Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۲ آبان ۲۷, دوشنبه

لزوم حمایت همه‌ جانبه‌ از تشکیل حکومت موقت خودمختار کوردستان سوریه‌


لزوم حمایت همه‌ جانبه‌ از تشکیل حکومت موقت خودمختار کوردستان سوریه‌

روز 12 نوامبر، ملت کورد در غرب کودرستان (سوریه‌) پس از چند ورز بحث و تبادل نظر،رسما حکومت موقت خودگردان خود را اعلام کرد.سوای دیدگاه‌ ها و مواضع له‌ وعلیه‌ این اعلام حکومت موقت،بایستی آنرا به‌ مثابه‌ی گامی مهم در امر تحقق یک آرمان ملی قلمداد کرد.


آرمان ملی به‌ دین مفهوم که‌ ملت کورد در سوریه‌ از مصائب و محنتهای بیشمار تاریخی رنج برده‌ و تنها بخش از ملت کورد بوده‌ است که‌ علیرغم شمار قابل توجه‌،از پایه‌ ایی ترین حقوق انسانی محروم بوده‌ است.
ملت کورد در سوریه‌،به‌ مدت بیش از چهل سال توسط دولت خاندان اسد نه‌ تنها از هویت ملی خود تهی شده‌  بودند،بلکه‌ بر اساس آماری که‌ 3 سال پیش دولت سوریه‌ رسما اعلام کرد،بیش از 250 هزار کورد حتی از داشتن کارت شناسایی  سوریه‌ایی محروم بودند که‌ در نتیجه‌ی این سیاست ضد کوردی ، انکار هویت ملی،داشتن ملک و خانه‌ در سوریه‌ برای کوردها یک جرم بود. خاندان اسد از این فراتر رفته‌ و همکاری یک عرب سوریه‌ ایی با یک کورد را نیز جرم محسوب می کرد،به‌ نحوی که‌ فرد عرب یاری دهنده‌ یا فروشنده‌ به‌ یک کورد،با خطر دستگیری و مصادره‌ اموال مواجه‌ می شد.
کوردهای سوریه‌ اولین قربانیان سرکوب رژیم حافظ اسد پدر بودند که‌ در جریان قیام مردم حسکه‌ و قامیشلو،صدها تن از مردم کورد توسط نیروهای سرکوبگر رژیم کشته‌ و هزاران تن دیگر دستگیر شدند .
اینکه‌ جرقه‌ی انقلاب سراسری د رسوریه‌  2 سال و  اندی پیش  در “درعا” یکی از شهرهای سوریه‌ زده‌ شد،کاملا قلب تاریخ مبارزات مردم سوریه‌ است، بیش از شاید چهل سال پیش ،مردم سوریه‌ یکبار دگر نارضایتی خود را  از رژیم خاندان اسد ابراز کرده‌ بودند که‌ با هجوم وحشاینه‌ی اسد پدر  و با استفاده‌ از نیروی هوایی،  زمینی و محاصره‌  اقتصادی سراسری شهر “درعا” روبرو شده‌ بیش از 40 هزار تن  از مردم سوریه‌ را به‌ قتل رسیدند. اما آنچه‌ که‌ به‌ ملت کورد در سوریه‌ و تداوم آن تابه‌  امروز بر می گردد، از هر فرصتی استفاده‌ کرده‌ و نارضایتی ملی و اجتماعی خود را نسبت به‌ سیاستهای رژیم اسد پنهان نکرده‌ اند.  همانطور که‌ در سطور فوق( قیام نوروزی  شهرهای حسکه‌ و قامیشلو)  به‌ آن اشاره‌ شد،این کوردها بودند که‌ در نوروز سال قبل از قیام مردم “درعا” در دو سال پیش  با روشن کردن آتش نوروزی و تحریق تصاویر خاندان اسد،عملا وارد عرصه‌ی مبارزه‌ی ضد رژیم اسد شدند که‌ در آن  خواهان پاسخ گویی به‌ مطالبات بر حق خو دبودند.این تظاهرات نیز با سرکوب گسترده‌ی نیروی حکومتی اسد به‌ خاک وخون کشیده‌  شد.
سئوالی که‌ از “ائتلاف ملی مخالفان اسد در تبعید” می شود،این است که‌ چرا در جریان قیام نوروزی چهار سال پیش کوردها ی سوریه‌ ،وحشیگری رژیم اسد را محکوم نکردند؟ مگر آن زمان تشکیل دهندگان همین ائتلاف در کشورهای غربی نبودند و از آزادی بیان برخوردار نبودند؟
چرا دولت ترکیه‌ که‌ این روزها اشک تمساح برای ملت سوریه‌ می ریزد،مقامات خود را یک بعد از دیگری به‌ دمشق فرستاد و از حکومت اسد پدر  بابت اخراج عبدلله‌ اج آلان تشکر کرد و حتی کمکهای اقتصادی و لجستیکی زیادی در اختیار خاندان اسد گذاشت تا پایه‌های حکومت لرزان خود مستحکم کند؟
این فرضیه‌ که‌ حزب اتحاد دمکراتیک کوردستان و گروه‌ های دیگر کوردی در غرب کوردستان در تبانی با رژیم اسد،مناطق کوردی را ا نیروهای اسد تحویل گرفته‌ اند،چه‌ ضرری برای ملت کورد دارد که‌ با آن مخالفت کرد؟
مگر نه‌ اینکه‌ هدف از یک انقلاب مردمی ،تحقق یک آرمان ملی – و هدف یک جریان سیاسی ایجاد تشکلی سیاسی یا اجتماعی در جهت کسب آن آرمان با کمترین خون ریزی و بیشترن راندمان سیاسی در جهت آزادی،رفاه‌ اجتماعی و برابری حقوق انسانها است؟
استفاده‌ احزاب و سازمانهای کوردستانی در سوریه‌ از فرمول “دشمن دشمن من،دوست من” است در این زمینه‌ کاملا صدق می کند.
بسا بیشتر از همه‌ دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی در سوریه‌،بایستی به‌ مقوله‌ی دستآوردهای استراتژیک درمبازره‌ ملت کورد در سوریه‌ بنگریم.
ما به‌ خوبی به‌ مسئله‌ی غامض شهرهای  نفت خیز کرکوک و خانه‌ قین در کوردستان عراق واقف هستیم ،مسئله‌ایی که‌ پس از 10 سال از تغییر رژیم در عراق هنوز به‌ حالت عادی خود که‌ در یک قرارداد بین احزاب کوردی و دولت عراق امضاء شده‌ بود و قرار بود که‌ در قالب ماده‌ی 140 قانون اساسی عراق و در  یک رفراندوم به‌ منطقه‌ی خودمختار اقیم کوردستان بازگردانده‌ شودباز نگشته‌ است.
نیروهای حزب اتحاد دمکراتیک کوردستان معروف به‌ واحدهای حفاظت از خلق” ی پ گ ” که‌ تعداد آنها بالغ بر 30 هزار رزمنده‌ تخمین زده‌ می شود،توانسته‌ اند در مدت کوتاهی بخشهایی بزرگی از اراضی کوردستان را بازتسخیر کرده‌ و همزمان با نیروهای بنیادگرای اسلامی و جهادی و تکفیری  که‌ در پی تاسیس حکومت شرعی با قوانین ارتجاعی اسلامی هستند،به‌ ستیز بپردازند .
و ضربات کوبنده‌یی بر آنها وارد کرده‌ از اراضی کوردستان بیرون راند.
واحدهای حفاظت از خلق،در یک عملیات مهم نظامی شهر پترول استراتژیک ” تل کوچر” را از دست گروه‌های تروریست که‌ از جانب دولت ترکیه‌ حمایت می شوند،آزاد کرد.برخی آزادسازی این شهر مهم را همکاری نیروهای اسد با واحدهای حفاظت از خلق می دانند.اگر چنانچه‌ این ادعا درست باشد،چه‌ ضرری برای ملت کورد در سوریه‌ دارد؟ . برعکس هیاهوی موجود،آزادسازی این شهر ژئو استراتژیک توسط  واحدهای حفاظت از خلق،قدرت گفتگو و چانه‌ زنی اپوزیسیون کوردستان سوریه‌ در روند تشکیل حکومت موقت و انتقالی مخالفان را تقویت می کند
اگر اینها دستاورد ملی نیستند،پس راه‌ حل آنانی که‌ در پی تخریب این مکاسب ملی هستند،چیست؟
برای مقایسه‌ نسبی وضعیت فعلی در سوریه‌ و نقش نیروهای حفاظت از خلق،بایستی به‌ “بلندیهای گولان” که‌ تحت سیطره‌ی ارتش اسرائیل است،بنگریم. اسرائیل با حفظ تسلط بر این بلندیها توانسته‌ است بیش از 40 سال موجودیت سیاسی و ارضی خود در برابر سوریه‌ را حفظ کند.
در مقیاس کوردستانی،لازم است به‌  شرائط زمان شکست ارتش صدام حسین در جنگ کویت بعد از جنگ  اول خلیج فارس اشاره‌ کنیم.در آن زمان ارتش عراق پس رانده‌ شدن از کویت و تارومار شدن ماشین جنگی آن توسط ارتش متفقین،دیوار حائل 32 درجه‌ در کوردستان عراق برای حفاظت از ملت کورد در برابر یورش احتمالی تتمه‌ی ارتش عراق  ایجاد شد .احزاب کوردستانی حاکم اتحادیه‌ میهنی و حزب دمکرات کوردستان،به‌ بغداد رفته‌ و با صدام حسین حاکم وقت عراق ملاقات کردند .در آن ملاقات احزاب کوردستانی تشکیل دهنده‌ی حکومت اقلیم کوردستان برای یافتن یک راه‌ حل مناسب برای ملت کورد در عراق ،حاضر به‌ دادن امتیاز بودند که‌ در زمان خود گامی درست و منطقی به‌ نظر می رسید.
وضعیت و شرائط کنونی در سوریه‌ بغرنجتر از شرائط آن زمان عراق است،از یک سو نیروهای ائتلاف مخالف رژیم اسد  هنوز با مقوله‌ی حقوق اقلیتها و اقوام ساکن سوریه‌ بویژه‌ ملت کورد  به‌ یک تفاهم مرضی الطرفین نرسیده‌ ند و این عدم شفافیت و عدم وضوح در مواضع از سوی نیروهای مخالف اسد،باعث شده‌ است که‌ ملت کورد برای تثبیت جایگاه‌ بر حق خود و تحمیل خواسته‌های ملی،به‌ بسیج نیرویای مردمی خود  و انسجام مبارزاتی دست بزند که‌ امروزه‌ در تشکلهای سیاسی و نظامی موجود با محوریت حزب اتحاد دمکراتیک کوردستان و نیروی حفاظت از خلق،خلاصه‌ می شود.
سازمان دمکراتیک یارسان از تجربه‌ی گرانبهایی در برخورد با  مسائل ملی و دفاع از آنها  برخوردار است . آنطور که‌ همه‌ مردم کوردستان و ایران آگاه‌ هستند، سازمان دمکراتیک یارسان که‌ خود از بانیان و موسسین “شورای ملی” که‌ بعدها به‌ بیراهه‌ کشیده‌ شد،بود و نقطه‌ نظرات پیرامون حق تعیین سرنوشت و مناطق حکومت ایالتی و  اداره‌ی مستقل محلی را  در منشور “شواری ملی” گنجاند و اكثریت نیروهای طرفدار سیستم حکومت غیر متمرکز به‌ آن رای مثب داند ،اما در لحظه‌ی تصویب مواد مورد توافق  در جلسات مجمع موسسان ،نیروهای شوونیست و مرکزگرای غیر منطقی ،با آن به‌ مخالفت برخاسته‌ و راه‌ همزیستی مسالمت آمیز را در مراحل ماق بال از تغییر رژیم بستند. نتیجه‌ اینکه‌،سازمان دمکراتیک یارسان عضویت خود از “شورای ملی” و التزام به‌ همه‌ بندهای آنرا کنسل کرد و این شورا  به‌ صورت پراتیک موجودیت خود را از دست داد. سازمان دمکراتیک یارسان با مخالفت با هرگونه‌ ” وعده‌ی پس از” نمی توانست قانع شود و حاضر به‌ عدول از آرمان ملی مصوب سازمان خود نبود. بر پایه‌ی همین منطق ، عدم اعتماد احزاب کوردستان سوریه‌ نسبت به‌ ائتلاف ملی مخالفان اسد را کاملا درک می کند.
سازمان دمکراتیک یارسان با اعتقاد عمیق  بر حق تعیین سرنوشت،از مبارزات ملی دمکراتیک خلق کورد در سوریه‌ حمایت می کند و پشتیبانی و همبستگی با این بخش از کوردستان با همه‌ی کاستیهایش، یک وظیفه‌ی ملی،اخلاقی و انسانی هر کوردی  می داند.
هرگونه‌ اما و اگر در پوشش ملاحظات مالی،استقراری،منطقه‌ایی و لجستیکی ،دهن کجی آشکار به‌ اراده‌ی مصمم خلق کورد در سوریه‌ برای کسب آزادی است .عدول از این وظیفه‌ی ملی و آرمانی و عدم حمایت از مبارزات کوردستان سوریه‌،بازتاب دهنده‌ی عدم وجود استقلال سیاسی وتشکیلاتی احزاب و سازمانهای کوردستانی  است.
سازمان دمکراتیک یارسان
کمیتە مرکزی
17.11.2013

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر