴- یاسمین انصاری ۳۵- فریبا محمدی ۳۶- آینده آزاد ۳۷- حسن نایب هاشم ۳۸- کاوخ بنایی ۳۹- لیلا منصور ۴۰- اسماعیل کرمانشاهی ۴۱- سیامک فرامرزی ۴۲- آرامان یاسری ۴۳- بنفشه بلوری ۴۴- آهو منصوری ۴۵- جلال حیدری ۴۶- هادی نادری ۴۷- عرفان شعبانی ۴۸- سالار غلامی ۴۹- الناز فاطمی ۵۰ - بهار سمیمی ۵۱- نکو انصاری ۵۲- لقمان بیستونی ۵۳- ساناز یاوری ۵۴- ناهید مکری ۵۵- داود آذر فر ۵۶- نسیم روشنایی ۵۷- محمد بهشتی ۵۸- صنم کازرونی ۵۹- پرویز هراتی نژاد ۶۰- مهین شکرالله پور ۶۱- کیومرث رستمی ۶۲- شیرین فامیلی ۶۳- روژین محمدی ۶۴- عارف نادری ۶۵- نسرین دهقانی ۶۶- وریا مرادی ۶۷- صادق خاک پور ۶۸- داورد قمری ۶۹- مامند روحانی ۷۰- کریم زرینی ۷۱- مژگان ثروتی ۷۲- رضا ناصحی ۷۳- زهره محسنی پور ۷۴- انور سدلتانی ۷۵- فرشته رییس دانایی ۷۶- علی رزاقی ۷۷- محمود شاکری ۷۸- زهره محسنی پور ۷۹- میترا درویشان ۸۰- هوشنگ حامدی ۸۱- ربابه جوزقی ۸۲- علی اکبر تسچانگای ۸۳- شافعه وتری ۸۴- رضا سیاووشی ۸۵- فریبا داودی ۸۶- امیر حسین گنج بخش ۸۷- مهران براتی ۸۸- حسین علوی ۸۹- ااکبر عطری ۹۰- حسن شریعت مداری ۹۱- معصومه ضیاع ۹۲- ثریا فلاع ۹۳- آزاد مرادیان ۹۴- نرگس کرمانشاهی ۹۵- کلاره مرادیان ۹۶- جمال نجاری ۹۷- چنور قادری ۹۸- لیلا مهیاری ۹۹- یاور بابایی ۱۰۰- فواد شهبازی ۱۰۱-علی میر فطروس ۱۰۲- جمعی از دانشجویان پیام نور استان کردستان ۱۰۳- جواد ریاحی۱۰۴- رویا ایرانی ۱۰۵- میلا مسافر ۱۰۶- سهیلا لیندهورست ۱۰۷- هوشنگ دیناروند ۱۰۸- رویا دیناروند ۱۰۹- شهلا مسافر ۱۱۰- داوود موزرمی ۱۱۱- جهان برجیان ۱۱۲- کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران - برلین ۱۱۳- فواد محمدی ۱۱۴- آرش کمان ۱۱۵- رضا کریمی ۱۱۶- علی اوهادی ۱۱۷- انجمون بیان - بلژیک ۱۱۸- کاوه آهنگری ۱۱۹- سارا محمدی ۱۲۰- روزبه گرجی ۱۲۱- اصغر برزو ۱۲۲- رحمان جوانمردی ۱۲۳- فرزانه محمد پور ۱۲۴- ایرج جوادی ۱۲۵- پری کریمی نیا ۱۲۶- رفیق فواد یار احمدی ۱۲۷- رضا منوچهری ۱۲۸- ملائیکه علم هولو ۱۲۹- حامد انصاری ۱۳۰- سیامک مهر ۱۳۱- خالد امینی ۱۳۲- دکتر آوات علیار ۱۳۳- دکتر رویا طلوعی ۱۳۴- سوفیا صدیق پور ۱۳۵- نوشین شاروخی ۱۳۶- نگین شیخ السلامی وطنی ۱۳۷- آریز اندریاری ۱۳۸- حسن عربزاده حجازی ۱۳۹- باسط کردستانی . فرزاد محمدی . آرمان محمدی . آرام ملک شاه . وریا محمدی . امیر احمدی . سامان کشکولی . خلیل دشتی . طوبی کمانگر . کژال بلوری .

http://kampain89.blogfa.com/post-77.aspx

اعدام حدود چهارصدنفر در ایران

اعدام حدود چهارصدنفر در ایران

موج اعدام­ها در ایران بیداد میکند. روز سه شنبه یک متهم به جاسوسی به دار آویخته شد و روز شنبه گذشته ۶ تن اعدام شدند. یکی از گروه­های اقلیتی که بیش از همه گرفتار این موج اعدام­ها شد کردهای ایران بودند.
از میان ۶ فردی که روز شنبه گذشته اعدام شدند یک تن متهم به تجاوز جنسی و ۵ تن بقیه متهم به جرایم در ارتباط با مواد مخدر بودند. سازمان عفو بین­الملل میگوید که نمیداند این افراد از دادرسی درستی برخوردار بوده­اند یا نه. این سازمان میگوید حتی نمیداند متهمین از وکیل مدافع برخوردار بوده­اند یا نه. ایران بعد از چین بزرگترین تعداد افراد اعدام شده در جهان را داراست. در سال ۲۰۱۰ در این کشور ۳۸۸ تن به جرایم گوناگون اعدام شدند.
در ایران تعداد نامعلومی زندانی سیاسی نیز به اعدام محکوم شده­اند که تعداد زیادی از آنان را کرد ها تشکیل می­دهند.
درمیان این محکومین به اعدام حبیب اﷲ لطیفی، دانشجو، دیده میشود که قرار بود در یکشنبه گذشته اعدام شود اما اجرای حکم به تعویق افتاد. از میان کرد­هایی که به مرگ محکوم شده­اند جرم ۱۸ تن سیاسی است. به گفته الیزابت لوگرن Elisabeth Lövgren از سازمان عفو بین الملل حکم "محاربه با خدا" برای محکوم کردن زندانیان کرد بسیار رایج است. وی میگوید:
محاربه با خدا جرمی است که برای دگراندیشان رایج است و کردها اغلب به آن محکوم میشوند. مفهوم این جرم بسیار ناروشن است اما بیشتر کسانی که تهدید برای امنیت کشور محسوب میشوند و یا مخالف وضع موجود در ایران­اند به آن محکوم میشوند.
///////////////////////////
در شرق کردستان منطقه سردشت 7 نفر دستگیر شده اند که رژیم ادعا نموده است گویا از اعضایی القاعده هستند و وزلرت اطلاعات کامپیوتر و وسایل شخصی این 7 نفر ظبط نموده است اما هیچ منابعی این خبر تائید نه نموده است گویا افراد نامبرده از اعضایی القاعده باشند و منابع رژیم ایران هم به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و اما افراد محلی بازداشت 7 نفر را تائید نموده اند و در جای دیگر 8 نفر دیگر دستگیر نموده اند.

------------------------------------------------------------------------------

جزئیات بیشتری درباره برنامه ریزی برای عملیات تروریستی در دانمارک

دادگاهی در دانمارک پیش از ظهر امروز سه تن را به اتهام برنامه­ریزی برای عملیات تروریستی زندانی کرد. این افراد بمدت ۴ هفته در زندان خواهند بود تا دادستان به تحقیقات خود در مورد آنان ادامه دهد. اینان ۲ هفته از این مدت را در زندان انفرادی بسر خواهند برد. این ۳ تن عبارتند از یک فرد ۴۴ ساله تبعه تونس و مقیم سوئد، و دو مرد ۳۰ و ۲۹ ساله که هردو تبعه سوئد­اند. دادگاه مقدماتی این سه تن پشت درهای بسته برگزار شد و از جریان آن گزارشی منتشر نگردید اما گفته میشود که هر سه تن اتهامات خود را رد کرده­ و انکار میکنند.
قرار است فرد چهارم که یک جوان ۲۶ ساله و پناهجوی عراقی است و روز گذشته با این سه تن دستگیر شد، امروز آزاد شود اما سوء ظن نسبت به او همچنان پابرجاست.
اکنون تحقیقات در مورد جزئیات برنامه ریزی این عملیات، توسط پلیس امنیتی دانمارک با همکاری پلیس امنیتی سوئد ادامه خواهد یافت وهنوز روشن نیست که آیا افراد دیگری نیز در پیوند با این عملیات دستگیر خواهند شد یا نه.
فرد ۳٧ ساله­ای که ظهر دیرور در استکهلم بازداشت شد بعد از ظهر امروز برابر دادگاه مقدماتی حاضر خواهد شد. اتهام او توسط دادستان شرکت در برنامه­ریزی برای عملیات تروریستی اعلام شده است. دادستان میگوید که برنامه ریزی و آمادگی برای عملیات تروریستی ظرف دو ماه گذشته و از جمله در ناحیه "یَرفِلا" در شمال استکهلم صورت گرفته است. پلیس امنیتی سوئد در مورد اینکه چه مدارکی علیه فرد ۳٧ ساله وجود دارد سخنی نمیگوید اما روشن است که او مدتی طولانی زیر نظر بوده است. فرد ۳٧ ساله برای پلیس امنیتی فرد شناخته­شده­ای است. او پیش از این در پاکستان و این دلیل که بصورت غیر قانونی وارد خاک آن کشور شد دستگیر شده بود.
فرد ۲۹ ساله­ای که روز گذشته در دانمارک دستگیر شد نیز برای پلیس چهره شناخته­شده­ای است. او در سال ۲۰۰۹ و در پاکستان به اتهام معاشرت با تروریست­ها به زندان افتاد اما بعدا از زندان آزاد شد بدون اینکه رسما اتهامی به وی زده شود. در سال ۲۰۰٧ نیز این فرد چندین ماه در اتیوپی زندانی بود. وی در آن زمان بجرم عبور از مرز سومالی و شرکت در عملیات یک گروه بنیادگرای اسلامی به زندان افتاده بود؛ امری که او آن را انکار میکرد.
//////////////////////////////////////////////////////////

سخاوتمندی سوئدی­ها

کمک نقدی سوئد به کشورهای فقیر
سوئدی­ها بیش از پیش برای امور خیریه اعانه می­پردازند. این افزایش پرداخت کمک­های مردمی از میانه دهه ۱۹۹۰ به این سو ادامه داشته است.
به گفته شورای سازمان­های خیریه انتظار میرود که تا پایان سال ۲۰۱۰ حدود ۵ میلیارد کرون از مردم کمک نقدی جمع­آوری شود. بعبارت دیگر ۳۰۰ کرون برای هر خانوار در سال.
////////////////////////////////////////////

تبادل اطلاعات مربوط به "دی ان ا

 Foto: Yvonne Åsell/Scanpix
از این پس مقایسه آزمایش "دی ان ا" میان کشورهای اروپایی آسان­تر خواهد شد. قرار است تمام آزمایش­های جمع­آوری شده در "بانک­های دی ان ا" در کشورهای مختلف اروپا در دسترس تمامی کشورهای اروپایی قرار بگیرد بدون اینکه هویت آزمایش­شدگان افشا گردد. همچنین شیوه آزمایش "دی ان ا" نیز در اروپا یکنواخت شده و از این پس در تمام کشورها برای آزمایش "دی ان ا"، ۱۲ نمونه گرفته خواهد شد. بانک "دی ان ا" سوئد از پائیز امسال در دسترس تمام کشورهای اروپایی خواهد بود.
/////////////////////////////////

تغییر در قوانین از اول ژانویه ۲۰۱۱

قوانین جدید از اول سال جدید
تغییر روز انتخابات، تغییر در قوانین مربوط به بیمه­های والدین و لغو قانون سانسور فیلم­های سینمایی چند نمونه از تغییراتی هستند که از اول ژانویه سال ۲۰۱۱ قوت قانونی میگیرند.
از اول ژانویه عضویت سوئد در اتحادیه اروپایی در قانون اساسی این کشور خواهد آمد.
تغییر مهم دیگر انتقال تاریخ انتخابات پارلمانی از سومین یکشنبه ماه سپتامبر به دومین یکشنبه ماه سپتامبر است. دلیل این تغییر دادن فرصت کافی به دولت­های آینده برای کار به روی بودجه پائیزی در سال انتخاباتی است. به این مفهوم که اگر بدنبال انتخابات، دولت حاکم عوض شد، دولت تازه بتواند بودجه را مطابق با برنامه­های انتخاباتی خود تنظیم کند و مجبور به استفاده از بودجه پیشنهادی دولت قبلی نباشد.
از دیگر تغییرات قانونی میتوان از تسیهلات تازه برای انتخاب فرد بجای حزب در انتخابات، نام برد و اینکه مقررات مربوط به همه پرسی در کمونها از سال ۲۰۱۱ ساده­تر میشود.
افزایش تخفیف­های مالیاتی برای اجاره دادن مسکن، سخت تر شدن وام­گیری از طریق پیامک یا "اس ام اس"، قانون تازه ای در باره الکل که به رستوران­های بیشتری اجازه سرو مشروبات الکلی می­دهد، تغییر مقررات مربوط به شکایت از سیستم درمانی، اجازه داشتن والدینی که فرزند زیر ۱۸ سال خود را از دست می­دهند برای ماندن در خانه بمدت ۱۰ روز و تغییر در مقررات مربوط به رسیدگی به خلافکاری­های افراد نیروی پلیس، برخی از دیگر قوانین و مقررات تازه­ای­اند که از اول ژانویه سال ۲۰۱۱ به اجرا گذاشته میشوند.

می خواهند پسر را به جای پدر بکشند

می خواهند پسر را به جای پدر بکشند

همزمان با اعدام دو زندانی سیاسی در زندان اوین، روزنامه دولتی ایران خبر از صدور حکم اعدام در ملاءعام برای دو زندانی کرد داد. زانیار و لقمان مرادی دو متهمی هستند که به اتهام دست داشتن در ترور فرزند امام جمعه مریوان و دو نفر دیگر در سال گذشته به اعدام محکوم شده اند.پدر زانیار مرادی، یکی از این محکومین به اعدام که خود نیز یکی از متهمان پرونده است، در مصاحبه با روز اعلام می کند که خبر صدور حکم برای فرزندش را از طریق رسانه ها شنیده است. آقای مرادی همچنین از بی اطلاعی وکیل پرونده از صدور حکم برای موکلانش خبر می دهد.

در همین حال هنوز از آزادی یا ادامه بازداشت باقیمانده اعضای خانواده حبیب الله لطیفی، دیگر زندانی محکوم به اعدام که طی روزهای گذشته بازداشت شدند. اطلاعی در دست نیست. آنسوتر اما با بازداشت دبیر ادواری اتحادیه دانشجویان کرد، موج گسترده بازداشت های شهر سنندج، وارد مرحله تازه ای شد.

روزنامه دولتی ایران، روز سه‌شنبه 7 دیماه، اعلام کرد قاضی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران، دو شهروند کرد به نام‌های زانیا مرادی و لقمان مرادی را به اتهام "محاربه" و "مفسد فی‌الارض" به اعدام در ملا عام محکوم کرده است.

به گزارش روزنامه ایران، این دو شهروند که از آنها به عنوان اعضای حزب "کومله" نام برده شده، متهم به دست داشتن در ترورسعدی پسر امام جمعه مریوان همراه دو پسر جوان دیگر به نام هادی و عبداللـه در شامگاه 14 تیر 1388هستند.

زانیار و لقمان مرادی روز چهارشنبه یکم دیماه محاکمه شدند.

آنطور که این روزنامه نوشته، آنها در جلسه دادگاه با تشریح جزئیات ترورها اتهاماتشان را پذیرفته و گفته اند با "نقشه و حمایت افسر اطلاعاتی انگلیس" نقشه ترور را اجرا كرده‌اند.

در ادامه گزارش آمده است: "دیروز پس از صدور حكم دادگاه انقلاب، به وكیل متهمان اعلام شد برای دریافت حكم به دادگاه انقلاب مراجعه كند. همچنین حكم دادگاه به متهمان نیز ابلاغ خواهد شد. در صورتی كه آنها به رأی صادره اعتراض داشته باشند پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی كشور ارجاع خواهد شد."

اقبال مرادی، پدر زانیار که ساکن کردستان عراق است اما در مورد اطلاع از صدور این حکم برای پسرش به روز می گوید: "ما از طریق رسانه حکومتی از صدور این حکم اطلاع پیدا کردیم. در پی تماس های خانواده ما در داخل ایران با آقای حسن پایدار وکیل پرونده، متوجه شدیم که برخلاف اخبار منتشر شده این حکم تا این لحظه به وی ابلاغ نشده است."

او می افزاید: "آنطور که خانواده ما به نقل از وکیل پرونده گفته اند پسر من هیچ یک از اتهامات را نپذیرفته و بر همین اساس نیز روز شنبه هفته آینده وکیل مدافع پسرم به این حکم دادگاه بدوی اعتراض خواهد کرد."

روزنامه ایران هم به نقل از یک مقام آگاه قضایی نوشته است: "پرونده درباره اتهام اقبال مرادی – پدر متهم ردیف دوم - و یكی از سركردگان حزب كومله كه در ترور سه جوان مریوانی نقش مؤثری داشته و نیز افسر اطلاعاتی انگلیس كه به لندن پناهنده شده همچنان مفتوح می‌باشد."

از آقای مرادی که به عنوان یکی از متهمان این پرونده معرفی شده، می پرسیم: بین شما، کومله و نهادهای امنیتی دولت انگلیس چه ارتباطی وجود دارد؟ می گوید: "من سالهاست که به عنوان یک فعال سیاسی در منطقه کردستان عراق زندگی می کنم، به همین جهت طبیعی است که از نظر جمهوری اسلامی، در مواردی از این دست افرادی در شرایط من همواره در معرض اتهامهای بی اساس قرار بگیرند."

اقبال مرادی می گوید: "بعد از پخش اعترافات تلویزیونی پسرم، مسئولان نهادهای امنیتی بارها با اینجانب تماس گرفته و خواسته اند که با آنها همکاری کنم تا در برابر پسرم آزاد شود. حال این سئوال پیش می آید، اگر بنده به عنوان یکی از متهمان پرونده معرفی شده ام، چگونه است که آنها به یک متهم پیشنهاد همکاری امنیتی می دهند؟ آنها می خواهند بر سر پسرم که هیچگونه ارتباطی با فعالیت های من ندارد معامله کنند."

پدر زانیار مرادی می گوید: "تهدید ها و تمامی تماسهای نهادهای امنیتی را ضبط کرده ام. من در تمام این تماس ها به آنها گفته ام که فعالیتهای سیاسی من هیچ ارتباطی با پسرم ندارد."

پرس تی وی، شبکه برون مرزی جمهوری اسلامی روز پنجشنبه 13 آبان، به نقل از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، از بازداشت "چهار تروريست" مرتبط با دولت بريتانيا در شهر مريوان خبر دادند. براساس گزارش اين رسانه ها دستگیرشدگان طی دو سال گذشته، مرتکب پنج ترور شده اند. آنها همچنین خبر داده بودند که از مجيد بختياری، هژير ابراهيمی، لقمان مرادی و زنيار مرادی، اسلحه، اسناد و مدارکی به دست آمده که نشانگر رابطه آنها با اعضای کومله در کردستان است.

کومله اما طی بیانیه هایی هر گونه ارتباط این افراد را با این حزب تکذیب کرد؛ فعالان کرد هم در مصاحبه با روز طرح این اتهامات را مبهم و مشکوک توصیف کرده و گفته بودند این موضوع تلاشی دیگر در راستای امنیتی کردن فضای کردستان و قربانی کردن جوانان کرد است.

اقبال مرادی، آنزمان در ارتباط با چگونگی بازداشت فرزند و اتهامات وارده به فرزندش به روز گفته بود: "در تاریخ 20 اسفند 1387 در عمق خاک کردستان عراق مورد سوء قصد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفتم و به شدت مجروح شدم. هشت روز پس از این حادثه زانیار در مریوان دستگیر شد. نزدیک به بیست ماه است که زانیار در زندان است. از آن زمان به بعد ما هیچ اطلاعی از سرنوشت فرزندمان نداریم. از خانواده ما تنها زانیار داخل ایران مانده بود، بقیه ما سالهاست که به دلایل سیاسی از ایران خارج شده و در کردستان عراق ساکن هستیم. در طول مدت بازداشت به جز یک بار که پدربزرگ و مادربزرگش موفق به ملاقات وی شدند، هیچ اطلاع دیگری از وی نداشته ایم. این موضوع را هم از رسانه ها شنیدیم."

به گفته­ی آقای مرادی، زانیار در آن ملاقات گفته بود که آنها اتهامات غیر مستندی را علیه ما مطرح کرده اند؛ آنطور که او می گوید تصور پسرش این بوده که بازداشت وی برای تحت فشار قرار دادن پدرش بوده است.

در مورد اتهام عضویت در کومله می پرسیم. او داشتن هر گونه ارتباط پسرش با این حزب راتکذیب می کند: "پسرم در هیچ مقطعی و تحت هیچ شرایطی کمترین ارتباطی با کومله و هیچ جریان سیاسی دیگری نداشته است. او به هنگام دستگیری کمتر از شانزده سال سن داشته. هیچ یک از جریان های سیاسی فردی با این سن و سال رابرای فعالیت نمی پذیرد."

اقبال مرادی در پایان می گوید: "از تمام نهادهای مدافع حقوق بشر و وجدان عمومی می خواهم که به هر نحوی شده نگذارند پسرم به اتهام های واهی اعدام شود. من و مادرش به علت فعالیتهای سیاسی از ایران خارج شده ایم و هیچ کاری از دستمان بر نمی آید. تمام امید ما به تلاشهایی است که جامعه بشری و انساندوستان در رابطه با جلوگیری از این حکم انجام می دهند."

کاوه قریشی - روز آنلای

-------------------------------------------------

به یاد علی صارمی و برای زندانیان محکوم به اعدام



-----------------------------------------------------

حکم اعدام سه زندانی سیاسی نقض شد

کاوه قریشی/ روزآنلاین: بعد از گذشت چند روز از بازداشت گسترده فعالان مدنی و سیاسی شهر سنندج، منابع خبری از بازداشت دو فعال دیگر و انتقال بقیه بازداشت شدگان به قرنطینه زندان مرکزی این شهر و تبدیل قرار آنها خبر دادند.

تشدید فشار بر فعالان سنندجی در شرایطی صورت می گیرد که هنوز از سرنوشت تعدادی از اعضای خانواده حبیب الله لطیفی که طی روزهای گذشته بازداشت شده بودند اطلاعی در دست نیست. در همین حال خانواده یک زندانی محکوم به اعدام کرد در مصاحبه با روز از نقض حکم وی و هم پرونده اش خبر می دهند.

نقض حکم اعدام

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی حکم اعدام سه زندانی سیاسی کرد را نقض و جهت اعاده دادرسی به شعبه یک دادسرای ارومیه ارجاع داد.

بنا بر گزارش ها حکم سه زندانی سیاسی به نامهای ایرج محمدی، احمد پولاد خانی و محمد امین آگوشی در پی نقض از سوی دستگاه قضایی به شعبه یک دادسرای ارومیه ارجاع شده است؛این سه تن به اعدام محکوم شده اند.

سلیمان آگوشی، برادر محمد امین آگوشی با تائید این خبر به روز می گوید: "خانواده نامه نقض حکم اعدام و موافقت با اعاده دادرسی را دریافت کرده است. بر این اساس پرونده برادرم جهت اعاده دادرسی به شعبه یک دادسرای ارومیه ارسال شده و قرار است پیگیری های قضایی در رابطه با سرنوشت نهایی پرونده وی ادامه یابد."

آقای آگوشی دیروز با برادرش ملاقات کرده و او را در جریان نقض حکم قرار داده است. به گفته وی محمد امین آگوشی از شرایط روحی و جسمی مناسبی برخوردار بوده و از موافقت با اعاده دادرسی ابراز خوشحالی کرده است.

ایرج محمدی، اهل میاندوآب هم که هم اکنون در زندان ارومیه به سر می برد به همراه محمد امین آگوشی، اهل پیرانشهر و احمد پولادخانی، اهل پیرانشهر، پیشتر از سوی یک دادگاه نظامی به اعدام از طریق تیرباران محکوم شده بودند.

برخی منابع دیگر اتهامات این نفر را "جاسوسی" و "ارتباط با احزاب کرد" عنوان کرده اند.

سلیمان آگوشی نقض حکم هم پرونده ای های برادرش را هم تائید می کند: "برادرم به همراه ایرج محمدی و احمد پولاد خانی یک پرونده مشترک دارند و پرونده آنها نیز نقض و جهت اعاده دادرسی و صدور حکم جدید به شعبه اول دادسرای ارومیه ارسال شده است."

تائید نقض حکم اعدام این سه نفر در حالیست که دیروز روزنامه دولتی ایران اعلام کرد قاضی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران، دو شهروند کرد به نام‌های زانیا مرادی و لقمان مرادی را به اتهام "محاربه" و "مفسد فی‌الارض" به اعدام در ملا عام محکوم کرده است.

برخی گزارش ها دیروز از انتقال این دو نفر به بند 2 زندان رجایی شهر کرج حمایت داشت.

ادامه بازداشتها؛ انتقال به قرنطینه

انتشار اخبار مربوط به احکام اعدام فعالان کرد بعد از توقف اجرای حکم حبیب الله لطیفی، دانشجوی محکوم به اعدام کرد در روز یکشنبه 5 دیماه صورت می گیرد.

حبیب الله لطیفی دانشجوی کرد که از اول آبان سال ۸۶ در زندان سنندج به سر می‌برد، از سوی دادگاه به دخالت در چند بمبگذاری در کردستان و در نتیجه "محاربه" متهم و به اعدام محکوم شده است. قرار بود حکم وی بامداد روز یکشنبه 5 دیماه اجرا شود، اما آنطور که وکلای وی گفته اند این حکم به دنبال درخواست عفو خانواده به صورت موقت متوقف شده است.

به دنبال توقف این حکم تمامی اعضای خانواده لطیفی و دست کم 12 فعال سیاسی و مدنی در شهر سنندج دستگیر شدند.

در ادامه این بازداشت ها روز گذشته برخی از منابع خبری از بازداشت دو فعال فرهنگی و سیاسی اهل سقز در شهر سنندج خبر دادند.

پایگاه اطلاع رسانی سقز اعلام کرد رحیم لقمانی، شاعر و ناصح نقشبندی فعال سیاسی از سوی نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شدند. این منبع اشاره ای به علل بازداشت این دو فعال فرهنگی و سیاسی نکرده است.

کمپین سراسری نجات حبیب الله لطیفی که از آزادی تعدادی از اعضای خانواده لطیفی خبر داده بود، در تازه ترین اطلاعیه خود، انتقال فعالان بازداشت شده سنندج به قرنطینه زندان عمومی این شهر راتایید کرده است.

در اطلاعیه خبری شماره هشت این کمپین که اولین ساعات بامداد روز گذشته منتشر شد، آمده است: "اکثر فعالان مدنی که طی روزهای گذشته بازداشت شده‌اند پرونده‌ی آن‌ها تبدیل قرار یافته است و این عده به قرنطینه‌ی زندان عمومی سنندج منتقل شده‌اند. هنوز از قرار تعیین شده برای این افراد و سرنوشت بقیه، اطلاع درستی در دسترس نیست."

بنابر پی‌گیری‌های این کمپین، بیشتر اعضای خانواده‌ی آقای لطیفی آزاد شده‌اند، اما هم‌چنان امکان برقراری تماس با آن‌ها وجود ندارد و این عدم امکان تماس باعث تداوم بی‌خبری از آن‌ها شده ست.