Pages

Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

بر اساس یک گفتگوی است که بنده با حمید نیرژی داشته بودم و بر اساس اطلاعاتی که حمید نیرژی به من داده بود این مقاله نوشته بودم که خودش پیشمرگه حزب بوده این نوشته منتشر شده است بنده هیچ اطلاعاتی در این رابطه ندارم تنها با استناد به گفتهای حمید نیرژی این نوشتها در سال 2010 انتشار یافته است ..قتلعامتعدادی تن از اعضای جنبش اهل حق توسط حزب دموکرات کردستان ایران.



 بر اساس یک گفتگوی است که بنده  با حمید نیرژی داشته بودم و بر اساس اطلاعاتی که حمید نیرژی به من داده بود این مقاله نوشته بودم که خودش پیشمرگه حزب بوده این نوشته منتشر شده است  بنده هیچ اطلاعاتی در این رابطه ندارم تنها با استناد  به گفتهای حمید نیرژی این نوشتها در سال  2010 انتشار یافته است ..قتلعامتعدادی تن از اعضای جنبش اهل حق توسط حزب دموکرات کردستان ایران.
راستی میتوان قتلعام جنبش اهل حق توسط حزب دموکرات کردستان ایران رافراموش نمود در کوه بامو؟ هر کسی  این قتلعام را فراموش کند به ملتش و به خود و به انسانیت خیانت میکند. حمید نیرژی در مورخ 2010.07.05ایشان را در شهر کارلستاد سوئد دیدم خیلی از دست حزب دموکرات کردستان ایران گلایه داشتند و در این زمینه بنده هم انتقاداتی از نحوی عملکرد حزب نمودم که در آن خیلی از اعضای این حزب به سفارتخانه های رژیم میرفتند و سر میزدند و پاسپورت میگرفتند و اما چرا بنده تا بحال گفتگوی بنده با حمید نیرژی منتشر نکرده بودم و سنگینی این مقاله را به گردن خودم انداختم ایشان به من گفتند مردی تنها میباشند و اینجا عشایر زیادی هستند این احتمال وجود دارد حمید را مورد آزار و اذیت قرار بدهند و در این زمینه بنده نیز مقاله ای که سراپا متعلق به حمید نیرژی بود با اسم خودم منتشر نمودم دیدم این حمید آقا زیربه زیر میره پیش اعضای حزب و به بنده چیزهای بد میگویند صدا و ویدئو در دست میباشد که 10 قبل از انتشار این مقاله ایشان برای من تعریف نمودند که گویا  دکتر قاسملو دستور داده است که جنبش وقت اهل حق را خلع سلاح کنند.
حمید نیرژی گفت ایشان خودش در این حمله علیه جنبش اهل حق حضور داشته و شرکت نموده ست  و با چشم خودش دیده است که حزب به جنبش اهل حق حمله نموده است و تعدادی را اسیر و تعدادی را کشته است.
در اوئیل انقلاب 1357 برابر با 1979 ایران که مردم اهل حق هم خیلی از دو طرف مورد ظلم و ستم قرار گرفته بودند چه از طرف برادر کرد مسلمان و چه از طرف دولت مرکزی خواستند برای دفاع از خود یک جنبش سازماندهی کنند متاسفانه جنگطلبی حزب دموکرات کردستان ایران در کوه بامو از دو طرف بنابر توافق بین اطلاعات سپاه پادسداران و حزب دموکرات کردستان از دو طرف به جنبش اهل حق حمله شد و خیلی از اعضای این جنبش توسط حزب دموکرات کردستان ایران قتلعام شدند و خلع سلاح شدند و از طرفی دیگر چون فشار سپاه پاسداران بر روی این جنبش بود خیلی زود به خاموشی سپرده شد و چون هیچ میدیای نبود به آسانی 100 ها نفر از اعضای جنبش اهل حق توسط حزب دموکرات کردستان ایران قتلعام شدند.
در این قتلعام نزدیک به 340 نفر یا زخمی میشوند و یا به قتل میرسند توسط حزب دموکرات کردستان و بعدآ در یک گور دستجمعی در کنار کوه های بامو به خاک سپرده میشوند که تمامی انها از مردم اهل حق بوده اند و در ان هنگام اعضای حزب دموکرات کردستان وقتیکه اعضای جنبش را به قتل میرسانند دست به الله اکبر میزنند و خیال میکنند کافر کشته اند.
بله در یک بیانیه حزب دموکرات اعلام نمود که چندین گروه غییر قانونی در کردستان متلاشی نموده است و کومه له در آن زمان خود را مدافع کارگران و زحمتکشان میدانست در یک بیانیه اعلام نمود که جنبش اهل حق یک جنبش ارتجاعی و مذهبی دست درست سرمایه داری اعلام نمود خلاصه حزب دموکرات کردستان ایران توانست اعضای جنبش اهل حق را قتلعام کند و کومه له هم رفت مهر تائید گذاشت بر این قتلعام.
به نظر ما نباید تاریخ را فراموش نمود و باز نباید گذشته را فراموش کنیم این اعمال حزب دموکرات کردستان ایران با چاقو کشی در کمپ التاش باید مورد بررسی قرار داد که اصلاح شدنی نیست هر وقت دستش رفت دست به قتلعام میزند یعنی دموکراسی به شرط چاقو در درون این حزب هر کسی چاقوش خوب تیز بود کشنده بود او دموکرات واقعی میباشد در داخل حزب دموکرات کردستان ایران.
بله در سالهای 80 میلادی حزب دموکرات کردستان ایران با حمله به مقرهای پیکار رنجبران کردستان میخواست خود را قیم و رهبر تمامی ملت کرد بداند لاکن این خواب خیالی بیش نیست برای تفکر دیکتاتور اندیشان و در این باره در منطقه پاوه توسط یاران توده ای حزب دموکرات کردستان ایران بعدأ به صفوف اطلاعات پیوسته بودند همیشه با حزب دموکرات کردستان ایران در تماس بوده اند و این تماسها بین سران حزب دموکرات کردستان ایران و اطلاعات سپاه پاسداران انجام گرفته است.
در این نشستها از حزب درخواست میشده است که تا میوانند گروه های دیگر در کردستان مثل چپها و احزاب دیگر را سرکوب کنند حتی در این راه اسلحه و مهمات نیز از سپاه دریافت نموده بود حزب دموکرات کردستان ایران برای سرکوب جنبشهای دیگر خوب من بر این باور هستم که حزب دموکرات کردستان ایران به هیچ عنوان به دموکراسی باور ندارد اگر باور داشت خوب دست به برادرکشی نمیزد و هزاران انسان را قتلعام نمیکرد در جنگهای کومه له و دموکرات بیشتر از 2000 پیشمرگ آموزش دیده و کادرهای مهم که میتوانست علیه دشمن به کار برده بشوند توسط این دو حزب شهید شدند و کشته شدند این هم جنایتی دیگر و لکی ننگی بر پیشانی این احزاب برادرکش میباشد و در تاریخ ثبت میشود.
حال کمی درباره رفتن حزب دموکرات کردستان به داخل شورای ملی مقاومت ایران و توافق این حزب فقط بر منطقه سنندج و شهرهای مثل مهاباد حتی نام کامیران در آن نیامده است و بر این اساس دکتر عبدالرحمان قاسملو به داخل شورای ملی مقاومت رفته بود که به هیچ عنوان نام شهرهای جنوبی کردستان را بر زبان نیاورده بود نه اسمی از شهر کرمانشاه آورده بود و نه ایلام خرم
آباد و شهر قصر شیرین سرپلذهاب و حتی نام پاوه در آن نیامده است این اطلاعات در یک تماس با یکی از اعضای شورای ملی مقاومت ایران دریافت نموده ایم.
و حتی بعضی از اعضای شورا متوجه میشوند که دکتر قاسملو مستمرا با نمایندگان رژیم و طرفداران رژیم در تماس بوده است و ازش مشکوک میشوند و دستور اخراجش از شورا صادر میشود و اخراجش میکنند.
حالا هم که ادعای دفاع از مردم شهر کرمانشاه میکند لاکن هیچ کسی که بعنوان نماینده مردم کرمانشاه باشد و توسط مردم شناخته شده باشد در درون این حزب وجود ندارد یعنی آمده است با باند مهتدی دست به کارهای زده است تحت عنوان کمیته برای شهر کرمانشاه که توسط اعضای باند هجری و باند مهتدی درست شده است هیچ بروی در داخل شهرهای جنوبی مثل شهر کرمانشاه ندارد.
البته خیلی چیزها وجود دارد که باید روزی منتشر بشود و در اختیار عموم مردم قرار گیرد که بعضی از این احزاب با وزارت اطلاعات رژیم علیه پژاک و سازمانهای دیگر با ایران همکاری میکنند و در آینده همه چیز منتشر میشود.
نمونه بارز این همکاری خریدن خانه توسط اعضای حزب دموکرات کردستان و اعضای باند آقای مهتدی در ایران میباشد و سفر هواداران این دو حزب به داخل ایران و اوردن
سیگار و چیزهای دیگر و داد وستد نمودن با رژیم میباشد و نامه نگاری اعضای این احزاب علیه پژاک در اروپا که خاک پاشیدن به چشم خویش میباشد اگر کسی علیه برادر کردش نامه نگاری بکند در اروپا.
مرگ و نابودی برای هر چی مزدور و خودفروش میباشد درود بر روح و روان پاک شهدای راه کرد و کردستان.
تف بر هر چی جاش و مزدور میباشد تف بر هرچی خائن و برادرکش میباشد.
با تشکر ساموئیل کرماشانی 
5/7/2010
تمامی نوشته های بالا متعلق و بر اساس گفتگوی که با حمید نیرژی داشته ام نوشته ام
--------------------------------------------------------------

احضار 7 تن از فعالین كارگری اشنویه به دادگاه انقلاب
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

احضار 7 تن ازاعضای كمیته هماهنگی وفعالین كارگری شهر اشنویه به دادگاه انقلاب ارومیه

بنابر خبر رسیده ، شش نفر از اعضای كمیته هماهنگی به نامهای صمد احمدپور- رحمان تنها - رحمان ابراهیم زاده - فتاح سلیمانی - حسین پیروتی - عباس هاشم پور وهمچنین عیسی ابراهیم زاده از فعالین کارگری شهر اشنویه از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب ارومیه احضار شدند و به آنها اعلام شد تا در تاریخ 89/5/2 در این دادگاه حاضر شوند .

قابل ذكر است كه نامبردگان سال گذشته از تاریخ 88/12/8 به مدت 12 روز در بازداشت زندان سپاه پاسداران واقع در ارومیه بودند ، سپس هر كدام با وثیقه 10 میلیون تومانی از زندان ازاد شدند .

ما اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری احضارو بازداشت فعالین کارگری را محکوم کرده و خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در بند می باشیم .
---------------------------------------------

اعدام دو تن دیگر در زاهدان به اتهام محاربه

خبرگزاری هرانا - دو شهروند بلوچ به نام های "امان اله پوريان فرزند ملنگ" و "يونس رحماني فرزند رئيس" سحرگاه یکشنبه سیزدهم تیرماه، به اتهام "محاربه و افساد في الارض" اعدام شدند.
بر اساس گزارش دادگستری سیستان و بلوچستان، احکام اعدام این دو تن که توسط داگاه انقلاب صادر شده بود در محوطه زندان مرکزی زاهدان به اجرا در آمد.
گفته می شود این احکام توسط مراجع عالی قضایی نیز تایید شده بود.
دادگاه برخی اتهامات نظیر تیراندازی، آدم ربایی و راهبندان مسلحانه در ایرانشهر را به این افراد منتسب کرده است که هیچ گونه از این اتهامات توسط منابع رسمی تایید نشده اند.
-------------------------------------------

آيا جنايت پزشكي هم در كار است

واگذاري بيمارستانها به بخش خصوصي
بهايي كه مردم بايد از جان فرزندان خود بپردازند
بخش كودكان بيمارستان بعث سنندج و درمان قرون وسطايي
آيا جنايت پزشكي هم در كار است
اختصاصي سنه نيوز: در پي شكايات متعدد مردمي از وضعيت درماني بيمارستان بعثت سنندج بر آن شديم تا با بررسي اين موضوع صحت و سقم موضوع را دريابيم به همين خاطر با يكي از پرستاران اين بيمارستان به گفتگو نشستيم تا از وضعيت اين بيمارستان آگاهي پيدا كنيم.اين پرستار مي گويد: نمي خواهم از وضعيت پرسنل درمان و بهداشت دانشگاه علوم پزشكي كردستان بيشتر سخن بگويم.وضعيت رفاهي بسيار وحشتناك است و ما پرستاران مجبوريم براي حداقل معيشت علاوه بر ساعات كاري موظفي حداقل سه شيفت اضافي در هفته هم اضافه كاري انجام دهيم، امنيت شغلي به هيچ عنوان وجود ندارد و مجبور شده ايم از پرستاران همكار مرد بخواهيم با تشكيل گروههاي دو و سه نفره به صورت نامحسوس مراقبمان باشند ماجراي "دكتر محمدكهن" را كه به ياد داريد.سالها در اين دانشگاه به فساد اخلاقي شهره بود به هيچكس رحم نمي كرد چرا بي ناموسي ميكرد كه همه با شنيدن نام او وحشت زده مي شدند تنها پشتوانه اش حراست دانشگاه و عنوان وابستگي رسمي اش به رژيم بود آخر سر هم وقتي ماجراي تجاوز به عنف او به برخي همكاران پايين دستي و همكار موقت افشا شد پس از اخذ نزديك به هشتاد ميليون تومان وجه نقد بازخريد شد و اكنون در جايي ديگر و در بخش خصوصي و در شهري ديگر بي اخلاقي هايش را ادامه مي دهد دانشگاه علوم پزشكي جولانگاه اراذل وابسته به جمهوري اسلامي و وزارت اطلاعات و سپاه و جيره خواران موسوي نماينده ديكتاتور شده است. هر سال دهها مورد استخدام موردي از شهرهاي ديگر داريم سال هشتاد و هشت نزديك به 105نفر از وابستگان جمهوري اسلامي استخدام موردي شدند و تنها پس از6ماه به شهرهاي خود منتقل شدند اخيرا عده اي از پزشكان بسيجي را همموردي استخدام كرده اند و با يك قرارداد غيرقانوني كه سرتاپاي آن تبعيض و به دور از وجاهتهاي همين قانون بي قانون است به پزشكان خانواده حدود 4ميليون تومان و به سايرين در شهرها يك ميليون و سيصدهزار تومان پرداخت مي كنند در حاليكه پزشكان استخدام شده سازمان خدمات كشوري با همين وضعيت به ترتيب يك ميليون وپانصد هزار تومان و چهارصدهزار تومان دريافت مي كنند يكي از احكام اين وابستگان بسيجي را از يكي از همكاران ستادي دريافت كرده ام كه به زودي در ختيارتان خوام گذاشت مثلا براي يكي از آنها نوشته شده است در ازاي450ساعت كار در ماه، ميدانيد يعني چه يعني روزي 17.5ساعت كار.مگر مي شود؟ لابد8ساعت طبابت مي كنند و 9.5ساعت ديگر به امر جاسوسي و آدم فروشي و احيانا خودفروشي مي پردازند.
اين پرستار در ادامه مي گويد: اخيرا در قالب طرح خصوصي سازي اداره امور چند بخش بيمارستان ها را به بخش خصوصي سپرده اند مسوول بخشي كه برنده مزايده شده است(بله درست شنيديد مراقبت از جان انسانهاي بيمار را به مزايده گذاشته اند يعني هركس پول بيشتري بدهد برنده است) در بخش كودكان بيمارستان بعثت سهميه روزانه سرم و سرنگ در اختيار پرستاران قرار داده اند و پرستار هر تعداد بيمار داشته باشد بايد با اين مقدار سهميه سر كند بارها خانواده ها شكايت كرده اند كه سرنگ ها چندبار مصرف هستند اما گوش شنوايي وجود ندارد و مسوولان تاجر پيشه اين بخشهاي واگذار شده مردم را به دروغ متهم ميكنند.
وي ادامه ميدهد: وقتي تمام مسوولان دانشگاه از نوكران موسوي جنايتكار نماينده ولي فقيه خونريز هساتند ديگر همين است. رييس بيمارستان را كه همه ميشناسند يك پاسدار-اطلاعاتي سابقه دار است كه نان بسياري را خون كرده است بقيه روسا هم همچنين يا دزد و يا بي اخلاق و بي ناموس...
اين پرستار شريف ميگويد:چندسال پيش وقتي سيستم اتوماسيون را در بيمارستان پياده كردند همه خوشحال بوديم چون سيستم داروهايي را كه تداخل دارند شناسايي ميكرد تجويز داروهاي فراوان و تداخل دارويي كه ناشي از بيسوادي علمي از يكسو و طمع سيري ناپذير آقايان بود از طرف ديگر كار را به جايي رساند كه سيستم شناسايي تداخل دارويي را از كار انداختند
اين پرستار ميگويد: بسيار پيش آمده است كه پيكر يك بيمار متوفي را چندين روز و حتي يكماه در سردخانه نگاه داشته و به خاطر ناتواني خانوده ها در پرداخت هزينه هاي درمان به خانوده ها پس نداده اند. آخر چه كسي پاسخو است؟ صحبتهاي اين پرستار به دليل نبود وقت و شرايط ايمني ناتمام ميماند.پرستار در لحظه ي خداحافظي ميگويد: راستي! فراموش كردم حراست دانشگاه حتي در توالتها هم دوربين كار گذاشته است سال گذشته 200ميليون تومان براي خريد و نصب دوربين ها هزينه كردند با خنده مادامه ميدهد راست ميگويند تجهيزات اينجا فوق مدرن است اين دوربينها را حتي در ميدان جنگ هم به ندرت ميتوان پيدا كرد و...
به راستي تكليف اين پرسنل سفيدپوش كه حاضر نشده اند خود را به رژيم پليد ولايت فقيه بفروشند چه ميشود؟ تكليف آن متخصص جراحي كه پس از25سال كار هنوز رسمي نشده است و هنوز دستانش به زيرميزي گرفتن آلوده نشده است چه ميشود؟ چه كسي حق فلان متخصص زنان بي اخلاق و ناجوانمرد را كه روزان ميبليونها تومان از مردم زير ميزي ميگيرد و به هيچكس رحم نمي كند را خواهد گرفت؟ متخصصي كه با پشتوانه شوهر خودفروش هلال احمري خود زن باردار در حال زايمان طبيعي را به زور به اتاق عمل مي برد و دستور سزارين ميدهد تا از جان يك نوزاد و مادر در حال مرگش سكه بسازد. متخصصي كه تنها قدرت او دوستي با وزير بهداشت و اهرم فشارش دوستي همسر جنايتكارش با شريعمتداري جنايتكار است.
چه كسي تاوان جان نوزاد حسين آبادي را پس خواهد داد كه به جاي انكوباتور زنده زنده بر روي چراغ والور كباب شد؟ چه كسي حق اين مردم را از معاون پشتيباني اطلاعاتي و رييس روابط عمومي دانشگاه خواهد گرفت كه وسايل يدكي 160دستگاه خودرو اهدايي سازمان بهداشت جهاني به كردستان را به بهاي پانصدهزار تومان در بازارهاي تهران و شمال فروختند؟ و چه كسي حق استادان دانشگاه كرد را خواهد گرفت كه به جرم كرد بودن از دانشگاه اخراج ميشوند و در روز روشن اقدام به استخدام هيات علمي غيربومي ميكنند؟
آمارها نشان ميدهند اكنون كردستان به لحاظ ابتلا به سرطان دومين استان كشور بعد از تهران است و از نظر رشد سرطان نخستين در جهان.همچنين به لحاظ ابتلا به سرطانها ي اطفال مقام اول در دنيا. برخي از پزشكان گفته اند مواردي از بدخيمي در كردستان ديده شده است كه به لحاظ آسيب شناختي منحصر به فرد است و تاكنون در جهان ديده نشده است به هوش باشيم شايد جنايت پزشكي هم در كنار گسترش اعتياد براي اين ملت تدارك ديده شده باشد.
/////////////////////////////////////////

گامی دیگر برای رسیدن به لحظه حمله نظامی به ایران

ترجمه -رضا نافعی:از جمله امضای فرمان اجرای مجازات های مصوبه کنگره امریکا توسط اوباما- بطور سیستماتیک، یکی پس از دیگری به میان کشیده می شوند تا بتوانند بی حاصل بودن آنرا به نمایش بگذارند. دست آخر یگانه راه حلی که باقی می ماند “عملیات نظامی است“. خطر بزرگی که وجود دارد، اینست که دولت آمریکا در چند ماه آینده دست به تحریکات نظامی در دریا بزند و سپس جنگ هوائی علیه ایران را آغاز کند. قطعنامه مصوبه شورای امنیت در نهم ژوئن که بازرسی کشتی های ایرانی را مجاز می شمارد، می تواند زمینه این کار را فراهم آورد. دولت ایران هشدار داده است که در خلیج فارس و تنگه هرمز واکنشی متقابل نشان خواهد داد. وقت آنست که چین و روسیه خود را از “پیوند دائمی” با آمریکا آزاد ساخته و رفتاری مستقل در پیش گیرند.

اوباما روز جمعه، قوانینی تازه ای را که کنگره آمریکا برای مجازات ایران به تصویب رسانده بود امضاء و با باجرا گذاشتن آنها موافقت کرد. این قوانین مکمل مجازات هائی هستند که شورای امنیت سازمان ملل متحد روز9 ژوئن بتصویب رسانده بود. “رابرت گیس”، سخنگوی کاخ سفید روز پنجشنبه اذعان کرد که این تنبیهات وسیله ای تضمین شده برای به زانو در آوردن ایران نیستند. قبل از او هم “لئون پانتا” رئیس سازمان سیا با صراحت گفته بود که به اثر بخشی این اقدامات معتقد نیست.
البته همه این نظرات مانع آن نیستند که اوباما هنگام امضای این قانون جسورانه اعلام نکند: “ما با این تنبیهات ضربه را به قلب توانائی های ایران می زنیم که نتواند هزینه برنامه اتمی خود را تامین کند و به آن ادامه دهد”.
روشن است که این ها حرف های جدی نیست. اگر دولت ایران، آنطور که شما بدون ارائه هیچ مدرکی پیوسته و مکرر ادعا می کنید، واقعا در کار تولید بمب اتمی می بود ، کمبود پول بطور قطع، آخرین مشکلی بود که می توانست مانع این کار شود. اگر آنطور که پانتا، رئیس سیا ادعا می کند ایران فقط دوسال با بمب فاصله دارد، قطعا این تنبیهات اقتصادی قادر نیستند ایران را فلج کنند، بلکه بر عکس بر شتاب کار آنها خواهند افزود. عراق تحت شرایطی بمراتب نامناسب تر از ایران 12 سال محاصره اقتصادی، انزوا و شدیدترین محاصره دریائی را از سر گذراند. بر اثر این خفه گیر شدن اقتصادی و مالی صدها هزار کودک عراقی از پای در آمدند، که از نظر”مادلن اولبرایت”، وزیرخارجه اسبق آمریکا آن اقدامات آمریکا به این تلفات می ارزید.دولت آمریکا که از هم اکنون مطمئن است این اقدامات علیه ایران بی تاثیر است، باچه هدفی این کار را دنبال می کند؟ در واقع این همان تئاتر خالی از محتوائی است که اوباما همیشه بازی می کند: پیشنهاد گفتگو.
امکاناتی که وجود دارند بطور سیستماتیک، یکی پس از دیگری به میان کشیده می شوند تا بتوانند بی حاصل بودن آنرا به نمایش بگذارند. دست آخر یگانه راه حلی که باقی می ماند “عملیات نظامی است”. مخاطره بزرگی که وجود دارد این است که دولت آمریکا در همین چند ماه آینده دست به تحریکات نظامی در دریا بزند و با دامن زدن به آن جنگ هوائی علیه ایران را آغاز کند. قطعنامه مصوبه شورای امنیت در نهم ژوئن که بازرسی کشتی های ایرانی را مجاز می شمارد، می تواند زمینه این کار را فراهم آورد. دولت ایران هشدار داده است که در خلیج فارس و تنگه هرمز واکنشی متقابل نشان خواهد داد. هنوز راهی که ترکیه و برزیل برای میانجیگری مذاکرات مجدد پیشنهاد کردند باز است. برای آنکه این امکان از بین نرود وقت آنست که چین و روسیه خود را از “پیوند دائمی” با آمریکا آزاد سازند و رفتاری مستقل در پیش گیرند.
/////////////////////////////////

گڕ گرتنی زه‌ویه‌کانی ناوچه‌ی" ئاخکه‌ند"ی سه‌قز

له‌ درێژه‌ی ئاگرگرتنی به‌رفراوانی دارستان و زه‌مینه‌ کشتوکاڵیه‌کانی ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان و گوێ نه‌دانی کاربه‌ده‌ستانی ڕژێم به‌ ڕێوشوێنی پێویست بۆ کۆنتڕۆڵ کردنی ئه‌و ئاگرانه‌،18 هێکتار له‌ زه‌مینی کشتوکاڵی له‌ سه‌قز ئاگری گرت.
به‌ گوێره‌ی ماڵپه‌ڕی" سه‌قز نیوز" 18هێکتار له‌ زه‌مینه‌کانی ناوچه‌ی" ئاخکه‌ند"ی سه‌قز گڕی گرتووه‌.
جێی باسه‌ که‌، کاربه‌ده‌ستانی ڕژێم هیچ هه‌وڵێکیان بۆ کوژاندنه‌وه‌ی ئه‌و ئاگره‌ نه‌داوه‌ و گوندنشینانی ئه‌و هه‌رێمه‌ خۆیان ناچار بوون بێئه‌وه‌ی که‌ که‌ره‌سته‌ی پێویستیان هه‌بێت، هه‌وڵ بده‌ن بۆ کوژاندنه‌وه‌ی ئاگره‌که‌.
شایانی باسه‌، ڕۆژی هه‌ینیش هه‌اڵنێری" قه‌سر نیوز" ڕایگه‌یاند به‌ هۆی که‌مته‌رخه‌می کاربه‌ده‌ستانی هه‌رێمی به‌ تایبه‌تی فه‌رمانداری سه‌رپێل زه‌هاو له‌ کوژاندنه‌وه‌ی ئاگر، نزیکه‌ی هه‌زار هێکتار له‌ باخ و دارستانه‌کانی ئه‌و هه‌رێمه‌ ئاگری تێبه‌ر بوو
//////////////////////////////
گزارشي تحت عناوين " چرا نهادهاي اجرايي كردستان در برابر مبارزه با مواد مخدر مقاومت مي كند " " گناه از كيست " " آيا ر‍ژيم خون و جنون و افيون، عامل اصلي گسترش اعتياد در كشور نيست " درخصوص مواد مخدر تهيه كرده بود كه مورد استقبال عموم بازديد كنندگان قرار گرفت. به گونه اي كه در پيام هايي كه به ايميل ارسال شده است بسیاری از بازدید کنندگان از كاركنان اين وبلاگ خبري – تحليلي درخواست نموده اند در صورت امكان، اسامي برخي از عوامل دولتي پخش و توزيع مواد مخدر صنعتي در نقاط مختلف كردستان را فاش کنند تا هم ماهيت افيوني رژيم اسلامي براي همگان آشكار گردد و هم هويت اين افراد براي عموم مردم روشن شود تا اگر مجالي پيش آيد مجازات گردند. هم بنا به رسالت واقعي خويش و نيز درخواست بازديد كنندگان محترم، اين درخواست را به گرمي مي پذيرد و قطع يقين تمام تلاش خود را براي افشاي هويت آنان به كار مي گيرد. در روزهاي آينده منتظر افشاي هويت برخي از عوامل دولتي پخش و توزيع مواد مخدر صنعتي در كردستان باشيد.
////////////////////////////////////////////////////////////

شیوع مصرف کراک و کاهش سن اعتیاد در کرمانشاه

الگو مصرف مواد مخدر در استان از سنتی به سمت شیمیایی و صنعتی در حال تغییر است.
رئیس سازمان بهزیستی استان کرمانشاه می گوید: مراجعات معتادین به مراکز این سازمان حکایت از روند کاهش سن اعتیاد در استان و افزایش احساس خطر دارد، چرا که کاهش سن اعتیاد مصرف مواد پر خطر مانند شیشه و کراک را به دنبال دارد.
به گزارش "کردستان امروز" به نقل ازخبرگزاری ایلنا، محمدرضا اصلاحی به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر ، با بیان مطلب فوق تصریح کرد: الگو مصرف مواد مخدر در استان از سنتی به سمت شیمیایی و صنعتی در حال تغییر است.
وی در ادامه با ابراز تاسف از اینکه مصرف کراک در قشر جوان شیوع پیدا کرده است، گفت: هرچه سن مصرف کنندگان مواد مخدر پایین تر آید، نوع ماده مصرفی آنها خطرناک تر و روش مصرف نیز سنگین تر است.
این مقام مسئول در ادامه با بیان اینکه بسیاری ازشیشه به عنوان درمان و سم زدایی استفاده می کنند، گفت: شیوع این باور غلط که با مصرف شیشه مرحله سم زدایی ترک اعتیاد را می توانند بگذرانند باعث شده تا عده ای به آن گرایش پیدا کنند.
وی افزود: چون مصرف شیشه در آزمایشات اعتیاد خود را نشان نمی دهد و از نظر علائم بالینی نیز فرد مصرف کننده نشاط دارد، لذا فکر می کند که ترک کرده، در صورتی که اینگونه نیست و مصرف این مواد اعتیاد و عوارض روانی خطرناکی برای فرد دارد.
اصلاحی در ادامه با اشاره به نتایج آخرین پژوهشهای انجام گرفت در استان، گفت: 35 درصد معتادین استان تریاک، 22 درصد کراک، 20 درصد هروئین، 6/18 درصد نوجیزک و آمپولهای تزریقی و بقیه نیز حشیش ،آمفتامین ها و شیشه مصرف می کنند.
وی افزود: بر اساس این پژوهش 9/93 دررصد از جامعه معتادین استان مرد و مابقی زن هستند.
وی گفت: روش مصرف مواد مخدر در استان نیز 61 درصد کشیدن، 9 درصد خوردن، 3 درصد مشامی، 26 درصد تزریقی و یک درصد استنشاقی است.
وی با اشاره به اینکه 56 محل پر خطر تزریق در استان شناسایی شده است، افزود: متوسط سن مصرف کنندگان مواد مخدر در استان 37 سال است.
اصلاحی یادآور شد: این پژوهش نشان داد متوسط سن افراد معتاد با توجه به نوع ماده مصرفی تریاک 50 سال، شیره 49 سال، هروئین 38 سال، کراک 28 سال، تزریق هروئین مایع 27 سال، آمفتامین ها 20 سال، حشیش 26 سال و سایر داروها نیز 27 سال است.
خودكشي يك دختر جوان بر اثر فقر مالي
آژانس خبری موکریان /سرویس اجتماعی
یک دختر جوان پیرانشهری به نام شیوا ش ، در زیر زمین خانه ای که در آن مستأجر بودند اقدام به خودکشی نمود.
گفته می شود این دختر 16ساله به خاطر فقر مالی همراه مادرش مشغول به کار بوده است.
درنوشته ای که ازشیوا بجا مانده دلیل پایان بخشیدن به زندگی اش را نارضایتی از وضعیت خود و عدم علاقه به ادامه ی زندگی اعلام شده است .

جنگنده های ترکيه مواضع شورشيان کرد را بمباران کردند

ايران پرس:به گزارش خبرگزاری فرانسه از انکارا، جنگنده های ارتش ترکیه شب گذشته مواضع شورشیان کرد را در مناطق شمالی عراق در مجاورت مرز این کشور بمباران کردند. هنوز جزییات بیشتری از این خبر مخابره نشده است.روز گذشته اعلام شده بود پانزده نفر در درگیريهای روز چهارشنبه میان ارتش ترکیه و شورشيان کرد کشته شدند.شورشیان کرد پ ک ک در هفته های اخیر حملات خود را علیه ارتش ترکیه تشدید کرده اند. درگیری های تقریبا روزانه در شرق و جنوب شرقی ترکیه روی می دهد.

اعتراف به ناکامی طرح‌های مبارزه با مواد مخدر

شهرزادنیوز: به گفته‌ی دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان قم، 90 درصد معتادانی که در قالب طرح‌های مبارزه با اعتیاد، استفاده از مواد مخدر را ترک کرده‌اند، در مدت زمان کوتاهی مجددا معتاد می‌شوند. وی که در همایش "نهضت فراگیر اجتماعی و پیشگیری اولیه از اعتیاد با تأکید بر رویکرد دینی" سخن می‌گفت، به تلاش دستگاه‌های مختلف اجرایی برای همسان‌سازی سیاست مبارزه با موادمخدر و اعتیاد اشاره کرد و افزود که بنا بر تعاریف جدید دولت، معتاد هم مجرم و هم بیمار محسوب می‌شود و بر این مبنا با معتادان برخورد می‌شود.

گزارشی در باره وضعیت کودکان کار در ایران

خبرگزاری هرانا - گفته می شود تنها در تهران دستکم هفت هزار کودک کار وجود دارد.بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این رقم که از سوی انجمن حمایت از حقوق کودکان ارائه شده تنها مربوط به کودکانی است که کار آن ها مشهود است و به راحتی در سطح جامعه دیده می شوند. بسیاری از کودکان در کشور، به واسطه ی فقر شدید مجبور به کار در محیط های سخت و سر پوشیده منجمله کوره های آجرپزی و کارگاه های قالی بافی هستند که به دست آوردن آماری حتی نسبی از ایشان تقریبا غیر ممکن است.علی رغم آمار و ارقام ارائه شده درباره ی ریشه کن شدن بی سوادی در سنین بالا ما شاهد افزایش بیسوادی در پایین هرم سنی حتی در پایتخت هستیم که این صحه گذارنده بر بالا بودن تعداد کودکان کار و بهره کشی از آن ها در کشور می باشد؛ کودکان با ورود به بازار کار به دلیل نبود فرصت و عدم تامین هزینه های تحصیلی از سوی دولت یا خانواده مجبور به ترک تحصیل می شوند.فقر، بیکاری و اعتیاد والدین مهم ترین عوامل تاثیر گذار برای روانه شدن کودکان کم سن و سال به بازار کار و درآمد زدایی است.کار کودکان در حالیست که ایشان به دلیل کم سن و سال بودن و عدم نظارت دستگاه ها در بسیاری از موارد استثمار شده و بر اساس ارزش واقعی زحمتی که می کشند حقوق دریافت نمی کنند. بر اساس آمار جهانی چهار نفر از هر پنج كودك كارگر، حقوقی مناسب كارش دریافت نمی كند.جدا از توافق نامه های جهانی، بر اساس قانون کار در جمهوری اسلامی نیز، به کار گماردن کودکان کمتر از 15 سال ممنوع است و به کار گیری نوجوانان 15 تا 18 سال نیز در شغل های سخت و زیان آور ممنوع است.باید گفت كه كودكان در تمام شاخه های اقتصادی جهان فعالند و کمتر حوزه ای یافت می شود كه كودكان در آن فعالیت نداشته باشند.بر اساس گزارش های سازمان بین المللی كار ILO، بیشتر كودكان شاغل در بخش هایی از اقتصاد مشغول به كارند كه در آنها نه قراردادی وجود دارد و نه بیمه. آن ها مثلا یا در زمین های كشاورزی به همراه پدر و مادرشان كار می كنند، یا در كارخانه ها به صورت غیر رسمی مشغولند و یا در خانه ی ثروتمندان كلفتی و نوكری می كنند.
حقوق و آزادي هاي مدني
آزادی‌های شخصی
آزادی‌های شخصی، پوششی بر محافظت آزادی‌های فردی یا شهروندی است. آزادی‌های شخصی در آزادی عقیده، آزادی بیان و دیگر آزادی‌هایی که نمی‌توان هیچ‌کدام را از وجود یا ذات انسان مجزا دانست، تبلور می‌یابد. آزادی شخصی، تضمین‌کننده‌ی آزادی شخصیت انسان در جامعه است که وی را از حبس خودسرانه، بازداشت‌های بدون محاکمه، شکنجه و برخوردهای غیرانسانی مبرا می‌کند.
داشتن آزادی شخصی، به‌وجودآورنده‌ی حق آزادی تشکل، آزادی تغییر مکان و دیگر امتیازات حقوق سیاسی - مدنی و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهروند است. در حقوق بین‌المللی، آزادی شخصی به‌عنوان آزادی امنیت شخصی نیز شناخته شده و دولت‌ها را مکلف به تضمین این آزادی‌ها برای شهروندان کرده است.
آزادی مدنی
در فرهنگ حقوق بشر، اصطلاح «آزادی مدنی» مترادف با «حقوق مدنی» به‌کار رفته است. به‌باور حقوق‌شناسان، آزادی مدنی جوهر حقوق بشر را تشکیل می‌دهد.
آزادی مدنی به‌مفهوم آزادی فردی شهروندان جامعه است که متضمن استفاده از حقوق بنیادی‌شان است. این حقوق بنیادی و مدنی شهروندان، همانا حق آزادی بیان، آزادی وجدان و آزادی عقیده است که زمینه‌ها را برای استفاده از حقوق سیاسی، یعنی حق رأی و حق داشتن آزادی در مشارکت سیاسی جامعه برای شهروندان مساعد می‌سازد. امنیت شهروندی نیز مترادف با آزادی شهروندی استفاده می‌شود.
واژه‌ی امنیت، به‌مفهوم کلاسیک آن، به‌معنی آزادی بدون مداخله‌ی دولت است. این آزادی‌ها که به‌وجود‌آورنده‌ی حقوق و آزادی‌های سیاسی و مدنی هستند، در حقوق بشر به‌نام حقوق و آزادی‌های فردی شهروندان یک کشور نامیده می‌شوند.
فرق اساسی میان حقوق و آزادی‌های مدنی و حقوق و آزادی‌های سیاسی به قرار زیر است:
حقوق و آزادی‌های مدنی
حقوق و آزادی‌های مدنی به دو گروه تقسیم می‌شوند:
نخست، حقوق و آزادی‌های اولیه که شامل آزادی شخص (آزادی فیزیکی در مقابل بردگی)، امنیت (آزادی از تعرض، بازداشت و حبس خودسرانه)، آزادی در زندگی خانوادگی، حق مالکیت و مصونیت منزل و مصونیت دارایی‌ها، آزادی معلومات، آزادی کسب‌و‌کار، آزادی رفت‌و‌آمد (تحرک) و آزادی ارتباطات است. این دسته از آزادی‌ها، حد‌اقل حقوق هر انسان در زندگی عادی و روزمره به شمار می‌آیند و از لحاظ تاریخی پیش از حقوق و آزادی‌های دیگر طرح شده‌اند.
دوم، حقوق و آزادی‌های مکمل است که شامل آزادی اندیشه، آزادی مذهب، آزادی آموزش، آزادی‌های هنری و ادبی، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات، آزادی انجمن‌ها و... است. این دسته از حقوق در سطح بالاتری از حقوق دسته‌ی اول قرار دارند و در مراحل به‌نسبت مؤخرتری مطرح شده‌اند.
حقوق و آزادی‌های سیاسی
حقوق و آزادی‌های سیاسی شامل حق مشارکت افراد در انتخابات، حق استخدام و تصدی مشاغل دولتی، حق دسترسی به محاکم و دادگاه‌ها و دیگر آزادی‌ها در نیازمندی‌های سیاسی است. منظور از آزادی‌های سیاسی، حق مشارکت مردم در اداره‌ی حکومت است و منظور از حقوق فردی، آزادی‌هایی است که انسان‌ها را قادر می‌سازد تا به‌صورت مستقل و به‌طور مؤثر، سرنوشت شخصی خود را در اجتماع به دست گیرند.
حقوق و آزادی‌های مدنی و سیاسی مکمل همدیگرند. حقوقدانان بر این باورند که داشتن آزادی‌های سیاسی و مدنی لازمه‌ی گذار به دموکراسی، حاکمیت قانون و جامعه‌ی مدنی فعال به شمار می‌رود. پیوند و مشارکت این دو مقوله، باعث محدودیت حاکمیت مطلق دولت می‌شود. این پیوند، محصول قرن دوازدهم است. آزادی سیاسی، به‌معنای آن است که زور در جامعه حکمفرما نباشد؛ مردم و حکومت مقید به قانون باشند و نیروی دولت در اختیار قانون قرار گیرد.
آزادی وجدان
آزادی وجدان، پیوندی ناگسستنی با آزادی مذهب و عقیده دارد. بر اساس این حق هیچ کس نباید به‌خاطر عقیده به مذهب و تفکری مورد تبعیض، پی‌گرد، آزار و شکنجه قرار گیرد. این آزادی را دولت‌ها برای شهروندان تأمین می‌کنند. شهروندان از آزادی کاملی برای داشتن اعتقادات خود و برگزاری مراسم عقیدتی در خانواده و اجتماع برخوردارند. کشور هندوستان مثال خوبی در این مورد است.
حقوق برابر
داشتن حقوق برابر در اجتماع یکی از مهم‌ترین اصول تأمین حقوق بشر در جامعه به حساب می‌آید. بر این اساس، تمام شهروندان جامعه بدون هیچ نوع تبعیض نژادی، جنسی، مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی، از حقوق برابر برخوردار هستند.
مهم‌ترین مسئله‌ای که تاکنون در تعداد زیادی از کشورهای جهان به بحث و جدل و بروز معضلات اجتماعی انجامیده، مسئله‌ی برابر‌ی حقوقی زنان و مردان در جامعه است. مدافعان حقوق زنان در این کشورها مردان را به تصاحب قدرت اقتصادی و سیاسی متهم می‌کنند و سلطه‌ی قدرت مردان در اجتماع را خلاف اصل برابری حقوقی در جامعه می‌دانند.
در بعضی از کشورهای جهان، زنان از درآمد مساوی با مردان برخوردار نیستند، در حالی که مشاغل مشابه مردان دارند. در کشوری چون عربستان سعودی، زنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی بهره‌ای ندارند. مدافعان حقوق زنان استدلال می‌کنند که معیار رسیدن به عدالت، برابری حقوقی زنان و مردان در تمامی عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
حقوق اقلیت‌ها
به‌باور من حقوق اقلیت مفهمومی سازمانی و تشکیلاتی است که کاربرد آن بیش‌تر در احزاب و سازمان‌های سیاسی تبلور می‌یابد. از منظر حقوق بشر نمی‌توان در یک جامعه‌ی انسانی انسان‌ها را به اقلیت و اکثریت تقسیم کرد. دلیل این امر هم‌ به موضوع «هویت» باز می‌گردد. نسل سوم حقوق بشر با تاکید بر «هویت انسانی» ضمن به رسمیت شناختن تکثر زبان‌ها و فرهنگ‌ها، با تقسیم‌بندی جامعه‌ی بشری بر اساس نژاد موافق نیست.
به همین منظور هم‌میهنان کرد، ترک، بلوچ، عرب، ترکمن، لر و نیز مسیحی، کلیمی، بهایی و ... را نه تنها به‌عنوان اقلیت ارزیابی نمی‌کنم، بلکه آنها را همانند تمامی ایرانیان، لایق و شایسته‌ی تمامی حقوق انسانی می‌شناسم. برای من زبان، فرهنگ، نژاد و اعتقادات دینی و مذهبی، مبنای جدا‌سازی انسان‌ها بر اساس اقلیت و اکثریت نیست. به همین دلیل با تأکید بر کرامت انسانی و با به رسمیت شناختن برابری حقوقی برای تمامی انسان‌ها، چون به حقوق اقلیت در شکل‌گیری منشور حقوق بشر پرداخته شده است، به بررسی این مفهوم می‌پردازم.
مطابق این اصل، اقلیت‌های مقیم در یک اجتماع باید از حقوق یکسان با دیگر گروه‌های بزرگ یا اکثریت جامعه برخوردار باشند و هیچ تبعیض اجتماعی‌ای نداشته باشند. این بدان معنا است که اقلیت‌ها به‌صورت برابر با دیگر شهروندان متعلق به اکثریت جامعه از حقوق فرهنگی (حق آموزش به زبان مادری، حق فعالیت در زمینه‌های هنری، انتخاب محل زیست)، حقوق اجتماعی و اقتصادی (حق کار بدون تبعیض فرهنگی، زبانی و نژادی) و حقوق سیاسی- مدنی (حق رأی، حق انتخاب، آزادی بیان و آزادی وجدان) برخوردار هستند.حميد حميدي/راديو زمانه
شكنجه، ارزش جان انسان ها و جمهوري اسلامي
شکنجه یکی از دغدغه‌های همیشگی بشر بوده است به همین دلیل در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۴ سازمان ملل متحد، پیمان منع شکنجه را تصویب کرد، امروز ۱۳۸ کشور جهان این پیمان‌نامه را امضا کرده‌اند و جمهوری اسلامی از امضا کنندگان این پیمان نیست.
متداول‌ترین نوع شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی تعزیراست. تعزیر در زبان عربی به معنی ادب‌کردن است. آیت‌الله محمد حسینی شاهرودی می‌گوید: «تعزير شرعى عبارت است از ضرب به سوط يعنى تازيانه زدن».
جمهوری اسلامی تعزیر را به‌عنوان شکنجه به رسمیت نمی‌شناسد هر چند با تعریف شکنجه در این پیمان‌نامه تعزیر شکنجه محسوب می‌گردد. در این پیمان‌نامه آمده است هر نوع عمل عمدی که در اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی به فرد به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او اعمال شود شکنجه نام دارد.
سه عامل تعریف شکنجه در تعزیر وجود دارد: اول این‌که بازجو عمداً زندانی را آزار می‌دهد؛ دوم این‌که شلاق زدن موجب درد جسمی و روحی فرد زندانی می‌شود؛ و سوم آنکه شلاق زدن برای کسب اطلاعات و گرفتن اقرار است. همه‌ی این عوامل در تعزیر دیده می‌شود. بنابراین طبق تعریف‌های بین‌المللی این عمل شکنجه محسوب می‌شود.
اما شکنجه تنها یکی از عوامل سرکوب در سه دهه‌ی اخیر بوده است. دهه‌ی اول انقلاب دوران خامی و بی‌تجربگی رژیم و خشونت‌های عریان و مستقیم محسوب می‌گردد. دکتر بیژن افتخاری کارشناس سیاسی در امریکا ویژگی‌های دهه‌ی شصت را برمی‌شمارد.
«پس از انقلاب، نظام جمهوری اسلامی به رهبری روح‌الله خمینی به این نتیجه رسید که احزاب و گروه‌های موجود را به صورت سیستماتیک از سر صحنه بردارد و این به قول خودشان پاک‌سازی را از طریق کشتار انجام دادند. در نتیجه در این دوره، شاهد کشتار مخوفی هستیم که اوج آن سال ۶۷ است.
تیمسار فردوست به وجود آورنده و سازمان دهنده‌ی ساواک در رژیم شاهنشاهی بود و دوره‌ی آن را در انگلیس دیده بود. بنا بر آنچه مشخص شده، رژیم جمهوری اسلامی او را نمی‌کشد و نگه می‌دارد و دو نفر از افراد مورد اعتمادش را که یکی سعید حجاریان و دومی شخصی با نام اوچکانلو بوده است، در منزلی کنار آقای فردوست می‌گذارد تا از او راه و روش راه‌اندازی و سازماندهی وزارت اطلاعات را یاد بگیرند.»
قتل عام زندانیان سیاسی
بیژن افتخاری در ادامه توضیح می‌دهد که جمهوری اسلامی چگونه از هر مهره‌ی حکومت پهلوی، تا زمانی که اطلاعات‌شان به نفع بازسازی سیستم اطلاعاتی نظام بود، استفاده می‌کرد:
«من آقای اوچکانلو را در تهران دیدم. می‌گفت: این موضوع ابتدا به عقل آقا سعید که همان سعید حجاریان باشد، رسید که این‌ها به درد می‌خورند. یک‌روز صبح رفتیم به خانه‌ای در نیاوران که فردوست در آنجا زندگی می‌کرد و البته مثلاً در خانه بازداشت بود. به او گفتیم ما با تو کاری نداریم. تو خیلی هم آدم خوبی هستی.
اوچکانلو گفت: فردوست شش‌ماه کلاس برای ما گذاشت. ما با او زندگی می‌کردیم. ایشان می‌گفت بعد از شش‌ماه که ما یاد گرفتیم چه کنیم، اطلاع دادیم که ما با فردوست دیگر کاری نداریم. چندماه بعد به ما گفتند سکته کرد و مرد. البته من احتمال می‌دهم او را سکته دادند و کشتند، زیرا دیگر نیازی به او نداشتند.»
دهه‌ی دوم انقلاب زمانی آغاز شد که حکومت در دهه‌ی نخست یک نسل از روشنفکران، مدیران و فعالان سیاسی را در دهه‌ی ۶۰ که اوج آن در اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ بود، از بین برد. بنابراین به جای حل مساله‌ی زندانیان سیاسی صورت مساله را پاک کرد.
در دهه‌ی دوم شاهد نوع دیگری از سرکوب‌ها هستیم. به این شکل که اعدام‌های عریان و مستقیم در زندان‌ها جای خود را به قتل‌های ناپیدا و مشکوک در جامعه داد و به عنوان قتل‌های زنجیره‌ای معروف شد.
بازی‌های جهانی
این نوع کشتار به دلیل این‌که خارج از زندان‌ها صورت می‌گرفت، می‌توانست حاکمیت را به‌راحتی از پاسخ‌گویی مبرا سازد. هم هی این عوامل از پیچیدگی رژیم و تجربه‌اندوزی او سخن می‌گوید. علاوه بر آن چون سازمان‌های اپوزیسیون کاملاً سرکوب شده‌اند، دایره‌ی دستگیری‌ها تنگ‌تر می‌شود و برخی از خودی‌ها را نیز در بر می‌گیرد.
دکتر افتخاری عوض‌شدن نوع سرکوب‌ها از سوی حاکمیت را در پیوند با عوامل سیاسی داخلی و خارجی ارزیابی می‌کند:
«دهه‌ی ۷۰، دهه‌ی ریاست جمهوری رفسنجانی با سیاست بازسازی کشور و نیز دوره‌ی ریاست جمهوری خاتمی با سیاست برطرف‌کردن تنش‌های بین‌المللی است. در نتیجه برای اینکه بتوانند در صحنه‌ی بین‌المللی مطرح باشند و حرف‌شان شنیده شود و احتمالاً از امکانات بین‌المللی مثل وام‌های کم‌بهره استفاده کنند، مساله‌ی اعدام‌ها را تغییر می‌دهند.
درواقع این اعدام‌ها را به‌جای اینکه در داخل زندان انجام دهند به خارج از زندان می‌کشانند که تحت عنوان قتل‌های زنجیره‌ای و ترورهای خارج از کشور مطرح می‌شود. اوج فضاحت این دوره، همان حادثه‌ی رستوران میکونوس در آلمان بود.
در دهه‌ی ۷۰ حکومت هم‌چنین می‌خواهد با جهان ارتباط برقرار کند و ناچار هستند که به بازرسان حقوق بشر اجازه‌ی سفر به ایران بدهند تا از زندان‌ها بازدید کنند. همه‌ی اینها برای این است که رژیم احساس می‌کند برای بازسازی کشور نیاز دارد که در بازی‌های جهانی نقش پیدا کند.
از سوی دیگر بنا به ضرورت می‌گویند هنوز باید مخالفان را سرکوب کرد، اما به جای اینکه آنها را بگیریم و در زندان اعدام کنیم، در بیرون بکشیم‌شان و بگوییم مثلاً ماشین او را زیر گرفت یا به صورت اتفاقی پیش آمده و رژیم در این کار دستی نداشته است.
تا وقتی که این مسایل، به خصوص مرگ مرحوم فروهرها، برملا نشده بود، هیچ‌کس به آن صورت واکنشی نسبت به این ماجرا به خرج نمی‌داد. بنابراین می‌بینیم در دهه‌ی ۷۰ میزان اعدام‌ها حداقل در زندان به‌نسبت کم‌تر می‌شود، ولی هنوز گرفتن و انداختن به زندان، تحت فشار قرار دادن، ترساندن و ترور افراد مخالف ادامه پیدا می‌کند.»
رشد تکنولوژی وافکار عمومی
دهه‌ی سوم انقلاب، دورانی است که حکومت پایه‌های خود را کاملاً محکم حس می‌کند. در این دوره، پیکره‌ی زخمی اپوزسیون، به خارج از مرزهای ایران پرتاب شده و مخالفت‌های گه‌گاه اصلاح‌طلبان داخل حکومت جدی گرفته نمی‌شود.
جنبش اعتراضی مردم ایران پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال ۱۳۸۸ حرکتی بود که حاکمیت را کاملاً غافل‌گیر کرد: نسل جدیدی پا به میدان گذاشته بود که زندان‌های ایران را پر از جوانانی کرد که هیچ حافظه‌ی تاریخی از سرکوب‌های دهه‌ی ۶۰ نداشتند.
اما چرا حاکمیت در دهه‌ی ۸۰ قادر به ادامه‌ی اعدام‌های عریان و سرکوب‌های خشن دهه‌ی ۶۰ نیست؟
دکتر بیژن افتخاری تحلیل‌گر سیاسی، ویژگی‌های این دوران را برمی‌شمارد:
«دهه‌ی ۸۰ در پی وقایع تیر ۱۳۷۸ و جنبش دانشجویی، ابتدا با شورش در قزوین مصادف می‌شود. این‌ها از کجا بروز کرده است؟ بر اثر دوره‌ای که فشارها نسبت به گذشته کمتر شده، قشرهای مختلف اجتماعی برای نشان دادن اعتراضات‌شان راهی پیدا کرده‌اند. این اعتراض‌ها باعث می‌شود که در درون رژیم، جناحی که به سرکوب، کشتار و شکنجه اعتقاد بیشتری دارد سعی کند تا تز خودش را پیش ببرد و همین اتفاقی می‌افتد که می‌بینیم.
دو عامل مؤثر در این میان وجود دارد: یکی اوضاع و احوال داخلی و سیاست‌های روز است. در دهه‌ی۶۰ ما چیزی به نام جنگ داشتیم. جنگ به نظر روح‌الله خمینی یک نعمت بود. یکی از نعمت‌هایش این بود که اجازه نمی‌داد افکار عمومی اصولاً به این موضوع توجه بکند.
از آن مهم‌تر این‌که برای افکار عمومی خارج از کشور نیز پشیزی ارزش قائل نمی‌شدند. سیاست آن روز فروش نفت به هر قیمت، تهیه‌ی تسلیحات و ادامه‌ی جنگ بود. نقطه‌ی مقابلش دهه‌ی ۷۰ است، زمانی که سیستم متوجه می‌شود اگر به سمت تنش‌زدایی با دنیای غرب نرود و با آن‌ها معامله نکند، در درازمدت دچار مشکل می‌شود.
در نتیجه تحت این سیاست است که رفسنجانی سیاست بازار آزاد را مطرح می‌کند و آقای خاتمی بحث گفت‌وگو تمدن‌ها را مطرح می‌کند. در این دهه است که شما می‌بینید میزان سرکوب‌ها نه این‌که کم‌تر شود، اما شکل متفاوتی به خود می‌گیرد و به ظاهر قدری کم‌تر می‌شود.
از سال ۱۳۸۴ دسته‌ی دیگری به نام احمدی‌نژاد و سپاه پاسداران وسط میدان می‌آیند و از گفت‌وگو صحبت می‌کنند، اما در عین حال تلاش دارند که با سرکوب داخلی هنوز بر سر قدرت بمانند. سعی می‌کنند سیاست‌های خارجی را به بازی بگیرند. یعنی یک سیاست مشخصی نداشته باشند. در این دهه به نظر من سرکوب‌ها بسیار وحشتناک است که نمونه‌اش را از سال گذشته شاهد هستیم.
در این دوره، یک مشکل بزرگ نیز برای رژیم به وجود آمده است. تکنولوژی روزبه‌روز پیشرفت کرده است و در نتیجه جهان کوچک‌تر شده است. اگر رژیم در دهه‌ی ۶۰ اعدام می‌کرد، اطلاعاتش به‌راحتی به بیرون درز پیدا نمی‌کرد، اما ملاحظه می‌کنید در دهه‌ی ۸۰ هر یک نفری که اعدام می‌کند بابتش باید پاسخ دهد. چرا؟ زیرا تکنولوژی باعث شده است اخبار بلافاصله به همه‌جا برسد.
نمونه‌اش خانم زینب جلالیان که حکم اعدامش تایید شده است. الان ما پیشاپیش از این ماجرا باخبریم. کمپینها و نامه های اعتراضی مختلفی نیز برای این موضوع شکل گرفته است. تکنولوژی مدرن به تقویت افکارعمومی کمک می کند و از همه ی آنها مهمتر تظاهرات داخلی در مقابل زندان ها است. خانواده ی شهدا با پایداری و نترسی جلوی زندان ها می ایستند، تظاهرات می کنند و با یکدیگر همدردی می کنند. اینها بسیار مهم است.»
ارزش جان آدمی
دکتر بیژن افتخاری بر این باور است که حکومت برای جان انسان‌ها و جان انسان ایرانی ارزشی قائل نیست. وی مثال‌های مشخصی در این زمینه مطرح می‌کند و معتقد است در این سه دهه، نوع و شکل سرکوب‌ها عوض شده است ولی پدیده‌ی فشار، سرکوب و خشونت در بن‌مایه خود باقی مانده است:
«علاوه بر سرکوب زندانیان سیاسی، بهتر است سرکوب در بخش داخلی و اجتماعی را نیز بررسی کنیم. ایران خطرناک‌ترین جاده‌های جهان را دارد. هرماه به طور متوسط بیش از ۳۵۰۰ نفر در تصادفات بین جاده‌ای در ایران کشته می‌شوند. ایران واردکننده‌ی مواد غذایی مسموم از کشورهای خارجی است. ازجمله برنج‌هایی که اخیراً وارد ایران شد و عده‌ی زیادی را کشت. هر ساله بیش از ۵۰ هزارنفر به دلیل بیماری‌های ناشی از تنفس هوای کثیف در ایران کشته می‌شوند.
اگر فقط بخش اجتماعی را در نظر بگیرید، می‌بینید که این نظام به جان انسان‌ها اهمیتی نمی‌دهد. در بخش زندانیان سیاسی نیز همین‌گونه است. اگر در یک دهه دست به کشتار وسیع زده است، چون می‌توانسته و فکر می‌کرده می‌تواند، پس این کارها را کرده است.
اگر در یک دهه کم‌تر چنین کاری کرده، نه به خاطر این بوده که ذات انسانی پیدا کرده بوده. نه. بلکه فقط به این دلیل بوده که آن زمان سیاست ایجاب می‌کرده و این کار را مخفیانه انجام می‌داده است. حال به شکل دیگری انجام می‌دهد.
در نتیجه به نظر من جمهوری اسلامی به هر شکلش تا وقتی که ارزشی برای جان انسان‌ها قائل نیست و به جان انسان ایرانی اهمیتی نمی‌دهد، به‌خودی‌خود رژیمی است که باید از میان برداشته و با یک رژیم انسانی جای‌گزین شود.پانته آ بهرامي/راديو زمانه

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

6 ستاره شهید راه آزادی

در کردستان شهید 6 ستاره شهید

کشف مزدوران رژیم در شهر کارلستاد که در روزهای آینده مشخصات این افراد منتشر میشود


کشف مزدوران رژیم در شهر کارلستاد که در روزهای آینده مشخصات این افراد منتشر میشود
هشدار چند نفری که به ایران سفر نموده اند و رفته اند خودسرانه سوراغ من را گرفته اند از اعضای خانواده ام در ایران به این خودسر و سرگردان مزدور هشدار میدهم که طبق قوانین اروپا هر چیزی بر سر خانواده و یا اعضای فامیلم در ایران بیاید این مزدوران مسئول مستقیم هر اعمالی خواهند بود و ازشان شکایت میکنم
هم اکنون افراد فامیل من در ایران ترسیده اند و عکس و صدای این مزدوران را برای من ارسال نموده اند.
این افراد رفته اند به ایران و سوراغ من را کرفته اند و از خیلیها سئوال نموده اند و طبق اطلاعاتی که بدست من رسیده است چند نفر از این مزدوران وابسته و در حال خدمت نمودن به رژیم هستند در شهر کارلستاد سوئد بر سر میبرند و چند نفر از این افراد چپنما ئ روانی هستند و در آینده آدرس و مشخصات و عکسش منتشر میشود.
این مزدوران روانی و خودفروش رفته اند چندین بار سایتهای من را برای ارگانهای رژیم ارسال نموده اند تا رژیم ایران آن را فیلتر کند البته این کار احزاب خودفروش میباشد و من شخصأ به این افراد هشدار داده ام و خودشان خوب میدانند که این کار غییر قانونی میباشد که این جانوران روانی دست به ان میزنند.
باید بدانند که عکس و مشخصات افرادی که در باره در ایران سئوال نموده اند در اختیار دارم و روزیبه چشم این خودفروشان میکوبم.
مزدوران روانی و چپنما خودفروش بیسواد . چوپان دست به این کار ابلهانه زده اند.
با تشکر ساموئیل کرماشانی

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

آیا جن وجود دارد؟ دویانه با یه کردی بگیم شیت یعنی چه آیا مردمانی نادان اسم از این دعباها میبرند معناش میدانند؟

آیا جن وجود دارد؟ دویانه با یه کردی بگیم شیت یعنی چه آیا مردمانی نادان اسم از این دعباها میبرند معناش میدانند؟
این ویدئو کلیپ درباره باورهای خرافاتی و نادرست در محیطهای آلوده به فساد فکری و فقر فکری که در سالهای ماقبل تاریخ بر سرمیبرند در این دنیای مدرن و آزاد که مثل باد آورده به اروپا آمده اند این افراد نادان و بیسواد در جامعه کهنه اندیش و کج اندیش ما بخصوص خاورمیانه که ملتهب شده توسط برادران مسلمان انسان کش که با افتخار انسانها را سر میبرند و الله اکبر میکنند .
با تشکر ساموئیل کرماشانی 3/7/2010



---------------------------------------
روه همبستگی با مادران عزادار ایران درکلن چهارم یولی علیه اعدام و سنگسار
درود بر دوستان عزیز
عفو بين‌الملل: دو زن اکنون در هراس خطر اعدام هستند، رهانا

سازمان عفو بين الملل طی اطلاعيه‌ای جديد از مقامات ايرانی خواست که فورا همه احکام مرگ و اعدام در خصوص همه زندانيان محکوم به اعدام خصوصا در مورد دو زن که در معرض خطر اعدام قريب الوقوع قرار دارند را متوقف کند.
خبرگزاری حقوق بشر ايران
رهانا: اين سازمان همچنين از مقامات ايرانی خواست که به بررسی مجدد و لغو قوانين مجازات مرگ، به منظور آشکار کردن جزئيات کامل احکام مرگ و اعدام بپردازند و به روند رو به رشد خواست جامعه جهانی برای لغو مجازات اعدام بپيوندند.
دو زن هم اينک در هراس خطر اعدام قريب الوقوع هستند. زينب جلاليان، فعال سياسی و عضو اقليت کرد، در اوايل سال ۲۰۰۹ به اتهام محاربه “دشمنی با خدا” به اعدام محکوم شد، در حالی که سکينه محمدی آشتيانی، به جرم “زنای محصنه” در حالی که در وضعيت تأهل بوده است در ماه می سال ۲۰۰۷ به اعدام از طريق سنگسار محکوم شد که اين حکم هر لحظه می تواند اجرا شود.


***همانطور که شنیده اید گروههای بسیاری در شهرهای مختلف علیه این دو -
حکم حرکتهای اعتراضی داشته و دارند
همزمان با ما * گروه همبستگی با مادران عزادار ایران درکلن *
نیز چند گروه از ساعت 11 صبح برنامه خواهند داشت و به عبارتی با ما همراه خواهند بود.امروز از اداره پلیس به من خبر دادند که محل همیشگی ما این هفته در اختیار گروه مخالف اعدام از کشور چین خواهد بود و ما میبایستی با گروههای دیگر ایرانی به
.برویم dom-wallraf platz طرف دیگر




نگذاريد کابوس زندگيمان اتفاق بيفتد٬
به سنگسار شدن مادرمان اعتراض کنيد!

امروز دست ياري به سوي همه مردم دنيا دراز ميکنيم. پنج سال است که بدون مهر مادري و با ترس و وحشت زندگي ميکنيم. آيا دنيا آنچنان ظالم است که ميتواند اين فاجعه را ببيند و راحت از آن عبور کند ؟

ما فرزندان سکينه محمدي آشتياني هستيم. فريده و سجاد محمدي آشتياني. از سنين نوجواني با اين درد آشنا شديم که مادرمان در زندان است و ما منتظر يک فاجعه نشسته ايم. راستش کلمه سنگسار٬ به خودي خود چنان ترسناک است که ما سعي ميکنيم هيچگاه از آن استفاده نکنيم. ما ميگوييم٬ مادرمان در خطر است٬ مادرمان مکنست کشته شود و مادرمان از همه انتظار دارد کمکش کنند.
مادران ایران همراه با خانواده زندانیان سیاسی و جان باختگان کنونی و گذشته، خواستار:
۱- محاکمه علنی و مجازات آمرین و عاملین جنایات سی و یک سال گذشته،
۲- آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی،
۳- محکوم کردن مجازات اعدام و پایان دادن به احکام اعدام شدند.

امروز پس از یک سال اگر چه مادران عزادار رخت عزا از تن در آورند، ولی از پای نخواهند نشست و با قامتی استوار، پیگیر و پایدار و تا جان در بدن دارند، مادران دادخواهی هستندکه برای رسیدن به خواسته های خود مبارزه خواهند کرد.

مادران عزادار
ششم تیرماه سال ۱۳۸۹



ما گروه همبستگی با مادران عزادارایران-کلن به این ندا پاسخ میدهیم

بکشنبه4یولی ساعت11 در کلن دم والروف پلاتز
برنامه این هفته ما نیزفراخوان برای همه آزادیخواهان زن و مرد را دارد
در پخش خبر لطفا کوشا باشیم

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

بی بی سی: شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار با صدور بیانیه ای از بارک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا خواسته است که برای جلوگیری از اعدام زینب جلالیان، دخ

بی بی سی: شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار با صدور بیانیه ای از بارک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا خواسته است که برای جلوگیری از اعدام زینب جلالیان، دختر ۲۸ ساله کرد در ایران، دست به اقدامی بزند.
در روزهای اخیر چند سازمان مدافع حقوق بشر از احتمال اجرای حکم اعدام زینب جلالیان خبر داده اند و خواهان فشار جامعه بین المللی برای جلوگیری از آن شده اند.

علی جلالیان، پدر زینب به بی بی سی فارسی گفته است که نمی تواند خبر قریب الوقوع بودن اعدام را تایید کند، اما می داند که دخترش را به اعدام محکوم کرده اند و این حکم "قطعی" شده است.

جمال عبدی از مدیران شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار چهارشنبه نهم تیرماه (۳۰ ژوئن) در بیانیه این گروه درباره خانم جلالیان، از باراک اوباما خواست که "برای توقف اعدام زندانیان سیاسی بر ایران فشار وارد کند و تصریح کند که حقوق بشر در ایران یکی از موضوع هائیست که آمریکا به شدت درباره آن نگران است."

زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی و از مخالفان دولت ایران نیز از احتمال اعدام این شهروند ابراز نگرانی و انتقاد کرده است.

او سه شنبه با صدور بیانیه ای گفت: "این روزها شایعه اعدام زینب جلالیان بر سر زبان هاست. چرا؟ آیا زینب جلالیان عضو گروه های به اصطلاح محارب بوده است؟ آیا زینب جلالیان تاکنون اسلحه در دست داشته است؟"

زهرا رهنورد می گوید: "آیا خدا را خوش می آید و شایسته است یک زن را که مظهر رافت و لطافت در هستی و در هر ملتی است، نابود و از صحنه روزگار حذف کرد؟ به خصوص که زینب یک دختر جوان است."

زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ بازداشت و بعدا به اتهام همکاری با گروه پژاک محاکمه و محکوم شد.

به گفته آقای جلالیان، اعضای خانواده او حدود یک ماه قبل در زندان با زینب جلالیان ملاقات کرده اند.

او در مورد نحوه دستگیری دخترش گفت که او را در حالی بازداشت کرده بودند که مسافر یک مینی بوس بود و کارت شناسایی همراه نداشت، اما بعد اتهام همکاری با گروه های مسلح مخالف دولت ایران به او وارد شد.

سازمان دیده بان حقوق بشر سه شنبه در بیانیه ای با اشاره به اینکه "جلالیان احتمالا در معرض خطر اعدام است" از قوه قضاییه ایران خواست "فورا" اجرای حکم اعدام زینب جلالیان و هفده "دگراندیش" دیگر کرد را متوقف کند.

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه در سازمان دیده بان حقوق بشر گفت: "با توجه به محرمانه بودن بازداشت جلالیان و اعدام اخیر دگراندیشان کرد، ما معتقدیم که وی شدیدا در معرض خطر اعدام است."

این سازمان گفت که مسئولیت جان زینب جلالیان و یا زندانیان دیگری که محکوم به مرگ شده اند به عهده قوه قضاییه ایران خواهد بود.

گفته می شود یکی از وکلای دادگستری در تلاش است که وکالت خانم جلالیان را به عهده بگیرد.

پدر خانم جلالیان گفت که تا کنون چند وکیل برای او گرفته است، اما قوه قضائیه از پذیرفتن وکالت آنها خودداری می کند.

او گفت که اجازه دفاع به دخترش نمی دهند و از دست آنها هم کاری بر نمی آید.
-------------------------------------------------------------------------------------


۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

حمله به کره شمالی پیش یا پس از حمله به ایران؟


حمله به کره شمالی پیش یا پس از حمله به ایران؟

ترجمه رضا نافعی:مقامات آمریکائی، به ادعای خودشان یک شبکه جاسوسی روسی را کشف و بی اثر ساختند. وزارت دادگستری آمریکا روز دوشنبه خبر دستگیری ده نفررا که متهم بجاسوسی هستند اعلام کرد، که گویا برخی از آنها دیر زمانی است در آمریکا فعال هستند، روز سه شنبه یازدهمین فرد مظنون نیز در قبرس دستگیر شد که گویا پول مورد نیاز را دراختیار جاسوس ها می گذاشته است. واکنش مسکو خشم آگین است و سخن از بازگشت بدوران جنگ سرد می گوید.

در بیانیه وزارت خارجه روسیه گفته شده است: “ما درک نمی کنیم چه انگیزه ای وزارت دادگستری آمریکا را بر آن داشته که رسما، اعلامیه ای با روح داستانهای جاسوسی از دوران جنگ سرد، منتشر سازد”.سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه خشمناک از این خبر که چند روز پس از حضور دیمیتری مدودیف، رئیس جمهور روسیه در واشنگتن اعلام شده است، به تمسخر گفت: تاریخ دستگیری را “ خیلی شیک انتخاب کرده اند”. وی گفت دولت روسیه در انتظار دریافت توضیح از آمریکاست.ولادیمیر کولسنیکف، معاون کمسیون امنیت دوما ( مجلس روسیه) به خبرگزار ی ریا نووستی گفت، این دستگیری ها حکایت از آن دارد که محافلی در درون دولت آمریکا مخالف بهبود روابط با روسیه هستند.

کره شمالی هشدار می دهد

نویس دویچلاند

سئول، 29 ژوئن( آژانس فرانس پرس ــ) با توجه به مانور دریائی مشترک کره جنوبی و آمریکا، کره شمالی نسبت به احتمال جنگ اعلام خطر کرد. روزنامه رسمی و دولتی کره شمالی ــ مینجو جوسون ــ روز سه شنبه نوشت: یک تصادف کوچک، در حین مانور میتواند به آسانی به زد و خورد مسلحانه و بعد به جنگ بیانجامد. اگر “امپریالیست های آمریکائی” بخواهند آتش جنگ تازه ای در شبه جزیره کره برافروزند، کره شمالی متجاوز را ” نابود ” خواهد کرد.کره جنوبی و آمریکا قصد دارند برای نشان دادن قدرت خود، بعنوان واکنش در برابر، غرق شدن یک کشتی جنگی کره جنوبی، که گویا در اثر حمله اژدر کره شمالی رخ داد، دست به یک مانور مشترک دریائی در دریای زرد بزنند. تاریخ مانور هنوز اعلام نشده است.در اثر غرق شدن کشتی “خه اونان ” در 26 مارس ، 46 دریا نورد کره جنوبی کشته شدند. حاصل یک تحقیق بین المللی این بود که دلیل غرق شدن کشتی اصابت یک اژدر کره شمالی به آن بوده است. ولی کره شمالی اعلام کرده که هیچ نوع دخالتی در این حادثه نداشته است. در همایش جی 20، در کاناداــ تورونتو، در پایان هفته گذشته، پرزیدنت اوباما ، بدلیل این واقعه خواستار اتخاذ یک خط مشی شدید بین المللی در برابر کره شمال شد و چین ، نزدیک ترین همپیمان کره شمالی را متهم به “نابینائی عمدی در دیدن رفتار جنگی” کره شمالی کرد. آمریکا و کره جنوبی از شورای امنیت سازمان ملل خواسته اند تا به این مناسبت کره شمالی را محکوم کند. ولی چین در صورتی حاضر به تایید این محکومیت خواهد بود که در پی تحقیقات خود باین نتیجه برسد.

دولت چین روز سه شنبه اتهامات اوباما را رد کرد. یک سخنگوی وزارت خارجه چین گفت ما جانب هیچیک از دو طرف را نمی گیریم و با تکیه بر واقعیات موضع خود را مشخص می کنیم”. موضع چین و تلاشهای آن نباید مورد نکوهش قرار گیرد. روزنامه ” گلوبال تایمز” که از متعلقات روزنامه People’s Daily“ „ ارگان حزب کمونیست چین است اتهامات اوباما را “خالی از مسئولیت” خواند. این دولت چین نیست که مسائل را نادیده می گیرد بلکه کشورهائی چون آمریکا هستند که تلاش های چین را تعمدا نادیده می گیرند.چین قصد دارد در همین هفته در سواحل شرقی خود دست به یک مانور دریائی با مهمات واقعی بزند. روزنامه “چاینا دیلی” نوشت ارتش خلق ورود به یک منطقه وسیع دریائی را برای همه کشتی ها ممنوع اعلام کرده است. این ممنوعیت از روزچهارشنبه آغاز می گردد و تا آغاز هفته آینده ادامه خواهد یافت.




-----------------------------------------------------

بازداشت فرزاد احمدی در سنندج

سنه نیوز:در ادامه تداوم فشار بر فعالین کارگری روز سه شنبه فعال کارگری "فرزاد احمدی" به دلیل عدم توانایی پرداخت مبلغ جریمه تعیین شده برای وی، توسط دستگاه قضایی رژیم بازداشت و به زندان این شهر انتقال یافت.

دستگاه قضایی رژیم اسلامی علیه فرزاد احمدی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تحریک مردم به تجمع در راهپیمائی بر علیه اعدام، حکم 6 ماه زندان تعزیری صادر نمود که در دادگاه تجدید نظر رژیم به یک میلیون تومان جریمه نقدی تغییر یافته است.لازم به ذکر است "فرزاد احمدی" در تاریخ 20 مردادماه سال گذشته در خیابان فردوسی شهر سنندج توسط ماموران امنیتی رژیم دستگیر و مدت 20 روز در زندان مرکزی سنندج بازداشت بود و با قرار وثیقه 30 میلیون تومانی از زندان آزاد گردید.

گرچه نقض حقوق بشر یکی از موضوعات روز تمامی کشورهای دنیا و حتی جوامع متمدن است

احضار
۲ خرداد – احضار دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه شهید بهشتی تهران به کمیته انضباطی: این دانشجویان، روز بیستم اردیبهشت ماه، پس از ورود محمود احمدی‌نژاد به دانشگاه در میدان اصلی دانشگاه به اعتراض پرداختند.
۹ خرداد - احضار ۲۰ نفر از دانشجویان بدحجاب دانشگاه علامه طباطبایی به کمیته انضباطی
۱۸ خرداد – احضار دانشجویان کرمانشاه در آستانه ۲۲ خرداد
۲۸ خرداد - احضار چهارده تن از دانشجويان دانشگاه شريف به علت سردادن شعار الله اکبر و هشت دانشجوی دیگر به اتهام حضور در مراسم ۲۲ خرداد توسط کمیته انضباطی دانشگاه و احضار شش نفر از دانشجویان دانشگاه مزبور به دفتر پی گيری وزارت اطلاعات و بازجویی از آنها
بازداشت

۸ خرداد –
· بازداشت جواد عليخانی، دانشجوی سال آخر دامپزشکی و فعال دانشجويی دانشگاه چمران اهواز: جواد علیخانی در پاییز سال ۸۶ بازداشت و بعد از ۱۱ ماه زندان با قید وثیقه آزاد شد. در پاییز سال ۸۷ به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم گردید و این محکومیت در دادگاه تجدید نظر به ۳ سال حبس قطعی کاهش یافت. او در خرداد ماه به منظور اجرای حکم سه سال حبس قطعی بازداشت و به زندان اهواز منتقل شد.
· بازداشت بهزاد باقری، فعال دانشجویی و انتقال وی به زندان مرکزی اصفهان: این دانشجوی دانشگاه تهران که در نشریات دانشجویی «خاک» و «طلوع» فعال بود، پیشتر نیز در جریان بازداشت گسترده دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب در سال ۸۶ بازداشت شده بود.
۹ خرداد - بازداشت امجد(هژير) کردنژاد و جمال رحمتی، دو دانشجوی کرد دانشگاه تهران: کردنژاد بعد از چند روز با توديع قرار وثيقه آزاد و جمال رحمتی به زندانی در تهران منتقل شد.
۱۰ خرداد - بازداشت فرهاد فتحی دبير تشکل اصلاح طلب دانشگاه بين المللی قزوین
۱۲ خرداد - بازداشت احمد محمدنيا ، فعال دانشجويی بابل و اشکان مصيبيان، فعال دانشجويی کرمانشاه: این دو فعال دانشجویی پس از دو هفته با توديع قرار وثيقه آزاد شدند.
۲۰ خرداد – بازداشت هشت دانشجو در شیراز به اتهام "تبلیغ علیه پیامبر": فرشیدرضازاده مدیر مسوول نشریه دانشجویی توسعه ملی، حمیده مرادی سردبیر نشریه، مهرداد رزمجویی، آتنا علوی، نجمه ستوده، پیمان حاجی زاده و مسعود شمس در جریان برنامه ریزی برای برپایی یک سمینار توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند.
۲۲ خرداد –
· بازداشت کوروش جنتی، دانشجوی ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی پس از احضار به حراست دانشگاه: نیروهای امنیتی، پس از بازداشت جنتی، به منزل پدری وی رفته و اقدام به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی نمودند. پیش از این، کوروش جنتی، طی احکام جداگانه به سه ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.
· بازداشت سجاد و حمزه بنام، دو فعال دانشجویی در شیراز، توسط اداره اطلاعات شیراز: سجاد بنام که سابقه بازداشت یک روزه در ۱۳ آبان سال گذشته را نیز دارد، دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز است که ابتدا توسط حراست دانشگاه مزبور بازداشت و سپس در اختیار اداره اطلاعات شهر شیراز قرار گرفت.
· بازداشت مجدد سلمان سیما، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد: این فعال دانشجویی در جریان ناآرامی‌های سال روز انتخابات در خیابان انقلاب تهران توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. وی پیش از این از سوی شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب، به شش سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
· بازداشت دو دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه: حراست دانشگاه مزبور پس از احضار ۴ تن از دانشجویان این دانشگاه ۲ تن از آنان را با نام های آپتین پگاه دانشجوی رشته فیزیک و بابک غیاثی دانشجوی رشته مهندسی کشاورزی (زراعت)، به اداره اطلاعات کرمانشاه تحویل داد.
· بازداشت بهزاد حيدری، عضو سابق شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير و دانشجوی مهندسی کشتی سازی اين دانشگاه: وی پيش از اين در سال ۱۳۸۵ به علت فعاليت های دانشجويی خود از جانب کميته انضباطی دانشگاه به دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شده بود.
· بازداشت رضا و امين فريد يحيايی، دو فعال دانشجويی در تبريز: رضا و امين يحيايی از فعالان ستاد شهروند آزاد مهدی کروبی در تبريز بوده و پیش از این نیز در ۲۵ خرداد سال گذشته به همراه پدر خود و جمعی ديگر از فعالان سياسی تبريز بازداشت شده بودند.
۲۴ خرداد –
· بازداشت صدرا آقاسی، دانشجوی دانشگاه تبریز، عضو شورای سردبیری نشریه ی دانشجویی تلنگر و از اعضاي کمیته مرکزی انجمن ادبي سهند.
· بازداشت نعيم احمدی، دانشجوی رشته ی زمین شناسی دانشگاه تبریز، دبير انجمن اسلامي دانشكده ی علوم طبيعي، عضو شورای سردبیری نشریه ی دانشجویی تلنگر و از اعضاي کمیته ی مرکزی انجمن ادبي سهند.
احکام

۸ خرداد - محکومیت ضیاء نبوی، فعال دانشجویی و سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ۱۰ سال حبس تعزیری: اتهام‌های این فعال دانشجویی، «اجتماع و تبانی به جهت برهم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، تشویش اذهان عمومی و همکاری با منافقین» عنوان شده است. ضياءالدين نبوی در شامگاه ۲۵ خرداد سال گذشته در منزل يكي از دوستانش بازداشت شد. به گفته وكيل اين فعال دانشجويی، اتهام اصلی نبوی حضور در راهپيمايی روز ۲۵ خرداد ماه بوده است.
۱۳ خرداد –
· محکومیت شبنم مدد زاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت به ۵ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان رجایی شهر: شبنم مددزاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم که در یکم اسفند ماه ۱۳۸۷ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده بود در ششم بهمن ماه ۱۳۸۸ به اتهام محاربه از طریق ارتباط با منافقین محاکمه شد.
· محکومیت فرزاد مدد زاده، به ۵ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان رجایی شهر
· تعلیق از تحصیل طه ولی زاده و عاطفه رنگریز، در دانشگاه علامه طباطبایی: کمیته انضباطی دانشگاه مزبور بعد از برگزاری مراسم روز جهانی زن، هفت نفر از دانشجویان را به دانشگاه ممنوع الورود نموده و حکم تعلیق طه ولي زاده، دانشجوي سال سوم جامعه شناسي و عاطفه رنگريز دانشجوي سال سوم جامعه شناسي را بعد از سه ماه تایید نمود.
۱۵ خرداد - یک سال حبس تعلیقی برای البرز زاهدی، عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال: اتهام این فعال دانشجویی، فعالیت تبلیغی علیه نظام ذکر شده است که بر اساس آن به یک سال حبس محکوم شد. حکم مزبور به مدت سه سال به حال تعلیق درآمده است. البرز زاهدی، بیست‌وهشتم آبان‌ماه سال گذشته، به همراه شش عضو دیگر دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران، در یک جلسه کتابخوانی بازداشت شد و مدت یک‌ماه را در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین سپری کرد.
۱۶ خرداد – محرومیت از تحصیل هاجر کریمی: هاجر کبیری، فارغ التحصیل پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه تبریز، از فعالین دانشجویی و عضو کمپین یک میلیون امضای آذر بایجان ، سردبیر نشریه توقیف شده "تلنگر" برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد ستاره دار اعلام شده و از ارائه ی کارنامه به ایشان خودداری به عمل آمد.
۱۸ خرداد –
· تمدید قرار بازداشت موقت عبدالله یوسف‌زادگان: قرار بازداشت این دانشجوی ممتاز کشور، پس از ۸۴ روز حبس در سلول‌انفرادی تهران مجدداً به دلایل نامعلوم تمدید شد. در حالی که چند روز پیش از آن، قرار وثیقه صادر شده و خانواده‌اش در انتظار آزادی او بودند. عبدالله یوسف‌زادگان دارنده مدال طلای المپیاد ادبی و دانشجوی ممتاز کارشناسی ارشد حقوق و از نخبگان فرهنگی جوان کشور است.
· محرومیت از تحصیل محسن ثقفی دانشجوی دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز: محسن ثقفی ۱۰ روز پیش از ارائه کارنامه های کارشناسی ارشد، توسط وزارت اطلاعات احضار و طی آن به او اعلام شد که از ادامه تحصیل محروم شده است. محسن ثقفی فرزند دکتر علیرضا ثقفی (نویسنده و روزنامه نگار) است که سابقه بازداشت در مراسم روز کارگر سال ۸۸ به همراه پدر خود را دارد و اکنون به قید وثیقه آزاد است. وی در مدت یک سال گذشته بارها به وزارت اطلاعات احضار و بازجویی شده است

· صدور پانزده ترم محرومیت از تحصیل برای دانشجویان دانشگاه تبریز: ۷۰ نفر ار دانشجویان دانشگاه تبریز توسط کمیته انضباطی، احضار شدند و در آستانه خرداد ماه برای ۹ تن از این فعالان دانشجویی در مجموع ۱۵ ترم تعلیق صادر شده است
ü محمد مینایی دانشجوی رشته ریاضی ورودی ۸۶ : ۲ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü محمد رازانی دانشجوی رشته عمران ورودی ۸۷ : ۱ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü شهلا ابراهیمی دانشجوی رشته علوم اجتماعی ورودی ۸۵: ۲ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی و پیشنهاد انتقال به دانشگاه دیگر
ü آستره مولودی دانشجوی رشته علوم تربیتی ورودی ۸۶: ۱ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü سمیرا چلانی دانشجوی رشته تاریخ ورودی ۸۸: ۲ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü احمد الیاسی دانشجوی رشته عمران ورودی ۸۵: ۲ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü احمد نوری دانشجوی رشته ریاضی ورودی ۸۶: ۱ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü شهرام همایونفر دانشجوی رشته شیمی ورودی ۸۵: ۲ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
ü مریم زارعی دانشجوی رشته علوم تربیتی ورودی ۸۴: ۲ ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
۲۵ خرداد –
· محرومیت از تحصیل سارا خادمی، دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه مازندران در مقطع کارشناسی ارشد: این دانشجو در آخرین روز مهلت انتخاب رشته طی تماسی تلفنی به اطلاعات سازمان سنجش احضار شد و بعد از بازجویی طولانی وی را مردود گزینشی عنوان کردند. سارا خادمی از جمله فعالان دانشجویی بود که همراه تعدادی دیگر از دانشجویان در آذرماه سال ۸۶ دستگیر و روانه بازداشتگاه اطلاعات و پس از آن دوبار به دادگاه انقلاب احضار شد.
· تعلیق از تحصیل "بدحجابان" در دانشگاه علامه طباطبایی: بر اساس اظهار یکی از مسوولان دانشگاه مذکور، برخی از دانشجویان «بد‌حجاب» این دانشگاه «یک تا دو ترم» از تحصیل محروم شده‌اند. این احکام دانشجویان، به خاطر «بی‌اعتنایی» آنها به تذکرات مسوولان دانشگاه مبنی بر رعایت حجاب، صادر شده است.
۲۹ خرداد –
· صدور حکم تعلیق برای بیش از پانزده نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی توسط کمیته انضباطی پس از حضور محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه شهید بهشتی و اعتراض دانشجویان
· محکومیت قطعی رجبعلی داشاب و علی ارشدی، دو دانشجوی بازداشتی به مجموعا شش سال حبس تعزیری: رجبعلی داشاب، از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی توسط شعبه ۵۴ تجدیدنظر دادگاه انقلاب به ریاست قاضی موحد، به ۵ سال حبس قطعی محکوم شد. وی دانش‌آموخته فلسفه غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه تبریز و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی است. همچنین محکومیت علی ارشدی، دانشجوی دکترای الکترونیک که به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت از طریق شرکت در راهپیمایی، به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود، در دادگاه تجدیدنظر به یک سال کاهش یافت.

تهدید و ارعاب

۲۴ خرداد - ضرب و شتم شهریار حسین بر، فعال دانشجویی اصلاح طلب در دانشگاه سیستان و بلوچستان: این فعال دانشجویی پیش از این دو بار با احکام انضباطی و حذف ترم مواجه شده بود. وی ترم تحصیلی گذشته را نیز به دانشگاه ممنوع الورود بوده است.
اعتصاب غذا
۱۷ خرداد – اعتصاب غذای محسن صنعتی پور، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد: این دانشجو در اعتراض به دو ترم محرومیت از تحصیل، در صحن خوابگاه های دانشگاه فردوسی مشهد دست به تحصن زد. محسن صنعتی پور، عضو ستاد دانشجوبی مهدی کروبی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در خراسان، در شهریور ۸۸ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و سپس با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی در مهر ماه سال گذشته از سوی کمیته انضباطی دانشگاه فردوسی به دو ترم تعلیق معلق محکوم شد.
۱۸ خرداد - اعتصاب غذای سلمان سیما، عضو سازمان دانش آموختگان ایران و فعال دانشجویی دانشگاه آزاد: سلمان سیما که برای بار دوم بازداشت شده است در انفرادی بند دو الف به سر برده و از روز اول بازداشت دست به "اعتصاب غذای خشک" زد اما پس از اجازه ی برقراری تماس تلفنی اعتصاب خود را به "اعتصاب تر" تغییر داده است.

زنان

۱۰ خرداد – محکومیت سارا توسلی به شش سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق: این رای در شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی عباس پیرعباسی، و به اتهام حضور کوتاه مدت توسلی در حوادث عاشورا و تسلیت به خانواده میرحسین موسوی صادر شده است.
۱۵ خرداد- اقدام ماموران برای بازداشت صبا واصفی، فعال حقوق بشر و جنبش زنان، و تفتیش منزل وی
۲۱ خرداد – بازداشت نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر: این فعال حقوق بشر و روزنامه نگار، شامگاه روز پنج شنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۸۹، در حضور فرزندان خردسال خود بازداشت شد. نرگس محمدی، رئیس و سخن گوی کانون مدافعان حقوق بشر و رییس هیات اجرایی شورای صلح ایران، پیش از آن نیز چندین بار به دادگاه انقلاب احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود.

اقلیت های قومی و مذهبی

۴ خرداد-
· بازداشت اکبر آزاد نويسنده آذربايجانی در منزل شخصی اش در تهران
· بازداشت حمیده فرج‌زاده (پینار)، فعال حقوق زنان در آذربایجان: حمیده فرج زاده فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم پزشکی ایران و کارمند بیمارستان مطهری ارومیه است که در منزل مسکونی اش در ارومیه بازداشت شد. ماموران امنیتی منزل والدین او را مورد تفتیش قرار داده و لوازم شخصی اش را مصادره کردند. او در دوران دانشجویی خود در زمینه حقوق دانشجویی فعالیت داشته و از فعالان حقوق زنان، حقوق اجتماعی و قومی است.
۵ خرداد – یورش به منزل پژمان روشنكوهي شهروند بهایی مازندرانی و بازداشت وی
۸ خرداد –
· محکوميت شش تن از دروايش گنابادی به زندان : بر اساس دادنامه صادره از شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايی شهرستان گناباد، علی افکار، عباسعلی افکار، معصومه سالاری، رضا شوقی و حسنيه کاظمی از دراويش نعمت اللهی گنابدی ساکن بيدخت به اتهام تهديد عليه بهداشت عمومی از طريق دفن اموات در مزار سلطانی به تحمل ۴ ماه حبس تعليقی (به مدت ۳ سال) محکوم شدند. هم چنين بر اساس اين حکم عباسعلی زارع حقيقی متصدی مزار سلطانی به ۴ ماه حبس تعزيری محکوم شده است. آقای حقيقی در گذشته نيز به همين اتهام از سوی دادگاه گناباد مجموعاً به ۷ ماه حبس قطعی محکوم شده بود که پرونده وی در دستور کار اجرای احکام دادگستری قرار دارد.
· بازداشت فرج الله زنده دلان، فعال صنفی معلمان کردستان در سنندج: نامبرده از فرهنگیان بازنشسته است که از سوی نیروی انتظامی در ارتباط با تعطیلی بازار در ۲۳ اردیبهشت ماه در سنندج بازداشت شده است.
۱۰ خرداد-
· بازداشت کامران آسا، برادر کيانوش آسا نيمه شب در منزل خود در کرمانشاه: وی پس از دو هفته با توديع قرار وثيقه از زندان آزاد شد.
· بازداشت شيرکو سبيلی، شهروند مهابادی، توسط نيروهای امنيتی
· یورش به منزل فخرالدین صمیمی، شهروند بهایی ساکن قائمشهر، تفتيش منزل و ضبط كتب، سي دي ها و كامپيوتر و بازداشت نامبرده
۱۶ خرداد - تائید حکم تیرباران دو فعال سیاسی کرد از سوی دیوان عالی کشور : محمد امین آگوشی، معلم بازنشسته که به مدت ۲۰ ماه در زندان ارومیه محبوس بوده در سال ۸۶ بازداشت و از سوی دادگاه نظامی به اعدام از طریق تیرباران محکوم شد. همچنین، احمد پولادخانی از اهالی پیرانشهر که در سال ۱۳۸۶ دستگیر شد، در ۱۲ آذر ۸۸ در دادگاه نظامی شهر ارومیه، به اتهام جاسوسی و عضویت و همکاری در حزب حیات کردستان - پژاک - به تیرباران محکوم شد.
۱۷ خرداد – بازداشت شهناز رنجبر و مشتاق سمندری پس از احضار به ادراه اطلاعات محل سکونت: اتهام مطرح شده، ضديت با اسلام از طريق تبليغ بهائيت است.
۱۸ خرداد – بازداشت مهندس محمود فضلی عضو هیات موسس مجمع دانشگاهیان آذربایجان و حیدر کریمی عضو هیات تحریریه هفته نامه سینای همدان
۱۹ خرداد-
· بازداشت غلام عباس زارع حقیقی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و متصدی مزار بزرگان تصوف در گناباد: غلام‌عباس زارع حقيقی توسط نيروهای امنيتی و انتظامی در بيدخت دستگير و برای تحمل ۷ ماه حبس قطعی روانه زندان شد. به دستور شورای تأمين شهرستان گناباد ، اين درويش نعمت اللهی گنابادی به بهانه حساسيتهای امنيتی ، روانه زندان وکيل آباد مشهد شد تا دوران محکوميت خود را در آنجا سپری کند.
· احضار بهنام متعارفی، شهروند بهایی ساکن سمنان جهت اجرای حکم یک سال و نیم حبس تعزیری: نامبرده در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات بعد از بازرسی و تفتیش کلیه ی لوازم شخصی و خانوادگی، بازداشت شد و در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۸۸ به قید وثیقه آزاد شد.
۲۳ خرداد –
· تفتیش منزل قوام الدین ثابت، شهروند بهایی ساکن شهرستان ساری: شش تن از نیروهای امنیتی با معرفی خود به عنوان «مامور دارایی»، وارد منزل نامبرده شده و به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی پرداختند. آنها بیش از ۱۵۰ جلد کتاب و دفاتر کار آقای ثابتیان، به همراه تعداد زیادی سی دی که شمارش نشد، کیس کامپیوتر، و ریسیور را ضبط کردند. دیش ماهواره را «مچاله»، تصاویر مذهبی بهاییان را پاره کردند.
· محکومیت مهندس علیرضا فرشی استاد دانشگاه و همسرش سیما دیدار به شش ماه حبس تعزیری قطعی: بر اساس حکم صادره از سوی قاضی علیزاده، شعبه یکم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی، اتهام این افراد تبلیغ علیه نظام عنوان شده و حکم یک سال حبس تعزیری صادره برای این زوج آذربایجانی به شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است. علیرضا فرشی در جریان مراسم راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ که توسط اداره تربیت بدنی آذربایجان شرقی در پارک ائل گولی تبریز برگزار شده بود بدست ماموران اداره اطلاعات بازداشت شد
۲۶ خرداد - بازداشت کشيش بهروز صادق خانجانی ناظر کليسای ايران، توسط مامورين وزارت اطلاعات: کشيش بهروز خانجانی که برای ارايه آخرين دفاعيات خود به شيراز رفته بود به اداره اطلاعت اين شهر احضار و پس از يک بازجويی فشرده به بازداشتگاه وزارت اطلاعت منتقل شد.
۲۷خرداد – بازداشت یونس سلیمانی مدیر مسوول سابق نشریه دانشجویی "ایلدیریم" و فعال دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه بوعلی سینای همدان
۲۸ خرداد –
· بازداشت ريبين نبردی، شهروند مهابادی توسط نيروهای امنيتی: وی به همکاری با گروه‌های مخالف نظام متهم شده است.
· بازداشت محمدامين راشدی شهروند مهابادی توسط نيروهای امنيتی: او به همکاری با گروه‌های غير قانونی متهم شده است
۲۹ خرداد – یورش ماموران امنیتی برای دستگیری سارا
۳۰ خرداد – محکومیت ناصر معیری، زندانی ساسی کرد و اهل شهرسان بانه، به یک سال و نیم حبس قطعی: او پیش از این در آذر ماه ۱۳۸۵ دستگیر و توسط دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان سقز به اتهام همکاری با احزاب اپوزسیون کرد به یک سال و نیم زندان محکوم گردیده بود. ناصر معیری پس از تایید حکم از سوی دادگاه تجدید نظر استان کردستان، برای گذراندن دوران محکومیت به زندان شهرستان بانه منتقل گردید.
۳۰ خرداد – احضار سه شهروند اهل مهاباد به نام های کاک الله افشاری ، ملک شریفی و بیانه افشاری توسط یک نهاد امنیتی: دلیل این احضار، سفر به کردستان عراق و مصاحبه و گفت و گو با رسانه های کردی اعلام شده است.
۳۱ خرداد –
· بازداشت حسین نوجوان، یکی از بازاریان مهابادی
· یورش به منزل سارا محبوبي دانشجوي محروم از تحصیل بهايي ساكن ساري

فرهنگ و اندیشه

احکام

۱۱ خرداد – توقیف یک روزنامه، یک ماهنامه و تذکر به ۱۴ نشریه: توقیف روزنامه «گل» به دلیل انتشار و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی و تخلف از بند دو ماده شش قانون مطبوعات و ماهنامه محلی «بدر» به دلیل افترا به مقامات، نهادها و ارگان‌های کشور و پخش شایعات و مطالب خلاف واقع به دلیل تخلف از بندهای هشت و ۱۱ ماده شش قانون مطبوعات. تذکر به روزنامه «البرز ورزشی» به دلیل تخلفات محتوایی و شکلی. روزنامه‌های «وطن امروز» و «فرهیختگان»، «مردم سالاری»،«آفتاب یزد»، «جهان اقتصاد»، «آرمان روابط عمومی»، «جمهوری اسلامی»، «جهان صنعت»، «کارون»، «البرز ورزشی» و«خبر ورزشی» و همچنین نشریات:‌«بهداشت روان و جامعه»، «هنر موسیقی» و «راه» به دلیل تخلفات محتوایی و شکلی.
۱۹ خرداد - ۳۰ سال محروميت از روزنامه نگاری برای ژيلا بنی يعقوب: دادگاه انقلاب اسلامی به رياست قاضی يير عباسی، ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار را به يک سال حبس تعزيری و ۳۰ سال محروميت از روزنامه نگاری محکوم کرد. ژيلا بنی يعقوب که در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ به همراه همسرش بهمن احمدی امويی بازداشت و پس از تحمل دوماه زندان با قرار وثيقه آزاد شد.
۲۸ خرداد - محکومیت حسن اعتمادی، سردبیر ماهنامه آی تی به ۲ سال حبس: او که دارای مدرک مهندس کشاورزی و آی تی است و از روز عاشورا در زندان به سر می‌برد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب بنا بر رای قاضی مقیسه به یک سال حبس تعزیری و یک سال تعلیقی محکوم شده است.
۲۹ خرداد –
· فیلترینگ سایت جمعیت کرمانج و کرد
· فیلترینگ سایت رسمی انجمن فرهنگی مدنی کردهای خراسان مستقر در لندن
· فیلترینگ سایت سازمان مردمی کرمانج وابسته به انجمن کردهای خراسان در انگلستان
۳۱ خرداد - محکومیت مجید سعیدی، عکاس خبری، به سه سال زندان: نامبرده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و شرکت در تجمعات غیر قانونی مورد محاکمه قرار گرفته است. او جمعه شب، دهم تیر ماه سال گذشته، از سوی ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد و ماموران بخشی از وسایل شخصی وی را نیز با خود برده بودند. او چندی بعد به قید وثیقه ازاد شد.
۳۱ خرداد – لغو مجوز فصلنامه فرهنگ آموزش و تذکر به سه نشریه دیگر: مجوز فصلنامه "فرهنگ آموزش" به دليل انتشار مطالب مخالف موازين اسلامي به استناد بند ۱ ماده ۶ قانون مطبوعات و تبصره ماده ۱۱ آن قانون لغو و به ماهنامه فردوسي، رودكي و گلستانه تذكر كتبي داده شد.

بازداشت

۱۰ خرداد - بازداشت اعظم ویسمه، خبرنگار پارلمان نیوز : پیش از این نیز ورود این خبرنگاران پارلمانی با سابقه به مجلس ممنوع اعلام شده بود.
۱۱ خرداد – بازداشت محبوبه خوانساری، خبرنگار سرویس اجتماعی خبرگزاری میراث: محبوبه خوانساری که خبرنگار حوزه مدیریت شهری بوده و در روزنامه های چون کلمه سبز، هم میهن و شرق فعالیت داشته است توسط نیروهای اطلاعات در منزل خود بازداشت شد.
۲۲ خرداد - بازداشت عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار، فعال ملی - مذهبی و عضو کانون مدافعان حقوق بشر برای سومین بار در طول یکسال

کارگران

۱۰ خرداد –
· اعتراض ۲۵۰ کارگر کارخانه صنایع فلزی: كارگران كارخانه صنايع فلزي در چند هفته گذشته به نشانه اعتراض به آنچه كه پرداخت نشدن ۶ ماه حقوق پرداخت نشده عنوان مي‌شود چند نوبت دست از كار كشيده در محوطه دروني و اطراف كارخانه تجمع كرده‌اند.
· محکومیت پژمان رحیمی به هفت سال حبس و ۴۰ ضربه شلاق : وی که از فعالين کارگری خوزستان و دبير انجمن فرهنگی هنری سايه در اهواز است به اتهام اخلال در نظم ، به يک سال حبس و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شده است. او پیش از این نیز به اتهام اجتماع و تبانی عليه جمهوری اسلامی و تحريک کارگران هفت تپه و کارگران لوله سازی اهواز به ۵سال حبس محکوم شده بود. پژمان رحیمی، همچنين به دنبال ارائه ی يک سمينار علمی در دانشگاه اهواز به يک سال حبس محکوم شده بود.
۱۳ خرداد - اتهام ارتباط با گروه های معاند نظام برای اسانلو، رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه: منصور اسانلو با اتهامی جدید تحت عنوان “ارتباط با گروه های معاند نظام” تحت بازجویی در سلول انفرادی سپاه قرار گرفته و اتهامات مطرح شده توسط بازجویان را نپذیرفته و اعلام کرده که از دو سال پیش در زندان به سر می برد و چنین اتهامی کاملا بی اساس است.
۱۴ خرداد - بازداشت علیرضا اخوان، فعال کارگری: علیرضا اخوان، فعال حقوق کارگران و عضو کانون مدافعان حقوق کارگر ساعت چهار بامداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. ماموران وزارت اطلاعات پس از دستگیری نامبرده اقدام به ضبط کلیه لوازم شخصی وی از جمله کتاب ها و کامپیوتر او نمودند.
۱۷ خرداد – انتقال منصور اسانلو، رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، به بند عمومی زندان رجایی شهر کرج: منصور اسانلو در پی شکايت يک زندانی که به جرم قتل برادرش در زندان به سر می برد، به سلول انفرادی سپاه پاسداران در زندان رجايی شهر منتقل شد. بند پنج زندان رجايی شهر به خاطر حضور زندانيان معتاد و مبتلا به بيماری های عفونی و مقاربتی «بند متادونی» خوانده می شود.
۱۹ خرداد – بازداشت سعید ترابیان از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
۲۲ خرداد- بازداشت بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری و عضو کميته پيگيری برای ايجاد تشکل آزاد کارگری: او هنگام دستگيری و بازداشتش در زندان مورد ضرب وشتم قرار گرفته، به شکلی که بنا به گفته خودش دچار شکستگی در دنده ها شده است. بهنام ابراهيم زاده کارگر لوله سازی پلی اتيلن شورآباد شهر ری است که سال گذشته نیز در تاریخ اول مه، روز جهانی کارگر، هنگام برگزاری مراسم در پارک لاله تهران به مناسب روز جهانی کارگر، بازداشت شده بود.
۲۴ خرداد - اعتصاب ۴۰۰ کارگر شرکت گل و درگیری فیزیکی آنها با برخی از مدیران: این کارگران در پنج سال گذشته ‌به عنوان نیروی کار پیمانکار مجری احداث و راه‌اندازی گندله سازی فعالیت کرده‌اند اما از فروردین ماه و پس از افتتاح این مجتمع از سوی محمود احمدی‌نژاد به آنان اعلام شد که باید کار خود را ترک کنند تا نیروهای جدیدی که از طریق آزمون جذب شده‌اند؛ جایگزین‌شان شوند.
۲۹ خرداد –
· یورش مامورین وزارت اطلاعات تحت عنوان حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به منزل مادر سعید ترابیان، مسوول روابط عمومی سندیکای شرکت اتوبوس
· اعتصاب کارگران سد مخزنی ژاوه، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق چند ماهه
دگرباشان
۶ خرداد – یورش نیروهای امنیتی به منزل رضا و علیرضا دو تن از دگرباشان و ضبط کامپیوتر آنها به همراه چند مدارک شخصی
۱۵ خرداد – ضرب و شتم و قتل امیرحسین، 23 ساله دو جنس گرا توسط نیروهای بسیج
فعالان سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر
احکام
۲۷ خرداد - محکومیت دو سال و نود و یک روز حبس تعزیری برای شاهین زینعلی: این حکم از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به جهت اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق عضویت در حزب پان ایرانیست صادر شده است.

بازداشت ها

۱۱ خرداد –
· محکومیت محمد نوری زاد به سه سال و نیم حبس
· محکومیت محسن امین زاده به پنج سال زندان: محسن امین‌زاده عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی در دادگاه بدوی به شش سال حبس تعزیری محکو شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال زندان کاهش یافت. اتهامات وی، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و همچنین تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با شبکه‌های خارجی عنوان شده است.
· حمله نیروهای امنیتی به منزل صبا واصفی، فعال حقوق بشر و تفتیش منزل وی
· محکومیت مریم اکبری منفرد به ۱۵ سال حبس تعزیری: مریم اکبری منفرد، از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات، از سوی شعبه‌۱۵ دادگاه انقلاب، به ۱۵ سال حبس در زندان رجایی‌شهر محکوم شد. اکبری منفرد، سه فرزند خردسال دارد و خانه‌دار است. وی دهم دی‌ماه، طی یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. این حکم به اتهام «محاربه» صادر شده، در حالی که این زندانی سیاسی بارها اتهامات وارده را رد کرده است.
۱۳ خرداد -
· محکوميت آرش نوری، از متهمان حوادث پس از انتخابات، به ۶ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق
· محکومیت حمید حائری به ۱۵ سال زندان و تبعید: اتهامات نامبرده، محاربه، ملاقات خانوادگی با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق، هواداری از سازمان مجاهدین ، تبلیغ علیه نظام ذکر شده است. حائری از بیماری حاد قلبی رنج می برد و تاکنون دوبار دچار سکته قلبی شده است.
۱۴ خرداد - اخطاریه نهایی دادگاه انقلاب اراک برای مصادره منزل پدری عابد توانچه
۱۷ خرداد – بازداشت محمود بهشتی لنگرودی، سخن‌گوی کانون صنفی معلمان

۱۸ خرداد – محکومیت کوهیار گودرزی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، به یک سال حبس تعزیری

· بازداشت یونس رستمی، مسوول شاخه سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران در شهرستان آبدانان
· محکومیت سعید حسن زاده، فعال حقوق کودک به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و تحصیل مال نامشروع از طریق نگارش مطلب، به ۲۲ ماه حبس تعزیری: سعید حسن زاده در تاریخ ۱۱ دیماه سال ۸۸ در منزل پدری‌اش دستگیر و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد. .او در یک ان.جی.او واقع در شهر ری فعال بوده و در مورد حقوق کودک برای نشریات مختلف مقاله می‌نوشته است.
۲۰ خرداد –
· عدم اجازه به خانواده اکبر کرمی برای شرکت در جلسه دادگاه و ملاقات با وی: در این جریان، محمد کرمی استاد دانشگاه که برادر نامبرده است و همچنین حامد کرمی، برادرزاده ۱۹ ساله وی دستگیر شدند.
· بازداشت طاری، رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در بابلسر: طاری از مسوولین اداره آموزش و پرورش شهرستان بابلسر در دولت اصلاحات بوده و به گفته مقامات قضائی هم اکنون در بند ویژه زندان متی کلای بابل در کنار دانشجویان به سر می برد.
۲۲ خرداد –
· بازداشت حدود ۴۰۰ تن از زنان و مردان ایرانی به دلیل حضور در مراسم سالگرد انتخابات
· بازداشت قدرت محمدی شهردار سابق قصر شیرین و نفر اول شورای شهر اولین دوره انتخابات شورای شهر و روستا
· انتقال کامران آسا، حمیدرضا و اشکان مصیبیان به زندان دیزل آباد کرمانشاه: کامران آسا، برادر کیانوش آسا (دانشجوی جان باخته تظاهرات ۲۵ خرداد سال گذشته)، و حمیدرضا و اشکان مصیبیان، دو برادر فعال مدنی - دانشجویی کرمانشاه به زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل شدند. ماموران اداره اطلاعات کرمانشاه ۱۰ خرداد ماه کامران آسا را هنگام خروج از منزل برادران مصیبیان بازداشت و سپس فردای آن روز طی دو مرحله اقدام به بازداشت اشکان و حمیدرضا مصیبیان کردند.
۲۳ خرداد – حمله نیروهای مهاجم به دفاتر آيات عظام منتظری و صانعی
۲۴ خرداد – بازداشت محمد رضا جلایی پور
۲۶ خرداد - تعیین وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی برای حسام فیروزی
۳۰ خرداد-
· افزایش قرار وثیقه و تفهیم اتهامات جدید در حین برگزاری جلسه بازپرسی و اخذ آخرین دفاع از نوید خانجانی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر:اتهامات این فعال مدنی در این جلسه، «اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، تشکیل گروه کمیته حق تحصیل بهاییان، عضویت در گروه‌های کمیته گزارشگران حقوق بشر و مجموعه فعالان حقوق بشر» عنوان شده است. ضمن اینکه قرار وثیقه‌ی این فعال حقوق بشر، از ۵۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد.
· بازداشت شیرین فیروزی همسر دکتر اکبر کرمی در قم
۳۱ خرداد – احضار پدر اشکان سهرابی، از شهدای خرداد ماه ۱۳۸۷ ، از سوی وزارت اطلاعات

زندانیان و وضعیت زندان ها

۲ خرداد – اعتصاب غذای مجید توکلی در سلول انفرادی: مجید توکلی بعد از انتقال به سلول انفرادی در اعتراض به این امر دست به اعتصاب غذای خشک زد.
۶ خرداد – اعتصاب غذای کوهیار گودرزی و حسین رونقی ملکی: این دو تن در اعتراض به شرایط بلاتکلیف خود دست به اعتصاب غذا زند.
۸ خرداد - ضرب و شتم شديد رسول بداغی در زندان رجايی شهر: دو تن از مسوولان زندان رجايی شهر با نام های مستعار شيخ و دايی قاسم ، رسول بداغی را به محلی از زندان برده، دست های او را از پشت بسته و اقدام به ضرب و شتم شديد وی نمودند. علت اين اقدام مسوولان زندان، اعتراض بداغی به وضعيت نا مناسب زندان رجايی شهر و مشکلات ايجاد شده برای وی بوده است.
وخامت وضعیت جسمانی هنگامه شهیدی، عضو حزب اعتماد ملی ، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در زندان اوین
۹ خرداد –
· وضعیت نامناسب جسمانی مجید دری در پی تشدید بیماری میگرن: بیماری میگرن این فعال دانشجویی، در پی «نداشتن دسترسی» به پزشک و دارو، «تشدید» شده و وضعیت جسمانی او «نگران‌کننده» گزارش شده است. مجید دری از سوی دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس تعزیری محکوم شد و دادگاه بدوی، این فعال دانشجویی را به ۱۱ سال حبس محکوم کرد. دری دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل و دبیر کمیته دانشجویی صیانت از حقوق شهروندی است.
· حمله به هنگامه شهیدی در بند زنان
۱۴ خرداد - وضعیت نامناسب ابوالفضل عابدینی در زندان اهواز : ابوالفضل عابدینی، فعال حقوق بشر، از طرف مسوولین زندان به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته است و ضمن آزار شدید از او خواسته اند که اعتراف‌هایی انجام دهد که وی چنین خواسته ای را قبول نکرده است.
۱۵ خرداد – وخامت وضعیت جسمانی حامد روحی نژاد: حامد روحی نژاد در پی تشدید بیماری اسکلروز چندگانه ( ام. اس.) دچار حمله شد و وضعیت جسمانی وی رو به وخامت نهاد، به شکلی که بینایی چشم راست نام برده به شدت کاهش یافته است. به دليل وضعیت وخيم جسمانی روحی نژاد، انتقال او به بهداری موثر نبوده و مسوولان زندان نیز وی را از ملاقات با پزشک متخصص محروم نموده اند. حامد روحی نژاد از ۱۴ اردیبهشت سال ۸۸ در زندان اوین به سر می برد. او پس از حدود ۴ ماه از زمان بازداشت، در دومین دادگاه مربوط به درگيري های اخير، توسط قاضي صلواتي به اتهامات مختلفي از جمله تلاش براي بمب گذاري مسجد نبوت و حسينيه ارشاد در روز انتخابات و انقلاب مخملي با استفاده از مسائل پس از انتخابات متهم و به اعدام محکوم شد که حکم مزبور در دادگاه تجدید نظر به ده سال زندان تعزیری کاهش پیدا کرد.
۱۷ خرداد –
· تشديد بيماری زهرا جباری در زندان: زهرا جباری، زندانی سياسی، که در ارديبهشت ماه گذشته در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به ۴ سال حبس تعزيری محکوم شده است، بر اثر تشديد روماتيسم، از وضعيت فيزيکی مناسبی برخوردار نيست.
· جلوگيری از مداوای صهبا رضوانی، شهروند بهايی در زندان: صهبا رضوانی، شهروند بهايی زندانی که بيش از يک سال است در بازداشت موقت به سر می برد، با محدوديت استفاده از دارو روبرو شده و در آخرين انتقالش به بهداری مورد بد رفتاری و بی احترامی از سوی مسوولين بهداری زندان اوين واقع شده است. با وخيم شدن وضعيت جسمی و انتقال وی به بهداری پس از برخورد نامناسب مسئول بهداری اوين، از مداوای او به بهانه کمبود دارو خودداری شده است. اين در حالی ست که پس از انتقال مجدد وی به بهداری، پزشک ديگری که در بهداری حضور داشته بر وجود دارو به مقدار کافی گواهی داده است.

۱۹ خرداد - عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت وخیم مهدیه گلرو در زندان اوین: با تشدید دوباره بیماری روده‌ای مهدیه گلرو در زندان و اعلام آن به بهداری زندان همچنان پاسخی به درخواست وی جهت معاینه پزشک داده نشده است. مهدیه گلرو مدت‌ها است در زندان اوین مبتلا به بیماری است اما مسوولین زندان از رسیدگی پزشکی به وی خودداری می‌کنند. این بیماری بعد از اعتصاب غذای ۱ هفته ای مهدیه گلرو در بند ۲۰۹ آغاز شده است و علی رغم اینکه تاکنون حدود ۵ ماه از آغاز این مشکل می گذرد به دلیل اینکه تاکنون متخصصی وی را معاینه نکرده است همچنان موجبات مشکل را برایش ایجاد می کند. غذای بی کیفیت زندان نیز باعث تشدید این بیماری شده است. با تشدید دوباره بیماری روده‌ای مهدیه گلرو در زندان و اعلام آن به بهداری زندان همچنان پاسخی به درخواست وی جهت معاینه پزشک داده نشده است. مهدیه گلرو فعال دانشجویی از تاریخ ۱۲ آبان ماه بازداشت و تا کنون در زندان به سر می‌برد. وی به دو سال و نیم زندان محکوم شده است و برای آزادی وی وثیقه سنگین ۵۰۰ میلیون تومانی درخواست شده بود که به خاطر عدم تونایی تودیع وثیقه وی هم‌چنان در زندان است.
۲۰ خرداد - احضار مجید توکلی از زندان به دادستانی برای تکذیب دو نوشته اخیر خود "برای تغییر" و "ما آینده را میسازیم"
۲۸ خرداد - تشدید بیماری امیر خسرو دلیر ثانی در بند ۳۵۰ زندان اوین: بیماری برونشیت امیر خسرو دلیر‌ثانی، از فعالان ملی مذهبی و عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز، در زندان اوین تشدید شده است. او در تاریخ ۱۳ دی‌ماه ۱۳۸۸ بازداشت و در فروردین‌ماه سال جاری، پس از گذراندن ۶ روز مرخصی به زندان اوین بازگشت. با تشدید بیماری برونشیت، سلامتی وی با خطر جدی روبه‌رو است. شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب امیرخسرو دلیرثانی را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور» به ۴ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

۳۱ خرداد –
· بیماری حمزه کرمی در زندان اوین: حمزه کرمی مدیر سایت جمهوریت و از مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی که دچار بیماری قلبی ست باید تحت درمان فوری قرار بگیرد اما مسوولان نسبت به این امر پاسخ گو نیستند.
· تمدید قرار بازداشت صابر عباسیان، رییس ستاد ۸۸ استان فارس، به مدت دو ماه

وضعیت نامطبوع بند ۳۵۰ زندان اوین و کار اجباری برای زندانیان این بند: در اين بند به تازگی ساخت و سازهای ساختمانی شروع شده که به دليل آن روزهاست زندانيان جای مناسبی برای استراحت و خواب ندارند و مجبورند در حياط زندگی کنند. آنها برای پيشبرد کارهاو سر وسامان دادن مکانی که به زور در آن نگهداری می شوند مجبور به بيگاری و بنايی شده اند.

وضعیت نامناسب زندانيان اندرزگاه ۷ زندان اوين : گاز اين اندرزگاه قطع بوده و زندانيان برای مدتی مجبور به استحمام با آب سرد شدند. همچنين گزارش هایی از کيفيت پایین غذا و عدم بهره مندی از گوشت قرمز و سفيد وجود دارد. از سوی دیگر تراکم جمعيت در اين بند موجب شده است برخی زندانيان در راهروها بخوابند.

اعدام

در خرداد ماه ۱۳۸۸ بیش از ۴۰ نفر اعدام شده اند.
· ۳ خرداد – اعدام عبدالحمید ریگی از اعضای جندالله در زندان مرکزی زاهدان
· ۴ خرداد – اعدام یک شهروند در زاهدان: فردی به نام جمشید که به اتهام تجاوز در دادگاه كيفري استان سيستان و بلوچستان به اعدام محکوم شده بود، به دار آویخته شد.
· ۱۳ خرداد - اعدام "سعید – الف"، در اصفهان: نامبرده، ۲۵ ساله، به اتهام تجاور به یک دختر دانشجو، به اعدام، ۱۵ سال حبس تعزيري و پرداخت ديه بابت صدمات وارد شده محکوم شد و سرانجام در اصفهان به دار آویخته شد.
· ۱۵ خرداد - اعدام "جلیل – ب"، در آذربایجانی شرقی: نامبرده، فرزند خداكرم ۳۶ ساله، به اتهام تهيه و توزيع مواد مخدر و نگهداری چهار كيلو و ۵۰۰ گرم كراك و بيش از ۲۰۰ گرم ترياك به اعدام محکوم و در حضور مسوولان در محوطه زندان شهرستان ميانه اعدام شد.
· ۱۷ خرداد - اعدام ۱۳ نفر در زندان قزل حصار
۳۰ خرداد - اعدام « ‌عبدالمجيد ريگي» با نام مستعار « عبدالمالک»: بنابر حکم قاضي توحيدي و بر اساس اتهام محاربه و افساد في الارض ‌به جهت ۷۹ مورد اقدامات جنايتکارانه ،‌به استناد مواد۱۸۳ قانون مجازات اسلامي، نامبرده به اعدام از طريق آويختن از چوبه دار محکوم شد.

دیده‌بان حقوق بشر خواستار لغو حکم اعدام زینب جلالیان شد

دیده‌بان حقوق بشر خواستار لغو حکم اعدام زینب جلالیان شد
سازمان دیده‌بان حقوق بشر که مقر آن در ایالات متحده است روز چهارشنبه با انتشار بیانیه‌ای از مقامات قضایی ایران خواست تا اعدام زینب جلالیان، زندانی کرد، را لغو کنند. جو استورک، معاون بخش خاورمیانه سازمان دیده‌بان حقوق بشر، در تاریخ ۹ تیرماه در این باره گفت: «با توجه به شرایط زینب جلالیان و اعدام چندین کرد در چند وقت اخیر توسط دولت جمهوری اسلامی، ما معتقدیم که زینب جلالیان در معرض خطر قریب‌الوقوع اعدام قرار دارد.»

اشاره آقای استورک به اعدام فرزاد کمانگر و چهار زندانی کرد دیگر است که در اردیبهشت‌ماه امسال در ایران به اجرا گذاشته شد.

جو استورک از قوه قضائیه ایران درخواست کرده است تا هرچه سریع‌تر حکم اعدام زینب جلالیان و و دیگر زندانیان کرد محکوم به اعدام را ملغی اعلام کنند.

آن طور که در بیانیه این سازمان آمده است، زینب جلالیان در زمستان ۱۳۸۸ به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان، پژاک، و «محاربه» به اعدام محکوم شده است.

به گفته سازمان دیده‌بان حقوق بشر، در حال حاضر زینب جلالیان در انزوای مطلق به سر می‌برد و از حق داشتن وکیل محروم است.

جو استورک در این زمینه گفت: «این کاملاً غیرقابل قبول است که زنی که بیش از یک سال حبس کشیده است و هر لحظه در خطر اعدام به سر می‌برد، هنوز از حق برخورداری از وکیل محروم است.»

آقای استورک تصریح کرد که با وجود صدور حکم اعدام برای زینب جلالیان، این زندانی کرد از حقوق اولیه خود بی‌بهره است. وی این عمل را خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی و حقوق بین‌الملل خواند.

وی در ادامه افزود: «قوه قضائیه ایران در مقابل هر گونه آسیبی که به رینب جلالیان و سایر زندانیان در معرض اعدام برسد، مسئول خواهد بود.»

پیش از این و در روز ۸ تیرماه نیز زهرا رهنورد، در اطلاعیه‌ای، درباره خبر اعدام قریب‌الوقوع زینب جلالیان اعلام کرد: «امیدوارم که این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد، وگرنه بیایید یک ‌بار برای همیشه شمشیر را نه از روی ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.»

همچنین کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در اردیبهشت‌ماه سال از جمهوری اسلامی درخواست کرد تا احکام اعدام زینب جلالیان و حسین خضری، دیگر زندانی کرد محکوم به اعدام، را لغو کند.

به گفته سازمان دیده‌بان حقوق بشر، در حال حاضر هفده نفر از زندانیان کرد در ایران، در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.

Printer-friendly version | Send to friend | Tags: دموکراسی و حقوق بشر, زنان و جوانان
---------------------------------------------------------

گفتکو با یکی از دختران حزب دمکرات کردستان


عه‌لی ده‌باغ : عێراق پۆلیسی توركیا نییه‌ تا به‌ره‌نگاری په‌كه‌كه‌ ببێته‌و

عه‌لی ده‌باغ : عێراق پۆلیسی توركیا نییه‌ تا به‌ره‌نگاری په‌كه‌كه‌ ببێته‌وه‌
Peyamner
گوته‌بێژی حكومه‌تی عێراق عه‌لی ده‌باغ ده‌ڵێت: عێراق پۆلیسێكی توركی نییه‌ تا دژ به‌ پارتی كرێكارانی كوردستان كار بكات.

عه‌لی ده‌باغ له‌میانه‌ی كۆنگره‌یه‌كی رۆژنامه‌وانیدا رایگه‌یاند، رۆڵی عێراق له‌و لیژنه‌ ئه‌منییه‌ هاوبه‌شه‌ی كه‌ له‌نێوان عێراق ویلایه‌ته‌ یه‌كگرتووه‌كانی ئه‌مه‌ریكا و توركیا پێك هێندراوه‌ دۆزینه‌وه‌ی ئالیه‌تێكی گونجاوه‌ بۆ هه‌ڵسوكه‌وت كردن له‌گه‌ڵ پارتی كرێكارانی كوردستان، نه‌ك بۆ ئه‌وه‌ی عێراق وه‌ك پۆلیسێك له‌لای حكومه‌تی توركیا دژ به‌م پارته‌ كار بكات.


هه‌روه‌ها ئاماژه‌یدا كه‌ كه‌ له‌چه‌ند روویه‌كه‌وه‌ ئالۆگۆڕی زانیاری هه‌واڵگری له‌نێوان ئه‌م سێ وڵاته‌ به‌رده‌وامه‌، به‌ڵام له‌گه‌ڵ ئه‌وه‌شدا هێشتا كاره‌كان وه‌كو پێویست نین و به‌گوته‌ی ده‌باغ عێراق ناچار نییه‌ زانیاری بێ به‌رامبه‌ر بداته‌ توركیا.

ئه‌وه‌شی رونكردۆته‌وه‌ كه‌ عێراق به‌گرنگیه‌وه‌ ده‌ڕوانێته‌ ئه‌و بابه‌ته‌ و له‌هه‌وڵی ئه‌وه‌ش دایه‌ كه‌ له‌رێگه‌ی شێوازێكی گونجاوه‌وه‌ مامه‌ڵه‌ له‌گه‌ڵ پارتی كرێكارانی كوردستان بكات، تاوه‌كو له‌ده‌روازه‌ سنورییه‌كاندا نه‌بێته‌ سه‌رچاوه‌ی هه‌ڕه‌شه‌ بۆ عێراق و توركیا.
----------------------------------
کۆردیناسیۆن دژی بزاڤی کورد و په‌.که‌.که‌چاپی بکه
15:24 2010-07-01
PKK_LOGOترافیکی دیپلۆماسی له‌ دژی کوردان له ‌نێوان ئه‌نکارا، واشنتۆن، هه‌ولێر و بروکسل هه‌رچی ده‌چێ ڕوو له‌ زیاد بوون ده‌کات. ده‌وڵه‌تی تورک ده‌یه‌وێ یه‌کیه‌تی ئوروپا تێکه‌ڵاوی مێکانیزمی سێ لایه‌نی بکات. له‌ سه‌ر ئه‌و ئه‌ساسه‌، دوێنێ فه‌رمانداره‌کانی تورک، ئێراق و ئه‌مریکا له‌ سلۆپی کۆبوونه‌وه‌.
ده‌وڵه‌تی تورکیا که‌ له‌ هه‌فته‌ی ڕابردوودا په‌که‌که‌ی وه‌ک هێزیکی به‌کریگیراوی هێزه‌کانی ده‌ره‌کی به‌ناو کردبوو، داوای له‌ ئه‌مریکا، ناتۆ، یه‌کیه‌تی ئوروپا و حوکومه‌تی هه‌ریمی کوردستان و ده‌وڵه‌تی عێراق کرد که‌ به ‌شێوه‌یه‌کی چالاکتر له ‌به‌رامبه‌ر ته‌ڤگه‌ری ئازادی گه‌لی کورد، شه‌ڕ بکه‌ن.
داوای له‌ ناتۆ کردووه‌ ماده‌ی پینج که‌ له‌ په‌یمانی نێوان وڵاتانی ئه‌ندامی ناتۆدا واژۆکراوه‌، بخاته‌ واری کردارییه‌وه‌. هه‌روه‌ها داوا له‌ ئۆباما کراوه‌ که‌ زانیاری سیخوڕی هه‌لیکۆپته‌ری سوپه‌ر کۆبرایان پیبدات. ده‌وڵه‌تی تورکیا هه‌روه‌ها داوای له‌ ئیسرائیل کردووه‌ که‌ فرۆکه‌ی سیخوری جۆری هێرۆنیان بداتیت. هاوکات داوا له‌ یه‌کیه‌تی ئوروپا کراوه‌ که‌ ئه‌ندامانی په‌که‌که‌ راده‌ستی تورکیا بکرینه‌وه‌.
کۆردیناسیۆنی گوایه‌ له‌ دژی ترۆر، که‌ ناوه‌نده‌که‌ی له‌ هه‌ولێره‌ و به‌ڕێوه‌به‌رانی کوردیش تیدا به‌شدارن، له‌ئه‌گه‌ری به‌شداری یه‌کیه‌تی ئوروپاشدا، ده‌بێته‌ کۆردیناسۆنیکی پێنج لایه‌نه‌. کاتیک مرۆڤ هاوپه‌یمانی نیوان ئیران، تورکیا و سورایش بخاته‌ سه‌ری، ئه‌و هاوپه‌یمانییه‌ ده‌بیته‌ هاوپه‌یمانی حه‌وت قۆڵی.
له‌ لایه‌کی تر وته‌‌بێژی‌ حكومه‌تی ‌عێراقی ‌عه‌لی ‌ده‌بباغ گوتی: ئێراق وه‌ک پۆلیسی تورکیا دژ به‌ پارتی کرێکارانی کوردستان مامه‌ڵه ‌ناکات.
عه‌لی ده‌باغ به‌ رایگه‌یاند ئاژانسی ده‌نگه‌کانی ئێراقی راگه‌یاند که ‌رۆڵی ‌عێراق له‌و لیژنه ‌هاوبه‌شه‌ی‌ له‌گه‌ڵ توركیا ‌و ئه‌مریكادا پێكهاتووه‌، بریتییه‌ له ‌دۆزینه‌وه‌ی ‌میكانیزمی ‌گونجاو بۆ مامه‌ڵه ‌كردن له ‌گه‌ڵ پارتی‌ كرێكارانی‌ كوردستان PKK، نه‌ك كار كردن وه‌ك پۆلیس بۆ حكومه‌تی ‌توركیا.
ده‌باغ پێداگیری له‌سه‌ر ئاڵوگۆری زانیاری کرد له‌ نێوان عێراق، تورکیا و ئه‌مریکا له‌ دژی ته‌ڤگه‌ری ئازادی گه‌لی کورد.
----------------------------------
بازداشت فرزاد احمدی فعال سیاسی کردچاپ
پنجشنبه, 10 تیر 1389 ساعت 13:25
zendanفشار رژیم بر فعالین سیاسی و مدنی کرد به شیوهای مختلف ادامه دارد. در همین راستا فرزاد احمدی، از فعالین سیاسی کرد مجددا بازداشت شد.
طبق خبرهای رسیده از شرق کردستان، فرزاد احمدی در تارخ 20 آبان سال 1388 در شهر سنه دستگير و به مدت 20 روز را در زندان مركزی این شهر به سر برد، تا اینکه با قرار وثيقه 30 ميليون تومانی آزاد شد.
اما پس از احضارهای مکرر به دادگاه انقلاب، به 6 ماه زندان محكوم و سپس در دادگاه تجديدنظر نیز به يك ميليون تومان محكوم گردید، اما به علت عدم توانایی برای پرداخت این مقدار پول، در تاريخ 8 تیر ماه سال جاری دستگير و روانه زندان مركزی سنه شد. اتهام او اقدام عليه امنيت ملی و تحريك مردم به تجمع در راهپيمائی بر عليه اعدام اعلام شده است

آیا دعبای به اسم جن یا دیو وجود دارد که وهابیها بیشتر درباره اش حرف میزنند و مسلمانان نام ازش میبرند ؟


آیا دعبای به اسم جن یا دیو وجود دارد که وهابیها بیشتر درباره اش حرف میزنند و مسلمانان نام ازش میبرند ؟

جن چیست؟


جن یک نوع توهم ووهم ذهنی میباشد که به هیچ عنوان وجود ندارد و این بر اساس یک تخیل مذهبی دور از واقعیت در بین مردم عادی آلوده به فساد نادانی و نبودن آموزش و پرورش سالم چنین وهمی در ذهن انسانهای عقبمانده درست میشود که اگر چیزی به ذهن این کوته ذهنیها و ناقص العقلهای مذهبی نخورد تهمت جن و دیو به طرف میزنند چیزی که به هیچ عنوان وجود ندارد و خیالی هیچ و پوچ و توخالی بیش نیست نه جن وجود دارد و نه دیو.

جن در اصل یک تخیل باطل و توهم ذهنی میباشد انسانها چون از یکدیگر چیزهای میشنوند و کم کم چون در داخل مردمان نادان برو زیادی دارد این توهم ذهنی رشد میکند و به عرض واقع تبدیل میشود گویا فلان جا و فلان مکان جن وجود دارد و یا فلان کسی جن و دیو دارد از این قبیل باورهای نادرست و آمیخته به خرافات و دور از واقعیت.

متاسفانه امروز بعضی به اصطلاح کمونیستها هم به این مکتب پیوسته اند و دارند این وهم ذهنی هم به ذهن اینها هم سرایت میکند و به باورهای خرافاتی و نادرست و توهمگرایی مبتلا میشوند دم از دیو و جن میزنند.

در زبان فارسی دیو نامیده میشود و در زبان عربی جن هردو یک دعبا میباشند اما در فرهنگهای کهنه و نادرست آمیخته به خرافات نام گوناگونی دارن جن ودیو.

در نزد مسلمانان قدرت تفکر و مغز کسانی دانان و توانا که همفکر آنها نباشد به دیو متهم میکنند و میگویند او از دیو کمک میگیرد اما در اصل این تفکر نادرست میباشد و هیچ واقعیتی ندارد.

من از یک نفر سئوال نمودم آیا به دیو و جن باور دارید در جواب گفت بله مگر مسلمان نیستم یعنی اسلام و آئین اسلام بر اساس وهمگرایی جن و دیو بنا شده است تا از این راه ملاها از خانمها سواستفاده جنسی بکنند تحت عنوان این خانم دیو دارد به نزد فلان ملا به برید تا حالش خوب بشود و جن و دیو از ویی دور به کنند لاکن یک سواستفاده جنسی و شهوترانی بیش نیست.

جن و دیو هر دعبای که نامش بگذاریم وجود خارجی ندا رند بلکه این بر اساس این تخیل باطل مذهبی و خرافاتی درست شده است هیچ واقعیتی ندارد.

یا دیوانه اصلا دیوانه چیست یعنی چی؟

دیوانه بر اساس یک اختلالات بروز عقلی میکند

که نام خاص خودش دارد که یکی بر اثر افسردگی حاد و مانی و اسکیزوفرنی و پارانوئیدی و خیلی اسامی دیگر این امراض به وجود می آید اما در بین مردمان کهنه اندیش و کج اندیش مذهبی هر کسی که همفکر این کج اندیشان که تفکرشان آمیخته به خرافات میباشد نباشد این اتهامهای وهمی و ذهنی خودساخته بهش میزنند بدون اینکه خودشان معنای این کلامات را بخوبی بدانند و درک کنند

در اصل افراد مذهبی دیوانه و روانی هستند چراچون خیلی سخت است که از عقیده و باور این افراد انتقاد کنید اگر انتقاد کنید به شما حمله میکند و مثل یک حیوان درنده و انسانخوار الله اکبر میکند وسر میبرد این بهش میگویند دیوانه روانی از نوع هیستریک دگماتیکی روانی حاد سخت و خیلی از مسلمانان به این نوع مرض روانی مبتلا هستند .

با درباره وجود دیو و یا جن چیزی که به هیچ عنوان وجودندارد بلکه بر اساس یک وهم ذهنی در بین مردمان نادان و در محیطهای آلوده به فساد و نادانی و فقر فکری و فقر زده این تفکر کج اندیشی و خرافاتی رشد میکند که هیج واقعیتی ندارد.

در این باره ادامه دارد در باره دعبای به اسم جن و یا دیو چیزی که وجود خارجی ندارد و دروغی بیش نیست.

با تشکر ساموئیل کرماشانی

2010/07/1