Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

تفسیر سیاسی هفته نوشتۀ: منشه امیر


جام زهرهای دیگری که در راه است
ظاهراً دو طرف ابراز خوش بینی می کنند که گفتگوهای اتمی در ژنو ممکن است سرآغاز یک دگرگونی سازنده باشد و جامعه جهانی بتواند با برنامه های اتمی حکومت ایران کنار آید و رژیم اسلامی همه تضمین های لازم را بدهد که قصد تولید بمب هسته ای ندارد و متقابلاً انتظار داشته باشد که تحریم های برچیده شود.


همۀ این ارزیابی ها اماها و اگرهای بسیار دارد. زیرا به همان اندازه که جامعه جهانی می گوید به بهره گیری ایران از انرژی صلح آمیز اتمی کوچکترین اعتراضی ندارد و آن را حق مردم ایران می داند، در مقابل با قاطعیت می گوید که رژیم ایران باید با اقدامات عملی دنیا را مطمئن سازد که قصد ساخت بمب هسته ای ندارد و موشک هائی که تولید کرده به کلاهک اتمی مجهز نخواهد شد و رژیم ایران مرگ هیچ کشوری را طلب نخواهد کرد.
این، طرفِ خوش بینانۀ ارزیابی است. ولی آن روی سکه آن است که در گفتگوهای ژنو هیچ پیشرفتی به دست نیامده و برنامه ای که رژیم ایران ارائه کرده، چیزی نیست که بتواند به کمترین بخش از انتظارات جهانی پاسخ دهد و از این رو تحریم ها برداشته نخواهد شد و بحران اقتصادی رژیم ایران برطرف نخواهد گردید و مشکلات همچنان بر ملت و دولت ایران سنگینی خواهد کرد، تا روزی که سران رژیم حکومت خود را در آستانه سقوط ببینند و به وصیت خمینی گردن نهند که برای حلظ موجودیت حکومت اسلامی، باید اسلام را نیز موقتاً تعطیل کرد و انجام فرانض دینی را هم متوقف ساخت و جام زهر را نیز سرکشید.
ولی جنگ ایران و عراق تنها موردی در این سی و چند سال نبود که رهبر حکومت را ناچار به نوشیدن جام زهر کرد – و هستند تحلیلگرانی که بعید نمی دانند نوشیدن جام زهر دیگری در راه است – و این برخلاف همه ارزیابی های خوش بینانه ای که برخی جوانب ذینفع، به خاطر حفظ منافع خود عنوان می کنند.
نگاهی به زندگی حکومت اسلامی در ایران نشان می دهد که نه فقط در جنگ هشت ساله با عراق شکست خوردند و امیدهایشان عملی نشد، بلکه در طول سه دهه و بیشتر در اجرای دیگر هدف های راهبردی خود نیز ناکام ماندند.
شاید می توانستیم شانه بالا اندازیم و بگوئیم که "نوش جانشان که شکست خوردند". ولی زیان اصلی این شکست متوجه ملت ایران شده است که بابت هر یک از آن ها بهای کلانی پرداخته و هنوز هم باید بپردازد.
ایران یک سرزمین بزرگ و یک کشور بسیار غنی است. در ظرف هشت سال بیش از هفتصد میلیارد دلار درآمد نفت داشته، از ذخیره های بسیار کلان گاز برخوردار است که ایران را در ردیف نخست جهان قرار می دهد. مس و آهن و فلزات دیگر هم دارد.
انتظار می رفت که ایرانی از این همه نعمت های خداداد برخوردار گردد؛ و اگر این ثروت بزرگ در راه تامین رفاه او به کار می رفت، امروز یکی از خوشبخت ترین ملت های جهان بود. ولی سران حکومت، در راه اجرای هدف های جاه طلبانه خویش، که همگی نقش بر آب شده، ثروت ملی ایران را به هدر داده و می دهند.
حکومت ایران باید یک جام زهر بزرگ دیگر هم بنوشد، زیرا آرزوی رژیم در به دست گرفتن رهبری جهان  اسلام به سنگ خورده و شدیداً ناکام مانده – و این شکست میلیاردها دلار برای ملت ایران هزینه داشته است.
روزی که حکومت را از دست مردم ایران دزدیدند و خود قدرت را به دست گرفتند، ادعایشان آن بود که نیامده اند بهای هندوانه را ارزان کنند، بلکه رسالت خود را در مسلط ساختن مذهب شیعه بر دین اسلام و به دست گرفتن رهبری مسلمانان جهان را می دانند. در راستای این آرزوی خام بود که حتی گفتند می توان نام خلیج همیشه فارس را به خلیج اسلامی مبدل ساخت که نه مال ایران باشد و نه اعراب، بلکه متعلق به همه مسلمانان جهان باشد.
با گذشت چند دهه از آن روزها و با آن که ده ها میلیارد دلار پول مردم ایران را در راه انجام توطئه ها و فتنه ها به هدر داده اند، حتی یک کشور دیگر در جهان اسلام حاضر نشده است همراه آنان شود و دست یاری بدهد.
مردم بحرین از رژیم ایران نفرت دارند – زیرا شیعیان را به تحریک وا می دارد. در عراق، گروه های آدم کش اهل تسنن برای جلوگیری از استقرار دولت شیعه بغداد، مرتبا بمب منفجر می کنند و آدم می کشند، در مصر هشدار داده اند که اگر افراد شیعه ایرانی به خاک آن کشور وارد شوند، پایشان را قلم خواهند کرد. در لبنان، حزب الله به یک عامل منفور مبدل می شود که مرتباً در محله شیعه نشین الضاحیه در جنوب بیروت که پایگاه اصلی حزب الله است، بمب منفجر می گردد. در پاکستان و افغانستان و اندونزی و مالزی و کشورهای مسلمان دیگر به حکومت ایران دهن کجی می کنند و آن را قبول ندارند.
شیخ یوسف القرضاوی رهبر روحانی اهل تسنن فتوا می دهد که شیعیان بدترین انسان ها و مهدورالدم هستند و این قضاوت از زبان ابومصعب الزرقاوی ملعون معدوم در عراق نیز بازگو شده بود.
علی حسینی خامنه ای ادعا کرده بود که او رهبر مسلمانان جهان و مرجع تقلید آنان است! هیچ کس این ادعای او را نپذیرفت و حتی در داخل ایران کمتر کسی او را به عنوان یک مجتهد می پذیرد.
کاسه زهر را سربکشند – زیرا در جهان اسلام شکست خوردند و کسی آنان را قبول ندارد. نه تنها قبول ندارد، بلکه همین هفته ها و ماه ها ممکن است یگانه پایگاه باقی مانده در خارج از ایران را که همانا حکومت علوی بشار اسد در سوریه است نیز از دست بدهند.
کاسه زهر آماده است!
احمدی نژاد آمد و دو ادعای بزرگ عنوان کرد. نخست گفت که تحریم های هیچ تاثیری بر اقتصاد حکومت ندارد و با دهن دریدگی گفت "آنقدر قطعنامه صادر کنند تا قطعنامه‌دانشان پاره شود". ولی تحریم های چنان بر رژیم و اقتصاد آن تاثیر گذار بوده و چنان درآمد حکومت را به صفر نزدیک می کند، که اکنون خودشان اعتراف می کنند که حتی برای پرداخت یارانه های نقدی، پولی در صندوقشان باقی نمانده است.
جام زهر را سر بکشند!
احمدی نژاد گفته بود که رژیم ایران آن قدر در مدیریت کشوری استاد است که باید رهبری جهان را به دست بگیرد. او گفته بود که مهندس است و به مشاور اقتصادی نیاز ندارد – زیرا می تواند بهترین اقتصادهای دنیا را در ایران برقرار سازد. این به آن نشانی که بهای یک کیلو مرغ به پانزده هزار تومان رسیده و فقر بیداد می کند و فحشا جشن گرفته و محنت و ذلت بر همه جا سایه افکن شده است.
بروند و جام زهر را سر بکشند!
این شکست را نباید تنها به حساب محمود احمدی نژاد نوشت – زیرا کل حکومت گناهکار است و خامنه ای بود که دستور داد احمدی نژاد را دوباره رئیس جمهوری اعلام کنند و خامنه ای بود که در برابر احمدی نژاد سکوت کرد و امکان داد که او همچنان یکه تاز میدان باشد.
اکنون سه دهه و بیشتر است که ادعا می کنند برای اعتلای اسلام و به خاطر آن که رهبری مسلمانان را به دست بگیرند، باید در زمینه های علمی نیز پیشرو باشند و دانش را در ایران پیش ببرند، که به گفته آن دانش اتمی مهمترین است. ایرانی در گذشته از پیشگامان علم بوده و دانشمندان بزرگی به جهان عرضه کرده است – و چرا دوباره به آن مقام والا نرسد!
ولی همه بودجه هائی را که می شد صرف تربیت دانشمندان کرد، به برنامه های هسته ای و ساخت موشک اختصاص دادند و تنها در این زمینه ها دانشمند و مهندس تربیت کردند – و این در حالی که زیرساخت صنعتی و فنی ایران کاملاً خالی است و بی آن نمی توان به هیچ دستاورد واقعی رسید.
امروز در همان حال که دانشمندان اسرائیلی جوائز علمی نوبل را دریافت می کنند، دانشمندان در ایران سرکوب می شوند و از اساسی ترین حقوق خود محروم هستند. به آنان اجازه آزادی علمی داده نمی شود و اگر زبان به اعتراض بگشایند، به زندان می افتند و یا به ناچار ترک وطن می کنند.
ایران امروز جز اتم و موشک هیچ صنعت دیگری ندارد و از کاروان پیشرفت انسانی به دور مانده و ایرانی حتی ناچار می شود بیل و کفن را هم از چین وارد کند.
بروند و یک جام زهر دیگر هم سر بکشند!
ولی از همه گران تر و خطرناک تر و پرهزینه تر، برنامه های اتمی رژیم است که تصور می کند با پنهان کاری و فریب و خدعه خواهد توانست به بمب هسته ای برسد و ملت ایران را به گروگان بگیرد و دنیا را از دخالت و اظهار نظر پیرامون پایمال سازی حقوق انسانی در ایران به هراساند.
ادعا کرده و می کنند که غنی سازی اورانیوم را برای تامین سوخت اتمی می خواهند. در شرائطی که کشورهای پیشرفته جهان یکی پس از دیگری نیروگاه های اتمی را به علت خطراتی که دارد تعطیل می کنند، و در خود ایران نیز تکمیل و راه اندازی نیروگاه بوشهر بیست سال طول کشیده و معلوم نیست چه هنگام واقعا به کار خواهد افتاد، ایران به اورانیوم 5ر3 درصدی چه نیازی دارد؟ اورانیوم 20 درصدی را برای چه می خواهد؟
مگر روسیه سوخت نیروگاه بوشهر را تامین نمی کند؟ پس چرا مرتباً به غنی سازی ادامه می دهند و حاضرند همه خطرات و همه هزینه های سنگین تولید آن را همچنان تحمل کنند؟
نود کشور در جهان وجود دارند که نیروگاه اتمی برپا ساخته اند، ولی خود غنی سازی نمی کنند – زیرا سوخت را به بهای ارزان تری از خارج می خرند. از اندونزی مسلمان در شرق تا کشور کوچک هلند در غرب، هیچ یک دستگاه غنی سازی برپا نکرده است. رژیم ایران آن را برای چه می خواهد؟
اگر ادعا می کنند که قصدشان تولید سوخت اتمی برای نیروگاه هائی است که ندارند، پس چرا کوره آب سنگین اراک را برپا کرده اند که پلوتونیوم تولیدی در آن، مستقیماً برای ساخت بمب هسته ای است؟
تصور می کنند که جهان نادان است. بر این خیال خام هستند که دنیا را برای همیشه می توانند فریب دهند. ولی دیر نیست آن روزی که ناچار شوند یک جام زهر دیگر نیز آماده سازند که آن جام زهر اتمی خواهد بود!
اورشلیم، شنبه 27 مهرماه 1392 – 19 اکتبر 2013

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر