Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۱ شهریور ۴, شنبه

حکومت اسلامی، ملت ایران و سرزمین آنان را به خطر انداخته است


تفسیر سیاسی هفته 
نوشته: منشه امیر
حکومت اسلامی، ملت ایران و سرزمین آنان را 

به خطر انداخته است

منشه امیر در استودیوی پخش برنامه زنده رادیوی اسرائیل

عکس از: شبکه سی.بی.اس آمریکا
آیا در میان رهبران جهان، افرادی را فحاش تر از سران حکومت ایران دیده یا شنیده اید؟  هر اندازه موقعیت حکومتشان در داخل کشور متزلزل تر و در برون مرز لرزان تر می شود، بر هتاکی و دهن دریدگی خویش می افزایند – و بیش از هر هدف دیگر، اسرائیل و یهودیان و صیونیسم را )که جنبش خیزش ملی یهودیان پس از دو هزار سال دربدری است( نشانه گرفته اند.
احساس می کنند که تهدیدهای نظامی برای ترساندن ملت ها و دولت های جهانی کافی نیست و دشنام گویی و هرزه درایی علیه 
اسرائیل و کشورهای غربی را نیز به آن افزوده اند تا شاید اثر گذار باشد.



اسرائیل کتاب قطوری را که حاوی بخشی از سخنان یاوه گویانه سران حکومت ایران و دست اندرکاران آن علیه صیونیسم، اسرائیل و یهودیت است، به شورای امنیت سپرده که در بین اسناد رسمی خود نگاهداری کند.
هنگامی که قطر این کتاب را می ببینید، احساس آن است که هرگز هیچ دولت و حکومتی دراین ابعاد علیه اسرائیل زبان به آلودگی نگشوده است.
خامنه ای می گوید: اسرائیل کشور نیست، بلکه مجموعه ای از افراد شیاد و کلاهبردار و تبهکار و فراری است که در سرزمین متعلق به اسلام و فلسطینیان گرد آمده اند.
همه این صفات شایست خود خامنه ای است که نیازی وجود ندارد به کارنامه سیاه دوران حکومت او اشاره ای شود.
اسرائیل کانون علم و دانش و پیشرفت های پزشکی و تکنولوژی و صنعتی است – و شما رهبران حکومت دینی هستید که سرزمین باستانی ایران و گاهواره تمدن بشری را به کانون آدم کشی و صدور تروریسم و فاجعه و جنگ مبدل ساخته اید.
احمدی نژاد ناپاک، شنیع ترین افتراها را بر ملت یهود و کشور اسرائیل وارد می کند.
ادعا دارد که یهودیان بر اقتصاد دنیا و سیاست آمریکا و هنر سینما و رسانه های خبری جهان و غیره تسلط انکار ناپذیر دارند.
آن دیگری (همان آخوندی که لیاقت برده شدن نامش را نیز ندارد) ادعا کرده می گوید: زنان زیبای یهودی دستور دارند با مردان ثروتمند دنیا ازدواج کنند تا با تسلط بر ثروت آن ها اقتصاد جهان را به دست گیرند.
معاون احمدی نژاد بی شرمانه کتاب تلمود را (که مجموعه شریعت و اندیشه یهود است و چند صد سال نگارش آن ادامه داشته) وسیله قرار می دهد و ادعا می کند که "در تلمود دستور داده شده که صهیونیست ها مواد مخدر را در دنیا ترویج دهند "!!! – کتابی که 1600 سال پیش نوشته شده، که در آن دوران نه مواد مخدری وجود داشته و نه جنبش صیونیسم مطرح بوده – یک جنبش سیاسی که تنها 150 سال پیش به دنبال اوج گیری ناسیونالیسم در اروپا پا به عرصه وجود گذاشت و هدف آن رساندن ملت یهود به خودفرمانی دوباره در سرزمین پدری بود.
آن آخوند بی شرم دیگر ادعا کرده می گوید "پزشکان یهودی در هنگام کشف آمریکا دستور داشته اند سرخ پوستان را عقیم کنند که جلوی زاد و ولد آنان را بگیرند"!!!
کتاب جعلی "پروتکل مشایخ صهیون" یک صد و چند سال پیش در روسیه تزاری برای توجیه یهودی کشی انتشار یافت و حاوی مطالبی یهودستیزانه بود که کوچک ترین شباهتی به حقیقت و واقعیت نداشت. در حکومت اسلامی ایران، این کتاب بیشترین ترجمه ها و بزرگ ترین تیراژها را داشته است – و این همان کتابی است که هیتلر نیز پس از آن که به قدرت رسید وسیله قرار داد تا بعدها بتواند کشتار یهودیان را موجه جلوه دهد.
این ناانسان ها، در یهودستیزی تا آنجا پیش می روند که بارها و بارها ادعا کرده اند یهودیان کودکان خردسال غیریهودی را می کشند تا خون آنان را در نان فطیر خود بریزند – همان ملتی که خونابه گوشت، حرام ترین چیز در شریعت آنان محسوب می شود و باید گوشت را پیش از پخت در نمک بخوابانند تا خونابه آن به طور کامل دفع شود.
ولی سران رژیم ایران افراد مبتکری نیستند – بعکس، تقلید کننده هستند و هیچ یک از افتراهای آنان تازگی ندارد و در واقع نشخوار کننده همان اباطیلی می باشند که در طول دو هزار سال کشیش های مسیحی و آخوندهای مسلمان علیه یهودیان و یهودیت بر لب های ناپاک خود جاری کرده اند.
آنان قومی را که پایه گذار شریعت انسانی و یکتاپرستی بوده هدف آزار قرار دادند؛
همان قومی را که به جهانیان یاد داد پروردگار آسمانی را بستایند، از کشتار دوری جویند و عدالت را پاس دارند، تعرض نکنند، دروغ نگویند و به مال همسایه چشم طمع ندوزند.
این ارزش های اخلاقی را برای نخستین بار در تاریخ جهان، در تورات، کتاب مقدس یهودیان می خوانیم که در چند هزار سال پیش نگاشته شده – یعنی در همان دورانی که جان آدمی ارزشی نداشت و قتل و کشتار و غارت و تعرض همه سرزمین ها و جوامع بشری را فرا گرفته بود.
در آن دورانی که بردگی یکی از پیش پا افتاده ترین سنت های رایج در جهان بود، در کتاب مقدس یهود می خوانیم که فرد بیش از هفت سال نباید بندگی کند و کارفرما باید در پایان این دوره او را آزاد سازد – و اگر آن برده نخواست رها شود و ادامه بندگی را ترجیح داد، باید حلقه ای بر گوشش بیآویزند که "غلام حلقه بگوش" خوانده شود و در برابر مردمان شرمنده باشد، زیرا که نعمت آزادی را به او عطا کردند – ولی او آن را نپذیرفت.
این است اصول والای اخلاقی که یهودیت به جهان بربریت آن روز ارائه کرد.
گفتیم که افتراها و ابا طیل علیه ملت یهود و تمدن و فرهنگ باستان آن (که اصول انجیل مقدس و قرآن مجید را نیز تشکیل می دهد)، در طول دو هزار سال، و در واقع از هنگامی که مسیحیت پا به عرصه وجود گذاشت، و ششصد سال و بیست و یک سال پس از آن اسلام ظهور کرد، وجود داشته است.
ولی در هیچ دوره و زمانی تبلیغات یهودستیزانه، همانند رژیم اسلامی ایران این چنین ابعادی گسترده نداشته است.
گویی، آنانی که خود پیام آور هیچ ارزش اخلاقی نیستند و در کشور خود جنایت می کنند، وظیفه خود را در لکه دار کردن نام شریف دیگران می دانند – تا شاید تحجر وعقب ماندگی و مردم کشی خود را پنهان کنند.
حکومت اسلامی ایران برای حفظ موجودیت خود، از همان نخستین روزهایی که قدرت را به دست گرفت به دشمن تراشی پرداخت تا شاید از این طریق بتواند مردم را به دور خود گرد آورد.
سران رژیم که بی تردید می دانستند فاقد آن لیاقت و کفایت و تجربه هستند که بتوانند مشکلات اساسی مردم را حل کنند، ستیز با ایالات متحده را به راه انداختند و دستور اشغال سفارت آمریکا را دادند و پس از آن موجب به راه افتادن جنگ هشت ساله با عراق شدند و بعداً وارد معضل تولید بمب هسته ای گردیدند تا مردم ایران و دنیا را به خود مشغول دارند.
در این ستیزجویی، آن ها همیشه اسرائیل را در خط مقدم تیررس قرار داده و از تهدید و تعرض نسبت به آن دمی باز نایستاده اند.
خمینی از سال ها پیش از آن که قدرت را در ایران به دست گیرد، مسأله یهودیان و اسرائیل را به سپر بلای خود مبدل ساخت تا شاید با این دستآویز ملت ایران را بفریبد و آنان را در راه هدف های خود به کار گیرد.
نطق خمینی در مدرسه فیضیه، سال ها پیش از تغییر رژیم در ایران را همگان به یاد دارند که در آن خمینی به روابط گسترده همکاری و سازندگی بین اسرائیل و ایران اشاره کرد و سفسطه وار پرسید: «آیا مادر شاه یهودی است؟ آیا خون یهودی در رگ های شاه جاری است؟»
شوربختانه در آن هنگام گروه هائی از مردم ایران و آنانی که خود را "روشنفکر" می خوانند به این دام خمینی افتادند و به او دست یاری دادند. ولی ملت ایران خیلی زود متوجه شد که اسرائیل نه تنها دشمن نیست، بلکه می تواند بهترین دوست کشور ایران بماند.
ایرانیان در تظاهرات سه سال پیش شعاردادند "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران".
آنان ثابت کردند که از این اسرائیلی ستیزی و عرب پرستی و فلسطینی دوستی رژیم نفرت دارند.
آنان می دانند که حکومت به جای آن که به رفاه مردم برسد، توان مالی کشور را متوجه کمک به سازمان های ترور فلسطینی و عرب و ساخت بمب اتمی ساخته تا به خیال واهی خود بتواند بر منطقه و جهان مسلط شود.
سرکوبگری‌های رژیم، مردم ایران را به حضیض ذلت کشانده و فقر و بیماری و فساد و فحشاء و مواد مخدر همه جا را فرا گرفته – ولی بیم آن می رود که فاجعه آینده بسیار بزرگ تر و دردناک تر از امروز و دیروز باشد.
حکومت ایران با سرکشی و یاغیگری گستاخانه، همچنان بر سر تولید بمب هسته ای پای می فشارد و اعلام می کند که هیچ دستور بین المللی را نخواهد پذیرفت.
از سوی دیگر می بینیم که اسرائیل اعلام می کند که اتمی شدن رژیم ایران را برنخواهد تافت.
ایالات متحده می گوید که نخواهد گذاشت حکومت ایران به بمب هسته ای دست یابد. کشورهای اروپائی می گویند باید جلوی اتمی شدن حکومت ایران را گرفت.
حتی روسیه و چین نیز مخالف بمب اتمی رژیم ایران هستند و به همه قطعنامه ها برای برقراری تحریم ها رأی مثبت داده اند.
صرفنظر از سخنان بسیار روشن و صریح سران اسرائیل، تردیدی نیست که دیر یا زود کاسه صبر ایالات متحده و اروپا و دیگر کشورهای جهان نیز لبریز خواهد شد و اگر رژیم ایران به سرکشی ادامه دهد، راهکار نظامی دوری ناپذیر خواهد بود، که پیامدهای دردناکی خواهد داشت.
در اسرائیل بسیاری از سیاستمداران غیر دولتی و حتی رییس جمهوری و شماری از امیران پیشین ارتش، با صدای بلند و با صراحت بسیار می گویند که به صلاح اسرائیل نیست خود را مستقیماً در این جنگ درگیر سازد و همه می گویند که گزینه نظامی باید آخرین راهکار باشد.
ولی واقعیت آن است که این "آخرین راهکار" روز به روز نزدیک تر می شود – اما حکومتی که خود را در آستانه فروپاشی می یابد و رویدادهای سوریه آن را سخت به هراس انداخته، شاید ازجنگ استقبال می کند تا به تصور واهی دوران جنگ هشت ساله با عراق، بتواند دوباره خود را از خطر سقوط  نجات دهد.
ولی شرائط فردا با جنگ هشت ساله با عراق کاملاً تفاوت دارد. در آن دوران، عراق به خاک ایران تجاوز کرده بود که خشم هر ایرانی را برانگیخت. ولی امروز سخن از نقطه پایان گذاشتن بر ادامه ماجراجوهای یک رژیم تجاوزگر است که اگر به بمب هسته ای دست یابد، نه تنها کشورهای منطقه را به خطر می اندازد، بلکه خود ملت ایران را نیز سخت دچار زیان خواهد ساخت.
اورشلیم: شنبه 4 شهریور ماه 1391 – 25 اوت 2012

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر