Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۱ مرداد ۳۰, دوشنبه

بحران هویت در میان اپوزیسیون ایرانی و عدم اتحاد در بین احزاب و گروه های سیاسی ایرانی با قلم علی مهرابی


بحران هویت در میان اپوزیسیون ایرانی و عدم اتحاد در بین احزاب و گروه های سیاسی  ایرانی  با قلم علی مهرابی 
علی مهرابی: مدتها است کە در ایران آخوندزدە یک دیکتاتوری عریان و قرون‌وسطای حاکم است، طی این مدت تلاشهای دلیرانە و آزادیخواهانەای نیز در جریان بودە است، کە تا کنون تمامی مقاومتهای مردمی در دایرە شکست ، فروپاشی و برخواستن دوبارە، یک روند تکراری بی حاصل را بە طور مداوم تجربە و تکرار کردە است.

 اگر با بی واقع‌بینی سیاسی بە دلایل بی نتیجە ماندن این همە تلاش و تلفات انسانی و اقتصادی کە از جانب دمکراسی خواهان و مبارزین این سرزمین انجام گرفتە، نگاهی ژرف و دلسوزانە داشتە باشیم ، آنگاە بە روشنی در خواهیم یافت کە دلایل اصلی ناکامی‌ها بە تنهای هشیاری و کارآمدی دستگاە سرکوب رژیم و عوامل اطلاعاتی آن نبودە است، بلکە پراکندگی گروهی و تقسیم شدن توان مبارزین در بین گروەهای قومی ، ایدئولوژیکی، فرقەای ، حزبی و نبود یک مرکزیت واحد رهبری کنندە، آشکارا زمینە‌ساز تاثیرگذاری عوامل رژیم در تفرقەاندازی بیشتر و بیگانە سازی ایرانیان و نیروهای مخالف رژیم با همدیگر بودە است.
نباید فراموش کرد کە در نتیجە این همە نفاق و پراکندگی در میان شخصیتها و دستەجات اپوزیسیون، شرایط مناسبی را برای پاشیدن بذر شوم بی اعتمادی ملی و میهنی بە بار آوردە کە سرانجام با آب‌یاری عمدی و سازمان‌یافتە دستگاەهای اطلاعاتی رژیم این بذر خانمانسوز تفرقە باروری خویش را بە نفع رژیم و ضرر صددرصد کلیە بخشهای دمکراسی خواە، آزادە و ایران دوست بە نمایش عمومی گذاشتە است.
درواقع کشندەترین زهری کە این بذر نفاق در اختیار رژیم و دستگاە اطلاعاتی آن گذاشتە است همین بی توجهی اشخاص و گروەهای متفاوت بە سرنوشت هم‌دیگر است، کە در برخی موارد بخشهایی از اپوزیسیون را در جهت تخریب افراد یا جریاناتی کە در یک مقطع زمانی خواص از مبارزە موفق عمل کردەاند را مستقیم یا غیرمستقیم، دانستە یا ندانستە بە همکاری و آسان‌سازی زمینە برای موفقیت رژیم و شکست بخشهای دیگر اپوزیسیون کشاندە است ، وتا کنون نیز این دور باطل هموارە بە نفع رژیم و زیان ساکنین رنگارنگ ایران و آزادیخواهان از هر جنسی تمام شدە و در کمال تاثف همچنان ادامە دارد.
یکی از کارآمدترین حیلەهای اطلاعاتی رژیم اسلامی ایران تخریب شخصیت مبارزین سرشناس توسط خود اپوزیسیون است، برچسب زنی و اتهامات ساختگی رژیم علیە شخصیتها یا جریانات مبارز اگر از زبان بخشی دیگر از بە اصطلاح همین مخالفین رژیم بیان یا تائید شود، معلوم است کە کار دستگاە جاسوسی رژیم را بسیار آسانتر میکند ،کە متاثفانە تا کنون کارنامە بیشتر سیاسیون مخالف رژیم در این مورد چندان درخشان نیست.
در بیشتر موارد دیدە میشود کە گروەهای اپوزیسیون علیە کارآمدترین و موفقترین شخص یا سازمان مبارزی کە موفق بە گامهای بزرگی شدە است، وارد گود سمپاشی و تخریب ماهیت شدە و اغلب خطر بروز دیکتاتوری دیگری را پیش میکشند کە در واقع معمار اصلی این جور دیوارهای نفاق و تخریب اعتماد عمومی، کسی نیست غیر از خود رژیم اسلامی ایران. طبیعتا اگر این تخریبات از زبان بخشهایی از مخالفین ظاهری رژیم بیان و مطرح شود صد چندان کارگرتر و موفق‌تر خواهد بود .
با توجە بە تجربیات گذشتە،اکنون زمان آن فرا رسیدە است تا تمامی ما مخالفین رژیم بپذیریم کە جمهوری اسلامی با فریب بخشهایی از اپوزیسیون و عملی نمودن این حیلە آخوندی یعنی برجستە نمودن خطر ساختگی دیکتاتوری بعدی موفق شدە است تا دیکتاتوری بلفعل خویش را از زیر ضرب مشترک یک اپوزیسیون متعحد و متحهد خارج کردە و برای تکمیل این سناریو از بخشهای متزلزل و مماشاتگر ظاهرآ اپوزیسیون استفادە ابزاری کند.
در این عصر فرا مدرن اکثر ایرانیان نیز دریافتەاند کە در صورت برخورد مناسب با موضوع رنگارنگی فرهنگی زبانی و آئینی ساکنین ایران،هر کدام این تنوعات خود یک فرصت و سرمایە بە حساب می آیند نە یک خطر و یا تحدید میهنی، با توجە بە تنوع و رنگارنگیهای ایران لزومآ بایستی خود ساکنین این سرزمین کنترول اوضاع را در دست داشتە باشند، چون از این طریق هم از خطر هر دیکتاتوری دیگری بە آسانی جلوگیری میشود و هم با یکسان‌سازی حقوقی ایرانیان، فرصت دست‌درازی و دخالت بیگانگان با استفادە از تمایلات فرصت‌طلبانە عناصری کە میل بە ایجاد انحراف در برخی از هم میهنان مارا دارند گرفتە میشود.
اکنون عمل‌کردی برعکس گذشتە ضرورت دارد و باید خلاف این دور باطل گذشتە را رفت تا از این طریق بە ایجاد اطمینان عمومی و راەکاری مشترک رسید، کە آیندەی مشترک همە تنوعات ایرانی را تضمین خواهد کرد و خود بە خود راە را بر بروز هر گونە دیکتاتوری دیگری خواهد بست.
ناگفتە نماند کە هم بیگانگان و هم عناصری بە اصطلاح ایرانی هستند کە تلاش میکنند تا با استفادە از تنوعات ایرانیان سرنوشت میهن مارا بە میل خویش و بر مبنای منافع اقتصادی خویش هدایت کنند، و قربانی اصلی موفقیت حیلەهای چنین سوداگرانی نسلهای آیندە ایران خواهند بود کە بایستی تا چندین دهە در جنگ و خونریزیهای فرقەای و طایفەای گرفتار هرج و مرج و خانەخرابی شوند.
اکنون تاریخ از هر مبارز و میهن دوستی توقوع دارد تا ملتی پریشان و ناامید را بی خبر از این خطرات غریب‌الوقوع و شکنندە، بە حال خود رها نکند، زیرا در چنین زمانی کە خطر متلاشی شدن میهن و بروز جنگهای مذهبی و نژادی درازمدتی وجود دارد کە هست ونیست ساکنین این سرزمین را بە طور یکسان تحدید میکند، دیگر ادامە روش ایجاد تفرقە با دم زدن از سیستم سوسیاسیستی یا بورژوایی یا تقسیم کردن توان ساکنین این سرزمین بە گروهای منطقەای مذهبی اتنیکی چە دردی را درمان خواهد کرد.
علائم و نشانەهایآشکاری هستند کە بە هر انسانی هشدار میدهند کە بدون تلاش دلسوزانە برای ایجاد یک وحدت همگانی ممکن، هر گونە تلاش دیگری نشان از بی خبری سیاسی هر طرفی دارد کە همچنان راە شکست خوردە سالهای گذشتە را ادامە می‌دهد و شک و گمان می‌آفریند.
وقتی کە ما داریم کلیت یک میهن رنگین و سرشار از فرصتها را از دست می‌دهیم ،آیا از خود پرسیدەایم کە در برنامەهای گروهی خود از سازماندهی سیاسی،اقتصادی و فرهنگی کدام سرزمین دم میزنیم؟ یا خط سرخ رفتارهای سیاسی ما کجا قرار گرفتەاند؟
اکنون زمان نجات خانە از دست دزدان و اشغالگران است، در حالی کە برخی هنوز از دکراسیون خانە دم می‌زنند؟ بگذارید طرحهای دکراسیون را متناسب با خانەای کە در اختیار ما قرار خواهد گرفت، از نزدیک و با شناخت محیط و محل ارائە ارائە دادە و مهم‌تر از همە آن را بە رای عمومی بگذاریم، تا با مشارکت شرکای ما در این سرزمین اعتماد عمومی و رضایت هم‌دیگر را پشت کاروان پیشرفت میهن خویش داشتە باشیم. هرگز از گندمی کە درو نشدە و آسیاب نگشتە است، نانی پختە نخواهد شد!
چرا نباید پذیرفت کە تخریب سازمانهای سیاسی اپوزیسیون از درون توسط پروژەهای امنتیتی اطلاعاتی رژیم و بر بستر خودخواهی، فردسالاری افراد و احزاب اپوزیسیون علمی شدە است و از این طریق اعتبار جریانات توسط آفت عدم پذیرش همدیگر ساقط گشتە و با خنثی سازی متقابل همدیگر چندین دهە بە شیوەای همگانی درجا زدەایم.
اگر عقل سلیم سیاسی بر کل اپوزیسیون حاکم شود، راەکار اصلی برای برون‌رفت از این بن‌بست کشندە و تکرار مکررات، درست در جهت مخالف این روند است، یعنی بازگشت بە شرایط عادی و قبول همکاری و جمع‌آوری نیروهای از هم پاشیدە و گریزان از وحدت ، تمرین تحمل و تولرانس سیاسی و در یک کلام قبول دمکراسی و پلورالیزم، کە همە در شعار مدعی اصلی آن هستند.
راە حل این معما بسیار سادە است، همچنانکە در شعارها مدعی هستید کە معیار حقانیت هر سیستمی همان رای مردم است، پس بگذارید زمینە یک شرایط مناسب را برای انتخاب ازاد مردم فراهم کنیم، لطفآ خطر دیکتاتوری دیگری را بهانە قرار ندهید تا از این طریق سبب ماندگاری دیکتاتوری کنونی رژیم اسلامی شوید، زیرا بزگترین انقلابات و دگرگونیها انسانی بە دنبال قبول قرادادهای اجتماعی مشترک با در نظر گرفتن حد اقل‌ها بە وقوع پیوستەاند!
برای خروج از این دور باطل کە وظایف امروزی را بە بهانە خطر دیکتاتوری احتمالی بە آیندەای نامعلوم محول مکند، باید گفتە شود کە خطر بازگشت دیکتاتوری حتی در دمکراسیهای غربی نیز همیشە هست و خواهد بود، و تنها راە جلوگیری از آن بودن و ماندن همگانی در میدان آزادیخواهی و حقوق بشر است نە چیز دیگری.
برای پیشرفت و دگرگونی سرنوشت‌ساز میهنی ایجاد ترس و خوف ساختگی از آیندە بە هیچ وجە چارە عاقلانەای نبودە و نیست.
پس برای گسترش و حفظ دمکراسی در آیندە بایستی همیشە در میدان ماند و با ایجاد قراردادهای مشترک اجتماعی و متناسب با هر زمان و سرزمینی می‌توان آیندە را تضمین کرد و با هشیاری عمومی آن را با شایستگی کنترول کرد و ادرە نمود.
با توجە بە سابقە سی‌و‌چند ساڵە رژیم اسلامی و کارنامە اپوزیسیون این رژیم، در خواهیم یافت کە همیشە قضاوتهای عجولانە و بازدارندە در مورد کسانی یا جریاناتی کە اقدام بە عمل مفید در ایجاد وحدت برای سرنگونی رژیم کردەاند وجود داشتە است و این فرهنگ منفی تا کنون بسیار مخرب عمل کردە است.
آنچە تاریخ تا کنون بە ما می‌گوید، این گونە بازدارندگی و پیشداوریهای تفرقەافکنانە خود بە عنوان دفاع جانانەای از ماندگاری رژیم و حفظ نظام ننگین جمهوری اسلامی عمل کردە و بە حساب خواهد آمد، کە در چهارچوب همان دور باطل اپوزیسیون با مدیریت ادارە اطلاعات رژیم قرار خواهد گرفت و تعبیر دیگری از ادامە چنین لجبازیهایی مغرضانەای نمیتوان داشت.

جهت آگاهی هم میهنان گرامی،با دمیدن در خاکستر تجربیات سی‌وچند سال اخیر، خوشبختانە اکنون تشکیل شورای ملی ایران در حال ساختمان یک وحدت ملی است کە یکی از آخرین و اساسی‌ترین گامهای بخش بسیار مهمی از دلسوزان و میهن دوستان ایرانی است کە با هدف ایجاد زمینە مناسب برای حاکمیت مردم و کنترول بهران کم سابقە ایرانگریزی بە هدف جلوگیری از هرج و مرج و ایجاد جنگهای خانمان‌سوز قومی،تایفەای و فرقەای در گسترەی ایران کنونی، پا بە عرصە یک کارزار جدی و میهنی گذاشتە است.

در این گردنە پر غبار حوادث و برای شایستەترین شیوەعبور از موانع پیش روی، اگر چە بیگانەگان با استخدام کسانی از ساکنین این سرزمین قصد ایجاد هرج و مرج و جنگهای طولانی مدت خانمانسوز، تخریب تمامی داشتەهای انسانی و اقتصادی و در نتیجە آن، تکە پارە کردن ایران را دارند، اما چە زیبا کە هنوز هستند کسان و نیروهایی کە این ارادە و توان را در وجود خود دارند تا بە میدان آمدە و وظایف تاریخی خویش را تکمیل کردە و بە جا آورند.
هنر واقعی انسان و جوهر انسانیت نە در تخریب و متلاشی کردن روابط انسانها و پارە کردن پیوندهای دیرین یک واحد اجتماعی رنگارنگ و هفت‌هزارسالە است، بلکە هنر واقعی در حفظ وحدت و یکپارچگی و بە هم پیوستن انسانهای متفاوت و ایجاد اطمینان عمومی برای یک زندگی مسالمت آمیز و انسانی است.
از این رو بسیار شایستە و انسانی است تا این گام بزرگ هم میهنان ایرانی را در تشکیل شورای ملی بسیار گرامی بداریم و بە آن بپیوندیم.
بدون تعارف، حضور یکی از برجستەترین و قابل اطمینان‌ترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران، آقای رضا پهلوی در کنار چنین حرکتی آن را از شانس و اعتبار فوقالعادەای برخوردار خواهد کرد ودر نتیجە انتظار بە صدا در آمدن هیاهوی دستگاە اطلاعاتی رژیم از گلوی عوامل نفوذی آن کە برای چنین ماموریتهایی در درون اپوزیسیون رژیم جاسازی شدەاند بیش از پیس می‌رود، از این رو از کلیە میهن دوستان گرامی انتظار همایت و هشیاری بیش از پیش می‌رود.
هم میهن گرامی اگر از تاریخ و شکستهای سرزمین خویش درس گرفتەاید ،اکنون زمان ارادە کردن و اقدام میهن دوستانە فرا رسیدە است، پس بیایید و بە این کاروان رهایی و نجات ایران بپیوندید و از تکرار مکررات گذشتە پرهیز کردە و عکس آن را عمل کنید تا این آخرین فرصت را تبدیل بە یک پشیمانی تاریخی نکردە باشیم زیرا فرصت برای نجات میهن بسیار کوتاە و نیاز بە اقدام شما سرنوشت‌ساز خواهد بود.
بدون شک حق هر کسی برای اعتراض و مخالفت متمدنانە محفوظ و محترم خواهد بود و پیوستن شما بە این حرکت تاریخی بە معنی دست کشیدن از گرایشات احتمالآ متفاوت شما نخواهد بود، بلکە پس از سرنگونی رژیم و کنترول خانە خویش ماموریت ما در شکل کنونی خویش تکمیل و ادامە مبارزە در شکل متمدنانەتری برای آرزوهای خواص ادامە خواهد یافت.
از این رو بنا بە اهمیت ماموریت میهن دوستانە خویش از تمامی هم میهنان وحدت‌مدار و انسانگرای تقاضای همکاری، پیوستن و پشتیبانی جدی را داشتە و دستان هر آزادەای را برای تقویت این آزمون تاریخی بە گرمی می‌فشاریم.
هم میهن بیایید تا برای آیندەای بهتر از همین حالا خود را بە بهترین شکل ممکن سازمان دادە و در قبال خلق و خاک خویش نقش خود را ایفا و دین خود را ادا نماییم.

این سرزمین خانە کرد،لر آزری، بلوچ ، ترکمن، عرب ،فارس و غیرە بودە وا خواد بود ، اگر چە تا کنون شرایط عادلانەای بر ما حاکم نبودە است، اما شکی در آن نیست کە ما شایستگی زیستن شرافتمندانەای در هارمونی باهم و با حفظ تمامی داشتەهای دیرین خویش را داریم .
از این رو حفظ یکپارچگی این خاک نشان شایستگی اجداد ما، خود ما و نسلهای آیندە خواهد بود، در غیر این صورت بازیچە منافع بیگانەگان خواهیم گشت و در دام جنگهای خانمانسوز برای تامین منافع دیگران خواهیم سوخت.

من بە عنوان یک کرد ایرانی بە کسانی کە احتمالآ جدایی از ایران را در برنامە خود دارند توصیە میکنم، بە تاریخ مراجە کردە و در مورد تاریخ سرزمین اجدادی کردها اشتراک اقوام پارت و ماد تحقیق نمودە، تا در یابند کە ایران سرزمین باستانی مادها و پارسها بودە و نزدیکترین گروە قومی در دنیا بە کردها همین پارسها هستند، ما در آیندە نیز با آنها در کنار هم خواهیم بود، اینکە بیگانەگان روزی می‌آیند و سرانجام روزی هم میروند یک واقعیت انکار ناپذیر است، اما در ایران کنونی کرد، گیلک،آزری، فارس، لر و غیر همچنان در کنار ما هستند وهمچنان سرنوشت هر بخش از ماها با سرنوشت دیگری گرە خوردە است.
اینکە همە اقوام باید در مقابل قانون یکسان باشند و قدرت را بایستی در بین شوراهای مردمی تقسیم کرد یک خواست خلل ناپذیردرونی بندە نیز بودە و همچنان خواهد بود، زیرا برای ایجاد چنین سیستمی تلاش کردە و باز تلاش خواهم کرد، اما نفاق و تخریب پلهای پیوند انسانها هیچگاە یک عمل شایستە انسانی نیست و نخواهد بود، کسی کە از برادر خویش آزردە است، نباید خانە پدری را بە آتش بکشد.
بندە ماندن و سهیم شدن در ادارە یک مملکت قدرتمند و باستانی را بە ایجاد تشنج طولانی، جنگ و نابسامانی نژادپرستانە ترجیح میدهم، زیرا فکر می‌کنم کە بیگانەگان بە دنبال نقشەهای استعماری خویش در فکر بهرەبرداری از تفاوتهای ساکنین این سرزمین هستند.
بندە باور دارم کە یک ادارە کوچک کم ارادە و دست‌نشاندە محلی نمیتواند در میان حوادث ناشی از کشمکشهای نژادی منطقە برای هیچ گروهی امنیت و آسایش را بە ارمگان بیاورد، زیرا هر وحدت یا جدایی در درون خود یک پروسە تکاملی وتاریخی خواص را میطلبد و با سوار شدن بر امواج حوادث ساختگی بیگانگان غیر از طوفانی شدن بیشتر اوضاع نتیجە دیگری نخواهد داشت.
در پایان تا جایی کە بندە می‌دانم اغلب کردان یارسانی و بخش بزرگی از کردهای ایرانی هم‌چون بندە یک ایران ڕنگارنگ ، کثرت‌گرا و دمکراتیک کە همە مناطق مختلف در ادارە مملکت دخیل و شریک باشند را بر هر فرم و پروژە دیگری ترجیح می دهند.
نا گفتە نماند کە همایت و پشتیبانی ما از تشکیل شورای ملی و اطمینان و احترام بندە بە حضور آقای رضا پهلوی بە عنوان برجستەترین شخصیت تاثیرگذار در اپوزیسیون رژیم اسلامی ایران یک شبە بە دست نیامدە است، بلکە نتیجە دیدارها و تبادل نظرها با شخص ایشان وهمچنین ملاقاتهای مکرر دوستان یارسانیمان در چند سال گذشتە میباشد، ناگفتە نماند کە سازمان دمکراتیک یارسان از ابتدا تا کنون در جلسات هفتگی این شورا شرکت داشتە است و در تدوین توافقات و پیشرفت کارها فعال بودە است.
بە همین دلایل از کلیە کوردها و مخصوصآ جامعە یارسان تقاضای همایت و پشتیبانی و دخالت در امور را داشتە و داریم. بدون شک همە ما بە کرد بودن خویش افتخار کردە و بر سر برابری حقوق خویش هیچگونە سازشی نخواهیم داشت، اما سالمترین و مطمعن‌ترین راە‌حل انسانی و متمدنانە گریز از هـدیگر نیست بلکە قبول هم‌دیگر و پذیرش رنگارنگیها خواهد بود، کە این مهم نیز یک شبە بە وقوع نخواهد پیوست و معمولا عجولانەترین راە بە نتیجە مطلوب نخواهد رسید بلکە ممکن است بە یک تراژدی انسانی نیز منجر شود.

کوردهای یارسانی برای ایجاد زمینە یک انتخابات آزاد با نظارت نهادهای بی طرف بین‌المللی و برقراری حکومتی غیر متمرکز و سکولار و با امید بە آیندەای بهتر، طرح شورای ملی را همایت کردە و در حد توان خویش برای رسیدن بە اهداف نهایی تلاش خویش را خواهد کرد، و شکی ندارد کە بخش زیادی از این جامعە از این پروژە نهایت استقبال را خواهد داشت.
پیش بە سوی یک سیستم سکولار دمکرات در ایران غیر متمرکز آزاد و آباد و بدون تبعیض و نابرابری سیاسی، فرهنگی ،اتنیکی، جنسی و غیرە.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر