#این_نوشته_یک_رشته_تحلیل_رفتاری_میباشد_ادامه_دارد
نابینایان
تنها 30% در صد واقعیت ها را میفهمند 70%درصد واقعیتها را درک.
یک نابینا چون ذهنش تنها در چهارچوب ذهنی بدون
دیدن واقعیت برای او سخت است واقعیت را درک کند.
این گزاره یک باور درست است. بر اساس مدارک
علمی یا آماری واقعی وجود دارد که نشان دهد نابینایان تنها ۳۰
درصد از واقعیتها را درک میکنند.
.
نابینایان بیشتر با تصور بر سر میبرند چشم نقش مهمی در اعتماد کردن و شناختن دارد بنابر این نابینایان نمتوانند تشخیص بدهند که با چه شکل و شمایلی دارد حرف میزنند آنها قادر نیستند چهره ی شخصی که با نابینایان حرف میزند تشخیص بدهند بنابر این تصورات نابینایان برای مسائل دیگر هم با همان شیوه میباشد.
چون چشم مسئولیت دارد تصویر و آنچه میبیند به ذهن
منتقل کند تا ذهن آن ذا برمبنای تحلیل تائید کند
این روش برای نابینایان خیلی دشوار
است . چون یک نابینا آنچه باید به بیند نمیبیند و ذهن او قادر به تائید آنچه شنیده
نیست باید کسی کمکش کند آنهم باید فردی باشد که مورد اعتماد نابینا باشد تازه این
هم نمیتواند به طور یقین به درک یکنابینا از واقعیتهای موجود کمک کند.
از راه حواس دیگر مانند شنوایی، لامسه و بویایی به آنها کمک میکنند تا اطلاعات زیادی از پیرامون خود به دست آورند. لاکن این اطلاعات همیشه جای شک و تردید میباشد چون آنها از نظر چشم و بینایی نمتوانند آن را مشاهده کنند اینجا اشکال ایجاد میشود.
درک حسی نابینایان و حواس دیگر: نابینایان از لامسه، شنوایی و بویایی به خوبی استفاده میکنند بر حسب ذهنی خود لاکن باید همیشه کسی بینا در نزدیکی آنها باشد تا ذهن آنها دچاره اختلالات نشود.
ساخت تصویر خیالی و ذهنی نمیتواند به واقیعهای موود که مثل یک بینا عمل نکند نمیکند:
مغز اطلاعات دریافتی را پردازش میکند و نمیتواندتصویری کامل از محیط بسازد اینجا بدون کمک فرد دوهمی مشکل است و سخت است تا به واقعتهای مودجود پی به برد و درک کند .
استقلال فردی و ذهنی در میان نابینایان دشوار است:
بسیاری از نابینایان کارها را بدون کمک فرد دوم با مشکل انجام میدهند و نمیتوانند آنچه بید انجام بدهند.
یک نابینا نمیتواند بیشتر از ۳۰% درصد حقایق را بداند و درک کند چون برای درک و فهم واقعیتها باید روزها و فکر کنند و ازچندین نفر سوال کنند تا بتوانند میان ۳۰% تا ۴۰% بفهمند که این واعقیت دارد یا خیر خیلی سخت است برای نابینایان
از راه حواس دیگر مانند شنوایی، لامسه و بویایی به آنها کمک میکنند تا اطلاعات زیادی از پیرامون خود به دست آورند. لاکن این اطلاعات همیشه جای شک و تردید میباشد چون آنها از نظر چشم و بینایی نمتوانند آن را مشاهده کنند اینجا اشکال ایجاد میشود.
درک حسی نابینایان و حواس دیگر: نابینایان از لامسه، شنوایی و بویایی به خوبی استفاده میکنند بر حسب ذهنی خود لاکن باید همیشه کسی بینا در نزدیکی آنها باشد تا ذهن آنها دچاره اختلالات نشود.
ساخت تصویر خیالی و ذهنی نمیتواند به واقیعهای موود که مثل یک بینا عمل نکند نمیکند:
مغز اطلاعات دریافتی را پردازش میکند و نمیتواندتصویری کامل از محیط بسازد اینجا بدون کمک فرد دوهمی مشکل است و سخت است تا به واقعتهای مودجود پی به برد و درک کند .
استقلال فردی و ذهنی در میان نابینایان دشوار است:
بسیاری از نابینایان کارها را بدون کمک فرد دوم با مشکل انجام میدهند و نمیتوانند آنچه بید انجام بدهند.
یک نابینا نمیتواند بیشتر از ۳۰% درصد حقایق را بداند و درک کند چون برای درک و فهم واقعیتها باید روزها و فکر کنند و ازچندین نفر سوال کنند تا بتوانند میان ۳۰% تا ۴۰% بفهمند که این واعقیت دارد یا خیر خیلی سخت است برای نابینایان





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر