وقتی پیش از آنکه جنگی آغاز شود سخن از قبرستان و شمار کشتهها به میان میآید باید بیش از هر چیز نگران سطح عقلانیت گوینده بود. سیاست عرصه تدبیر است نه میدان شعارهای تند و هیجانزده.
هیچ انسان عاقلی پیش از وقوع یک درگیری برای مرگ دیگران برنامهریزی نمیکند. چنین سخنانی نه نشانه قدرت بلکه نشانه شتابزدگی و بیمسئولیتی است.
جنگ اگر رخ دهد پیش از آنکه دشمن را نابود کند انسانیت را زخمی میکند. هیچ ملتی از خون و آتش سود نمیبرد. خانوادههایی در هر دو سو داغدار میشوند. اقتصادها ویران میشود. آینده جوانان تباه میشود. چگونه میتوان با قاطعیت از هزاران کشته سخن گفت در حالی که هنوز حتی یک گلوله شلیک نشده است. این نوع پیشگوییها بیشتر شبیه آرزوهای تلخ و خطرناک است تا تحلیل سیاسی.
رهبران خردمند به جای حفر قبر به دنبال ساختن پل هستند. به جای شمارش کشتهها به دنبال جلوگیری از کشته شدن انسانها هستند. زبان تهدید شاید برای لحظهای احساس قدرت ایجاد کند اما در بلندمدت تنها بیاعتمادی و تنش میآفریند. جهان امروز بیش از هر زمان دیگر به گفتوگو و درک متقابل نیاز دارد نه به مسابقه در بیان جملات تحریکآمیز.
مسئولیت سخن گفتن از هر سلاحی سنگینتر است. یک جمله نسنجیده میتواند بذر نفرت بکارد. یک موضع عاقلانه میتواند از یک بحران جلوگیری کند. آینده را با عقلانیت میسازند نه با پیشبینی تعداد قبرها.
✍🏻 رضا شیرانی





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر