Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۳ مرداد ۹, پنجشنبه

رژیم آخوندی و پس مانده هایش (۱) - علیرضا یعقوبی



رژیم آخوندی و پس مانده هایش (۱) - علیرضا یعقوبی

پس از اعدام مظلومانه مجاهد شهید غلامرضا خسروی که موجی از همدلی ها با آرمان او یعنی سرنگونی رژیم آخوندی بعنوان یگانه راه حل برون رفت از شرایط موجود را از زندانهای رژیم تا اقصی نقاط ایران و جهان برانگیخت و نمونه ای از آن را در مراسم ویلپنت امسال شاهد بودیم، انتظار آن بود که رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران در منتهای حضیض ورشکستگی و ذلت برای ابراز وجود هم که شده در داخل چنگ و دندانی نشان دهد و در خارج هم آلت فعل ها و دستها و مهره های دست آموزش را به صحنه گسیل دارد. 

جواب خود را در داخل با حکم اعدام زندانی سیاسی مقاوم «ارژنگ داودی» به اتهام «هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران» گرفتیم. مانده بود خارج از کشور که نکند بنوعی عوامل مزدور نم کشیده و یا واداده اند. انتظار طولانی نشد که قرعه به نام مزدور خودشیفته افتاد که بازهم با بیش از ۲۰۰ صفحه مطلب وارد صحنه شد تا از آستین شعبده به اصطلاح فیلی هوا کند. 

دیدیم که گمانمان از نم کشیدن و وادادگی مهره های دست آموز رژیم، سراپا اشتباه بود. از قضا هیچگونه فرصت سوزی هم صورت نگرفته بود و دقیقا بعد از اعدام مجاهد شهید غلامرضا خسروی سفارش نگارش چنین مطلبی با سر خط های لازم داده شده بود و مزدور خودشیفته سر از پا نشناخته از اینکه هنوز تاریخ مصرفش به پایان نرسیده است، دست به کار شده و چنان ابداعی هم کرده که خود ارباب هم دست به دهان مانده است. بهرحال نوشتن اینهمه مطلب و ارسال آن برای مراجع ذیصلاح برای تصحیح و ویراستاری و ویراش و سپس چاپ آن نیازمند زمانی بوده است که با در نظر گرفتن مجموع این مراحل از قضا سرعت انجام کار چه از سوی نویسنده مطلب و چه مراجع سفارش دهنده و پیگیر بسیار هم بالا بوده است.

تنها سؤالی که برای نگارنده باقی مانده است این است که چرا عمله استبداد بعد از اینکه به ابزاری در خدمت فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران و در دست وزارت اطلاعات بدنام ان تبدیل می شوند، بیکباره به «رونشناس» و «روانکاو» حاذق و برجسته ای تبدیل می شوند که همچون مزدور مصداقی به «واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی» (۱) مشغول می شوند. نکند تغییرات کیفی در رفتار و کردار این افراد چنان آنها را به تعجب و شگفتی واداشته که به کتابهای «روانشناسی» پناه برده تا دلایل اینهمه تغییر و تحول در روحیات و اخلاق و کردار و رفتار خود را «واکاوی» کنند و در آینه خود را در شکل «مسعود رجوی» می بینند؟!. 

بهرحال ۲۰۰ و اندی صفحه سیاه شده است که شاید غباری از آن بر دامن مجاهدین و رهبری آن بچسبد فارغ از آنکه روسیاهی ابدی در طول تاریخ بشری همواره از آنک سانی بوده است که سعی کرده اند چهره مصلحان و پیشگامان مبارزه بشر علیه استبداد و جور و خودکامگی را چه در جنبش های که منشا الهی داشته و برخوردار از وحی منزل بوده و چه انقلابهایی که بدست صالحان هدایت شده است را مخدوش ساخته و بقول معروف سنگی لای چرخ حرکت تاریخ بیندازند. 

تاریخ بشر مشحون از تلاش های عبث و بیهوده ای است که توسط بازماندگان از مسیر مبارزه و پس ماندگان ارتجاع و جهل و جنایت به جد پیگیری شده و اینگونه تلاشهای مذبوحانه علیرغم محکومیت تاریخی و روسیاهی ابدی طراحان و عمله استبداد و خودکامگی، کماکان ادامه داشته و مسلما تا رهایی نهایی فرزند انسان از قید استثمار و خودبیگانگی و تحقق صلح و آزادی و رستگاری ابدی بعنوان بخشی لاینفک از یک جنگ تمام عیارعوامل ضد تکاملی علیه رهایی و تکامل بشری بصورت «جنگ روانی» ادامه داشته و خواهد داشت. 

کافی است نظری به جنبش های الهی و بشری بیندازیم همواره «جنگ روانی» بخشی لاینفک از یک «جنگ تمام عیار» علیه پیشگامان رهایی توسط عوامل بازدارنده برای خرید زمان و ادامه بقای نیروهای میرا و رو به زوال ادامه داشته و بالاخص در عصر انفجار اطلاعات و انقلاب انفورماتیک در شکلی پیچیده دنبال شده و می شود.

هوشمندی بشر و بکارگیری آن توسط عوامل ضدتکاملی و ضد ارزشهای انسانی در مسیر تخریب چهره پیشتازان و عناصر و عواملی که ارابه تکامل بر روی شانه های آنها مسیر پرسنگلاخ کنده شدن از دنیای جهل و بندگی بسوی آگاهی و آزادی را تا به امروز طی کرده است، مبنا و زمینه ساز چنین جنگ روانی بوده است. 

تاریخ با گذشت زمان و گذار از هر مرحله، قضاوت نهایی خود را درباره پیامبران و مصلحان و انقلابیون پیشتاز کرده است. بدنامی و طعن و لعن ابدی نصیب مزدوران و قلم بدستان و عواملی شده است که سعی بر سیاه نمایی و ایجاد وهن و توهم علیه پیشتازان مبارزه و رهایی کرده اند. اگر در طول تاریخ غباری بر چهره پیامبران و انقلابیونی همچون زاپاتا و مارکس و گاندی و ماندلا و چه گوارا و ... نشست مسلما مجاهدین و رهبری آنها هم نصیبی از آن خواهند برد اما اگر آن چهره های ماندگار، رستگاران تاریخ شدند مسلما مجاهدین و رهبری آنها هم در پس تمامی این دریوزگی ها و در پی تمامی این توطئه ها و در فردای سرنگونی محتوم این رژیم سربلند و فارغ البال از تمامی ابتلائات و آزمایش ها بیرون خواهند آمد. 

در تاریخ معاصر ایران مگر کم اتهام به انقلابیون و پیشتازان مبارزه وارد آمد؟. از ستارخان و باقر خان و کوچک خان تا مصدق و دکتر فاطمی تا خرابکار خواندن انقلابیون توسط ساواک و کشف خانه های تیمی با قرص ضد بارداری و دهها اتهام ریز و درشت دیگر. براستی کدام اینها توانست بیش از زمان معین و مشخص کاربردی داشته باشد؟. حقیقت نور خورشید همه آنها را سوزاند و توطئه گران را بور و مات و منکوب و ابتر و بدون دنباله برجای گذاشت و انقلابیون رستند و رستگار شدند و در تاریخ جاودانه گشتند. 

نه اینکه در جریان این یا آن حرکت اجتماعی و انقلابی اشتباه و خطایی سر نزده باشد، نه اینکه همه چیز مطابق میل و سلیقه انبیا و انقلابیون پیش رفته باشد اما آنچه که معیار قضاوت تاریخ قرار گرفته همانا پاکبازی، شجاعت و صداقت آن پیشتازان بوده است. در دنیای مادی انسان در معرض آزمایش و در معرض خطا و اشتباه هستند. خداوند انسان را در خسر و زیان می بیند الا اینکه ایمان آورده و عمل صالح پیشه کند و توصیه به حق و مبارزه در مسیر آن و سفارش به صبر و شکیبایی در پیچ و خم مبارزه کند (۱). 

خطا و اشتباه زاده حرکت و تلاش و جمعبندی از آنها زمینه ساز پیشرفت و ترقی است. کدام جنبش را در تاریخ سراغ داریم که از آزمایش و خطا بری بوده باشد؟. چه جنبشهای الهی و چه آنهایی که منشأ انسانی داشته اند. از حضرت آدم تا آخرین فرستاده خدا. بنا به تعاریف موجود اصلا انسان در خطا و اشتباه بود که از بهشت خدا رانده شد. 

در جنبش های مردمی مگر دکتر مصدق آن یگانه دولتمرد دمکرات ایرانزمین متهم به یکدندگی و لجاجت و خودکامگی نشد؟. مگر زمانی که تصمیم گرفت انحلال مجلس را به آرای عمومی بگذارد توسط عوامل استبداد و ارتجاع متهم به دیکتاتوری نشد؟. 

نگارنده با این گفتگو می خواهد پنجره ای بگشاید بر آنچه که در تاریخ معاصر ایران از انقلاب ۵۷ تا به امروز گذشته است. از جنگ روانی دشمن و راهی که تا به امروز طی شده است فارغ از هرگونه پیشداوری. قضاوت در نهایت از آن خلق قهرمان ایران و مبارزان و آزادیخواهان خواهد بود.

آیا تلاش امثال مصداقی خودبخودی و بدون عقبه و خودجوش است یا آنکه از مبانی استواری بعنوان بخشی از «جنگ روانی» دشمن ضد بشری محسوب می شود؟. 

با نگارنده در این بحث همراه باشید و او را راهنمایی کنید!.

پاورقی: 

۱- نام کتابی که ایرج مصداقی به نیابت از وزارت اطلاعات آخوندی بیرون داده است.

۲- قرآن، سوره والعصر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر