Pages

Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

شهید قهرمان رفیق احسانفتاحیان


شهید قهرمان رفیق احسانفتاحیان
دوستان عزیز در هر کجا که هستی و هرچی که در توان دارید بیاید تا روز جمعه آدینه 6 آذر را روز همبستگی با زندانیان سیاسی و برگزاری مراسم برای روح شهید مقاومت و ایستادگی احسان فتاحیان به این مناسبت شمع روشن کنید و بر مردم منطقه ای که شما در آن زندگی میکنید تاثر بگزارید و مسئولیت جان تمامی انسانهای آزادیخوا و جانباحتگان عزیز را به گردن ضحاک خونآشام علی خامنه ای و مزدورانش به مردم منطقه معرفی کنید ما تدارکی دیده ایم قرار است در روز جمعه برای یادبود احسان عزیزمان شمع روشن کنیم بعدش
به یک کلیسا میروم و برای حاضرین صحبت خواهم کردبا تشکر ساموئیل کو کرماشانی
//////////////////////////////////
رفیق شهید احسان فتاحیان برای همیشه در قلب ما زنده است اسم او در کوچه و خیابانهای کرمانشاه سنندج مریوان روانسر جوانرود پاوه سردشت ایلام قصر شیرین سرپلذهاب خرم آباد تهران و شهرهای سرتاسر ایران در سر زبان انسانهای صاحب وجدان در قلب و دل انسانهای صاحب وجدان زنده است هرروز از شجاعت احسان از
قهرمانی احسان در میان مردم ...بحث میشود همه داغدارند همه دلتنگند و همه بر این احساس هستند که فرزندی دلیر و شجاع را از دست داده اند
احسان فرزند رشید ملت کردستان است در سرتاسر سنندج همه به مدد 30 روز سیاه پوش شده اند در شهر کرمانشاه همینطور در شهر کامیران همینطور است و در تمامی شهرهای کردستان همه به مدد 30 روز سیاه پوش میشوند به خاطر از دست دادن فرزند دلیر فرزند رشید ملت کرد رفیق شهید احسان فتاحیان
با تشکر از احساس این دوست که این را برای من ارسال نموده است توسط ایمیل
ساموئیل کو کرماشانی

۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

به نظر من برای سرنگونی رژیم جنون اسلامی باید همه گزینشها را در پیش گرفت

به نظر من برای سرنگونی رژیم جنون اسلامی باید همه گزینشها را در پیش گرفت اپوزیسیون ایرانی باید بر سر یک استراتژیک مشترک به توافق برسند برای سرنگونی رژیم جنون اسلامی با شرکتهای دولتهای بزرگ توافق کنند تا از راه نیروی هوائی به برای سرنگونی رژیم جنون اسلامی به مردم ایران کمک کنند روز 16 آذر روزی مناسب میدانم برای حمله نظامی به رژیم جنون اسلامی و آمادگی نیروهای اپوزیسیون برای برقراری دولت جمهوری لیبرال فدرال دموکراتیک ایران




موضوع یک پیشنهاد برای اپوزیسیون دموکارتیک و ترقیخواه ایرانی.
من این پیشنهاد را میکنم چرا چون این تنها راه چاره میباشد برای زود سرنگون شدن رژیم و خلاص شدن مردم ایران از دست این رژیم که همه را تحت وحشیانه ترین شیوه ها سرکوب میکند و میکشد و از دست این رژِیم که هر روز جان یک انسان را تحت نامهای گوناگون میگیرد.
باید تمامی گروه های سیاسی با هم بر سر یک استراتژیک برای سرنگونی رژیم ایران به توافق برسند که اگر واقعأ دلشان برای ملت ایران و ایرانی میسوزد و با درد و رنج مردم ایرانی آشنائی دارند و خبر تکاندهنده هر روز به گوش آنها میرسد و اگر واقعأ این اپوزیسیون ایرانی صاحب وجدان انسانی هستند باید تمامی گزینه ها را برای سرنگونی رژیم ایران دنبال کنند همان شیوه که اپوزیسیون عراقی و افغانی با شرکتهای آمریکای بر سر سرنگونی رژیمهای طالبان و بعث عراق به توافق رسیدند البته نه با شیوه ی عراق و افغانستان که ارتش آمریکا بخواهد وارد خاک ایران بشود فقط برای درهم شکستن ماشین سرکوب به مردم ایران کمک کند که بعداز سرنگونی رژیم اپوزیسیون غرامت بابت کمک آمریکا به پردازد.
من بر این باور هستم باید گروه های که خود نآگاهانه و یا بطور آگاهانه بر ضد گروه های دیگر دست به تبلیغات میزنند دست بردارند و بر سر یک استراتژیک مشترک بتوافق برسند که تمامی احزاب و گروه های سیاسی ایرانی ملی گرایان احزاب و اپوزیسیون ملتهای ساکن ایران همه با هم بر سر این استراتژیک به توافق برسند که با یکی از شرکتهای آمریکای و کشورهای دیگر به توافق برسند که این شرکتها برای درهم شکستن توان نیروهای سرکوبگر رژیم با نیروی هوائی به مردم کمک کنند تا رژیم را سرنگون کنند.
سازمان مجاهدین خلق ایران
سلطنت طلبها اگر واقعأ دلشان برای ایران آزاد و دموکرات میسوزد باید همه چیز را فدای آزادی و دموکراسی نمود.
چریکهائی فدائی خلق ایران همه شاخهای آن گروه
حزب حیات آزاد کردستان پژاک
حزب دموکرات کردستان ایران هردو بخشش
کومه له هر سه بخشش
جنبش آذربایجان
جنبش مردم بلوچستان
جنبش مردم عرب خوزستان
جمهوریخواهان
راه کارگر
کنگره ی ملیتهای فدرال ایران
اینها با هم بنشینند و بر سر این استراتژیک به توافق برسند
که میدانید ماندن و مسلح شدن رژیم ایران نه به نفع ایالات متحده آمریکا میباشد و نه به نفع مردم ایران بلکه خطر بزرگی هم دارد برای جامعه جهانی اینها خیلی خطرناک هستند اما جامعه جهانی در برابر این خطری که در راه است یا بی اطلاع میباشد و یا چون دادوستد اقتصادی در کار است سکوت اختیار کرده است این رژیم با روز روشن دولت اسرائیل را تهدید به نابودی میکند و در جمعه بازارهای تهران و در سخنرانیهای سران این رژیم بحث درست کردن یک بمب اتمی اسلامی میشود که برای از بین بردن کشور اسرائیل خوب این باید جدی گرفت و ماندن رژیم بر سر قدرت خطری بزرگ میباشد برای برهم زدن اصول و مبادی دموکراتیک در کشورهای جهان این رژیم به هموطنان خویش رحم نمیکند وای به حال بیگانها اینها در استراتژِیشان آمده است قدرت سیاسی و نظامی کشاندن کشورهای عربی به زیر چتر ولی فقیه درست کردن یک امپراطوری اسلامی شیعه و بعد از این حمله به جهان و صدور دین اسلام به کشورهای اروپای اگر هم از راه دیپلماتیکی نتوانست این ایده را محقق کند از راه زور بکار بردن حمله نظامی و تا رفع فتنه ار عالم و درست خفغان و بیداد در سرتاسرجهان خوب باید سیاستمداران جهان هم این خطر بزرگ را جدی بگیرند اینها خیلی فزول و فریبکار هستند و بنظرمن خیلی از سیاستمداران دنیارا فریب داده اند و باید سیاستمداران دنیا این نوشته را جدی بگیرند چون این خطر هنگامیکه به وقوع پیوست خیلی دیر خواهد شد برای جلوگیری از این فاجعه ای که قرار است رژیم دست به آن بزند بلاشک در برنامه رژیم طرحریزی شده است که اول دست یابی به سلاح متعارف اتمی بعد از این حمله به کشور اسرائیل و درست کردن کشور فلسطین با خواست خود رژیم و بعد از آن حمله به اردن سعودیه و مصر و بعدش یمن و بعد از این تحرکات در زیر دست خود قرار دادن کشور عراق این ایده رژیم جنون اسلامی میباشد که خطری بزرگ و فاجعه بار خواهند بود برای جهان و منطقه.
حال از گلیهای سیاسی بیرون آیم به اصل واقعیت به پردازیم.
اپوزیسیون ایرانی باید با دولت اسرائیل تماس بگیرند یک ارتش منظم تشکیل بدهند باید این ارتش تا زمان تشکیلش مخفیانه باشد یک تیپ بزرگ از راه کردستان وارد میشود که از گروه های سیاسی کرد تشکیل میشود که احزاب کردستانی با هم توافق کنند همه نیروهای پیشمرگ را با هم برای تاسیس یک ارتش رهایبخش با هم همکاری کنند این ارتش تشکیل میشود از حزب حیات آزادکردستان پژاک حزب دموکرات کردستان هردو بخشش و کومه له هر سه بخشش
در بلوچستان هم جنبشهای بلوچ با نیروهای خود وارد میشوند و جنبش آذربایجان هم در منطقه آذربایجان وارد میشود و از راه خلیج فارس هم ارتش اپوزیسیون ایرانی وار میشود مثل سلطنت طلبها سازمان مجاهدین خلق ایران که تجربه خوبی دارد در زمینه ی نظامی و رژیم همیشه از مجاهدین ترسیده م میترسد
خوب این نیروها باید همه با هم هماهنگی کنند چه در کردستان و چه در آذربایجان و چه در بلوچستان و چه در اهواز جنبش ملت عرب اهواز اینها باید بر سر یک استراتژیک با هم به توافق برسند برای ایرانی آزاد و دموکرات و بعد از اینکه دست به کار شدند تظاهران داخلی هم به اوج خود رسیده است و مردم خیلی با رژیم فاصله گرفته اند و برای کمک به مردم ایران و برای اینکه ایرانی آباد و ایرانی دموکرات بسازیم با نیروهای آمریکای به توافق برسند که برای کمک به اپوزیسیون و در روزهای که حساس است نیروهای آمریکای همراه بانیروی هوائی اسرائیل در یک حمله نظامی تمامی پایگاه های نظامی و نیروهای سرکوبگر رژیم را مورد حمله هوائی سنگین و کوبنده قرار بدهند تا دیگر توان نظامی اش به هم بریزد و من به شما قول میدهم همین تفکر مردم سرتاسر ایران میباشد در ایران خفغان به حدی ریسده است که دیگر نمیشود در باره اش بحث نمود سرکوب تجاوز شکنجه اعدام .
نیروی هوائی آمریکا در سه محور به ایران حمله کند من وارد جزئیاتش نمیشوم و نیروهای هوائی اسرایئل هم در دو محور یک کوبیدن پایگاه های نظامی و نیروهای سرکوبگر انهدام نمودن تمامی موشکهای دوربرد و میانبرد رژیم و شناسائی این مراکز البته شناسائی شده است و نابود کنند تا دیگر رژیم توان مقابله را نداشته باشد البته رژیم توان مقاومت ندارد برای 20 روز چون نمیتواند با دو جبهه بجنگد جبهه داخلی و جبهه خارجی واقعأ این رژیم در طول 30 سال به کرامت و حیثیت ایرانی توهین نموده است و باز هم توهین میکند من در روز 16 آذر روزی مناسب میدانم برای سرنگونی رژیم ایران و حمله نظامی به تاسیسات اتمی رژیم و در هم شکستن توان نظامی رژیم اگر واقعأ دولتهای ایالات متحده آمریکا و اسرائیل دوست ملت ایران و ایرانی هستند این روز خیلی مناسب و روز خوبی خواهند بود برای حمله نظامی و درهم شکستن نیروی سرکوب و آدمکش آخوندها .
و اگر هم اعضای اپوزیسیون بر سر این قضیه توافق نکردند گروه های کرد بتنهای یک تومار بزرگ برای سازمان ملل شورای امنیت سازمان ملل و سازمانهای خیرخواه ارسال کنند تا شاید سازمان ملل یک منطقه امن برای کردها در داخی خاک ایران درست کنند مثل همان شیوه که در سال 1991 در کردستان عراق درست شد که دست نیورهای سرکوبگر رژیم صدام را در منطقه کوتاه کرده بود همان طرح و همان شیوه یک منطقه امن برای ملیتهای ساکن ایرانی درست کنند البته کردستان و بلوچستان دو منطقه هستند که در زیر ظلم و ستم ملی مینالند و هر روز جان یک انسان در این دو منطقه توسط جلادان رژِیم جهل و جنون اسلامی گرفته میشود.
با تشکر ساموئیل کو کرماشانی 25/11/2009
----------------------------------------------

خطر اعدام یک فعال سیاسی دیگر در سنندجبنا به گزارش منتشره در حالی كه فشار بر زندان سیاسی زندان سنندج افزایش یافته و تعدادی از آنان تهدید به اجرای حکم اعدام شده اند احتمال اجرای حکم اعدام "زینب جلالیان" افزایش یافته است.دستگاه قضایی رژیم اسلامی زندانی سياسی "زینب جلالیان" را به اتهام محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب سیاسی به اعدام محکوم نموده است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

هشدار فرمانده نیروی انتظامی رژیم در خصوص اعتراضات ضد حکومتی در روز 16 آذر

"اسماعیل احمدیمقدم" فرمانده نیروی انتظامی رژیم سراسیمه و نگران تهدید کرد نیروی سرکوبگر انتظامی با تجمعات به گفته وی غیر قانونی در روز 16 آذر برخورد می کند.
در آستانه 16 آذر روز دانشجو سران و کارگزاران رژیم با هدف جلوگیری از اعتراضات ضد حکومتی در
این روز مردم و دانشجویان معترض ایران را پیاپی تهدید می کنند.

-----------------------------------------------------

کردستان - بیانیه‌ای دولت اقلیم کوردستان به‌ مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه‌ زنان
در روز جهانی منع خشونت علیه‌ زنان، دولت اقلیم کوردستان بر حفظ حقوق زنان و فراهم سازی زمینه‌ی مشارکت سیاسی و اجتماعی بیشتر زنان در جامعه‌ تأکید کرد.


در این بیانیه‌ توجه‌ به‌ زنان و تأمین حقوق و خواست‌های این قشر از جامعه‌ را یکی از اصول
برنامه‌های کاری دولت اقلیم کوردستان بر شمرده‌ که‌ تعیین نسبت 30 درصد از کرسی‌های پارلمان برای زنان و واگذاری پست‌های مختلف دولتی به‌ زنان را از اقدامات عملی دولت اقلیم کوردستان در این زمینه‌ عنوان کرده‌ است.


در ادامه‌ بیانیه‌ اقدامات دولت اقلیم کوردستان را سر آغازی برای کشف توانایی و استعدادهای این بخش زنده‌ از اجتماع عنوان کرده‌ است که به‌‌ بهانه‌‌های واهی را‌ههای ابداع و امتحان به‌ روی آنها مسدود شده‌ است.


بیانیه‌ می‌افزاید به‌ همین مناسبت دولت اقلیم کوردستان مقابله‌ با هرگونه‌ خشونت علیه‌ زنان در اقلیم کوردستان را وظیفه‌ی خود می‌داند و برای جلوگیری از خشونت علیه‌ زنان و ایجاد فضای سیاسی مناسب برای تعاملی برابر و مطابق با توانایی‌های زنان کار خواهد کرد.

دولت اقلیم کوردستان این روز را رمز مبارزه‌ علیه ظلم و‌ خشونت علیه‌ زنان می‌خواند و توجه‌ به‌ زنان و تلاش برای ریشه‌‌کن کردن خشونت، کشتن و شکنجه‌ی زنان زیر پرده‌ حفظ نوامیس را از اولویت‌های کاری دولت اقلیم کوردستان قلمداد کرده‌ است و از سازمان‌ها و مراکزی که‌ در زمینه‌ زنان فعالیت می‌کنند، می‌خواهد که‌ جهت عملی شدن برنامه‌‌های دولت اقلیم کوردستان و وضع قوانین و مقررات برای تأمین و حفظ حقوق زنان با آنها هماهنگی و همکاری نمایند.


در پایان بیانیه‌ ضمن اشاره‌ به‌ برنامه‌‌های دولت در زمینه‌ آگاهی سازی جامعه‌ و ایجاد محیطی قانونی که‌ حقوق زنان را تأمین نماید از تشکیل هیئتی تحت نظارت مستقیم هیئت وزیران جهت تعیین راهکارهای توجه‌ به‌ زنان و تنظیم کار و فعالیت‌های دولت در راستای منع تبعیض و ظلم و ستم علیه‌ زنان خبر داده‌ است.



--------------------------------------------------------

اطلاعیه کمپین بین المللی حقوق بشر درباره تشدید سرکوب دانشجویان در آستانه 16 آذر

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد بازداشت و محاکمه تعداد زیادی از دانشجویان در روزهای اخیر در راستای سرکوب زود هنگام اعتراضاتی است که برای روز 16 آذر تدارک دیده شده اند.
کمپین بین المللی حقوق بشر هدف از سرکوب گسترده دانشجویان در ر
وزهای اخیر را ساکت کردن جنبش دانشجویی توصیف کرده است که نه تنها حقوق دانشجویان را نقض می کند بلکه تحصیل و زندگی خانوادگی آنان را هم مختل می کند.
این کمپین خواستار آزادی فوری همه دانشجویانی می باشد که به دلیل تلاش برای دستیابی به آزادی بیان و اجتماعات دستگیر و به زندان افکنده شده اند.

-----------------------------------------
25nov2009Swiss
کمپین علیه خشونت نسبت به زنان در سراسر سوئیس
١٣٨٨

شهرزادنیوز:

کمپین 16 روزه علیه خشونت نسبت به زنان، با برگزاری همایش‌هایی در سراسر سوئیس آغاز می‌شود.

خانم "اِولین ویدمر شلومپف"، وزیر دادگستری، در این رابطه به تلویزیون سوئیس گفت که خشونت علیه دختران و زنان گسترده‌ترین شکل نقض حقوق بشر است. بر پایه پژوهشی، از هر پنج زن، دوتن از آن‌ها دست کم یک بار خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده‌اند.

این کمپین از روز 25 نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، با برگزاری 65 همایش در سراسر سوئیس، آغاز شده و تا روز دهم دسامبر، روز اعلان "اعلامیه جهانی حقوق بشر" ادامه خواهد داشت.

به گفته سخنگوی کنفرانس مراکز حمایت از زنان، خانه همچنان خطرناک‌ترین مکان برای زنان است. به ویژه زنان خانواده‌های مهاجر، به خاطر وجود شرایط نامناسب کار برای افراد این خانواده، بیش از همه در معرض خشونت خانگی قرار دارند.

"16 روز علیه خشونت نسبت به زنان"، یک کمپین بین‌المللی برای به رسمیت شناخته شدن حقوق زنان به عنوان حقوق بشر است.

/////////////////////////////////////

حکم اعدام شیرکو معارفی و «درخواست رئیس جمهوری عراق»

شیرکو معارفی

۱۳۸۸/۰۹/۰۴

رسانه‌های خبری در ایران ازسفر غیر رسمی‌ و از پیش اعلام نشده جلال طالبانی، رئیس جمهوری عراق به ایران خبر داده‌اند.

براساس اخباری که در ایران و برخی رسانه‌های کرد زبان منتشر شده است، در این سفر رییس جمهور عراق و معاون وی عادل عبدالمهدی، در دیداری با رئیس قوه قضاییه ایران خواسته‌اند تا حکم اعدام دو تن از فعالان کرد، شیرکو معارفی و حبیب الله لطیفی لغو شود. گفته می‌شود در حال حاظر و با موافقت رئیس قوه قضاییه، اجرای حکم اعدام این دو تن به تعویق افتاده است.

پیش از این نیز
چند نماینده کرد مجلس شورای اسلامی‌ در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه با اشاره به اعدام احسان فتاحیان، خواستار تجدیدنظر در حکم اعدام «چند جوان دیگر دربند کرد» شده بودند.

شیرکو معارفی و حبیب‌الله لطیفی به اتهام محاربه و عضویت در «احزاب مسلح اپوزیسیون»، از جمله ارتباط با گروه کومله، در انتظار اعدام به سر می‌برند.

حکم اعدام با اعتراض‌های بسیاری روبه‌رو شده است.

پدر شیرکو معارفی در گفت‌وگویی با رادیو فردا گفته است فرزندش به خاطر بی‌کاری و بی آنکه بخواهد به
تبلیغ گروه کومله پرداخته است. به گفته یکی از وکلای او، حزب کومله مدت‌هاست که خط مشی مسلحانه خود را کنار گذاشته است و تنها کارهای تبلیغاتی انجام می‌دهد.

سازمان عفو بین‌الملل نیز اخیرا در
بیانیه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی‌ خواسته است اعدام شیرکو معارفی و حبیب‌‌الله لطیفی را متوقف کنند.

لقمان رایزن، یکی از وکلای شیرکو معارفی
، در گفت‌وگویی با رادیو فردا نخست به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا دستگاه قضایی به طور رسمی‌تعویق در حکم اعدام را به وی اعلام کرده است؟

خود بنده هم از کانال‌های کردی ماهواره این خبر را شنیدم که گویا آقای جلال طالبانی از مقامات جمهوری اسلامی‌ ایران درخواست کرده است که مجازات آقای شیرکوه معارفی،‌ موکل بنده و چند تن از شهروندان کرد دیگری را که به اعدام محکوم شده‌اند را اجرا نکنند و در همین خبر هم آمده است که گویا مقامات جمهوری اسلامی‌ ایران نیز موافقت کرده‌اند.

تا این لحظه بنده نامه ای مبنی بر لغو یا تعلیق مجازات اعدام موکلم دریافت نکرده‌ام. اما اینکه پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع داده شده است در پی درخواست آقای جلال طالبانی نبوده است. بعد از اینکه حکم اعدام آقای شیرکوه معارفی در دادگاه تجدید نظر استان تایید شد و قاعدتا باید اجرا می‌شد،‌ ما چند درخواست مطرح کردیم.

یکی از درخواست‌هایی که مطرح کردیم تقاضای عفو ایشان بود که در سفر اخیر مقام معظم رهبری به استان کردستان این درخواست را تقدیم ایشان کردیم و خواسته بودیم که در مجازات ایشان چند درجه تخفیف قائل شوند.

از سوی دیگر با یک راهکار قانونی درخواست اعاده دادرسی را به دیوان عالی کشور تقدیم کردیم. در این درخواست بنده توضیح دادم که مجازاتی که برای موکل بنده در نظر گرفته شده متناسب با عمل ارتکابی از سوی ایشان نیست. یعنی فی الواقع عمل ارتکابی موکل من در حد اتهامی‌که علیه موکل بنده مطرح شده است – یعنی اتهام محاربه – نیست.

  • آقای رایزن،‌ دیوان عالی کشور تا چه حد اجازه دخالت در این پرونده را دارد؟ آیا می‌تواند حکم جدیدی در مورد پرونده صادر کند؟ یا صرفا می‌تواند آن را تایید یا نفی کند؟ و به شعبه هم ارز ارجاع دهد؟

مطابق قانون،‌ دیوان عالی کشور مرجعی است که در امور کیفری صلاحیت رسیدگی به اعاده دادرسی را دارد. به همین منظور هم شعبی تحت عنوان « شعب تشخیص» در دیوان عالی کشور تشکیل شده‌اند. موقعی که محکوم علیه یعنی آقای معارفی یا وکیل ایشان درخواست اعاده دادرسی می‌کنند این درخواست از طریق رئیس دیوان به یکی از شعب تشخیص ارجاع داده می‌شود.

مدافعات طرفین را مطالعه می‌کنند و اگرایشان قرار تایید،‌ یعنی پذیرش دادرسی را صادر کند- یعنی اعاده دادرسی را قبول کند- اجرای حکم به تعویق می‌افتد. این نص صریح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی‌ و انقلاب در امور کیفری و قانون آیین دادرسی دادگاه‌های کیفری و دادگاه‌های عمومی‌ و انقلاب است. دستور دیوان عالی کشور در خصوص پذیرش اعاده دادرسی، حکم را تا اخذ نتیجه قطعی به تعویق می‌اندازد.



۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

وضعیت وخیم جسمانی یک زندانی در زندان سنندج

وضعیت وخیم جسمانی یک زندانی در زندان سنندج

اخبار منتشره حاکی است "لقمان رحمانی" زندانی در بند 3 زندان سنندج به علت وخامت وضعیت جسمی به یک مرکز درمانی خارج از این زندان انتقال یافته است.
نگرانی ها از وضعیت جسمانی "لقمان رحمانی" به مراکز درمانی خارج از زندان سنندج در پی آن شدت یافت که طی هفته گذشته 2 نفر از زندانیان بند.

-------------------------------------------------------

تهدید به اعدام یک زندانی سیاسی در زندان سنندج

از سنندج خبر می رسد مقامات امنیتی رژیم فشارهای روانی تازه ای را بر زندانیان زندان این شهر وارد نموده و یک زندانی سیاسی را تهدید به اجرای حکم اعدام نموده اند.
ماموران وزارت اطلاعات رژیم اسلامی زندانی سیاسی "علی حیدریان" را تحت فشار قرار داده و به وی اعلام نموده اند در صورت عد
م همکاری با رژیم به سرنوشت اعدام روبرو خواهد شد.
لازم به ذکر است زندانی سیاسی "علی حیدریان" با این خواسته ماموران وزارت اطلاعات شدیدا مخالفت نموده است

-----------------------------------------------------------

احضار ده دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر به کمیته انضباطیبر اساس گزارشات رسیده در پی اعتراضات روزهای اخیر دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر نسبت به تداوم بازداشت غیرقانونی علی پرویز و سهیل محمدی امروز ده تن از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر به کمیته انضباطی احضار شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر از این دانشجویان خواسته شده است تا بر
ای ارائه توضیحاتی پیرامون اتهاماتی نظیر شرکت فعال در تجمعات اعتراضی، تحریک سایر دانشجویان به شرکت در تجمع، مشارکت فعال در اعتصاب غذا، بر هم زدن نظم دانشگاه و فعالیتهای سیاسی در انجمن دانشگاه امروز در کمیته حاضر شوند.
این در حالیست که منابع آگاه از صدور احکام سنگین انضباطی پیش از حضور این دانشجویان در کمیته و دفاع در برابر اتهامات وارده خبر می دهند.
گزارشات رسیده نشان می دهد که بر اساس تهدیدهای مسئولین دانشگاه و حراست و نیز بسیج دانشجویی تعداد زیادی از دانشجویان نیز در روزهای آینده به کمیته انضباطی احضار خواهند شد.
لازم به ذکر است که با گذشت 22 روز از بازداشت علی پرویز وضعیت پرونده وی هم چنان نامشخص است. از سوی دیگر با وجود تعیین قرار وثیقه برای سهیل محمدی دستوری جهت تامی

----------------------------------------------------------------------

احتمال تعطیلی سفارت رژیم در چند کشور عربی روزنامه "الوطن" عربستان به نقل از منابع خود در پایتخت یمن نوشت: صنعا مسئله اخراج سفیر جمهوری اسلامی از یمن و تعطیلی سفارت رژیم را بررسی می کند.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از «ریانووستی» در این گزارش تاکید شده که چند کشور عربی دیگر نیز تصمیم مشابهی در سر دارند. دلیل این تصمیم کمک
های جمهوری اسلامی به گروهک "الحوتی" است که طی چندین سال مبارزات مسلحانه ای را علیه دولت یمن انجام می دهد.
اوضاع در شبه جزیره عربستان نشان می دهد که مناقشه داخلی یمن به تدریج از مرز این کشور خارج شده و باعث نگرانی جدید در کشورهای عرب همسایه شده است. جنگجویان گروه "الحوتی" به تدریج وارد عربستان سعودی شده و در آنجا اقدام به احداث شبکه پایگاه ها، انبارهای سلاح و مهمات خود می کنند که در اوائل نوامبر به برخوردهای مسلحانه شورشیان یمنی با نیروهای نظامی عربستان سعودی منجر شد.

--------------------------------------------------------------------

فارس نیوز 11 هزار معلم در کردستان از اعضای بسیج هستند که اینها بنابر تفکر ولی فقیه به کردستان فرستاده شده اند برای ترویج و پیشبرد جنون اخوندی و جنون اسلامی در کردستان.

--------------------------------------------------------------------------------

برای نجات جان زینب جلالیان دست به کار بشویم که جلو بربریت رژیم ایران را بگیریم برای خواندن خبر بر روی عکس کلیک کنید

//////////////////////////////////////////////////////////////////////

خارجی - اسرائیل به‌ "گنبد آهنین" مجهز می‌گردد "کیپات بارزل" (گنبد آهنین)، سیستم مبارزه با موشک‌های کوتاهبرد پس از موفق پشت سر گذاشتن آزمون‌ها به ارتش اسرائیل عرضه می‌شود. خبرگزاری ریا نووستی به‌ نقل از روزنامه‌ی اسرئیلی معاریو گزارش داد، "یوسی دروکر"، رئیس بخش سیستم‌های دفاع ضدهوایی "رافائل" اطلاع داد که سیستم مبارزه با موشک‌های کوتاهبرد "کیپات بارزل" (گنبد آهنین) پس از موفق پشت سر گذاشتن آزمون‌ها از سوی تولید کننده به ارتش اسرائیل عرضه می‌شود. پایگاه اطلاع رسانی کورسور نیز خبر داد، طی دو هفته‌ی آینده آزمون‌های زمینی این سیستم که ویژه‌ی منهدم سازی "کاتیوشا" و "گراد" است، توسط ارتش اسرائیل آغاز می‌شود. انتظار می‌رود که این سیستم در سال 2010 به ارتش اسرائیل عرضه شود

روز جهانی منع خشونت بر زنان - از ۴۹ سال پیش تا به امروز


روز جهانی منع خشونت بر زنان از 49 سال پیش تا امروز

روز ۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان نامیده شده است. نگاهی کوتاه کرده‌ایم به تاریخچه این روز و نیز فعالیت‌های انجام‌شده در ایران و جهان برای مبارزه با خشونت علیه زنان.

۴۹ سال پیش در روز ۲۵ نوامبر سه خواهر اهل جمهوری دومینیکن، با نام خواهران میرابل، پس از ماه‌ها شکنجه، سرانجام توسط سازمان امنیت ارتش این کشور به قتل رسیدند. "جرم" این سه خواهر شرکت در فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم دیکتاتوری حاکم بر دومینیکن بود.

۲۱ سال بعد، یعنی در سال ۱۹۸۱، در همایشی که در بوگوتا، پایتخت کلمبیا، با شرکت مدافعان حقوق زنان در آمریکای لاتین و منطقه کارائیب تشکیل شد، پیشنهاد اختصاص دادن روز قتل خواهران میرابل به روز نهی خشونت علیه زنان مطرح گردید. هدف از این پیشنهاد آن بود که هم به تلاش و جسارت این خواهران ادای احترام شود و هم افکار عمومی بیش از پیش به سوی نهی خشونت علیه زنان سوق یابد. سال ۱۹۹۹ سازمان ملل نیز ۲۵ نوامبر را به عنوان روز جهانی نهی خشونت علیه زنان به رسمیت شناخت.

در راستای همین تصمیم ، یک سال بعد، شورای امنیت سازمان ملل سال ۲۰۰۰ قطعنامه‌ی ۱۳۲۵ را به تصویب رساند که عنوان آن بود: " زنان، صلح و امنیت". محورهای اصلی این قطعنامه به پیشگیری مناقشات و خصومت‌ها در درون و در میان کشورها، تامین مشارکت زنان در حیات سیاسی و اجتماعی و نیز ممانعت از اعمال خشونت علیه آنها مربوط می‌شوند. این قطعنامه مبنایی است برای آن که خشونت‌های گوناگون علیه زنان بدون مجازات نمانند و عاملان آنها به پای میز محاکمه کشیده شوند.

در ۹ سال گذشته، روز ۲۵ نوامبر مناسبتی بوده هم برای روشنگری و بسیج افکار عمومی و هم برای تاکید بر لزوم تصویب و اجرای تدابیری که راه تحقق قطعنامه یادشده را بگشایند و دامنه و ضریب خشونت علیه زنان را بیش از پیش کاهش دهند. تظاهرات و راهپیمایی‌، ارائه و معرفی طرح‌ها و راه‌کارهای حقوقی و قانونی، برگزاری سمینارهای علمی و تخصصی و ... از جمله اجزای کارزارهای زنان دراین روز بوده‌اند. این کارزارها بسته به شرایط هر کشور، بر موضوعی خاص متمرکز بوده است.

تجاوز جنسی، جنایت علیه بشریت

امسال از مدتها قبل از روز جهانی منع خشونت علیه زنان بحث بر سر تجاوز جنسی به زنان در جنگ بسیار بالا گرفت. در ۱۳ سال گذشته تنها در جمهوری کنگو دویست هزار زن مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. حساسیت ‌های فزاینده روی این مسئله باعث شد که سازمان ملل، خشونت جنسی علیه زنان در دوران جنگ را مصداق جنایت علیه بشریت اعلام کند.

سازمان‌های فعال در زمینه حقوق زنان وابسته به سازمان ملل از این پس فعالیت‌های گوناگونی را برای جلوگیری از تجاوز به زنان در مناطق جنگی و نیز کمک به زنان قربانی انجام می‌دهند. حمایت‌های دارویی، روانپزشکی، حقوقی و اقتصادی زنان قربانی، از جمله این کمک‌هاست.

این سازمان‌ها هم‌زمان علیه فرار از مجازات عاملان تجاوز جنسی نیز مبارزه می‌کنند. فعالان حقوق زنان معتقدند تعقیب و محاکمه عاملان تجاوز، شاه‌کلید پیشگیری از وقوع آن است.

در همین راستا بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل پیشنهاد تشکیل کمیته‌ای را داده تا نقض حقوق بشر در کنگو، سودان و چاد را بررسی کند. این کمیته پیش از هر چیز باید به موارد خشونت جنسی بپردازد.

تجاوز در ایران

در ایران با وقایع پیش‌آمده پس از انتخابات و فاش شدن تجاوز جنسی در زندان‌ها، این مسئله پررنگ شد. پس از نامه‌های مهدی کروبی در این زمینه و پخش فیلم‌هایی از قربانیان تجاوز جنسی در اینترنت، سازمان‌های مدافع حقوق بشر و زنان بیش از پیش فعال شدند.

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در همان زمان اعلام کرد که تجاوز جنسی چه در زمان جنگ و چه در زمان درگیری‌های خیابانی مصداق جنایت علیه بشریت است و عاملان آن باید مورد پیگرد قرار گیرند.

مسئله تجاوز به زنان البته تنها محدود به دستگیرشدگان اعتراضات پس از انتخابات نیست. در روز ۱۳ آبان در حالی که هزارها نیروی پلیس و امنیتی در مرکز شهر تهران در حال پراکنده کردن مخالفان دولت با باتوم و گاز اشک‌آور بودند، در قیامدشت در جنوب شرقی تهران، ۶ مرد در یک خودرو به زنی تجاوز کردند. این ماجرا به مجلس نیز کشیده شد اما هنوز اعلام نشده که عاملان آن چه کسانی بودند و آیا مجازات عادلانه خواهند شد یا نه.

خشونت علیه زنان در ایران: قوانین مقصرند یا فرهنگ؟

گرچه اغلب کارشناسان خشونت علیه زنان در ایران را با فرهنگ مردسالار رایج در جامعه مرتبط می‌دانند، اما قوانین و سیاست‌گذاری‌های تبعیض‌آمیز را هم در تشدید این نوع خشونت و نیز ناکامی تلاش‌ها برای رفع آن، به شدت تأثیرگذار می‌دانند. به بیان دیگر، قوانین و مقررات می‌توانند راه را برای تحولات فرهنگی و بینشی در جامعه بگشایند یا خود سبب حفظ و تشدید مناسبات عقب‌مانده شوند. به گفته‌ی بسیاری از فعالان حقوق زنان در ایران، شماری از قوانین وضع‌شده در ایران در دهه‌های اخیر، عملاً بر ابعاد تبعیض‌های جنسیتی علیه زنان افزوده‌اند و تشدید خشونت علیه آنان را بیش از گذشته دامن زده‌اند.

به ویژه در قوانین مجازات اسلامی مثل شلاق زدن، سنگسار و دستگیری‌های مربوط به روابط خارج از ازدواج، نحوه‌ی رفتار با زنان خشونت‌آمیزتر است. در دستگاه‌های دولتی و قضایی، با زن به عنوان موجودی فرودوست رفتار می‌کنند. قتل‌های ناموسی که قبل از انقلاب عموماً در استان‌های جنوبی و غربی روی می‌داد اینک در شهرهای بزرگ و تهران نیز مشاهده می‌شود. فعالان حقوق زنان در ایران، علت این امر را کنترل مرد بر زن و کنترل برادر بر خواهر و پدر بر دختر می‌دانند که قوانین و مقررات موجود آن را تقویت و نهادینه کرده است.

فعالان زنان از چند سال پیش، عمده تلاش‌خود را بر آگاهی‌دادن به زنان و نیز تغییر قوانین تبعیض‌آمیز متمرکز کرده‌اند. قوانینی که کشتن زن به دلیل داشتن رابطه با مرد دیگر، اجبار زن به برقراری رابطه جنسی با شوهر، کتک زدن زن توسط شوهر، محدودکردن رفت و آمدهای او، منع زن از ادامه تحصیل و کار، جلوگیری از خروج زن از کشور توسط شوهر و بسیاری خشونت‌های دیگر را مجاز و قانونی کرده است

منبع: دویچه‌ وله‌

/////////////////////////////////////////////

قطعنامه شماره 48/104 مجمع عمومی سازمان ملل متحد
مصوبه 23 فوریه 1994

ترجمه: سهيلا وحدتی
soheilavahdati@yahoo.com

مجمع عمومی

با آگاهی به نياز فوری به اينکه حقوق و اصول مربوط به برابری، امنيت، آزادی، تماميت و وقار همه انسانها به طور جهانشمول در باره زنان اعمال شود،

با توجه به اينکه اين حقوق و اصول در اسناد بين المللی محترم شمرده شده، از جمله در « اعلاميه جهانی حقوق بشر»،« ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی»،« ميثاق بين المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی»،« کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان»، و« کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده»،

با آگاهي به اينکه اجرای موثر « کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» به حذف خشونت عليه زنان کمک می کند و«اعلاميه حذف خشونت عليه زنان»، چنانچه در قطعنامه حاضر ارائه مي شود، اين روند را تقويت و تکميل خواهد نمود،

با نگراني از اينکه خشونت عليه زنان مانعي در راه دستيابي به برابري، پيشرفت و صلح است، چنانچه در «استراتژي هاي آينده‌نگر کنفرانس نايروبي براي پيشرفت زنان»(٥) مشخص شده، که در آن لوايحي براي مقابله با خشونت عليه زنان پيشنهاد شده بود، و به منظور اجراي کامل «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان»،

با تاکيد بر اينکه خشونت عليه زنان، مبنايي بر نقض حقوق بشر و آزادي هاي اساسي زنان است و برخورداري زنان را از اين حقوق و آزادي ها بطور ناقص يا کامل نفي مي کند، و با نگراني درباره عدم موفقيت درازمدت در حمايت و ارتقاء اين حقوق و آزادي ها در موارد خشونت عليه زنان،

با آگاهي بر اينکه خشونت عليه زنان نمايشي از نابرابري تاريخي روابط قدرت ميان زنان و مردان است، که به تحت سلطه کشيدن و تبعيض عليه زنان توسط مردان و پيشگيري از پيشرفت کامل زنان انجاميده، و اينکه خشونت عليه زنان يکي از مکانيزم هاي مهم اجتماعي است که زنان را به موقعيت هاي فرودست در مقايسه با مردان مجبور ميکند،

با نگراني از اينکه برخي گروه هاي زنان، از جمله زنان متعلق به گروه هاي اقليت، زنان بومي، زنان پناهنده، زنان مهاجر، زناني که در مناطق روستايي يا دورافتاده زندگي مي کنند، زنان بينوا، زناني زنداني يا در حبس، دختربچه ها، زنان معلول و ناتوان، زنان کهنسال و زنان در مناطق جنگي، بطور ويژه در مقابل خشونت آسيب پذير هستند،

با يادآوري نتيجه پاراگراف ٢٣ پيوست قطعنامه شوراي اجتماعي ١٥/١٩٩٠ به تاريخ ٢٤ مه ١٩٩٠ و تشخيص اين که خشونت عليه زنان در خانواده و جامعه فراگير بوده و از مرزهاي درآمد، طبقه و فرهنگ مي گذرد، بايد با اقدامات فوري و موثر براي محو اين واقعه همراه باشد،

همچنين با يادآوري قطعنامه شوراي اقتصادي و اجتماعي ١٨/١٩٩١ به تاريخ ٣٠ مه ١٩٩١، که در آن شورا پيشنهاد پيشبرد امر تدوين يک سند بين المللي را که بطور صريح مسئله خشونت عليه زنان را مورد توجه قرار دهد،

با استقبال از نقشي که جنبش هاي زنان در جلب توجه روزافزون به ماهيت، جدي بودن، و ابعاد مسئله خشونت عليه زنان ايفا مي کنند،،

با احساس خطر از اين که فرصت هاي زنان براي دستيابي به برابري حقوقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جامعه، به دلايلي از جمله خشونت فراگير و مداوم، محدود هستند،

با اعتقاد به اينکه با توجه به نکات ذکر شده در بالا نياز براي تعريف جامع و روشن خشونت عليه زنان، يک بيانيه روشن از حقوقي که بايد اعمال شوند که حذف خشونت عليه زنان در همه اشکال آن تضمين شود، يک تعهد توسط دولت ها در احترام به مسئوليت هاي آنان، و يک تعهد توسط تمامي جامعه بين المللي به حذف خشونت عليه زنان،

رسما اعلاميه حذف خشونت عليه زنان را در زير اعلان مي دارد و اصرار دارد که هر گونه تلاشي براي شناختن و محترم شمردن آن توسط عموم، به عمل آيد:

ماده ١

در اين اعلاميه، عبارت "خشونت عليه زنان" به معني هر عمل خشونت آميز بر اساس جنس است که به آسیب يا رنجاندن جسمي، جنسي، يا رواني زنان منجر بشود، يا احتمال مي رود که منجر شود، از جمله تهديدات يا اعمال مشابه، اجبار يا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادي، که در منظر عموم يا در خلوت زندگي خصوصي انجام شود.

ماده ٢

تعبير خشونت عليه زنان بايد شامل موارد زير، اما نه محدود به اين موارد، باشد:

(آ) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در خانواده اتفاق مي افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسي دختربچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهيزيه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و ديگر رسوم عملي که به زنان آسيب مي رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان،

(ب) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در حوزه زندگی جمعی و اجتماع اتفاق مي افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسي، آزار جنسي و ارعاب در محيط کار، در مراکز آموزشي و جاهاي ديگر، قاچاق زنان و تن فروشي اجباري،

(پ) خشونت جسمي، جنسي و رواني، در هر جايي، که توسط دولت انجام شود يا ناديده گرفته شود.

ماده ٣

زنان بطور برابر حق برخورداري و حفظ همه حقوق بشر و آزادي هاي اساسي در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني، و همه عرصه هاي ديگر را دارند. اين حقوق از جمله شامل موارد زير است:

(آ)حق زندگي، (٦)

(ب)حق برابري، (٧)

(پ) حق آزادي و امنيت شخصي، (٨)

(ت)حق حمايت بالسويه قانون، (٧)

(ث) حق آزادي از همه اشکال تبعيض، (٧)

(ج)حق بهره وري از بالاترين ميزان ممکن سلامت جسمي و رواني، (٩)

(چ) حق شرايط عادلانه و رضايت بخش براي کار، (١٠)

(ح) حق اينکه فرد مورد شکنجه يا ديگر مجازاتها يا رفتار خشن، غير انساني و تحقيرآميز واقع نشود. (١١)

ماده ٤

دولت ها بايد خشونت عليه زنان را محکوم نموده و نبايد هيچ رسم، سنت يا ملاحظات مذهبي را براي وظيفه خود در رابطه با حذف آن بهانه کنند. دولتها بايد با استفاده از تمام شيوه هاي مناسب و بدون تاخير يک سياست حذف خشونت عليه زنان را تا پايان آن دنبال کنند، و بايد:

(الف) اگر هنوز بطور کامل به «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» متعهد نيستند، آن را تصويب کرده يا بطور رسمي به عضويت آن درآيند و از قيدهاي خاص درباره آن صرف نظر کنند،

(ب) از ملزم شدن به خشونت عليه زنان خودداري کنند،

(پ) همه کوشش هاي لازم را براي پيشگيري، انجام تحقيقات مربوطه و مجازات اعمال خشونت عليه زنان بر اساس قانون کشور خود انجام دهند، چه اين اعمال توسط دولت انجام شده باشد و يا توسط اشخاص خصوصي.

(ت) در قوانين کشور لوايح رسمي کيفري، مدني و کاري و اداري تهيه کنند که خطايي را که بر زنان تحت اعمال خشونت رفته مجازات و جبران کند، براي زناني که تحت اعمال خشونت قرار مي گيرند بايد دسترسي به راهکارهاي قضائي فراهم شود، و با پشتيباني قوانين کشور، جبران موثر و عادلانه براي صدماتي که متحمل شده اند ميسر باشد، دولت همچنين بايد زنان را از حقوقشان در تقاضاي جبران خسارت و توانيابي از طريق چنين راهکارهايي آگاه سازد،

(ث) امکان تهيه برنامه هاي ملي به منظور گسترش حمايت از زنان در مقابله با هرگونه خشونت، يا الحاق موادي براي اين منظور در برنامه هاي موجود، يا در مواردي همکاري هاي ممکن با سازمان هاي غير دولتي، بويژه سازمانهايي که درگير مسئله خشونت عليه زنان هستند، را در نظر بگيرند.

(ج) راهکارهاي پيشگيري و همه دستورالعمل هاي جامع حقوقي، سياسي، اداري و فرهنگي که حمايت از زنان را در مقابل هرگونه خشونت ترويج مي کند تدوين کنند، و تضمين کنند که قرباني شدن مجدد زنان به خاطر عدم حساسيت قانون به ملاحظات جنسي و شيوه هاي اعمال قانون و ديگر مداخلات دولتي

اتفاق نخواهد افتاد.

(چ) درراه تضمين اين که زنان تحت خشونت، و در صورت اقتضاء، فرزندان آنها، از کمک هاي ويژه مانند توانبخشي، کمک در نگهداري از کودکان و گذران زندگي، درمان، مشاوره، و خدمات بهداشتي و اجتماعي، مراکز و برنامه ها و سازمان هاي ياري رساني که بايد ديگر اقدامات لازم براي افزايش امنيت و توانبخشي جسمي و رواني آنان را انجام دهد، کار کنند.

(ح) مقادير کافي براي فعاليت هاي مربوط به حذف خشونت عليه زنان را در بودجه دولت قرار دهند.

(خ) اقدامات لازم براي آموزش به ماموران انتظامي و مسئولين دولتي مسئول اجراي سياست هاي مربوط به پيشگيري، تحقيقات و مجازات خشونت عليه زنان، انجام دهند تا اين افراد به نيازهاي زنان حساس شوند.

(د) اقدامات لازم، بويژه در زمينه آموزش، به عمل آورند که الگوهاي اجتماعي و فرهنگي رفتار مرد و زن اصلاح شود و تبعيض ها، رفتارهاي مرسوم و همه ديگر رفتارهايي که براساس ايده فرودستي يا فرادستي يک جنس و کليشه رفتاري مرد و زن است، حذف شود.

(ذ) تحقيق، جمع آوري اطلاعات و آمار، بويژه در باره خشونت خانگي و رواج اشکال گوناگون خشونت عليه زنان را ترويج کنند و تحقيق درباره علل، ماهيت، ميزان جدي بودن و نتايج خشونت عليه زنان و ميزان تاثير اقدامات براي پيشگيري و جبران خسارت خشونت عليه زنان را تشويق کنند، اين آمار و يافته ها ي تحقيق بايد در دسترس عموم قرار گيرد.

(ر) اقداماتي در جهت حذف خشونت عليه زنان، بويژه آنان که در مقابل خشونت ضربه پذير هستند، اتخاذ کنند،

(ز) در گزارش هاي مربوط به اسناد حقوق بشر که به سازمان ملل متحد ارائه مي دهند، اطلاعات راجع به خشونت عليه زنان و اقدامات انجام شده براي عملي کردن اعلاميه حاضر را جاي دهند.

(ژ)تدوين دستورالعمل هاي مناسب براي کمک به عملي کردن اصول اين اعلاميه حاضر را تشويق کنند.

(س) نقش مهم جنبش و سازمان هاي غير دولتي زنان را در سطح جهاني در ارتقاء سطح آگاهي و کاهش مسئله خشونت عليه زنان تصديق کنند.

(ش) فعاليت هاي جنبش و سازمان هاي غير دولتي زنان را ياري رسانده و پيش ببرند و با آنها در سطح محلي، ملي و منطقه اي همکاري کنند.

(ص)سازمان هاي منطقه اي بين دولت ها را که عضو آنان هستند، تشويق کنند که حذف خشونت عليه زنان را، در صورتي که درخور است، در برنامه خود بگنجانند.

ماده ٥

ارگان ها و نمايندگي هاي ويژه سيستم سازمان ملل متحد بايد، در حد توانايي خود، به شناساندن و تحقق حقوق و اصول مندرج در اين اعلاميه ياري رسانند و از جمله بايد:

(آ) به رشد همکاري هاي منطقه اي و بين المللي با چشم اندازي براي تعريف استراتژي هاي منطقه اي براي مبارزه با خشونت، انتقال تجارب و برنامه هاي مالي مربوط به حذف خشونت عليه زنان ياري رسانند،

(ب)همآيش ها و سمينارهايي با هدف ايجاد و رشد آگاهي ميان همه افراد نسبت به مسئله حذف خشونت عليه زنان را ترويج کنند،

(پ)به رشد هماهنگي و مشارکت در ميان دواير عهدنامه اي حقوق بشر در سازمان ملل کمک کنند تا امر خشونت عليه زنان به طور موثر مورد توجه واقع شود.

(ت) در تحليل هايي که براي سازمانها و دواير سيستم سازمان ملل درباره مشکلات و گرايش هاي اجتماعي تهيه مي شود، مانند گزارش هاي ادواري درباره وضعيت اجتماعي جهان، بررسي گرايش ها در خشونت عليه زنان را جاي دهند.

(ث)فرمول بندي دستورالعمل ها يا دفترچه هاي راهنما مربوط به خشونت عليه زنان را ترويج دهند، و اقداماتي را که در اين اعلاميه به آنها اشاره مي شود درج کنند،

(ج) امر حذف خشونت عليه زنان را، در صورت اقتضاء، در انجام تعهد خود در عملي کردن اسناد حقوق بشر در نظر بگيرند.

ماده ٦

هيچ چيز در اعلاميه حاضر نبايد هيچ يک از مواد قانون يک کشور يا هر عهدنامه يا ميثاق بين المللي، يا سند ديگري را که در يک کشور اجرا مي شود و در حذف خشونت عليه زنان ثاقب‌تر مي باشد، تحت الشعاع قرار دهد.

////////////////////////////////////////////////////


گفتگوی محمد محمدی با ناهید بهمنی

ناهید بهمنی: در جنبش آزادی خواهانه‌ مردم ایران، مردم به طرز حماسی تابوی ترس و سکوت را در هم شکستند و نقطه عطفی در تاریخ مبارزات معاصر ایران پدید آوردند.

ناهید بهمنی ،از سالهای اواخر دهه 50 شمسی به فعالیت های سیاسی راه یافت. وی از مبارزان عرصه جنبش زنان و یکی از بنیان گزاران اتحادیه های زنان در شهرهای کردستان پس از سرنگونی رژیم سلطنتی است. بعد از قیام با کومه له و سیاستهای این سازمان آشنا شد و قریب سه دهه است که در صفوف این سازمان در مسئولیت های مختلف به فعالیت سیاسی مشغول است. خانم بهمنی یکی از بنیان گذاران واعضای تشکل "حقوق زن کرد، حقوق بشر"، یکی از سازمانهای فعال زنان کرد در خارج کشور است. ناهید بهمنی عضو کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب کومه له کردستان ایران است، نماینده کومه له در "کنگره ملیت های ایران فدرال " است و به عنوان یک تلاشگر مدافع حقوق بشر نیز با مراجع و بنیادهایی در زمینه امور حقوق بشر در کشور انگلستان فعالیت می کند. در گفتگوی که‌ روزنامه‌ نگار محمد محمدی با خانم بهمنی انجام داده‌ است به‌ سوالاتی در باره‌ جنبش سبز و جنبش زنان در طول حیات جمهوری اسلامی و همچنین جنبش زنان کردستان پاسخ داده‌ است که‌ متن مصاحبه‌ به‌ شرح ذیل می باشد.

محمد محمدی: با توجه به اتفاقات دو ماه گذشته در ایران تحلیل شما در باره اتفاقات و جنبش آزادیخواهی ملت های ایران چیست؟

ناهید بهمنی: همه می دانیم که دنیا در چند ماه گذشته شاهد یکی از حماسی ترین و تاریخ سازترین جنبش آزادیخواهی جامعه ایران بود. صدای اعتراض ها ی فروخفته سه دهه مملو از ستم و بی عدالتی ، مردم به جان آمده را این بار به دلیل به سرقت رفتن آرای انتخاباتی شان به صحنه خیابانها راند ولی در ادامه و گشترش این مبارزات مردم به طرز حماسی تابوی ترس و سکوت را در هم شکستند و نقطه عطفی در تاریخ مبارزات معاصر ایران پدید آوردند. تصورم این است که این موج برخاسته اگر چه فراز و فرودهایی خواهد داشت اما برگشت اش به شرایطی آرام و چشم به راه غیر ممکن است. آسودگی این موج مردن آزادی را موجب خواهد شد.

س: تحلیل شما در باره جایگاه زنان در جنبش اخیر و همچنین آینده جنبش زنان چیست؟

بهمنی: من فکر می کنم که این جنبش و نهضت آزادیخواهی اخیر از این لحاظ هم یعنی میزان شرکت زنان و پشتیبانی جنبش فمنیستی از این اعتراضات در نوع خود بی نظیر بود. در همان روزهای اول کشاکش خدای استبداد با ناخدای آزادی "ندا" به نماد این آزادیخواهی راستین تبدیل شد. دهها و صدها زن مبارز وروشنفکر به زندانهای مخوف این رژیم فرستاده شدند و مورد وحشیانه ترین شکنجه ها قرار گرفتند. جالب آنکه این نیروی اجتماعی با همان متانت و سنجیدگی طول سه دهه قبل شرایط و مسائل را تحلیل کرد. خود را نباخت ، احساساتی نشد و با تاکید بر خواست و مطالبات برحقش در میدان این جنبش عمومی به پشتیبانی آمد. سازمان زنان ما " حقوق زن کرد، حقوق بشر" با دادن اطلاعیه هایی در پشتیبانی از نهضت این زنان و مطالبه آزادی زندانیان دربند ضرورت وجود همبستگی جنبش زنان ایران را دگر باراعلام کرد.

س: در گذشته جنبش ها همیشه از شهرهای کوچک شروع می شد و به مراکز می رسید ،در جنبش اخیر برعکس بود و حمایت اکثریت شهرستانها راهم نداشت، چرا؟

بهمنی: همانگونه که آگاه هستید حرکت اعتراضی چند ماه گذشته برمبنای نارضایتی از نتایج به تاراج برده آرای مردم در انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت و پایتخت عرصه اول پژواک این نارضایتی بود. بعلاوه که بخشی از کارگردانان رژیم در مرکز، در ادارات و مسئولیت های گوناگون، در این کشمکش در جناح مخالف کودتاگران قرار داشتند، از تهران ندای مخالفت سردادند. مزید بر آن حمایت گسترده جنبش های دانشجویی و زنان از این اعتراض بود که عمدتا در تهران به عنوان مبارزین خیابانی در میدان بوده اند. ضمنا این که حتا تهران هم از همان آغاز تنها نبود ، اگر چه نه چندان چشمگیر اما حمایت های شیراز، اصفهان و مشهد و مناطقی دیگر را هم باخود داشت . بعلاوه که هر جنبشی با توجه به نوع مطالبه و دامنه چشم اندازهایش می تواند حیطه معینی از انعکاس و بعد حمایت را با خود در ابتدا داشته باشد، بخصوص که در یک سیستم دیکتاتوری و توتالیتر این سیر معمولا تدریجی تر است . همه بیاد داریم که چه سریع به محض شروع اعتراضات در تهران و شیراز ، کردستان را بیش از پیش میلیتاریزه کردند و راه را برهر جنب و جوشی بستند. اما همگی شاهدیم که همین درجه از پژواک ندای مردم به ستوه آمده چگونه ابعاد و مرزهای سرزمین بیداد را در نوردید و مدت چند ماه اخبار مبارزات مردم ایران سرلوحه خبر و تفسیر رسانه های جهان و مراکز خبری خارج کشور بود.

س: نقش کردستان در جنبش اخیر را چگونه می بینید؟

بهمنی: کردستان درامرشرکت در انتخابات ریاست جمهوری این بار هم فعال در شرکت نکردن بود و علیرغم کلیه توهماتی که در مورد وجوه متفاوت بودن این انتخابات اشاعه داده شد ، مردم کرد اصل تحریم را پیگیری کردند. با توجه به این امر نتیجه انتخابات و دست اندازیهای جناح احمدی نژاد بر نتایج آرا که انگیزه اصلی در اعتراضات اخیر بود، تا حدی برایش محرز بود، زیرا که انتخابات واقعی و دقیق در این سیستم هیچگاه وجود نداشته است. لذا به باور من این بی میلی و بی تفاوتی نسبت به کل پروسه انتخابات ازطرف مردم کرد که تازگی هم نداشت ، موردی و موجبی در کردستان برای اعتراضی به گستردگی تهران و شیراز ایجاد نکرد .مردم کرد رای ندادند و اعتراضی هم نداشتند. سه دهه، هر روز و هر دم مبارزه بی امان مردم این سرزمین که مداوما با سرکوب سیستماتیک و خانمان برانداز این رژیم جواب گرفته است ، علیرغم عادلانه بودن خواستهای مردم کردستان و نیز علیرغم اینکه این دیار کمابیش به سنگر حفظ دست آوردهای آزادیخواهانه در مقیاس ایران تبدیل شده بود اما کمتر موردی حمایت مردم سایر بخش های ایران به این بی حقوقی و مبارزه این مردم جلب شده است. شهرهای کردستان وشهروندان این سامان به دلیل تبعیض ملی و سرکوب مداوم ناشی از این بلیه،مدتهاست که سیاست به بخشی از زندگی روزمره شان بدل شده است و اتفاقا در اغلب موارد هم به یاری مبارزه و حتا نجات جان دیگر شهروندان ایرانی شتافته اند. شاید این بار این سکوت خود دلیلی بردرحاشیه قرار گرفتن شان بود. تاکتیکی برای عطف به یک کمبود و بی توجهی مهلک سیاسی. مطمئنا مردم کرد با دستاوردهای اجتماعی و سیاسی ناشی ازسه دهه اخیرمبارزه شان نقش موثری در تحولات آینده جامعه ایران و در امر پایه گذاری دمکراسی و عدالت ایفا خواهند کرد.

س: در دادگاه نمایشی رژیم در روزهای اخیر عمده ترین جنبش های مدنی در سالهای اخیر مورد اتهام قرار گرفتند . بخصوص فعالیت مسالمت آمیز زنان .آیا این اتمام حجت رژیم با نیروهای برابری خواه و آزادیخواه جامعه نیست برای یک دست کردن جامعه؟

بهمنی: به هیچ وجه، زنان و یا هر نیروی آرادیخواهی که در طول 30 سال گدشته به نحوی از انحا در مقابل وضع موجود و قانونمندیهای نا انسانی این وضع قد علم کرده باشد به اشد مجازات رسیده و در این راه به دادگاههای فرمایشی اینچنین ناعادلانه هم راه یافته است. این پدیده جدیدی نیست . جامعه ای با این درجه ازآگاهی و علم به تغییر ونیز این حد از رشد فرهنگ انسانی مطمئنا برای به رسمیت شناختن و تقویت کردن افکار و آرای متنوع و در عین حال ایجاد کردن شرایطی برای نشو و نما و رشد "دگرگونگی" و"دگراندیشی" همچنان تلاش خواهد کرد . تمام دعوا بر سر "یک دست " نشدن است و نه برعکس. بدون شک جامعه قرن 21 بستر "یک دست" کردن ها ،آنهم ازاین نوعش نخواهد بود.

س: مبارزات زنان در 30 سال اخیر فراز و نشیب های فراوانی داشته است. سالهای اول مبارزه باحجاب اجباری و رسیدن به خواستهایی بود که زنان برایش انقلاب کرده بودند. چه شد که زنان تنها ماندند و حتا تظاهرات 8 مارس سال 1357 آنها به عنوان نقطه پایان فعالیت توده ای آنها شد و ازآن زمان تا سالهای اخیر حرکت چشمگیری از آنها دیده نشد؟

بهمنی: طی کردن فراز و نشیب از خصایص بارز هر جنبش توده ای است و مسلما مبارزه طولانی زنان ایران هم در مسیر خود از این قاعده کلی مستثنا نبوده است. بله مبارزه زنان علیه صدور قانون حجاب اجباری در 57 موفق نشد ،چرا که بقیه طیف های اجتماعی و مشخصا سازمانهای سیاسی آن زمان که از حیث نفوذ اجتماعی هم کم اثر نبودند ،از این خواست دفاع نکردند و اصولا طرح آن را از جانب زنان یک امر حاشیه ای و بی ربط به بقیه خواستهای اجتماعی تلقی کردند. متاسفانه افکار عمومی رایج در درون این جریانات و خطوط سیاسی مسلط با" تضاد اصلی" مبارزات "ضد امپریالیستی" چنان درگیر شده بود که امری اینچنینی را "فرعی" و طرح آن را مانعی بر سر راه پیشبرد مبارزه اول می دانست و با این حربه نه تنها مسئله زنان بلکه بسیاری از وجوه مبارزه اجتماعی کم بها تلقی شد . مخصوصا که خواستی چون مبارزه با حجاب اجباری گرایشات مردسالارانه و "تشیعیسم " را هم علیه خود بسیج می کرد. متاسفانه جریانات چپ هم در ناآگاهی مطلق نسبت به پیامدهای دیرپا و نقش سیاسی این مسئله به سر می بردند. در چنین حالتی نه تنها زمینه برای رواج و جاانداختن قانون حجاب اجباری بلکه بقیه مصوبات زن ستیز هم فراهم گردید وحرکت های آزادیخواهانه زنان و جنبش شان تا سالها بعد درتک صدایی بود. اما هیچگاه ، اگرچه نه در شکل وسیع و همه گیر ، مبارزه با "بدحجابی" و تحمیل سرکوبگرانه پوشش متوقف نشد و زنان از هر فرصتی برای این نوع مبارزه استفاده کردند. و در دوره بعد تر این صداهای فروخفته بسیار رساتر فریاد زده شد . در کردستان وضع به گونه ای دیگر بود. به باور من حجاب به آن نوع قانونی و اعلام شده اش هیچگاه بر سر زن کرد نرفت ، زیرا که اساسا با فرهنگ پوششی ، آداب اجتماعی اش وحتا فرهنگ مذهبی اش جور در نمی آمد. از نظر دیگر وجوه مبارزه فمنیستی هم در کردستان باز شرایط فرق می کرد. درست در بحبوحه تحمیل حجاب در دیگر شهرهای ایران و تدوین و تحمیل این قانون که جزو اولین احکام شرعی در مورد زنان بود، زنان کردستان در یک دوره شکوفایی و خودآگاهی اجتماعی و جنسیتی به سر می بردند. با اتوریته ترین سازمانها و تشکیلاتهای زنان در این اوان در کردستان بر پا گردیدند. در این دوره بود که زنان و دختران در مقرهای حفاظت شهرها که "بنکه " نامیده می شدند به آموزش های سیاسی و نظامی مشغول شدند. در این زمان بود که یورش نیروهای حکومت مذهبی تازه به قدرت رسیده به کردستان با مقاومت و مقابله وسیع نیروی زنان مبارز از هر قشر اجتماعی و نیروی سیاسی روبرو می شد . اتفاقا این روی آوری همگانی زنان به جنبه های مختلف مباززه اجتماعی راه را همزمان برای یک خودآگاهی عمومی آنان هموار کرد و امروز ، همراه با مجموعه ای از دیگر دلایل اجتماعی و غیره،ما با وجود نیروی زنانی توانمند، آگاه و بانفوذ در زمینه های ادبی، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و هنری و...روبروییم. انقلاب 57 در این ره نقطه عطفی در کل پروسه خوداگاهی زنان در مقیاس ایران بود. در فرصت های مناسبی می توان در این مورد نوشت و صحبت کرد.

س: به باور بیشتر فعالان زن ، زنان ایران تا سالهای اخر زمامداری رفسنجانی در مقام ریاست جمهوری هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ آموزشی خود را پرورش دادند و مدارج علمی را طی کردند. و با توجه به موقعیت هایی که پیش آمد به سطوح بالای مدیریت کشور وارد شدند ، نظر شما در این باره چیست؟

بهمنی: پویایی انقلاب به طور کلی زنان را بیش از گذشته به میدان آورد. این برهه اگر چه در واقع از لحاظ تلاشهای سیاسی و اجتماعی دوره راکدی برای جنبش زنان به شمار می رود، اما از نظر رشد تحصیلی و کسب مدارج عالی و تخصصی شرایطی را برای شکوفایی حاصل گردانید. خانه نشینی و محرومیت های شغلی ناشی از مصوبات اسلامی دیری نپایید که جای خود را به 30 درصد آرای کسب مدارج عالی تحصیلی داد و بعدتر هم به 65 درصد رسید ، تا جایی که رژیم در صدد مهار کردن این نرخ رشد آموزشی برای زنان برآمد. امروز می توان مطابق تحقیقاتی که به عمل آمده، اذعان داشت که زنان ایران دست آوردهای نسبتا کم نظیر را برای اولین باردر تاریخ معاصر ایران کسب کرده اند. پرفروش ترین کتاب، فیلم و جوایز بین المللی را از آن خود کردند. با ارتقای سطح جنبش شان رده شعور عمومی را هم بالا بردند بسیاری از مفاهیم و عبارات حیطه مبارزه زنان را از تابو درآوردند و در یک کلام و به حق در دمکراتیزه کردن فضای سیاسی ایران نقش داشته اند. اما از دیگر رو کماکان با حاکمیت و قوانینی به غایت پوسیده روبرویند. برای تغییر در این قوانین هم راهکاری نوین جستند و با طرح راه اندازی "کمپین یک میلیون امضا" در این راه به تلاشی پیگیرانه دست زدند .چنانچه همه شاهدیم با این ابتکار توده ای توجه محافل بین المللی و بشردوست را به طور گسترده ای به موقعیت محرومیت زده زنان ایران جلب کردند .در یک کلام سرکوبها همواره نشان داده که مقاومت این نیروی اجتماعی و پرقدرت در جامعه ایران که در تناقض رشد معنوی زنان وحاکمیت قوانین قرون میانه در کشاکش است، همچنان برای کسب سنگرهای بیشتری از موفقیت ادامه دارد.

س: اوج فعالیت های زنان در زمان اصلاحات شروع می شود . آیا دلیل این امر رای دادن آنها به خاتمی بود؟ یا نه می توان گفت خواستهای فروخورده زنان در طول سالها آنها را وادار به این فعالیت ها کرد تا در معادلات سیاسی درون حکومت خود راشریک بدانند و از همین راه به خواستهای خود برسند؟

بهمنی: پیشتر گفتم که زنان تحصیل را جایگزین خانه نشینی کردند. و نتایج این پروسه در دوره خاتمی شاید بیشتر خود را نشان داد. طبعا نیل به موقعیت های سیاسی و اتخاذ قدرت خود نیز یک انگیزه و هم یکی از پیامدها و نتایج موفقیت های اجتماعی و علمی است.

س: در چهار سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد متاسفانه شرایطی بدتر از گذشته برای زنان فراهم آمد ، اما زنان با وجود این که مانند قشرهای دیگر جامعه می دانستند که احمدی نژاد فرد منتصب حکومت است در تشکلی به نام "همگرایی جنبش زنان" برای طرح مطالبات خود ، حضور خود را نشان دادند.چرا؟

بهمنی: من فکر نمی کنم که این زنان تصور و انتظار حل مشکلاتشان را از این طریق دنبال می کردند. بل این روش هم یکی از طرق مسالمت آمیز رودررویی با سیستم مردسالار و مذهبی بود. آنهم در آن ایام که رقابت های درونی کمابیش مجال عرض اندامهایی را برای نگفته های جنبش زنان فراهم می نمود. آنان از راه رسانه های جمعی و کمتر سانسور شده چهره ای از ظلم موجود را به تصویر کشیدند و تا حدی همبستگی شان را در مقابله با وضع ناهنجار وستم بار کنونی به نمایش گذاشتند.

س: بحران مشروعیت دولت احمدی نژاد را وادار کرد که همسویی به خواستهای جامعه حتا اگر در شعار هم باشد ،تن در دهد. انتخاب کابینه ای جوان و حضور سه‌ زن در کابینه پیشنهادی به مجلس ، آیا این به معنای تحقق خواسته های زنان از دولت دهم است؟

بهمنی: نه، به هیچ وجه. مسئله وجود یک زن در کابینه جنبه صوری مسئله است . اما در محتوا کمکی به امر پیشرفت خواستهای زنان نخواهد کرد. جوان بودن و یا زن بودن به خودی خود معیار نواندیشی نیست. تازه اینان بعد از اتخاذ سمت ، لااقل دو نفر از این دو وزیر زن با اعلام مواضعی نشان دادند که فکرا نه تنها حافظ منافع زنان نیستند و در این راستا کار نمی کنند بلکه از مردان مردسالارترند. همه این فعل و انفعالات یک بازی سیاسی است و بس. تغییراساسی در جهت دمکراتیزه کردن و انسانی کردن اوضاع ابدا در چارچوب این نظام ، آنهم با سرکردگی احمدی نژادها محال است.

س: جنبش زنان در کردستان را چگونه ارزیابی می کنید. با توجه به این که در کردستان سالهاست که احزاب اصیل و ریشه داری در منطقه روشنگری می کنند؟

بهمنی: جنبش زنان کردستان در طی سه دهه اخیر جنبش حمایتگر و نوآور بوده است. علیرغم سی سال سرکوب جمهوری اسلامی، ازآنجایی که مبارزه مردم کرد بر خواستهایی دمکراتیک و آزادیخواهانه مبتنی بوده است، همواره شرایط را برای نشو ونمای خواستهای مدنی و مدرن و از آن جمله شرایط مناسبتری برای فعالیت جنبش زنان فراهم کرده است . بخصوص که جامعه کردستان جامعه ای تحزب یافته و سیاسی است و این احزاب کمابیش تاثیر خود را بر روند سیاستهای جنبش آزادیخواهی کردستان داشته اند. در یک کلام با توجه به تمامی وجوه این مبارزه سی ساله و از جمله تلاش خود زنان کرد، هم اکنون ما با نیروی وسیعی از زنان تحصیلکرده و آگاه روبروئیم. زن نویسنده ، مبارز حقوق بشر، سیاستمدار ، ادیب ، شاعر و فعال مدنی از جمله اند. در زمینه مبارزات سراسری هم جنبش زنان کماکان فعالیت های موثری داشته اند. بسیاری اززنان تلاشگروآرادیخواه کرد که به کمپین 1 میلیون امضا پیوسته بودند هنوز در زندانهای رژیم به سر می برند.

س: پیام آخر شما برای جوانانی که تشنه آزادی و دمکراسی هستند و در زندان بزرگی به نام جمهوری اسلامی به سر می برند، چیست؟

بهمنی: تلاش در جهت کسب آگاهی ، و مبارزه به هر شیوه ودر هر سطح مقدوربا روحیه ای همبسته و امید به آینده پیروزمند. موجیم که آسودگی ما عدم ماست ، ما زنده به آنیم که آرام نگیریم!

http://shamem.blogfa.com/post-149.aspx

نه به خشونت نه به تجاوز خشونت را متوقف کنید

فردا 25 نوامبر روز مقابله با خشونت میباشد بخصوص خشونت علیه زنان در سرتاسر جهان
نه به خشونت نه به تجاوز خشونت را متوقف کنید
ما خشونت علیه زنان قویا محکوم میکنیم و آن را یک عمل کثیف و قبیح میدانیم و ضد انسانی که در کشورهای اسلامی این قوانین کثیف همواره دست مردان کور و خرافات پرست و ضد انسان و زن ستیز را باز گذاشته است برای قتل زنان تحت نام ناموس و شرف و قوانین جنون اسلامی هم بر این امر صحت گذاشته است و زنان را مثل برده در اختیار مردان قرار داده است زنان حق طلاق را ندارند و هیچ حق و حقوقی برای زنان باقی نگذاشته است و مهر تاید نهاده است دین جنون اسلامی دو زن بجای یک مرد و به روز روشن به زنان توهین میکنند تحت ننامهای گوناگون مثل ناقص العقل و کلمات توهین آمیز ضعیفه ها این خودش توهینی بزرگ است به حق و حقوق زنان در کشورهای که قوانین جنون اسلامی حرف اول میزنند و زنان را به طور وشحتناکی مورد اذیت و آزار قرار میگیرد در قوانین جنون بربریت کثیف اسلامی بخصوص در ایران جنونزده همان جنون کثیف اسلامی که زنان را به طور بیرحمانه ای مورد اذیت و آزار قرار میدهد و همه شاهد بودند که چطوری مسئولان رژیم دست به تجاوز جنسی آنهم تجاوز به عنف علیه زنان و دختران زندانی زدند و همه خبر این جنایت هولناک و در عین حالدردناک را چه از راه انترنت و چه از راه تلویزیونها شنیدند که خیلی آزار دهنده بود برای شحص من.
البته در کشورهای آسیای مثل تایلند چین و کشورهای دیگر روسیه هند زنان را مثل برده خرید و فروش میکنند و زنان عزیز در دام مافیا و گروه های سودجو و ضد انسان می افتند اگر گفتند نه کشته میشوند و باید تمامی کشورهای جهان همه با یک صدا جلو این جنایتها را بگیرند و خشونت علیه زنان را متوقف کنند
قطعنامه پایانی ما 1 برابری کامل زنان با مردان برداشتن قوانین ضد انسانی و اجازه دادن با زنان تا با دل خواه خویش همسر و مرد شریک زندگیشان انتخاب کنند.
دو منع هر گونه خشونت علیه زنان و باید قوانینی جدید بر پایه ی حقوق انسان برای جلو گیری از خشونت مردان کور علیه زنان که این قوانین باید جرمش آنقدر سنگین باشد که دیگر هیچ مردی توان چنین برخوردی با زنان نداشته باشند.
سه تشکیل دادگاه ویژه زنان برای بررسی خشونتهای خانوادگی و مردان کور که علیه زنان دست به خشونت میزنند و برداشتن قوانین نابرابری طلاق که حق و حقوق زنان را پایمال میکند و نابر قوانین کثیف جنون اسلامی حق طلاق به دست مردان میباشد باید این قوانین به طور کلی برداشته بشود .
چهار جمع آوری اطلاعات در باره زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند چه در زندانهای رژیم ایران و چه بیرون از زندانها و تحت تعقیب قرار گرفتن عاملین این تجاوزات و کشاندن آنها به دادگاه های بین المللی بعنوان مجرمین و محاکمه بشوند البته سران رژیم ایران باید به خاطر نسل کشی در ایران و بخصوص در کردستان بلوچستان اهواز خوزستان و حتی تهران و تمامی استانهای ایران به دادگاه های بین المللی کشانده بشوند و محاکمه بشوند به خاطر نسل کشی و تجاوز شکنحه اعدامهای غیز انسانی و درست کردن جو رعب و وحشت و مردم را دچار مشکلات روانی و روحی نمودن خودش جرم میباشد از نظر قوانین بین المللی

البته این نوشته ادامه دارد و تکمیل تر میشود در روزهای آینده
با تشکر ساموئیل کو کرماشانی
/////////////////////////////////

زندگی شهد گلی است,زنبور زمان میمکدش آنچه می ماند از آن, عسل خاطره هاست. اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد ، صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد

تظاهر کنندگان به سفارت ایران در آنکارا حمله کرد ند












----------------------------------------------------
رای در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران

پیش نویس قطعنامه در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران (A/C.3/63/L.40 سند) بود
توسط رای ثبت می کردند از 70 به 51 به نفع علیه تایید شده ، با 60 abstentions ، به شرح زیر است :

کشورهای موافق قطعنامه

به نفع : آلبانی ، آندورا ، آرژانتین ، استرالیا ، اتریش ، باهاما ، بلژیک ، بلیز ، بوسنی و
هرزگوین ، بوتسوانا ، بلغارستان ، کانادا ، شیلی ، کاستاریکا ، کرواسی ، قبرس ، جمهوری چک ،
دانمارک ، السالوادور ، استونی ، فیجی ، فنلاند ، فرانسه ، آلمان ، یونان ، هندوراس ، مجارستان ،
ایسلند ، اسرائیل ، ایتالیا ، ژاپن ، کیریباتی ، لتونی ، لیبریا ، لیختن اشتاین ، لیتوانی ، لوکزامبورگ ،
مالت ، جزایر مارشال ، مکزیک ، میکرونزی (ایالات فدرال) ، موناکو ، مونتهنگرو ، نائورو ،
هلند ، زلاند نو ، نروژ ، پالائو ، پاناما ، پرو ، لهستان ، پرتغال ، جمهوری مولداوی ،
رومانی ، سنت لوسیا ، ساموآ ، سن مارینو ، اسلواکی ، اسلوونی ، اسپانیا ، سوئد ، سوئیس ،
از جمهوری یوگسلاوی سابق مقدونیه ، جزایر تیمور ، تونگا ، تووالو ، اوکراین ، انگلستان ،
ایالات متحده ، وانواتو.


کشورهای مخالف قطعنامه
علیه : افغانستان ، الجزایر ، ارمنستان ، آذربایجان ، بحرین ، بنگلادش ، بلاروس ، چین ، کومور ،
کوبا ، جمهوری دموکراتیک خلق کره ، مصر ، اریتره ، گامبیا ، گینه ، گینه بیسائو ،
هند ، اندونزی ، ایران ، قزاقستان ، کویت ، قرقیزستان ، لبنان ، لیبی ، مالاوی ، مالزی ،
موریتانی ، میانمار ، نیکاراگوئه ، نیجریه ، عمان ، پاکستان ، قطر ، فدراسیون روسیه ، عربستان سعودی ،
سنگال ، صربستان ، سومالی ، آفریقای جنوبی ، سریلانکا ، سودان ، سوریه ، تاجیکستان ، توگو ، تونس ،
ترکمنستان ، ازبکستان ، ونزوئلا ، ویتنام ، یمن ، زیمبابوه.

کشورهای ممتنع

امتناع کردن : آنگولا ، آنتیگوا و باربودا ، باربادوس ، بنین ، بوتان ، بولیوی ، برزیل ، برونئی
دارالسلام ، بورکینا فاسو ، بروندی ، کامرون ، کیپ ورد ، جمهوری آفریقای مرکزی ، چاد ،
کلمبیا ، کنگو ، ساحل عاج ، دومینیکا ، جمهوری دومینیکن ، اکوادور ، گینه ،
اتیوپی ، گرجستان ، غنا ، گرانادا ، گواتمالا ، گویان ، هائیتی ، ایرلند ، جامائیکا ، اردن ، کنیا ، Lao
جمهوری دموکراتیک خلق ، لسوتو ، مالی ، موریس ، مغولستان ، موزامبیک ، نامیبیا ، نپال ،
نیجریه ، پاپوآ گینه نو ، پاراگوئه ، فیلیپین ، جمهوری کره ، رواندا ، سنت کیتس و
نویس ، سنت وینسنت و گرنادین ، سائو تومه و پرنسیپ ، سنگاپور ، جزایر سلیمان ،
سورینام ، سوازیلند ، تایلند ، ترینیداد و توباگو ، اوگاندا ، امارات متحده عربی ، جمهوری متحده
تانزانیا ، اروگوئه ، زامبیا.

کشورهای غایب در رای گیری

غایب : کامبوج ، جمهوری دموکراتیک کنگو ، جیبوتی ، گابن ، عراق ، ماداگاسکار ، مالدیو ،
مراکش ، سیشل ، سیرالئون ، ترکیه.

منبع لیست کشورها : اداره اطلاعات همگانی / شصت و سوم مجمع عمومی

کمیته سوم