Pages

Subscribe:

Ads 468x60px

۱۴۰۵ خرداد ۱۷, یکشنبه

آیا زن ستێزی یک بیماری ذهنی است؟ بله کاملا درست است زن ستیزی یک بیماری ذهنی است که از خرافات نادرست و جهل و نادانی سرچشمه گرفته است

 #زن_ستیزی_یک_بیماری_ذهنی_است

مردانی که زنان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند افرادی درون ضعیف بی وجدان و فاقد عقل وشعور انسانی هستند.این افراد فاقد عقل و منطق هستند  

آیا زن ستێزی یک بیماری ذهنی است؟  بله کاملا درست است زن ستیزی یک بیماری ذهنی است که از خرافات نادرست و جهل و نادانی سرچشمه گرفته است 
«زن‌ستیزی» (نفرت یا دشمنی نسبت به زنان) معمولاً به‌عنوان یک بیماری ذهنی یا اختلال روانی رسمی شناخته می‌شود. 

 

مذهب در تقویت این بیماری ذهنی نقش مهمی ایفا میکند چون بقول مذهبیون زن ستیزی کلام خدای خیالی میدانند.  اما می‌تواند با باورها، تربیت، تجربه‌های شخصی کە از راە ملاهای خرافاتی بدست می آورند کە شب و روز از راە مساجد عرعر میکنند و مردان را علیە زنان تحریک میکنند. ، تعصب‌های فرهنگی، خشم، یا گاهی مشکلات شخصیتی و روانی ارتباط داشته باشد.
زن‌ستیزی ممکن است به شکل‌های مختلف دیده شود، مثل:
تحقیر یا بی‌ارزش دانستن زنان
باور به پایین‌تر بودن زنان از مردان
خشونت، نفرت یا کنترل افراطی نسبت به زنان
سرزنش کلی همه زنان بر اساس تجربه با چند نفر
از دید روان‌شناسی، این بیشتر یک نگرش، تعصب یا الگوی فکری و رفتاری محسوب می‌شود، ویک بیماری مشخص مانند افسردگی یا اضطراب. البته در بعضی افراد، اگر نفرت شدید و غیرمنطقی باشد، ممکن است همراه با مشکلات دیگر مثل خشم شدید، آسیب‌های روانی، و آسیبهای ذهنیتی بە دلیل معاشرت با مذهبیون تخیلی دچارە تخیل مذهبی سپس مبتلا بە بیماری ذهنیتی زن ستیزانە و یا بعضی ویژگی‌های شخصیتی دیده شود.
همچنین مهم است بین انتقاد از بعضی رفتارهای زنان و نفرت کلی از همه زنان تفاوت گذاشت؛ اولی لزوماً زن‌ستیزی ونقش ملاها،  اما درحقیقت همەی این رفتارهای زشت علیە زنان  می‌تواند ناشی از یک حسادت بیمارگونە و زن‌ستیزانه باشد.
زن ستیزی ریشه در مذهب ابراهیمی

.

۱۹ کرد ایزدی در آتش سوزانده شدند.

در ژوئن ۲۰۱۶،
به دلیل امتناع از پذیرش ازدواج اجباری «مانند سبایا»، با اعضای ارتش خلیفه.

آنها در قفس‌هایی در مقابل مردم موصل سوزانده شدند. .
حسادت بیمارگونه یا پاتولوژیک، که در روان‌پزشکی با عنوان سندرم اتلو شناخته می‌شود، یک اختلال هذیانی مخرب است.
 ملاها به این بیماری مبتلا هستند و آن را در چهارچوب ادیان به دلیل وجود زن ستیزی در دین استفاده میکنند.
 فرد مبتلا بدون هیچ دلیل منطقی یا مدرک واقعی، به‌شدت متقاعد می‌شود که شریک زندگی‌اش به او خیانت می‌کند. این اختلال با افکار وسواسی یا توهمات روان‌پریشانه همراه است و می‌تواند به رفتارهای کنترل‌گر و خطرناک منجر شود.
علائم و نشانه‌هااین وضعیت بسیار فراتر از حسادت طبیعی است و معمولاً شامل موارد زیر است:باورهای هذیانی: فرد قویاً به خیانت همسر باور دارد و حتی اتفاقات روزمره و بی‌خطر را به عنوان مدرک تفسیر می‌کند.رفتارهای کنترل‌گر و وسواسی: چک کردن مداوم تلفن همراه، پیام‌ها، تماس‌ها، و تعقیب کردن شریک زندگی.بازجویی مداوم: پرسش‌های پی‌درپی و فرساینده برای مچ‌گیری و اعتراف گرفتن.پرخاشگری: در موارد حاد، احتمال بروز خشونت کلامی و فیزیکی بسیار بالا است
در زمان ادیان باستان مثل میترایها زنان مقدس بوده اند چون انسان را تولید کرده اند زنان مورد ستایش واقع شده اند. لاکن با آمدن دین ابراهیمی زنان را ضعیفه و نزدیک به شیطان معرفی کردند و زن را از مقام واقعی خود به یک انسان ناکامل تنزل دادند. و دین را بعنوان ابزاری برای بیماران ذهنی که در مساجد عر عر میکنند و ملت را استحار میکنند و حماقت زن ستیزی در جامعه توزیع و ترویج میدهند .
دیدگاه‌های انتقادی متعددی وجود دارد که ریشه بسیاری از نابرابری‌های جنسیتی را در متون مقدس و نظام‌های سنتی ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) جستجو می‌کنند. منتقدان باورها و عواملی را برمی‌شمرند که در این زمینه مطرح می‌شود.
در آئین باستان سومریها که نیاکان کرد  زن بخشی از خداوند بوده به دلیل تولید زن یکی از خداوندهای آن زمام محسوب شده است و زن یکی از مقدسترین خداوندان آئین باستان بوده است.
مذاهب خرافاتی بنام الهی  و احکام خرافاتی شریعت. 
دوگانگی قدسیت و گناه: زن در این ادیان گاه به دو قطب متضاد تنزل می‌یابد: یا مادری مقدس و پاک (همچون مریم مقدس)، و یا اغواگری که منشأ گناه و لغزش است. این نگاه مانع از پذیرش زن به‌عنوان یک انسان مستقل با عاملیت برابر می‌شود.
احکام شریعت و قوانین: قوانینی مانند ارث، حق طلاق، چندهمسری، و پوشش اجباری در برخی متون سنتی، غالباً قدرت را در دست مردان متمرکز کرده و استقلال فردی و اجتماعی زنان را محدود می‌سازند.
محرومیت از مناصب دینی: در طول تاریخ ادیان ابراهیمی، مناصب عالی رهبری، مرجعیت دینی و روحانیت عمدتاً در انحصار مردان بوده و مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌های کلان مذهبی با محدودیت‌های جدی مواجه بوده است.

ملاها در حقیقت دچاره این بیماری شده اند حسادت بیمارگونه که فرد را بر روی جنسیتی حساس کرده و روبروز فرد را به یک وحشی زن ستیز تبدیل میکند.
 انواع حسادت بیمارگونهروان‌شناسان این عارضه را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کنند:حسادت وسواسی: فرد افکار مکرر و غیرقابل کنترلی درباره خیانت شریک خود دارد. 
اگرچه ممکن است خودش هم بداند که این افکار پایه و اساس درستی ندارند، اما قادر به متوقف کردن آن‌ها نیست.
حسادت توهمی (روان‌پریشانه):
 فرد کاملاً و صد در صد مطمئن است که شریک زندگی‌اش خیانت می‌کند و هیچ شک و تردیدی در ذهن او وجود ندارد. او برای اثبات توهمات خود، حتی به شواهد ساختگی نیز متوسل می‌شود.ریشه‌های روان‌شناختیاین اختلال معمولاً به دلایل زیر در فرد ایجاد یا تشدید می‌شود:اعتمادبه‌نفس بسیار پایین و احساس بی‌ارزشی.
ترس شدید و بیمارگونه از طرد شدن و رها شدن.اختلالات شخصیتی (مانند اختلال شخصیت پارانوئید یا مرزی).
تجربیات آسیب‌زای حل‌نشده در روابط گذشته.چالش‌های درمانبزرگ‌ترین مشکل در درمان این بیماری، انکار آن از سوی فرد مبتلاست. افراد حسود اغلب نمی‌پذیرند که بیمار هستند و کمک‌های روان‌درمانی را رد می‌کنند.
این انکار نه تنها روند درمان را با مشکل مواجه می‌کند، بلکه ادامه این روند ممکن است به جدایی یا آسیب‌های جبران‌ناپذیر در رابطه بینجامد.روش‌های درمانبا وجود مقاومت اولیه بیمار، درمان امکان‌پذیر است و اقدامات زیر معمولاً توسط متخصصان انجام می‌شود:روان‌درمانی (CBT): رفتاردرمانی شناختی به فرد کمک می‌کند تا الگوهای فکری مخرب و تحریف‌های شناختی خود را شناسایی کرده و تغییر دهد.دارودرمانی:
 روان‌پزشک ممکن است برای کنترل افکار وسواسی شدید یا علائم روان‌پریشی، داروهای خاصی (مانند داروهای ضدافسضردگی یا ضدروان‌پریشی) تجویز کند.زوج‌درمانی: 
در صورت همکاری شریک زندگی و کنترل‌شده بودن شرایط، درمانگر مهارت‌های ارتباطی و ایجاد اعتماد را به زوجین آموزش می‌دهد.برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص ابعاد این اختلال و تفاوت‌های آن با حسادت‌های طبیعی، می‌توانید مقالات تخصصی مربوط به حسادت بیمارگونه را مطالعه فرمایید. 
همچنین درک چگونگی انکار بیماری توسط افراد حسود به خانواده‌ها کمک می‌کند تا برخورد ایمن‌تر و آگاهانه‌تری با این افراد داشته باشند.

 Zilamên ku jinan dixin qels, bêwijdan û bê aqil û aqilê mirovî ne. Van kesan aqil û mantiq tune ye.

Gelo mîzogînî nexweşiyeke derûnî ye? Belê, ev bi tevahî rast e. Mîzojînî nexweşiyeke derûnî ye ku ji xurafatên derewîn û nezanînê çêdibe.

"Mîzogînî" (kîn an dijminatiya li hember jinan) bi gelemperî wekî nexweşiyeke derûnî an jî nexweşiyeke derûnî ya fermî tê nasîn. Ol di xurtkirina vê nexweşiya derûnî de roleke girîng dilîze, ji ber ku mirovên olî bawer dikin ku mîzogînî peyva xwedayekî xeyalî ye. Lê ew dikare bi bawerî, perwerde, ezmûnên kesane yên ku ji melayên xurafeperest ên ku bi şev û roj ji mizgeftan waaz didin û mêran li dijî jinan teşwîq dikin, hatine bidestxistin ve girêdayî be, pêşdaraziyên çandî, hêrs, an carinan pirsgirêkên kesayetî û psîkolojîk.
Mîzogînî dikare bi gelek awayan be, wek mînak:
Jin biçûkxistin an bêqîmetkirin
Baweriya ku jin ji mêran kêmtir in
Şîdeta zêde, nefret an kontrol li hember jinan
Mehkûmkirina giştî ya hemî jinan li ser bingeha ezmûna bi çend kesan re

Ji perspektîfeke psîkolojîk ve, ew bêtir helwest, pêşdarazî an şêwazek raman û tevgerê ye, ne nexweşiyeke taybetî wekî depresyon an fikar. Bê guman, di hin kesan de, heke nefret dijwar û bêaqil be, dibe ku bi pirsgirêkên din re wekî hêrsa dijwar, trawmaya psîkolojîk û trawmaya derûnî ji ber têkiliya bi kesayetên olî yên xeyalî re, dûv re jî ji nexweşiyeke derûnî ya misojînîst an hin taybetmendiyên kesayetiyê êş dikişînin.
Her wiha girîng e ku meriv di navbera rexnekirina hin tevgerên jinan û nefreta giştî ya ji hemî jinan de cudahî bike; ya berê bê guman misojînî û rola melayan e, lê di rastiyê de ev hemî tevgerên nebaş ên li dijî jinan dikarin ji ber çavnebariyeke patolojîk û misojînîst çêbibin.
Misojînî kokên xwe di olên Îbrahîmî de digire.
Çavnebariya patolojîk, ku di psîkiyatrîyê de wekî sendroma Othello tê zanîn, nexweşiyeke xeyalî ya wêranker e.
Mela ji vê nexweşiyê dikişînin û ji ber hebûna misojînîyê di olê de wê di çarçoveya olan de bikar tînin.
Kesê bandordar bêyî sedemek mantiqî an delîlek rastîn, bi tundî bawer dibe ku hevjîna wî wî dixapîne. Ev nexweşî bi ramanên obsesîf an xeyalan re tê û dikare bibe sedema tevgerên kontrolker û xeternak.
Nîşan û nîşane Ev rewş ji çavnebariya normal wêdetir diçe û bi gelemperî ev tiştan dihewîne: Baweriyên xeyalî: Kes bi tundî bawer dike ku hevjînê wî/wê dixapîne û heta bûyerên rojane û bêzerar jî wekî delîl şîrove dike. Reftarên kontrolker û obsesîf: Kontrolkirina domdar a telefona xwe ya desta, peyam, bang û şopandina hevjînê xwe. Pirsîna domdar: Pirsên dubare û westiyayî ji bo girtina wan û wergirtina îtîrafekê. Êrîşkarî: Di rewşên giran de, îhtîmala tundûtûjiya devkî û laşî pir zêde ye.19 Kurdên Êzîdî hatin şewitandin.
Di Hezîrana 2016an de,
Ji ber ku wan red kir ku bi zorê zewacên "wek Sabaya" bi endamên artêşa Xelîfe re bikin.
Li ber çavên xelkê Mûsilê di qefesan de hatin şewitandin.

Di olên kevnar ên wekî Mîtraîzmê de, jin pîroz bûn ji ber ku wan mirov afirandin. Jin dihatin pesinandin. Lêbelê, bi hatina olên Îbrahîmî re, jin wekî qels û nêzîkî şeytan hatin pêşkêş kirin, û jin ji rewşa xwe ya rastîn hatin daxistin û bûn mirovekî netemam. Û ol wekî amûrek ji bo nexweşên derûnî yên ku di mizgeftan de ar-Rar in û milet dixapînin û nefretê di civakê de belav dikin û pêş dixin.

Çend perspektîfên rexnegir hene ku kokên gelek newekheviyên zayendî di nivîsên pîroz û pergalên kevneşopî yên olên Îbrahîmî (Cihûtî, Xiristiyanî û Îslam) de digerin. Rexnegir bawerî û faktorên ku di vê çarçoveyê de têne raber kirin navnîş dikin.
Di ola Sumerî ya kevnar de, ku bav û kalên Kurdan lê bûn, jin beşek ji Xwedê bûn, û ji ber çêbûna wan, jin wekî yek ji xwedayên wê olê dihatin hesibandin, û jin yek ji xwedayên herî pîroz ên ola kevnar bûn.

Olên xurafe yên bi navê Xwedê û qanûnên xurafe yên Şerîetê.

Dualîteya pîrozî û gunehê: Jin di van olan de carinan dibin du polên dijber: an dayikek pîroz û pak (wek Meryema Keçik), an jî jineke xapînok ku çavkaniya guneh û xeletiyê ye. Ev nêrîn rê li ber qebûlkirina jinan wekî mirovên serbixwe bi hêza wekhev digire.
Qanûn û Qanûnên Şerîetê: Qanûnên wekî mîrat, mafê jinberdanê, pirjinî û pêçandina mecbûrî di hin nivîsên kevneşopî de pir caran desthilatdariyê di destên mêran de kom dikin û serxwebûna takekesî û civakî ya jinan sînordar dikin.

Mehrûmkirina ji meqamên olî: Di seranserê dîroka olên Îbrahîmî de, meqamên bilind ên serokatiyê, otorîteya olî û ruhanî bi piranî parastvanên mêran bûne, û beşdariya jinan di biryarên olî yên sereke de bi sînorkirinên cidî re rû bi rû maye.

 Mela bi rastî ji vê nexweşiyê dikişînin, çavnebariya patolojîk ku mirovekî li hember zayendê hesas dike û wî/wê vediguherîne hovekî mizojînîst.

Cureyên çavnebariya patolojîk Psîkolog vê rewşê li du kategoriyên sereke dabeş dikin: Çavnebariya obsesîf: Kesek gelek caran û bêkontrol li ser bêwefatiya hevjînê xwe difikire.
Her çend ew dizanin ku van ramanan di rastiyê de bingehek wan tune ye jî, ew nikarin wan rawestînin.
Çavnebariya xeyalî (psîkotîk):
Kes bi tevahî û %100 piştrast e ku hevjînê wî/wê dixapîne û di hişê wî/wê de guman tune. Ew heta ji bo îspatkirina xeyalên xwe serî li delîlên çêkirî didin. Koka psîkolojîk Ev nexweşî bi gelemperî ji ber sedemên jêrîn di kesê de çêdibe an jî giran dibe: Xwebaweriya pir kêm û hestên bêqîmetiyê.
Tirsa giran û patolojîk a redkirin û terikandinê. Nexweşiyên kesayetiyê (wek nexweşiya kesayetiya paranoyîk an sînor).
Ezmûnên trawmatîk ên çaresernekirî di têkiliyên berê de. Pirsgirêkên dermankirinê Pirsgirêka herî mezin di dermankirina vê rewşê de înkarkirina ji aliyê kesê nexweş ve ye. Mirovên çavnebar pir caran qebûl nakin ku ew nexweş in û psîkoterapiyê red dikin. Ev înkarkirin ne tenê pêvajoya dermankirinê dijwar dike, lê berdewamiya vê pêvajoyê dibe ku bibe sedema veqetandinê an zirara bêveger a têkiliyê. Rêbazên dermankirinê Tevî berxwedana destpêkê ya nexweş, dermankirin mimkun e û tedbîrên jêrîn bi gelemperî ji hêla pisporan ve têne kirin: Psîkoterapî (CBT): Terapiya behremendiya nasnameyî alîkariya kesê dike ku şêwazên ramana xwe ya wêranker û xirabûnên nasnameyî nas bike û biguherîne. Derman:
Psîkiyatrîst dikare hin dermanan (wek antîdepresan an antîpsîkotîk) binivîse da ku ramanên giran ên obsesîf an nîşanên psîkotîk kontrol bike. Terapiya cotan:
Ger hevjîn hevkariyê bike û rewş were kontrol kirin, terapîst jêhatîyên ragihandinê û avakirina baweriyê fêrî cotan dike. Ji bo bêtir agahdarî li ser pîvanên vê nexweşiyê û cûdahiyên wê ji çavnebariya normal, hûn dikarin gotarên pispor ên li ser çavnebariya patolojîk bixwînin.
Fêmkirina ka çawa mirovên çavnebar nexweşiya xwe înkar dikin di heman demê de alîkariya malbatan dike ku bi van kesan re ewletir û bi hişmendîtir mijûl bibin.

ئەو پیاوانەی لە ئافرەتان دەدەن، لاواز و بێویژدان و عەقڵی مرۆڤ و عەقڵی ساغیان نییە. ئەم کەسانە عەقڵ و لۆژیکیان نییە. 

ئایا ژنکوژی نەخۆشییەکی دەروونییە؟

بەڵێ ئەوە بە تەواوی ڕاستە. ژنکوژی نەخۆشییەکی دەروونییە کە لە خورافات و نەزانینی درۆینە سەرچاوە دەگرێت.
"ژنکوژی" (ڕق یان دوژمنایەتی بەرامبەر بە ژنان) بەزۆری وەک نەخۆشییەکی دەروونی یان تێکچوونی دەروونی فەرمی ناسراوە. ئایین ڕۆڵێکی بەرچاوی هەیە لە بەهێزکردنی ئەم نەخۆشییە دەروونییە، بەو پێیەی کەسانی ئایینی پێیان وایە ژنکوژی ووشەی خودایەکی خەیاڵییە. بەڵام دەتوانێ پەیوەندی بە بیروباوەڕ و پەروەردە و ئەزموونە شەخسییەکانەوە هەبێت کە لە مەلای خورافاتەکانەوە بەدەست هێنراون کە شەو و ڕۆژ لە مزگەوتەوە بانگەواز دەدەن و پیاوان لە دژی ژن هاندەدەن. ، پێشوەختەی کولتووری، توڕەیی، یان هەندێکجار کێشەی کەسایەتی و دەروونی.
ژنکوژی دەتوانێت چەندین شێوەی هەبێت، وەک:
سووکایەتیکردن یان بێ بەهاکردنی ژنان
باوەڕبوون بەوەی کە ژن لە پیاو کەمترە
توندوتیژی، ڕق و کینە یان کۆنترۆڵکردنی زیادەڕۆیی بەرامبەر بە ژنان
ئیدانەکردنی گشتی هەموو ژنان بە پشتبەستن بە ئەزموون لەگەڵ چەند کەسێک
لە ڕوانگەی دەروونییەوە زیاتر هەڵوێست، پێشوەختە یان نەخشەی بیرکردنەوە و ڕەفتار، نەک نەخۆشییەکی دیاریکراو وەک خەمۆکی یان دڵەڕاوکێ. بێگومان لە هەندێک کەسدا ئەگەر ڕق و کینە توند و ناعەقڵانی بێت، لەوانەیە کێشەی دیکەی لەگەڵدا بێت وەک توڕەیی توند و زەبر و زەنگی دەروونی و زەبر و زەنگی دەروونی بەهۆی پەیوەندی لەگەڵ کەسایەتییە ئایینییە خەیاڵییەکان، پاشان تووشی نەخۆشییەکی دەروونی ژنکوژی یان هەندێک سیفەتی کەسایەتی.
هەروەها گرنگە جیاوازی بکەین لە نێوان ڕەخنەگرتن لە هەندێک ڕەفتاری ژنان و ڕقێکی گشتی لە هەموو ژنان؛ یەکەمیان بەپێویستی ژنکوژی و ڕۆڵی مەلاکانە، بەڵام لە ڕاستیدا هەموو ئەم ڕەفتارە ناشرینانەی دژی ژنان دەتوانن بەهۆی ئیرەیییەکی نەخۆشی و ژنکوژییەوە بێت.
ژنکوژی ڕەگ و ڕیشەی لە ئایینە ئیبراهیمییەکانەوە هەیە.
ئیرەیی نەخۆشی کە لە پزیشکی دەروونیدا بە نەخۆشی ئۆتێلۆ ناسراوە، نەخۆشییەکی وەهمیی تێکدەرە.
مەلاکان بەهۆی بوونی ژنکوژی لە ئاییندا تووشی ئەم نەخۆشییە دەبن و لە چوارچێوەی ئایینەکاندا بەکاری دەهێنن.
کەسی تووشبوو بە توندی قەناعەتی پێدەگات، بەبێ هیچ هۆکارێکی لۆژیکی و بەڵگەی ڕاستەقینە، کە هاوبەشەکەی فێڵی لێدەکات. ئەم تێکچوونە لەگەڵ بیرکردنەوەی وەسوەسەیی یان وەهمدا دەبێت و دەتوانێت ببێتە هۆی ڕەفتاری کۆنتڕۆڵکردن و مەترسیدار.
نیشانە و نیشانەکان ئەم حاڵەتە زۆر لەوە زیاترە لە ئیرەیی ئاسایی و بەزۆری ئەمانەی خوارەوە دەگرێتەوە: بیروباوەڕی وەهم: کەسەکە باوەڕێکی بەهێزی هەیە کە هاوبەشەکەی فێڵ دەکات و تەنانەت ڕووداوە ڕۆژانە و بێ زیانەکانیش وەک بەڵگە لێکدەداتەوە. کۆنتڕۆڵکردن و ڕەفتارە وەسوەسەییەکان: بەردەوام پشکنینی مۆبایل و نامە و پەیوەندی و داوێنپیسی هاوبەشی ژیانیان. لێپرسینەوەی بەردەوام: پرسیاری دووبارە و ماندووکردن بۆ گرتنیان و وەرگرتنی دانپێدانان. شەڕانگێزی: لە حاڵەتە توندەکاندا ئەگەری توندوتیژی زارەکی و جەستەیی زۆر زۆرە.
لە ئایینە کۆنەکانی وەک میترایزمدا ژن پیرۆز بووە، چونکە مرۆڤی بەرهەمهێناوە. ژنان ستایشیان دەکرا. بەڵام لەگەڵ هاتنی ئایینە ئیبراهیمییەکان، ژنان وەک لاواز و نزیک لە شەیتان پێشکەش دەکران و ژنان لە پێگەی ڕاستەقینەی خۆیانەوە دابەزێنران بۆ مرۆڤێکی ناتەواو. وە ئایین وەک ئامرازێک بۆ نەخۆشە دەروونییەکان کە لە مزگەوتەکاندا ئار-ڕارن و میللەت فریو دەدەن و ژنکوژی لە کۆمەڵگادا دابەش دەکەن و بەرەوپێش دەبەن.
چەندین ڕوانگەی ڕەخنەگرانە هەن کە بەدوای ڕەگ و ڕیشەی زۆرێک لە نایەکسانی ڕەگەزیدا دەگەڕێن لە دەقە پیرۆزەکان و سیستەمی تەقلیدی ئایینە ئیبراهیمییەکان (جوولەکە و مەسیحییەت و ئیسلامدا). ڕەخنەگران ئەو بیروباوەڕ و هۆکارانە دەخەنە ڕوو کە لەم چوارچێوەیەدا وروژێنراون.
لە ئایینی سۆمەرییە کۆنەکاندا کە باوباپیرانی کورد تێیدا بوون، ژن بەشێک بوو لە خودا و بەهۆی زاوزێیەوە ژن بە یەکێک لە خوداوەندەکانی ئەو ئایینە دادەنرا، ژنیش یەکێک بوو لە خوداوەندە پیرۆزەکانی ئەو ئایینە کۆنە.
ئایینە خورافاتەکان بەناوی خودا و یاسا خورافییەکانی شەریعەتەوە.
دووانەی پیرۆزی و گوناه: ژنان لەم ئایینانەدا هەندێک جار کورت دەکرێنەوە بۆ دوو جەمسەری دژ بەیەک: یان دایکێکی پیرۆز و پاک (وەک مەریەمی پاکیزە)، یان وەسوەسەکارێک کە سەرچاوەی گوناه و هەڵەیە. ئەم بۆچوونە ڕێگری دەکات لە قبوڵکردنی ژن وەک مرۆڤی سەربەخۆ و خاوەن دەزگای یەکسان.
یاسا و یاساکانی شەریعەت: یاساکانی وەک میرات، مافی جیابوونەوە، فرەژنی و پەردەی ناچاری لە هەندێک دەقە نەریتیدا زۆرجار دەسەڵات لە دەستی پیاواندا چڕ دەکەنەوە و سەربەخۆیی تاکەکەسی و کۆمەڵایەتی ژنان سنووردار دەکەن.
بێبەشکردنی پۆستە ئاینییەکان: بە درێژایی مێژووی ئایینەکانی ئیبراهیم، ​​پۆستە بەرزەکانی سەرکردایەتی و دەسەڵاتی ئایینی و ڕۆحانییەکان تا ڕادەیەکی زۆر پارێزراوی پیاوان بوون و بەشداریکردنی ژنان لە بڕیاردانی ئایینی گەورەدا ڕووبەڕووی سنووردارکردنی جددی بووەتەوە.

مەلاکان لە ڕاستیدا بەدەست ئەم نەخۆشییەوە دەناڵێنن، ئیرەیی نەخۆشی کە مرۆڤ هەستیار دەکات بە ڕەگەز و کەسەکە دەکاتە دڕندەیەکی ژنکوژ.

سوتاندنی 19 ژن و کچ لەکوردانی ئێزیدی..
لەمانگی 6 ی 2016 دا،
لەبەرانبەر ڕازی نەبوونیان بە هاوسەرگیریی زۆرەملێ "وەک سەبایا"، بە ئەندامانی سوپاکەی خەلیفە..
بەبەرچاوی خەڵکی موسڵەوە، لەقەفەسدا، بەکۆمەڵ، سوتێنران.
جۆرەکانی ئیرەیی نەخۆشی دەروونناس ئەم حاڵەتە دەکەنە دوو بەشی سەرەکی: ئیرەیی وەسوەسەیی: کەسەکە بیرکردنەوەیەکی زۆر و کۆنترۆڵنەکراوی هەیە سەبارەت بە ناپاکی هاوبەشەکەی.
هەرچەندە ڕەنگە بزانن کە ئەم بیرکردنەوانە لە ڕاستیدا هیچ بنەمایەکیان نییە، بەڵام ناتوانن ڕێگریان لێبکەن.
ئیرەیی وەهمیی (دەروونی):
کەسەکە بە ڕەهایی و 100% دڵنیایە لەوەی هاوبەشەکەی فێڵ دەکات و هیچ گومانێک لە مێشکیدا نییە. تەنانەت بۆ سەلماندنی وەهمەکانیان پەنا بۆ بەڵگەی هەڵبەستراو دەبەن. ڕەگ و ڕیشەی دەروونی ئەم نەخۆشییە بەزۆری بەهۆی ئەم هۆکارانەی خوارەوە لە کەسەکەدا دروست دەبێت یان توندتر دەبێتەوە: زۆر کەمی خۆبەگەورەزانین و هەستکردن بە بێ بەهایی.
ترسی توند و نەخۆشی لە ڕەتکردنەوە و وازهێنان. تێکچوونی کەسایەتی (وەک تێکچوونی کەسایەتی پارانۆیایی یان سنووری).
ئەزموونە زەبربەخشە چارەسەرنەکراوەکان لە پەیوەندییەکانی ڕابردوودا. تەحەددیاتی چارەسەرکردن گەورەترین کێشە لە چارەسەرکردنی ئەم حاڵەتەدا ئینکارییە لەلایەن تووشبووەکەوە. زۆرجار کەسانی ئیرەییبەر قبوڵ ناکەن کە نەخۆشن و چارەسەری دەروونی ڕەتدەکەنەوە.
ئەم ئینکارییە نەک هەر پرۆسەی چارەسەرکردن قورس دەکات، بەڵکو بەردەوامبوون لەم پرۆسەیە ڕەنگە ببێتە هۆی جیابوونەوە یان زیانێکی قەرەبوو نەکراوەی پەیوەندییەکە. شێوازەکانی چارەسەرکردن سەرەڕای بەرگری سەرەتایی نەخۆشەکە، چارەسەرکردن مومکینە و ئەم ڕێوشوێنانەی خوارەوە بەزۆری لەلایەن پسپۆڕانەوە ئەنجام دەدرێن: چارەسەری دەروونی (CBT): چارەسەری ڕەفتاری مەعریفی یارمەتی کەسەکە دەدات بۆ دەستنیشانکردن و گۆڕینی شێوازی بیرکردنەوەی وێرانکەر و شێواندنی مەعریفی. دەرمان:
لەوانەیە پزیشکی دەروونی هەندێک دەرمانی بۆ بنووسێت (وەک دژە خەمۆکی یان دژە دەروونی) بۆ کۆنترۆڵکردنی بیرکردنەوەی وەسوەسەی توند یان نیشانە دەروونییەکان. چارەسەری هاوسەرەکان:
ئەگەر هاوبەشەکە هاوکاری بکات و دۆخەکە کۆنترۆڵ بکرێت، چارەسەرکەر فێری کارامەییەکانی پەیوەندیکردن و دروستکردنی متمانە دەکات. بۆ زانیاری زیاتر لەسەر ڕەهەندەکانی ئەم نەخۆشییە و جیاوازییەکانی لە ئیرەیی ئاسایی، دەتوانن بابەتگەلی تایبەتمەند لەسەر ئیرەیی نەخۆشی بخوێننەوە.
هەروەها تێگەیشتن لەوەی کە کەسانی ئیرەییبەر چۆن ئینکاری نەخۆشیەکەیان دەکەن، یارمەتی خێزانەکان دەدات کە بە شێوەیەکی سەلامەتتر و هۆشیارتر مامەڵە لەگەڵ ئەم کەسانەدا بکەن. 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر