این پنج خدا دوران و آئین باستان سومری ها ٥ چیز مقدس بوده اند ۱ زن و زمین و آب و خورشید اینها خد
این پنج خداوند دوران و آئین باستان سومری ها پنج چیز مقدس بوده اند ۱ زن و زمین و آب و خورشید اینها خدایانی بوده اند در آن زمان بعنوان مقدسات شمرده شده اند
بیوگرافی و روانشناسی خانواده پهلوی با اسناد تاریخی موثق پالانی شناسی
بیوگرافی و روانشناسی خانواده پهلوی با اسناد تاریخی موثق پالانی شناسی
ما #خواهان چی #هستیم در #ایران #آینده؟ بخش یکم 1 آزادی و برابری کامل زن و مرد زنان حق سفر و ت
ما #خواهان چی #هستیم در #ایران #آینده؟ بخش یکم 1 آزادی و برابری کامل زن و مرد زنان حق سفر و تردد بدون اجازی دیگری
Translate
مذهب یک نوع تخیل خرافاتی میباشد که ۹۹ در صد گفتهای ملاها دورغ و تخیل و یک نوع بیماری ذهنی میباشد که
مذهب یک نوع تخیل خرافاتی میباشد که ۹۹ در صد گفتهای ملاها دورغ و تخیل و یک نوع بیماری ذهنی میباشد که توسط حوزه های علمیه و مساجد و درس مذهبی به به مغز کودکان از راه شستشویی مغزیانجام میگیرد
پرسیارێک لە زەلیلکردن و بوختانکردن بۆ کردەوەی تیرۆریستی دەژە ژن و درۆزنەکان کوردستان کە کوردایتەتی ب
پرسیارێک لە زەلیلکردن و بوختانکردن بۆ کردەوەی تیرۆریستی دەژە ژن و درۆزنەکان کوردستان کە کوردایتەتی بە خەلکی کوردستان دەفروشن
این صحنه سازی مسخره که توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران به راه افتاده است دروغی بزرگ بیش نیست
ایرج خان توده ای را خوب بشناسید
خیانت کاران دیروز کمپ التاش و مدافعان دروغین عوامفریب امروز.
حزب لیبرال دموکرات کردستان و دیدگاه این حزب
ترورویست کیست و مفهوم تروریست چیست به طور کامل منتشر شد
ترورویست کیست و مفهوم تروریست چیست به طور کامل منتشر شد
آژانس خبری کردانه
چندین دهه سرکوب توسط شاه و شیخ
موضوع اطلاعیه در باره تحریم انتخابات ضد دموکراتیک و ضد آزادی رژیم آخوندی.
موضوع اطلاعیه در باره افشای یک مرکز ضد آزادی در کشور ترکیه زیر نظر 5 نهاد بالای دولتی در این کشور م
موضوع روانشناسی کودک و چه چیزهای باعث میشود که کودکان غییر جدی و در عین حال پرخاشگر به بار بیایند؟
ژنرال اشکنازی: «ارتش دفاعی اسرائیل بهترین پاسخ به تهدیدهای رژیم ایران علیه موجودیت خویش است»
سخنان رئیس ستاد ارتش اسرائیل که گفت "توان بالای ارتش اسرائیل بهترین پاسخ به تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران است که از نابودی کشور ما سخن می گوید"، دوباره موجی از حدس و گمان ها را در مورد احتمال حمله به تاسیسات اتمی ایران، در رسانه های جهانی برانگیخت.
هم زمان، بحث هائی نیز درباره سرنوشت برنامه های اتمی سوریه در رسانه های جهانی انتشار یافت و یادآوری شد که اسرائیل در دو مورد، کوره های هسته ای کشورهای مجاور را نابود کرده است. در حالی که اسرائیل رسما تائید کرده که راکتور اتمی حومه بغداد توسط جنگنده – بمب افکن های اسرائیلی نابود گردید، در مورد انهدام تاسیسات اتمی در دست ساختمان سوریه، اسرائیل همچنان به سکوت ادامه می دهد. پرزیدنت جورج بوش رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده در کتابی که قرار است این روزها انتشار یابد، فاش می سازد که ابتدا ایالات متحده بود که قصد حمله به مکان اتمی سوریه را داشت، ولی چون این حمله انجام نشد، اسرائیل خود گام به پیش گذاشت. در همین رابطه، نماینده ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتم، امروز (شنبه 15 آبان ماه – 6 نوامبر) قاطعانه خواهان آن شد که سوریه به بازرسان بین المللی امکان دهد از محل بمباران شده دیدن کنند و بازرسی های لازم را به عمل آوردند. سوریه تا کنون این خواسته بین المللی را رد کرده است.
فرمانده کل ارتش اسرائیل: «تهدیدهای رژیم ایران را جدی می گیریم»
ژنرال گبی اشکنازی رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل روز گذشته (جمعه) در جریان سخنرانی برای دانش آموزان یکی از دبیرستان های شمال اسرائیل تاکید کرد که اسرائیل تهدیدهای حکومت ایران را جدی می گیرد و خود را برای رویاروئی با آن آماده می سازد.
ژنرال اشکنازی که برای دانش آموزانی سخن می گفت که در پایان تحصیل باید دوره خدمت وظیفه خود را آغاز کنند، تاکید کرد که سکوت نسبی کنونی که در مرزهای اسرائیل برقرار است، نباید کسی را به اشتباه بیاندازد – زیرا خطرات امنیتی هنوز در ابعاد گسترده ادامه دارد. او گفت: «در همان حالی که مرزها ساکت است، حزب الله در لبنان به تقویت خود ادامه می دهد، سوریه به سوی افراط گرائی پیش می رود، حماس همچنان خود را تقویت می کند، و مهمتر از همه آن که جمهوری اسلامی ایران به شعار "نابود باید گردد" علیه اسرائیل ادامه می دهد». رئیس ستاد در پاسخ به پرسش یک دانش آموز دختر که "اسرائیل چگونه خواهد توانست با همه خطراتی که این کشور را تهدید می کند، به رویاروئی بپردازد"، گفت:
«این نخستین بار نیست که شعار نابودی اسرائیل سر می دهند و قصد انهدام این کشور را دارند. ارتش دفاعی اسرائیل بهترین پاسخ به این تهدیدها و فراخوانی هاست. ما نسبت به تهدیدهائی که از جانب حکومت اسلامی ایران شنیده می شود هشیار و متوجه هستیم و این تهدیدها را کاملا جدی می گیریم».
در گزارش های پیشین گفته شده بود که ژنرال عاموس یادلین رئیس رکن اطلاعات ستاد ارتش اسرائیل، که به زودی دوران خدمت او به پایان می رسد، در دیدار غیرعلنی با اعضای کمیسیون امنیت و سیاست خارجی پارلمان اسرائیل از جمله گفت "ایران برای تولید نخستین کلاهک اتمی خود به حد کافی اورانیوم غنی شده ذخیره کرده است و در اینده ای نه چندان دوری خواهد توانست برای ساخت دومین بمب اورانیوم لازم را در اختیار داشته باشد". نشریه "گالف تودی" Gulf Today چاپ امیرنشین های خلیج فارس در شماره امروز خود (شنبه) نوشت: هیچ یک از سیاستمداران دولت پیشین اسرائیل، و از جمله اهود اولمرت نخست وزیر و همچنین تسیپی لیونی وزیر امور خارجه، و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کنونی اسرائیل و اعضای دولت او حاضر نیستند یک ایران مجهز به بمب هسته ای را تحمل کنند. روزنامه اسرائیلی هاآرتس نیز روز گذشته (جمعه) از قول یک کارشناس امور نظامی و راهبردی نوشت: شاید هنگام آن است که اسرائیل سیاست "ابهام اتمی" را کنار گذارد و توان کامل دفاعی خود را آشکار سازد، تا سران حکومت تعصب گرای کنونی ایران از فکر حمله به اسرائیل دست بردارند.
بوش: «آمریکا از انهدام کوره اتمی سوریه هراسید، اسرائیل آن را انجام داد»
پرزیدنت جورج بوش در کتاب خاطرات خود که قرار است در روزهای آینده به بازار بیاید، فاش ساخت که سه سال پیش اسرائیل از ایالات متحده درخواست کرد برای نابودی کوره اتمی در حال احداث سوریه، پیش از آن که دیر شود اقدام کند. اطلاعات گردآوری شده نشان می داد که سوریه با کمک کره شمالی در مرکز خاک خود (در ناحیه دیر الزور) به طور پنهانی مشغول احداث یک کوره اتمی است و ممکن است به تولید بمب هسته ای روی آورد.
پرزیدنت بوش نوشت که او با نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده پیرامون این موضوع به مشورت پرداخت، و در حالی که خود با این حمله موافق بود، نهادهای نظامی ایالات متحده آن را صلاح ندانستند و در نتیجه وی از این کار منصرف شد. نقشه آن بود که واحدهای نخبه ارتش آمریکا به طور محرمانه در سوریه فرود آیند و پس از انجام عملیات، بی سر و صدا آن کشور را ترک گویند. ولی فرماندهان ارتش آمریکا بر این باور بودند که چنین عملیاتی بسیار خطرناک است و بخت موفقیت آن نیز چندان زیاد نیست. پرزیدنت بوش نوشت که بالاخره دولت اسرائیل در صدد برآمد خود به تنهائی این حمله را انجام دهد.
دفتر اهود اولمرت اولمرت نخست وزیر وقت اسرائیل (در سال 2007) از واکنش نسبت به این نوشته های پرزیدنت بوش خودداری ورزید. اسرائیل هرگز تائید نکرده که بمباران کننده تاسیسات در حال ساخت اتمی سوریه بوده و دولت دمشق نیز هرگز اعتراف نکرده که با زیرپا گذاشتن کنوانسیون ان پی تی، قصد داشته در مرکز خاک آن کشور کوره اتمی برپا کند. در این میان، گلین دیویس نماینده ایالات متحده در آژانس بین المللی دوباره خواستار آن شد که سوریه به بازرسان بین المللی امکان دهد در محل بمباران شده به بازرسی و گردآوری نمونه بپردازند.
سوریه تا کنون این خواست مکرر آژانس بین المللی را قاطعانه رد کرده و وجود هرگونه برنامه اتمی در خاک خود را نادرست خوانده است. گلین دیویس در سخنان خود در مورد سوریه، تاکید کرد که "بسیار ضروری است که دولت دمشق بدون فوت وقت به بازرسان آژانس بین المللی اجازه ورود دهد و بگذارد که آن ها آزادانه از محل دیدن کنند و با افرادی که ضروری بدانند سخن بگویند". نماینده ایالات متحده در آژانس هشدار داده گفت: «اگر سوریه به طور کامل در این مورد با آژانس همکاری نکند، ما به سرعت به زمانی نزدیک می شویم که شورای حکام آژانس ناچار خواهد شد همه امکانات واکنش را مورد بررسی قرار دهد».
محمد نوری زاد ، آزاده در بند ، در نامه ای که از زندان اوین به نگارش در آمده است ، با مردم ایران سخن گفت ، وی در بخشی از این نامه آورده است « ای همه ایرانیان، از این که امروزه در جهان، آوازه نیکی با شما نیست، شرمنده ام. شرمنده ایم. مرا و ما را ببخشایید. از این که من، ما، زندگی شما را با ریا و تزویر و دروغ و بی عدالتی آلوده ام، آلوده ایم، شرمگینم، شرمگینیم
نامه زندانی سیاسی حسین خضری به افکار عمومی ایران و جهانیان جانب زندانی سیاسی حسین خضری فرزند علی، که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه وبا تائید،
شعبه 10 تجدید نظر استان و همچنین تائید حکم صادره از سوی شعبه 31 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شدهام. برای پرده برداشتن از نحوه بازجوئی،بازپرسی و دادگاهی که شدیدا از انعکاس چگونگی مراحل ذکر شده به اذهان عمومی بیدار داخل و خارج کشور جلو گیری به عمل آمده و میآید و حتی نامه سرگشادهای که به عنوان اعتراض قانونی به مراحل پرونده سازی، به ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران نوشتهبودم،مسئولین زندان از تائید آن امتناع ورزیدند، با وجود تمامی این مشکلات بنده شرح مختصری را از آنچه که برمن گذشته و به نوعی تا به حال نیز ادامه دارد ارائه میدهم، باشد که گوشی شنوا شنیده و زبانی حقگو شروع به بازگوئی و انتشار مطالب زیر بنماید. این جانب در تاریخ 10/5/87 در شهرستان کرماشان توسط نیروهای سپاه نبی اکرم آن شهرستان دستگیر شدم و مدت 49 روز در اختیار نیروهای سپاه نبی اکرم کرماشان بودم. در این مدت متحمل شکنجههای فیزیکی و روحی و روانی بسیاری شدم من جمله کتک زدن به مدت چندین ساعت در هر روز، ایجاد فشار روحی و روانی در حین بازجوئی، تهدید بازجوها مبنی بر اینکه اگر مواردی را که ما میگوئیم قبول نکنی به برادر و داماد خانواده تان بر چسب فعالیتهای غیر قانونی علیه نظام می زنیم، ضربه زدن با لگد به اندامهای تناسلیم و خونریزی و تورم آن نواحی از بدنم به مدت 14 روز، پارگی روی پای راستم تقریبا به اندازه 8 سانتی متر به علت ضربه محکم پای بازجو که هنوز قابل مشاهده است، وارد کردن ضربات متعدد به تمامی بدنم با باتوم برقی . این موارد درمدت 49 روز بازداشت بنده در بازداشتگاه سپاه پاسداران کرماشان صورت گرفت. حال سوالی که مطرح میگردد این است که مگر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 38 به صراحت بیان نشده است که هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار و یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت ،اقرار و یا سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود . در حالی که بنده در مدت 49 روز بازداشت در سپاه نبی اکرم کرماشان هم متحمل شکنجه فیزیکی شدهام و هم شکنجه روحی و روانی،پس چطور اقرارهای بنده که به زور شکنجه ازمن گرفتهاند دلیل و مدرک متقنی برای دادگاه شده و بنده را به چنین حکم سنگینی یعنی به اعدام محکوم کردهاند. بعد از آن در مورخه 28/6/87 بنده را از سپاه نبی اکرم کرماشان به سپاه المهدی ارومیه منتقل کردند و در آنجا نیز تحت انواع شکنجههای شدید فیزیکی ،روحی و روانی قرار گرفتم . دوباره مورخه 16/10/87 از بازداشتگاه سپاه المهدی شهرستان ارومیه به اداره کل اطلاعات ارومیه منتقل شدم و تا تاریخ 26/11/87 تحت اختیار اداره اطلاعات ارومیه بودم و تمامی موارد شکنجهها در طی بازداشتم در آنجا بر روی من اجرا و اعمال شد. بعد از آنکه در مورخ 26/11/87 مرا به زندان ارومیه منتقل کردند ،در تاریخ88. 28/2برای اولین و آخرین بار بنده را در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه دادگاهی نمودند که در جلسه دادگاه نماینده اداره اطلاعات ارومیه و نماینده دادستان حضور داشند و قبل از آنهم اینجانب را ماموران اداره اطلاعات تهدید کردند که نه ازشکنجه باید حرفی بزنی و نه در مورد بازجوئیهای که از تو کردهایم ،البته با زور شکنجه. بالاخره با این جوسازی در دادگاه بدلی و همچنین با عدم اعطای زمان کافی به بنده برای دفاع از خودم و 10 دقیقه بهطول انجامیدن دادگاه، شدیدا جای سوال است که آیا در عرض 10 دقیقه و با آن اتمسفر حاکم بر فضای دادگاه، چگونه من و وکیلم میتوانستیم از اتهامات وارده دفاع نموده و خود را از این اتهامات سنگین مبرا سازیم ،سوال دیگر که برای ما متصور میشود این است که آیا حضور من در همان جلسه دادگاه به منزله اجرای اجباری نمایشی درام و کمدی نبود که فقط آقایان گفته باشند که متهم در دادگاه حضور به هم رسانده و با توجه به طی مراحل دادگاهی، محکوم شده است؟مورد بعدی این است که در دادگاه به قاضی،آقای درویشی رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه، گفتم که بسیاری از بازجوئیهای خود را قبول ندارم زیرا به زور شکنجههای فیزیکی و روانی مجبور به قبول آن مطالب شدهام و در حقیقت آنها را به من دیکته کرده و قبولاندهاند. ولی با این همه قاضی پرونده هیچ اعتنائی به گفتههای من نکرد و بدون هیچگونه تحقیق و تفحصی در مورد ادعای شکنجه بنده،مبادرت به صدور رای اعدام نمود و همان رای دادگاه بدوی توسط شعبه دهم تجدید نظر استان در مورخه 17/5/88 تائید شده و در تاریخ 11/5/88 حکم قطعی صادر شده و در زندان مرکزی ارومیه بهمن ابلاغ گردید .در ضمن بنده قبل از قطعی شدن رای دادگاه دست از تلاشهای خود برنداشتم و در تاریخ 5/5/88 از نوع رفتار غیر انسانی و غیر قانونی بازجوهایم به دادسرای نظامی شهرستان ارومیه شکایت کردم ،که در مورخه 10/11/88 ابلاغ گردیده است. شکایتم از دادسرای نظامی به دادسرای عمومی رفته و همان موقع بهبرادرم در تاریخ 27/11/88 ابلاغ شده است .پس از شکایت بنده از نحوه بازجویی و برخورد ماموران سپاه المهدی و اداره اطلاعات ارومیه، در تاریخ 16/9/88 به بازپرسی شعبه هشتم احضار شدم و در آنجا وضعیت شکنجه و نحوه برخورد بازجویان را بیان کرده و همچنین مدارک پزشکی را که دال بر شکنجه شدن اینجانب بود تقدیم نمودم. در ضمن درخواست معرفی به پزشکی قانونی را کردم و تعجب آور آنکه بازپرس شعبه 8 در برابر اظهارات اینجانب حتی نخواست برای اثبات راست و یا کذب بودن موارد ذکر شده بنده را به پزشکی قانونی اعزام نماید .در تاریخ 13 / 11 / 88 یعنی درست بعد از آنکه من طرح شکایت نمودم و در بازپرسی شعبه 8 اظهارات خود را نوشته و مدارک پزشکی را تقدیم بازپرسی نمودم، پرونده از دادسرای نظامی عدم صلاحیت خورده و به دادسرای عمومی رفته است، به عبارتی سه روز بعد از نامه نگاری اداری سازمان قضائی نیروهای مسلح استان آذربایجان غربی با داد سرای عمومی در خصوص عدم صلاحیت رسیدگی دادسرای نظامی ارومیه و ارجاع پرونده به دادسرای عمومی، مرا به ادارهی اطلاعات ارومیه انتقال دادند و در مدت سه روزی که در بازداشتگاه مرکزی اداری اطلاعات ارومیه بودم انواع و اقسام تهدیدها مبنی بر آنکه "اولا ،چرا علیه ما در دادگاه طرح شکایت کردی "ثانیا، اگر در برابر دوربینهای فیلم برداری حاضر به اعتراف نوشتههایی که ما به شما میدهم باشی و متذکر گردی که هیچ نوع بد رفتاری و شکنجهای نشدی ما نیز در عوض نسبت بر رایی که برایت صادر شده تغییراتی را به وجود میآوریم. در حقیقت آشکارا بهتهدید بنده و ایجاد فضای سوداگری و معامله گری اقدام کردند،انگار که سرنوشت انسانها نیز مانند کالایی قابل داد و ستد است .در حالی که انتقال من از دادسرای نظامی به ادارهی اطلاعات،باعث ایجاد استرس و دلهره شدید در بین اعضای خانوادهمن شده، و سپس پدرم برای کسب اطلاع از وضعیت بنده به ادارهی اطلاعات اورمیه مراجعه کرده ولی متاسفانه با شنیدن جواب های گنگ و مبهم تصور میکند که شاید مرا اعدام کردهاند و ایشان همانجا جلوی درب اداره اطلاعات اورمیه دچار سکته مغزی شده و بعد از اعزام به بیمارستان دارفانی را وداع میگویند ،این نیز برگ دیگری از جنایات دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران است که با پلیس بازی و ایجاد نگرانی برای خانواده، ضربهای مهلک هم به من و هم به خانوادم وارد کردند که از 100 تا اعدام هم برایم بدتر بود .حالا چه کسی جوابگوی این مسائل است خدا میداند. جالب آناست که بیست روز از فوت پدرم نگذشته بود که این آقایان به جای گفتن تسلیت به بنده، مرا بی دلیل و بدون هیچگونه اطلاع قبلی به زندان قزوین منتقل کردند. حال تصور کنید که من در چه حالت روحی قرار گرفته بودم، و مهمتر از همه آنکه بعد از سپری شدن چند ساعت به حالت دست و پا و چشم بسته به من گفتند که چیز خاصی نیست و فقط میرویم به یک زندان دیگر. در کیفر خواست صادره از سوی اداره اطلاعات و دادستانی کل استان آذربایجانغربی و هم حکم دادگاه، اینجانب به عنوان محارب شناخته شدم ،در صورتی که مصادیق محارب نه بر من صادق است و نه محرز ، اولا بنده در هنگام دستگیری مسلح نبودم چون فعالیتهای سیاسی به طور مدنی میکردم و ثانیا هیچ اقدام مسلحانهای علیه جمهوری اسلامی نکردهام، همچنین بنده حدوده 8 ماه در سلولهای انفرادی سپاه نبی کرماشان و سپاه المهدی اورمیه و اداره اطلاعات اورمیه تحت بدترین شکنجههای فیزیکی و روانی و انواع تحقیرها و تهدیدها بودهام به طوری که بازداشت طولانی مدت بنده یعنی 8 ماه درآن سلولهای انفرادی چنان بر سیستم عصبی و حالت روحی و روانی بنده تاثیر سوء گذاشته بود که اقدام به خود کشی کردم آنهم دو بار . چون واقعا شکنجه ها و نوع رفتار غیر انسانی بازجویان به حدی بود که مرگ را بهتر از آن زندگی و زنده بودن میدانستم ،و جای بسی سوال است که در کجای دنیا یک انسان را به مدت 8 ماه در سلول انفرادی مورد اذیت و آزارهای جسمی و روحی قرار داده و هیچگونه ملاقات با وکیل و یا خانواده نداشته و یا حتی تماس تلفنی با ایشان نداشته باشد .در پایان بنده زندانی سیاسی حسین خضری با توجه به آنکه تحت شدید ترین مراقبتهای امنیتی مسوولان زندان قرار دارم به طوری که حتی نامهایی سر گشاده به بالاترین مرجع قضایی کشور نوشتم بدون هیچگونه دلیل قانونی و خاصی از تائید اثر انگشت بنده خودداری کردند و اصل نامه نوشته شده را حفاظت زندان از بنده گرفته و بازپس نمیدهند . حال با توجه به آشکار نبودن زمان اجرای حکم بنده که آیا فرداست یا پس فردا، ازانتشار کوچکترین خبر حتی خبر سلامتی خویش به صورتی راحت و آزادانه محروم میباشم. لذا تحت شرایط فوق سنگین امنیتی از تمامی مجامع بین المللی و سازمان ها و کانونهای حقوق بشری که در مورد احقاق حقوق زندانیان سیاسی و همچنین در زمینهحقوق بشری فعالیت میکنند تقاضا دارم که صدای سرکوب شده مرا به گوش ابنای بشریت رسانده و از اکنون تمامی آن مراجع و آن افراد را به عنوان وکیل رسمی خود میشناسم که هر فعالیتی را به نام بنده در جهت 1- برگزاری یک دادگاه صالح و بیطرف 2- بازبینی دوباره پرونده به طور واضح و آشکار و بدون مخفی کاری و پیگیری موضوع شکنجه وارد بر بنده اقدام و اعمال نمایند . در پایان از شورای حقوق بشر سازمان ملل ،عفو بینالملل و تمامی مجامع حقوق بشری درخواست مینمایم به انتشار نامه اینجانب و پیگیری مسائل مطرح شده در آن اقدام نمایند. زندانی سیاسی حسین خضری زندان مرکزی ارومیه بند 12
روز يك شنبه تاريخ 2010-10-10هيئت جنبش دمكراتيك يارسان متشكل از آقايان اسكندر اكبري و علي عسكر خسروي سخنگو جنبش دمكراتيك يارسان بدعوت مدير تلويزيون باباگورگور آقاي كاوس ملا
پرويزدر استاديو مزبور حضور يافتند. اسكندر اكبري عضو جنبش دمكراتيك يارسان و اندام سازمان جوانان دمكراتيك يارسان طي مصاحبه اي چگونگي فعاليت جوانان يارسان در راستاي حفظ هويت و فرهنگ خويش را در اروپا بيان داشتند. وموجب خرسنديمسئولين تلويزيون بالا گرديد.
همچنين آقاي علي عسكر خسروي در گفتگو با تلويزيون باباگورگور اوضاع و احوال كوردستان فدرال را بطور عموم و وضعيت نابسامان، زندگي پر مخاطره و بي ثبات خواهران و برادران يارسان (كاكه اي) را به طور ویژه بيان داشتند. سخنگوی جنبش دمكراتيك يارسان خطاب به مسئولین حریم كوردستان گفتنند شما آگاه هستيد مردم يارسان دركوردستان فدرال در طول مبارزات حق طلبانه ملت كورد پيش قدم بوده و كماكان براي كوردستاني آزاد و آباد در تلاش بوده و هستند. اما وقتي به آمار قربانيان تروريستي بعد از پروسه آزادي كوردستان نگاه كنيد، کە ٣٣٨نفر قربانيان خشونت جنايتكاران تروريستی از كاكه ايها هستند، هر انسان آگاه و دمکراتی را به فکر فرو می برد که چه باید کرد، تا بتوان جلو چنین جنایتی گرفته شود. ما از مسئولین محترم حکومت حریم كوردستان تقاضا داریم در مقابل جان و مال خواهران و برادران كاكه اي در كوردستان فدرال بیش از پیش احساس مسئولیت بنمایند. درنهايت عادلانه است حكومت حريم به خواستهاي بحق مردم كاكه اي مانند به رسميتشناختن آیین آنها در قانون اساسی کوردستان فدرال و داشتن نمايندگان در پارلمان كوردستان وعراق فدرال اقدام نمايند بدون شك اين امر مهم موجب خرسندي ما حدود 3 ميليون يارساني در كشور همسايه ايران نيزخواهد گرديد.
سخنگو جنبش دمكراتيك يارسان در قسمت دوم مصاحبه خويش بشرح زندگي يارسانيان كوردستان و ديگر ميلتهاي ايران كه يارساني هستند پرداخت، و اظهار داشتند امروز خواهران و برادران ما جمعيتي تقريبا سه ميليوني يارسان ايران در همسايگي كوردستان عراق و كشور عراق بدترين شرايط زندگي را در زير فشار فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي امنيتي حكومت جمهوري اسلامي توأم با ظلم، و همينطور تبعيض ملي و مذهبي دارند. بدون شک ما پيروان اقليت دين ياري و مردمان يارسان، حد اقل به اندازه ديگر نیروهای دمکرات و گروهاي مختلف ايرانی، در دفاع از آزادي سر زمينمان ايران، فداكاري نموده ايم. ملتهای ميهن ما مديون جانفشاني همه دمکراتها و غيور مردان و زنان يارسانی هستند. لازم و ضروری است، حكومت فعلی ايران فرياد حق طلبانه ملتها و خلقهاي تحت ستم ايران را ناديده نگيرند واقليتهاي ملي وديني مانند يارسانیان و بهائيان را به رسمیت بشناسند و از اذيت و آزار و شكنجه آنها و ديگر آزاديخواهان ايران دست بردارد. چون مردمان همه ملیتها و همه مذاهب، صاحب مملکت هستند نه حكام خودكامه در ايران .
همچنین هيئت جنبش دمكراتيك يارسان در هنگام حضور در استديو تلويزيون باباگورگور كركوك موافق به ديدار با هيئتي از دانشگاه سليمانيه شدند. سرپرستي هيئت مزبور بعهده يك خانم فنلاندي بودكه نامبرده در دانشگاه سليمانيه زبان سوئدي را تدريس ميكند.وقتي فهميد كه باهيئت جدي مشكل زبان ندارند و از سوئد به كوردستان آمده اند به گرمي با آنها وارد گفتگو ميشود ضمن قدرداني از هيئت جدي بخاطر ديدارشان در اين شرايط حساس از همسلكان و هم مليتهاي كوردشان صميمانه از آنها دعوت كرد از دانشگاه سليمانيه ديدن کردە و مهمان وي باشند.متأسفانه هيئت جنبش دمكراتيك يارسان بعلت كمي وقت شانس پذيرش تقاضاي بسيار دوستانه خانم استاد دانشگاه را نداشتند. اما ضمن معذرت خواهي و سپاسفراوان ازمحبت ايشان قول دادند،كه هيئت بعدي جديکە بە كوردستان بيانند حتما ملاقات با او را در برنامه سفر خود قرار خواهند داد
اخباري از وضعيت فعالين دربند كرد محمدصديق کبودوند، رئيس سازمان حقوق بشر کردستان در زندان اوين از بيماريهاي شديدي رنج ميبرد.
محمدصديق کبودوند، رئيس سازمان حقوق بشر کردستان در زندان اوين از بيماريهاي شديدي رنج ميبرد و طبق گفتهي پزشک نياز به معالجهي فوري دارد. درخواستهاي خانوادهي اين زنداني سياسي مبني بر مرخصي و معالجه-ي پزشکي او تا به امروز بيجواب مانده است. اين در حالياست که اخيراً مدير مسئول روزنامهي «کيهان» و دادستان تهران اين فعال حقوق بشر را به «حامي فتنه هشتاد و هشت»، «منافق» و «تجزيه طلب» متهم کرده است. پريناز کبودوند، همسر محمدصديق کبودوند در گفتوگو با زمانه اين اتهامات را بياساس ميداند و ميگويد: «دادستان و مدير مسئول روزنامهي کيهان دارند با آبروي همسرم بازي ميکنند، چون در طول مدت محاکمه، نه چنين اتهاماتي ديده شده و نه مدرکي دال بر آنها ارائه شده است.» از سوي ديگر در ادامهي صدور احکام سنگين در کردستان، عبدالله سروريان و سامي حسيني از فعالان کرد به اعدام محکوم شدهاند. همچنين احمد باب فعال اجتماعي کرد که به گفتهي خودش سختترين شکنجهها را در زندان تحمل کرده به ۱۴ سال زندان محکوم شده است. شرح اين موارد در زير ميآيد: اعتراض خانوادهي کبودوند در روزهاي گذشته اطلاعيهاي مبني بر اعتراض خانوادهي محمدصديق کبودوند به اتهامزنيهاي دادستان و روزنامهي کيهان، منتشر شد. پريناز کبودوند همسر محمد صديق کبودوند در رابطه با صدور اين اطلاعيه به «زمانه» گفت: «جديداً دادستاني درخواستهايي که بنده و خود آقاي کبودوند به صورت کتبي از دادستان براي ملاقات با خودشان و مرخصي آقاي کبودوند کرده بوديم، رد کردند. آقاي دادستان مانند آقاي شريعتمداري گفته است، کبودوند تجزيهطلب هستند و يکي از عوامل و حاميان فتنهي سال هشتادوهشت بودهاند.» همسر محمد صديق کبودوند همچنين ميگويد: «آقاي دادستان هم اخيراً اعلام کردند که ايشان منافق بودند درحاليکه حکم صادر شده براي آقاي کبودوند به علت تاسيس سازمان حقوق بشري کردستان بوده که ايشان يازده سال به خاطر آن محکوم شدند. وقتي دادستان چنين مسائلي را بدون هيچ مدرک مطرح کرد، من از طريق سايت از مقامات بين-المللي درخواست کردم که اگر اين اشخاص مدرک يا مستنداتي دارند ارائه بدهند. دادستان و آقاي مدير مسئول روزنامهي کيهان دارند با آبروي آقاي کبودوند بازي ميکنند، چون در طول مدت محاکمه نه چنين اتهاماتي ديده شده و نه مدرکي دال بر آنها ارائه شده است.» مخالفت با مرخصي محمدصديق کبودوند به اتهام «منافق بودن» در حالي صورت ميگيرد که طي روزهاي گذشته اخباري مبني بر وخامت جسمي وي نيز منتشر شده بود. همسر اين فعال حقوق بشر در رابطه با ملاقات و وضيعت جسماني او گفت: «با ملاقات حضوري موافقت نکردند. حتي وقتي آقاي دادستان به زندان سر ميزند و با زندانيان ملاقات ميکند از ملاقات با آقاي کبودوند سرباز ميزند و ايشان را منافق عنوان ميکند.» وي همچنين ادامه داد: «با توجه به اينکه کبودوند از بيماريهاي قلبي، پروستات و سرگيجه رنج مي-برد شديداً احتياج به عمل و مراقبت پزشکي دارد و حتي با درخواست مسئولان زندان در اين رابطه هم مخالفت شده است.» محمدصديق کبودوند، موسس و رئيس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به دليل فعاليتهاي حقوق بشري، نوشتن مقاله در زمينهي مسائل اجتماعي و تاسيس سازمان غير دولتي دفاع از حقوق بشر کردستان به بيش از ده سال زندان محکوم شده است. او اکنون چهارمين سال است که در زندان به سر ميبرد. حکم اين زنداني قطعي و درخواست رسيدگي مجدد به آن نيز رد شده است. ۱۸ فعال کرد در آستانهي اعدام در حاليکه شانزده تن از فعالان سياسي و مدني کرد در انتظار اعدام به سر ميبرند، طي روزهاي گذشته دو شهروند ديگر به نامهاي عبدالله سروريان و سامي حسيني به اعدام محکوم شدند. جعفر محمدي يکي از بستگان عبدالله سروريان به زمانه گفت: «سال گذشته وي به منظور ديدار با يکي از اقوام خود به اقليم کردستان سفر کرده بود که هنگام بازگشت در منطقهي مرزي باشماخ توسط نيروهاي امنيتي دستگير شد.» محمدي با اشاره به اينکه سروريان به اتهام جاسوسي به اعدام محکوم شده است، گفت: «همهي ما از شنيدن صدور حکم اعدام شوکه شديم و هم-اکنون پرونده-ي وي به ديوان عالي کشور ارجاع داده شده است.» عبدالله سروريان هماکنون در زندان سنندج و داراي سابقهي بيست و پنج سال خدمت در ارتش جمهوري اسلامي ايران است. آنسوتر، برخي از رسانهها از صدور حکم اعدام براي سامي حسيني يکي ديگر از فعالان سياسي کرد در زندان اروميه خبر داده-اند. به گزارش هرانا، اين زنداني سياسي به اتهام بمبگذاري و همکاري با گروههاي مخالف نظام به اعدام محکوم شده و در دادگاه تجديد نظر هم حکم وي تائيد شده است. سامي حسيني خردادماه سال ۸۷ در جادهي اصلي سلماس، توسط ادارهي اطلاعات بازداشت و پس از سيماه و پنج روز انفرادي در محاکمه-اي هفتدقيقهاي به اعدام محکوم شد اعدام فرضي بدترين شکنجهام بود در ادامهي صدور احکام سنگين براي فعالان کرد، احمد باب يکي از فعالان اجتماعي مريوان به ۱۴ سال حبس محکوم شد. اين فعال اجتماعي در گفتوگويي به زمانه گفت: «بنده بنا به حکم دادگاه انقلاب و طبق سه مادهي قانوني ۵۰۰، ۵۰۱ و ۴۹۹ به اتهام عضويت در گروههاي مخالف نظام و فعاليت تبليغي و جاسوسي براي بيگانگان در مجموع به ۱۴ سال زندان محکوم شدهام.» احمد باب ميگويد به مدت ۳۳ روز در سلول انفرادي زير شديدترين شکنجهها قرار داشته است. باب ضمن اشاره به اينکه هيچکدام از اتهامات وارده را نپذيرفته است، اين چنين شرح شکنجههايش را توضيح داد: «در روزهاي نخست بازداشت، سه تا از دندانهايم را با انبردست کشيدند و به گفتهي بازجوهايم ۳۲۰ ضربهي شلاق به من زده بودند. البته شايد هم بيشتر بوده چون بيهوش بودم. در روزهاي بعد کف پاهايم را با مته سوراخ کرده بودند.» اين فعال کرد از «اعدام فرضي» بهعنوان بدترين شکنجه در دوران بازداشت خود ياد ميکند و ميگويد: «من را به اتاقي بردند که به گفتهي بازجويان مخصوص اعدام بود. مجبورم کردند روي يک صندلي چرخدار زير طناب دار بايستم. سپس دستبد زدند و پاهايم را بستند. در اين حالت ميخواستند از من اعتراف بگيرند. اين وضعيت در حاليکه به سختي ميتوانستم روي پاهايم بايستم يک ساعت طول کشيد.» احمد باب پنجم شهريورماه سال ۸۸ در مريوان دستگير و پس از ۱۹۵ روز با قرار وثيقه هفتصد ميليوني آزاد شده بود. منبع : راديو زمانه
ابوبکر مدرسی عضو کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب عبدالله مهتدی در کنگره سیزدهم این حزب بحثهایی ارائه داد که در قسمتی از بحثهایش به اختلاف مالی من با عبدالله مهتدی اشاره کرده. من در این نوشته ابتدا میخواهم نکاتی را در مورد این اختلاف یاداور ابوبکر مدرسی کنم و در ادامه چند توصیهای هم برای ایشان دارم.
مدرسی در بحثهایی که در کنگره سیزدهم ارائه داد و این روزها از تلویزیون روژهلات تی وی ارگان رسمی این حزب برای عموم پخش می شود به طور ناشیانهای به دفاع از مهتدی می پردازد و ادعا میکند که گویا شخصی به تحریک "اقلیت" سابق در این تشکیلات اتهاماتی را به مهتدی و حزبش می زند و باعث سرافکندگی این حزب در مجامع عمومی می شود. مدرسی در این کنگره که بالاترین مرجع تشکیلاتی این حزب است ازکلاهبرداری که مهتدی کرد به طور رسمی دفاع میکند.
برای یاداوری، اینجانب که مدرسی از ان به عنوان شخصی یاد میکند، کیوان ثنایی هستم که از سال 1990 هوادار و فعال تشکیلات کومله بودم و در سال 1991 به تشکیلات علنی کومله سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران کردستان عراق پیوستم و در ارگانهای مختلف کومله به مدت 3 سال فعالیت کردم و بعدها به کشور هلند امدم و همچنان عضو فعال کومله بودم. در انشعاب سال 2000 من هم همراه مهتدی واعضای دیگر ازحزب کمونیست ایران جدا شدیم. من در کشور هلند مدتی مسئول تشکیلاتی کومله زحمتکشان ایران بودم و تا احتلاف مالی که بین من و مهتدی پیش امد، نماینده عبدالله مهتدی دبیرکل و سکرتر این حزب در هلند بودم. بارها و بارها به نمایندگی مهتدی در جلسات و متینگهای احزاب اپوزسیون ایرانی و احزاب هلندی و در حرکتهای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی شرکت کردم و همیشه چهره فعال این حزب بودم در هلند و خارج از هلند. نماینده اعضای هلند بودم در کنگره بازسازی، کنگره های نهم، دهم و یازدهم این حزب. به محض این که اختلاف پیدا کردم با عبدالله مهتدی در مورد پس دادن پولی که به مدت یک سال به ایشان داده بودم، دیگرکیوان برای مدرسی و تشکیلاتش شخصی ناشناس، دیوانه، عامل جمهوری اسلامی و..... شدم.
زمانی که عبدالله مهتدی را به احزاب هلندی در دولت، نمایندگان مجلس، وکلای پایه بلند و معروف، روزنامههای سراسری معتبر هلند و...... معرفی میکردم و با ایشان در این ملاقات و نشستها شرکت می کردم، دیوانه و شخص ناشناس برای مدرسی و حزبش نبودم.
من بعد از توافقی که با مهتدی کردم و ایشان تحت فشار قضایی، رسانهای و افکار عمومی زیر بار این قرض رفت و حاضر به پرداخت ان بدون بهره بانکی که من در مدت ان 4 سال به بانک میدادم شد، این تجربه تلخ را به فراموشی می خواستم بسپرم و دیگر نه به ان فکر کنم و نه در این باره چیزی بگویم. دفاع ابوبکر مدرسی در کنگره سیزدهم از عملکرد مهتدی در این رابطه، مرا وادار به نوشته این سطور کرد.
لازم به ذکر است که من مبلغ 65000 یورو در سیزده قسط از تاریخ ژولای 2009 تا اگوست 2010 از مهتدی دریافت کردم که ده هزار یوروی ان بهره بانکی از 2006 تا 2007 بود و 55000 یوروی دیگر ان پولی بود که از بانک با بهره بالا قرض کرده بودم و به درخواست مکرر مهتدی برای مدت یکسال به ایشان قرض داده بودم. هزینهای که صرف گرفتن وکیل در کردستان و هلند، رفتن به کردستان برای پی گیری این پول و صدها مکالمه تلفنی به کردستان خیلی بیشتر از ده هزار یورویی بود که مهتدی به عنوان بهره بانکی پرداخت کرد. برای سالهای 2007 تا 2010 که این پول همچنان در اختیار مهتدی بود، هیچ بهر بانکی پرداخت نشده و تمام بهره این پول، خودم به بانک پرداخت می کردم. کسانی که در اروپا زندگی می کنند می دانند اگر مبلغ 55000 یورو از بانک قرض کنند چه بهره بالایی دارد. مهتدی همچنان به من مقروض است، اگر من توافق کردم فقط به خاطر این بود که این مسئله کلی از انرژی و وقت من را گرفته بود و می خواستم هر چه زودتر خاتمه پیدا کند و از طرفی هم توانایی پس دادن بهره این پول را دیگر نداشتم. مهتدی طبق قرادادی که امضا کرده بود مبلغ 26600 یورو همچنان به من بدهکار است.
ادبیات ابوبکر مدرسی و نحوه مطرح کردن این اختلاف مالی در کنگره سیزدهم این حزب همان ادبیات حکومت اسلامی ایران است که به محض اینکه مردم اعتراض می کنند و حق خود را مطالبه می کنند، فورا اتیکت ضد انقلاب و تحریک عوامل خارجی و ضد انقلاب را به این حرکتها می زنند تا مردم را ساکت کنند و از مطالبات بر حق خود صرف نظر کنند.
مدرسی به خاطر دارد من قبل از اینکه این موضوع را به رسانهها بدهم یا از مهتدی شکایت کنم، بارها و بارها چه مسقیم و چه غیر مستقیم و از طریق واسطه با تشکیلات مهتدی به مدت 2 سال تماس گرفتم، هیچ نتیجهای نداد و همیشه با بی اعتنایی، توهین و از موضع قدرت با این مسئله برخورد می کردند. اینها همه با مدرک وجود دارند. مدرسی نمی تواند ان را انکار کند. من حتی قبل از شکایت از دادگاه و دادن به رسانهها به کردستان سفر کردم که مهتدی را قانع کنم این پول را پس بدهد، در غیر اینصورت عواقب خوبی برای ایشان ندارد اگر به رسانهها بدهم یا از ایشان شکایت کنم. مهدتی هیچ که حاضر نشد در اینمورد با من صحبت کند، از طریق نمایندگانش پیام داده بود که اگر به اینترنت بدهی همهاش دو هفته طول می کشد مردم می خوانند و فراموش می کنند. به داگاه هم شکایت کنی هیچ کاری نمی توانی بکنی. این جواب مهتدی بود.
مدرسی به یاد دارد زمانی که یکی از رفقای من از المان با ایشان تماس گرفته بود و از ابوبکر مدرسی خواست که با مهتدی صحبت کند و این مشکل را حل کند. مدرسی در جواب گفت جواب کیوان را ندهید کیوان دیوانه است. مدت کمی هم پیشمرگه بوده .... به گفته مدرسی اگر در اینده این اقایان در قدرت سهمی داشتند، هر کسی که دیوانه باشد، این اقایان به خود اجازه می دهند اموالش را مصادره کنند. جناب مدرسی نمی تواند این مسئله را انکار کند، چون مکالمهاش را دارم و اگر لازم باشد علنی می کنم.
ابوبکر مدرسی زمانی خود را یک مار کسیست می نامید که در اغلب جلسههای تشکیلاتی و کنفرانسهای خارج کشور با صدای رسا از موا ضح خود دفاع می کرد. من این سوال را برای مدرسی دارم در کدام کتاب یا مقاله کارل مارکس نوشته که پول کارگر و زحمتکش را مصادره کنند.
به یاد دارم زمانی که من زیر فشار این قرض بودم و نمی توانستم بهره ان را پس بدهم. تشکیلات مهتدی در المان و هلند جشنهایی می گرفتند با هزینههای بالا که تعداد خوانندگان و افراد همراه از شرکت کنندگان بیشتر بودند. سفرهای مکرر اعضای کمیته مرکزی به امریکا، کانادا، کشورهای اروپایی با هیئتهای همراه برای همه اینها بودجه بود. ولی به پول من که میرسید مهتدی مفلس و ورشکسته بود.
من الان هم از تلاشم برای پس گرفتن این پول دفاع می کنم و به این قناعت رسیدم اگر تلاشهای من و فشار افکار عمومی ، رسانهها و رای دادگاه سلیمانه به پرداخت این پول به من، نبود. هرگز مهتدی این پول را پس نمی داد. هنوز کسانی هستند (ص. م. و م. ف.) که به مهتدی و تشکیلاتش پول دادند، و هنوز نتوانستند پس بگیرند،
مدرسی از زمانی که فعالیت سیاسی شروع کرده هیچ وقت زحمت نکشیده، همیشه در در رأس و ریاست بوده. مواجبش را تشکیلات مهتدی پرداخت می کند. از مارکسیست دو آتشه یک شبه ناسیونالیست دو اتشه میشود. زمانی امریکا را امپریالسیم می دانست و از طرف دیگر مقاله می نوشت با این سر تیتر "ما هم منتظر حمله امریکا به ایران هستیم" الان هم که به درگاه کروبی و موسوی پناه اورده. طبیعی است که نمی داند کار کردن و زحمت کشیدن سختی و مشکلات دارد. مدرسی برای مواجبی که ماهانه دریافت می کند حاضر است هر موضع سیاسی اتخاذ کند.
مدرسی در کردستان در یک منزل با تمام امکانات تسیهلاتی و آشپز مخضوص در دامنه کوه اطراق کرده، طبیعی است که خبر ندارد که کیوان و امثال کیوان ساعتها باید کار کنند تا خرج روزانه خود را تامین کنند.
در پایان چند توصیهای برای ابوبکر مدرسی دارم:
جناب مدرسی از شما می خواهم یک ساعت در خلوت خود فکر کنی، سالهایی را که در سیاسیت سپری کردی، تجزیه و تحلیل کنی، قطعا مشاهده می کنی که تا چه حد نزول کردی. دنیا تنها ان اوردوگاه و بودجه و مواجب نیست.
اگر زحمت نباشد یک ماه به کشور محل اقامتت سوئد سفر کن، بدون اینکه حقوق ماهیانهات را از حزبت دریافت کنی، سعی کن کاری پیدا کنی و هزینه زندگی را با رنج و زحمت خود پیدا کنی، حتما پی می بری که معنی زحمت کشیدن چیست.
اقای مدرسی تمام تلاشهای من برای پس گرفتن پولم همهاش نتیجه پیگیری سرسختانه خودم بود. هیچ کس از کومله زحمتکشان در این امور دخالت نکرده. اگر از نظر سیاسی ضربه خوردید، این را فقط می توانم بگویم: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
دعوت از جک استراو, دلال معروف انگلیسی به تهران, به دعوای میان باندهای حکومتی کشیده است. جک استراو می گوید با دعوت لاریجانی, رئیس مجلس رژیم به ایران می آید, اما لاریجانی به سرعت این دعوت را تکذیب کرده و می گوید یک «مقام ارشد دولتی» دعوت کرده! از سوی دیگر یکی از اعضای کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس رژیم، وزیر امورخارجه پیشین انگلیس را خائن به جمهوری اسلامی دانست و خواستار پاسخگویی رئیس مجلس بهخاطر این دعوت شده است. جهان نیوز, روز گذشته خبری در خصوص سفر جک استراو به ایران و با دعوت علی لاریجانی منتشر شد که به سرعت دفتر لاریجانی این دعوت نامه را تکذیب کرد. این درحالی است که خبر سفر جک استراو وزیر امورخارجه پیشین انگلیس در اخبار رسانه های خارجی انعکاس گستردهای داشت. به گزارش جهان جک استراو اعلام کرده که علی لاریجانی از وی دعوت کرده است که به ایران سفر کند. این در حالی است که دفتر لاریجانی اصل سفر را تکذیب نکرده، اما گفته است این سفر با دعوت لاریجانی نیست. نکته جالب در تکذیبیه این است که گفته شده است، یکی از مقامات ارشد دولتی دو سال پیش با استراو دیداری داشته است، که در صورت صحت دعوت از استراو به ایران، احتمال میرود این دعوت از سوی همان مقام دولتی صورت گرفته باشد. از سوئی بهدنبال انتشار گزارشی درباره دعوت علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی از جک استراو برای سفر به ایران، یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، وزیر امورخارجه پیشین انگلیس را خائن به جمهوری اسلامی دانست و خواستار پاسخگویی رئیس مجلس به خاطر این دعوت شده است. محمود احمدیبیغش، یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی از علی لاریجانی، رئیس مجلس به سبب دعوت از جک استراو برای سفر به ایران انتقاد کرده است. این نماینده اصولگرای مجلس با بیان اینکه «آقای لاریجانی باید پاسخگو باشد و برای کارش دلیل بیاورد»، در توجیه مخالفتش با سفر وزیر امورخارجه پیشین انگلیس به ایرنا گفت: «خیانتهای جک استراو نسبت به جمهوری اسلامی ایران بر همگان واضح و مبرهن است و فراموش شدنی نیست». جک استراو، وزیر امورخارجه پیشین انگلیس و نماینده کنونی مجلس عوام این کشور، روز جمعه اعلام کرده است، بهدعوت علی لاریجانی، اوایل سال آینده میلادی در راس یک هیات پارلمانی به تهران سفر خواهد کرد. در این میان محمود احمدیبیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با انتقاد از استراو به ایران گفته است: «اگر جک استراو در جایگاه نماینده فعلی مجلس بخواهد به ایران سفر کند و از کردار گذشته خود نسبت به جمهوری اسلامی ایران عذرخواهی کند، منعی ندارد، ولی اگر او بخواهد بر سیاستهای قبلی خود علیه ایران ادامه دهد پذیرفتنی نیست». جک استراو در دفاع از سفرش به ایران و نیز لزوم گفتگو با جمهوری اسلامی گفته است: «به نظر من بهتر است، ما همیشه بالاترین نماینده دیپلوماتیک خود را در کشورهای مختلف و به خصوص کشورهایی که به نوعی جزو حوزههای سخت و مشکلدار هستند داشته باشیم»..
له ته ره ف خانه واده ی ئه سه د جوانمیری وه ، سوپاس و قه در دانیوه ئه و که سانه یلله هیوشیم که چوو له ری تماس تلفونی و چوو لهری یه ل دییوروه له ه عه زاداری ئیمه شورکه ت کردن و ،هاوده ردی
خوه یان وه خانه واده ی ئیمه ئزهار کردن.
ته شه کور له عشق و موحبه ت و سه برو حه و سه له تان.
بنه ماله ی ئه سه د جوانمیری.
--------------------------------------------
بنیانگذار ویکی لیکس یک هکر سابق که به فعالیتهای حقوق بشری روی اورده است
جولیان آسانج، بنیانگذار این مؤسسه یک هکر قدیمی است که به فعالیت حقوق بشر روی آورده است. او را یک فرد نامرئی توصیف میکنند که هیچ خانه دائمی ندارند و در نقاط مختلف دنیا سر و کله اش پیدا میشود. او تنها یک کوله پشتی دارد و یک کامپیوتر لپ تاپ که حمل میکند. توئیتر موتور اصلی ارتباطات با هواداران ویکی لیکس است.
تلویزیون سی ان ان، روز یکشنبه در برنامه ای با عنوان معرفی ویکی لیکس، گفت: ویکی لیکس هیچ دفتر کاری ندارد، هیچ کارمند حقوق بگیری هم ندارد. محل کار آن «همه جا» مکتوب شده است. این سایت برای شفافیت کامل فعالیت میکند. شعار آن این است «ما دولتها را باز میکنیم».
ولی ویکیلیکس را خیلی جدی گرفته اند. هزاران سند را تاکنون فاش کرده است که بخش عظیمی از آن اخیراً در مورد جنگها بوده است. اکنون نیز هزاران نسخه سند جنگی را از حملات بمبهای کنار جاده یی گرفته، تا کشتار غیرنظامیان بوده و تصویری شفاف از جنگی که به هیچوجه بر وفق مراد نیست، داده است. و او را به این نقطه رسانده که چنین اظهارات شجاعانه یی بکند.
آسانج: مردم باید بدانند که ویکیلیکس ثابت کرده است که قابل اعتمادترین منبع خبری موجود است. زیرا ما تنها مطالب اصلی را با بررسیهای دقیق افشا میکنیم.
سی.ان.ان: ویکیلیکس صدها داوطلب در میان روزنامه نگاران، متخصصین امنیت کامپیوتر و غیره دارد که با ویکیلیکس همکاری میکنند تا اطمینان حاصل کنند که اسناد تدقیق شود.
ویکیلیکس با شکایات زیادی رو به رو بوده، ولی هیچکدام به واقعی بودن و مستند بودن اسناد آن تردید نداشته اند.
ویکیلیکس اطلاعات خود را از کجا میگیرد؟ سایت مزبور میگوید نمیداند. آسانج و دیگران یک سیستم برای خبرچینها ایجاد کردهاند تا اطلاعات خود را بدون بردن نام و به طریق کد شده افشا کنند که به این وسیله اطلاعات خبرچین را از همه خصوصا خود ویکیلیکس مخفی نگه میدارد.
At 5pm EST Friday 22nd October 2010 WikiLeaks released the largest classified military leak in history. The 391,832 reports ('The Iraq War Logs'), document the war and occupation in Iraq, from 1st January 2004 to 31st December 2009 (except for the months of May 2004 and March 2009) as told by soldiers in the United States Army. Each is a 'SIGACT' or Significant Action in the war. They detail events as seen and heard by the US military troops on the ground in Iraq and are the first real glimpse into the secret history of the war that the United States government has been privy to throughout.
The reports detail 109,032 deaths in Iraq, comprised of 66,081 'civilians'; 23,984 'enemy' (those labeled as insurgents); 15,196 'host nation' (Iraqi government forces) and 3,771 'friendly' (coalition forces). The majority of the deaths (66,000, over 60%) of these are civilian deaths.That is 31 civilians dying every day during the six year period. For comparison, the 'Afghan War Diaries', previously released by WikiLeaks, covering the same period, detail the deaths of some 20,000 people. Iraq during the same period, was five times as lethal with equivallent population size.
چهار روز پس از افشای اسناد مربوط به جنایات دیکتاتوری آخوندی و عوامل شناخته شده آن در عراق، سخنگوی وزارت خارجه رژیم به نحو مضحکی مدعی شد که این اسناد به هیچوجه مورد تأیید نظام نیست. مهمانپرست که در جلسه هفتگی مطبوعاتی خود صحبت می کرد، در واکنش به سوال مربوط به رسوایی دیکتاتوری آخوندی بخاطر دست داشتن در کشتار و شکنجه شهروندان عراقی، گفت: «راجع به این اسناد تردید و ابهام جدی وجود دارد و نیات منتشر کنندگان این اسناد مشخص نیست». سخنگوی وزارت خارجه رژیم، مدعی شد افشای جنایات رژیم و مالکی بخاطر موفقیت های دیکتاتوری آخوندی در عرصه های جهانی بوده و به نحو خنده داری گفت: «..پس از بازتاب های مثبت سفر رئیس جمهور به کشور لبنان و همچنین تشکیل قریب الوقوع دولت عراق به نظر می رسد که انتشار این اسناد با نیات خاص صورت گرفته است. به نظر می رسد این حرکت شیطنت آمیز بوده و ما با این گونه اقدامات به شدت مخالف بوده و مقابله خواهیم کرد». مهمانپرست در بخش دیگری از اظهارات خود، دادن یک گونی اسکناس بسته شده اورو از جیب مردم ایران به عواملش در دولت افغانستان را با وقاحت تحت عنوان کمک برای بازسازی تأیید کرد و گفت: «جمهوری اسلامی ایران به عنوان دولتی که در همسایگی افغانستان است و برای بازگشت ثبات و امنیت در این کشور و بازسازی زیرساخت های افغانستان کمک های زیادی را انجام داده است». وی گفت: «این کمک ها به افغانستان از دولت هشتم آغاز شده و همچنان ادامه دارد زیرا همه کشورها باید کمک کنند که زیرساختهای اقتصادی افغانستان بازسازی شده و رویکرد نظامی در این کشور رها شود». سخنگوی وزارت خارجه رژیم همچنین بار دیگر نسبت به تنگ تر شدن حلقه تحریمها به آه و ناله پرداخت و افزود: «آنها برخلاف ادعایی که دارند به دنبال این هستند که مردم ایران را تحت فشار قرار دهند و آنها را از حقوقشان دور کنند..».
دختران بی گناه در خانه های فساد , دست داشتن باندهاي قاچاق آخوندي در انتقال آنها به كيش ودوبي
آژانس ايران خبـــــــــــــر: روز دوشنبه دهم آبـان بیست دختر که که حدود سنی آنها 17 تا 25 ساله بود توسط نیروی انتظامی زرین شهر اصفهان بازداشت شدند. این افراد که همگی به وسیله یک مینی بوس در حال انتقال به جنوب کشور و از آنجا به کیش و دبی بودند توسط یک باند قاچاق دختران هدایت میشدند. نکته قابل تعمق آن است که تمام این دختران پس از دو ساعت بازداشت و بدون هیچ حکمی از طرف دادگستری آزاد شدند, علت آن هم جلوگیری از هرگونه تحقیق در مورد اینگونه باند ها میباشد. به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبـــــــــــــــر اکثر این دختران که برای اولین بار دوری از خانه و افتادن در ورطه فساد را تجربه میکنند از شهرستانهای استان های اصفهان و چهار محال در خانه های فساد در فولاد شهر و ویلا شهر اصفهان نگهداری میشوند و از آنجا به کیش و دبی منتقل میشوند, شیوخ عرب برای دخترکان بیگناه ایرانی مبالغ هنگفتی به دلالان جمهوری اسلامی پرداخت میکنند. وابستگی این دلالان فساد و باند های قاچاق به حکومت اسلامی و برخی سران کاملا مشهود است و دلایل بسیار بر این امر موجود است که اثبات این موضوع را ساده میکند.
freedom an democracy, peace for humanity, United Kingdom
آژانس خبری کردستان یک وب سایت گروهیی و خبرهای روز را بروز میدهد
و آزانس خبری کردستان وابسته به هیچ حزب و جریانی نیست و ار نوع رفتاری که ترویج انسانی کشی باشد با آن تفکر مخالفت میکند ما انسانیم و انسانوار باید عمل کرد
خبر تو خبر ـ درگیری پزشکیان با تی وی ریش
-
این هفته خبر تو خبر خبرداره براتون از زرشکیانی که بدجوری با تی وی ریش چپ
افتاده:
بعد هم زرشکیان تو سخنرانیش، زیرآب عظما رو زد و تی وی ریش این تیکه از حر...
شکارچی ذهن
-
هولدن مامور رفتارشناسی اف بی آی به همراه بیل یکی دیگر از مامورین این سازمان
برای پیدا کردن الگوی فکری قاتلینی که دست به قتلهای دنبالهدار زدهاند،
شروع...
من و تو پلاس - تجزیه و تحلیل متقابل / Manoto Plus
-
من و تو پلاس - تجزیه و تحلیل متقابل / Manoto Plus
خانم دکتر میترا بابک در مورد تجزیه و تحلیل متقابل در روابط اجتماعی صحبت
میکنند.
From: manototv
Views: 9...
قیام ۹۶ و فعالیتهای اویاک در آمریکا
-
قیام ۹۶ و فعالیتهای اویاک در آمریکا
گفتگوی رادیو ایرآوا با آقای ناصر شریف از اعضای اویاک- سازمان جوامع ایرانیان
آمریکا نسخه سبک در ساوندکلاود:...
From: N...
اردوغان و صدام و
-
اردوغان و صدام و
کهناڵی جیهانی خانهقین(قناة خانقين العالمي) لە هەركوێ ستەمكار، هاوار و
داخوازی خەڵك هەبێت ئێمەش لەوێین!
From: خانقين khanaqin
Views: 2
...
برزو احمدی - پیرامون تبعات دستکاریهای کلام
-
برزو احمدی - پیرامون تبعات دستکاریهای کلام
پیرامون تبعات دستکاریهای کلام
غاز سخن:
در یادداشت پیشین راجع به دستکاریها و تغییرات انجام شده در یک کلام پرس...
رنجنامه مریم نقاش زرگران زندانی نوکیش مسیحی
-
#بگونه : مریم نقاش زرگران زندانی نوکیش مسیحی که توسط دستگاه سرکوب گر
قضائیه رژیم آخوندی به چهار سال حبس در زندان محکوم شده است ، رنجنامه ای شرح
حال خود ر...
kamera canon 60d lengkap terbaru
-
Kamera yang bagus, serta handa bisa kamu gunakan di sini. Kamera canon 60d
adalah kamera yang sangat bagus, serta memiliki kualitas yang layak
bagusnya. Me...
Poletik 75 - مهمان هفته شهرام شب پره
-
Poletik 75 - مهمان هفته شهرام شب پره
پولتیک برنامه ای است ویدئوی با اجرای کامبیز حسینی که از شبکه تصویری رادیو
فردا در ماهواره هات برد پخش می...
From: Ka...
Canada orders sex misconduct review
-
Canada orders sex misconduct review
From: jooyaonline.com
Views: 1235
4 ratings
Time: 03:17 More in Film & Animation
پاسخ میرزاده عشقی2012 به پوتین و کلیسا یش
-
*دادگاهی در مسکو سه دختری را که در کلیسای جامع این شهر به اجرای موسیقی و
رقص پرداخته بودند به اتهام «اغتشاش با انگیزه ضدمذهبی» مجرم شناخت و هر یک را
به ...
هیچ دژخیمی را از خشم آنان گریزی نیست
-
*هیچ دژخیمی را از خشم آنان گریزی نیست*
*ازقدیم گفتند توبه گرگ مرگ است و بس . من خطابم سبزهای واقعی وطنم است
نه علفهای هرزه ولایت جهل و جنایت . آن نوشته ...
داستان هاچیکو، سگ وفادار ژاپنی
-
"*هاچیکو*"، سگ نر سفید رنگی بود که در نزدیکی اوداته، آکیتا در کشور ژاپن به
دنیا آمد. داستان زندگی این سگ از زمان تولد و سپس ارتباط صمیمانهی او با
پروفسور ...
Morbi accumsan ferment varius est
-
Quisque accumsan, dolor non congue interdum, enim sapien faucibus libero,
egestas feugiat dolor mi nec velit. Morbi accumsan fermentum nisl, in
bibendum ...
den man som tog mina brevet ifrån brevbäraren
-
den person som tog mina brev den 11 , 12 och 13 oktober han har försökt att
ta mina brev tidigare han heter aiub han har tagit 3 brevet ett från
kommunal ...