Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

ما جشن حنوکا به ملت عزیز اسرائیل و یهودیان سرتاسر جهان تبریک میگویم

Flag Of Israel
Flag Of Israel
 

جشن حنوکا را به همه يهوديان جهان تبريك میگويم

.Happy Hanukah


 ما جشن حنوکا به ملت عزیز اسرائیل و یهودیان سرتاسر جهان تبریک میگویم
ما جشن حنوکا به ملت عزیز اسرائیل و یهودیان سرتاسر جهان تبریک میگویم



جشن حق بر علیه باطل

 تاریخ یهود طی قرون متمادی حتی از بدو پیدایش یهودیت، همواره شاهد فراز و نشیب های فراوانی بوده است. با وجود اختلافات، پراکندگی ها و اسارتها در نهایت بی عدالتی ها و تبعیض ها زیست و به حفظ بقای خویش ادامه داد و چون فولاد در کوره سوزنده زمان آبدیده تر از گذشته با رسالتی که به عهده گرفته بود، در ادوار سیاه تاریخ به بیداری اصالت های انسانی 
پرداخت.
Hanookah
امروز حادثه حنوکا با گذشت بیش از دو هزار سال به عنوان یک حماسه، یک انقلاب تاریخی در فرهنگ یهود ثبت گردیده است.
همه ساله یهودیان جشن حنوکا را در بیست و پنجم ماه عبری "کیسلو" به مدت هشت شب در خانه های خود با روشن نمودن چراغ حنوکا برگزار می کنند.
شب اول دو شمع و دیگر شب ها یک شمع به تعداد شمع های شب قبل افزوده می شود. بهنگام روشن نمودن، خداوند را سپاس می گوییم که همواره ما انسانها را مورد لطف و عنایت قرار میدهد. (رسم بر آن بوده است، پس از روشن نمودن چراغ حنوکا آن را پشت پنجره قرار دهند).
جشن حنوکا فرصتی است برای درک حقایق معجزات ذات احدیت و آن به مناسبت پیروزی یهودیان به رهبری متتیا حشمونایی (کاهن بزرگ) بر مشرکین یونانی و خارج شدن بیت همیقداش و تطهیر خانه خدا از لوث بت های یونانی و افتتاح مجدد آن، همچنین سوختن اندک روغن زیتون مطهر در چراغدان هفت شاخه (منورا) به مدت هشت شبانه روز در معبد مقدس سلیمان است.
حنوکا
در فرهنگ عبری، واژه حنوکا به معنای افتتاح و تخصیص آورده شده است و ما آنرا به مناسبت مجدد معبد بیت همیقداش بدست مکابیان در 25 کیسلو 3596 عبری مطابق با سال 165 پیش از میلاد گرامی می داریم.
طبق شواهد مندرجه در 25 کیسلو سال 168 قبل از میلاد، سربازان آنتیاخوس چهارمین فرمانروای یونان مجسمه زئوس را به داخل معبد سلیمان انتقال دادند و به افتخار خدای خود قربانگاهی را در آنجا بنا نمودند. همچنین آنتیاخوس دستور داده بود که آموزش تورا و انجام مراسم مذهبی مندرج در تورا به ویژه نگاه داشتن شبات و مراسم آن ممنوع باشد. حتی نگاه داشتن کتاب مقدس تورا در خانه یک جرم به شمار می رفت و هرکس که از این قوانین سرباز میزند، بیدرنگ محکوم به اعدام میشد!!
بعضی از یهودیان بدون هیچگونه مقاومتی پذیرای این فرامین ننگین شدند زیرا داشتن فرهنگ افسون کننده یونان را نشانه شخصیت و تمدن می پنداشتند. این گروه قلیل که به هلنیسم معروف شده بودند، ناخواسته و ندانسته نسل خویش را در خطر اسیمیلاسیون قرار دادند. اما بسیاری هم مصمم بودند که در حفظ ایمان خویش بکوشند، از این رو ترجیح دادند از شهر مقدس خارج شوند تا بیش از این شاهد توهین به مقدسات خود یعنی برگزاری جشن های زئوس نباشند. آنها که اکثریت شان را حسیدیم تشکیل می دادند، به غارها و کوههای اطراف اورشلیم پناه بردند زیرا در باورشان بود که خداوند فراموششان نخواهد کرد و بزودی رهبری "ماشیح" را برای نجات آنان خواهد فرستاد.
آنتیاخوس چنان به اشاعه فرهنگ یونان معتقد بود که میخواست سرتاسر قلمرو تحت اشغال خویش را همانند یونان از آثار هنری و معماری گرفته تا اعتقادات فردی مردم دیگر ممالک را تغییر دهد. پس از اشغال سرزمین یهودا توسط یونانیان، آنتیاخوس امر به تاراج آثار گرانبها و خزائن معبد سلیمان نمود و در اندک زمانی بلافاصله شروع با اشاعه فرهنگ یونان در اورشلیم نمود. اما مقاومت و شورش های پیاپی یهودیان او را بر آن داشت تا با ارتش بزرگ خود بار دیگر به اورشلیم حمله ور شود و با آتش زدن شهر، قتل عام نمودن هزاران نفر و به اسارت بردن زنان و کودکان انتقام خود را از آن کسانی بگیرد که حاضر نشدند جز به خدای یکتا به خدایان ساختگی یونانیان سر سجده فرود آورند.
Hanookah
از سوی دیگر آنتیاخوس در برابر قدرت نوظهور و کوبنده روم احساس خطر میکرد و بخاطر جلوگیری از سقوط حکومت سست و رو به زوال سلوکی ها تصمیم گرفته بود تمدن یونان را به تدبیری که امکان داشت تقویت نماید. مهمترین آن تغییر مذاهب ملل تحت سلطه خود به تمدن یونان بود. زیرا ترویج و اشاعه فرهنگ یونانی را وسیله ای موثر در هماهنگی متصرفات و دستیابی به اهداف شوم سیاسی خویش می پنداشت. در حقیقت با تلفیق نیروی سیاسی و تمدن یونانی نه تنها مایل بود از فروپاشی حکومت خویش جلوگیری کند بلکه در نظر داشت سیطره قدرت خویش را بر عالم توسعه دهد و یا بعبارتی کشورگشایی نماید و بسیار بودند یهودیانی که در این راه به درجه شهادت نائل شدند منجمله میتوان از الیعزر کاهن نام برد. پیرمردی که بخاطر آنکه از خوردن گوشت خوک امتناع ورزیده بود، بیرحمانه به قتل رسید. حنا مادری که آنتیاخوس از او و هفت فرزندش خواسته بود تا در مقابل خدایان یونانی سجده نمایند و همگی آنها از این امر امتناع ورزیدند بدستور آنتیاخوس در مقابل دیدگان حنا، هفت فرزندش را یکایک به وضع فجیعی شکنجه و سپس به قتل رسانید. اما اعتقادات حنا بسیار قوی بود با وجود آنکه قلب رنجورش بارها شکست، کوچکترین ضعفی در ایمانش آشکار نشد و در حالی که زمزمه کنان به نیایش مشغول بود چشم از جهان فروبست.
دیری نپائید که پرچم طغیان توسط مکابیان علیه ظلم و ستم یونانیان افراشته گردید. اولین قدم مخالفتی که علیه آنتیاخوس و اعمالش برداشته شد به رهبری کاهن پیری از شهر مودیعین بنام متتیا و پنج فرزندش بود. ناگفته نماند هسته اصلی سازماندهی این گروه مقاومت را یهودا پسر متتیا بعهده گرفته بود وی با گردآوری مردم ناراضی اقدام به تشکیل گروه های پارتیزانی نمود. در هر فرصتی با حملات پی در پی به دهکده هایی که مزدوران یونانی در آن مستقر بودند، عرصه را به آنان تنگ نمود. یهودا که به مکابی معروف شده بود به کرات توانست سپاهیان آنتیاخوس را شکست دهد، سرانجام توانست مکابیان را تشکیل دهد و در سال 165 قبل از میلاد با در هم شکستن نیروی دشمن وارد اورشلیم شد.
اولین اقدام مکابیان پاک کردن معبد بیت همیقداش و تعمیر و تطهیر آن بود. سپس در روز بیست و پنجم ماه کیسلو پس از نه سال بار دیگر بیت همیقداش را با مراسم مذهبی خاص همراه با جشن و سرور افتتاح کردند. این مراسم هشت روز بطول انجامید. از این رو یهودیان به یادبود آن مراسم، جشن حنوکا را بمدت هشت روز برگزار میکنند.
----------------------------------------------

دانشمند اسرائیلی برنده نوبل شیمی امروز نوبل را در آیینی باشکوه از پادشاه سوئد دریافت کرد
گزارش بخش فارسی رادیو اسرائیل برای دهمین بار از زبان برپایی اسرائیل نوین، در آیین باشکوه اعطای جایزه نوبل در کشور سوئد، کشور و دانشمندان اسرائیل یک نماینده پرافتخار داشتند: پروفسور دان شختمن، که تنها برنده نوبل شیمی امسال است، نوبل را در این آیین مجلل از دست پادشاه سوئد کارل گوستاو شانزدهم دریافت کرد.
در این آیین، همه اعضای خاندان سلطنتی سوئد، برندگان پیشین و امسال جایزه نوبل و دانشگاهیان برجسته و شخصیت های دیگر و بارزی از جهان شرکت داشتند. از جمله زن جوان یمنی که یکی از سه برنده نوبل صلح بود، در کنار پروفسور اسرائیلی حضور داشت.
مردم سوئد و دانشمندان آن کشور استقبال گرمی از پروفسور شختمن که به اتفاق رییس دانشگاه فنی اسرائیل به استکهلم رفته به عمل آورده اند و از خود می پرسند چگونه کشور کوچکی چون اسرائیل در رشته شیمی به یک ابرقدرت بین المللی مبدل شده و تنها ظرف هفت سال چهار برنده جایزه نوبل در رشته شیمی داشته است و از پروفسور شختمن و رییس دانشگاه فنی حیفا می پرسند راز پیشرفت چشمگیر اسرائیل در چیست؟
پروفسور شختمن در آغاز دهه هشتاد میلادی کشف کرده بود که برخلاف عقیده جامعه علمی، اتم ها در یک ساختار منظم هندسی به طور مرتب قرار ندارند و ترتیبی دیگر دارند. دانشمندان در آن زمان آنچه را که پروفسور شختمن به آن دست یافته بود، غیرممکن دانستند ولی او در گفته خود پافشاری کرد و با دلیل و برهان قاطع آن را به اثبات رسانید.
آنچه که در مورد پروفسور شختمن بسیار اهمیت دارد این است که او تنها دانشمند اسرائیلی است که به تنهایی جایزه نوبل شیمی را دریافت می کند و شریک ندارد.
---------------------------
اولین آدینه پس از اظهارات اسد:
دستکم 41 کشته دیگر قربانی مأموران "حاکم دیوانه" شدند
گزارش بخش فارسی رادیو اسرائیل در نخستین آدینه پس از اظهارات بشار اسد در مصاحبه اش با شبکه ای.بی.سی آمریکا، شوریه با موج دیگری از تظاهرات مردمی در بخش های بزرگی همراه بوده است و بنا برگزارش ها، دستکم 41 نفر بر اثر آتشباری نیروهای تحت فرمان اسد تنها دیروز کشته شده اند. هفت نفر از کشته ها، اطفال بوده اند.
این در حالی است که اسد چهارشنبه گذشته به خانم والترز در شبکه ای.بی.سی گفته بود تنها یک حاکم دیوانه می تواند مردم خود را بکشد. اما فعالان اوپوزیسیون سوری می گویند دیروز، یکی دیگر از آدینه های خون بار در این کشور بحرانی بوده است.
وزیر خارجه ترکیه، آقای احمد داوود اوغلو، امروز گفت اسد هنوز فرصتی اندک دارد تا وضع بغرنج و غیرانسانی به وجود آمده را تغییر دهد.
آقای اوغلو خواهان آن شد که اسد با استقرار قوای ناظر از سوی اتحادیه عرب موافقت کند؛ درخواستی که خانم ناوی پیلای، کمیسر ارشد حقوق بشرسازمان ملل نیز آن را تکرار کرد.
سکوت ایران در برابر گزارش سی.ان.ان:
چند دلیل سی.ان.ان که شاید سخن از "ماکت" نمایشی باشد
گزارش بخش فارسی رادیو اسرائیل سران و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران امروز نیز به تشویق و تمجید نیروهای خود در آنچه که "غلبه بر یک فروند پهپاد مدرن آمریکایی" نامیدند، پرداختند اما از پاسخگویی به ابهامات متعددی که شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در این باره مطرح کرده است، خودداری کردند.
شبکه سی.ان.ان این احتمال را مطرح کرده است که رژیم ایران تنها ماکت این پهپاد پیشرفته را قالب سازی کرده باشد.
سی.ان.ان از جمله نشان داد که میان مدل اصلی این پرنده هدایت پذیر از راه دور – با ماکت ارائه شده از سوی ایران، تضادهایی وجود دارد: دریچه ورودی هوا در ماکت ایرانی آئرودینامیک نیست و بیشتر شبیه ورودی هوای به جلوی پنجره  رادیاتور پیکان است.
سی.ان.ان ، نمونه واقعی هواپیما را در حال پرواز نشان داد که پانل های آن شباهتی به ماکت نمایشی ایرانی ندارد.
همچنین سی.ان.ان نشان داد که نمای نزدیک پهپاد واقعی دارای قوس و آیرودینامیکی است که بی شباهت به ماکت نمایشی سپاه پاسداران است.
در نمایش تلویزیونی ایران، تنها ماکتی از روبرو نشان داده شد و عقب این شیئی پروازی و چرخ های آن دربرابر دوربین قرار نگرفت بلکه این قسمت ها با پرچم ها و پارچه هایی پوشانده شده بود و دوربین رژیم ایران تنها نمای بسته روبروی ماکت را نشان داد.
سی.ان.ان گفت شاید بی دلیل نیست که پنتاگون فعلاً از اظهار نظر بیشتر درباره ماجرای یاد شده خودداری کرده است تا بتواند قالبی بودن ماکت نمایشی ارائه شده از سوی ایران را نشان دهد.
این در حالی است که فرمانده نیروی هوا – فضای سپاه پاسداران، سرتیپ پاسدار امیر علی حاجی زاده امروز نیز گفت ایرانی ها بر هواپیما که به آسمان ایران تجاوز کرده بود، غلبه کرده اند.
یک نماینده مجلس، اسماعیل کوثری دیروز ادعا کرده بود اگر هواپیمای نظامی به آسمان ایران تجاوز کرده بود، ایران همه پایگاه های آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار می داد.
این در حالی است که مقاماتی در غرب گفته اند که آمریکا در سال های اخیر آزادانه از فضای ایران جاسوسی نظامی کرده است.
گزارش سی.ان.ان در مورد نمایشی بودن یک ماکت ناقص ایرانی از این نظر می تواند قابل توجیه باشد که حکومت ایران در جعل کردن آنچه که توانایی های نظامی می نامد، ید طولایی دارد؛ نمونه بارز آن فتوشاپ کردن موشک های بالیستیک بود که اثبات آن، رژیم ایران را در تنگنای زیادی گذاشت ولی حکومت ایران در پی روشن شدن دروغ گویی هایش هیچگاه عرق نمی کند و به اغراق کردن های نظامی خود ادامه می دهد و حتی آشکارا این اغراق کردن ها را به بخشی از شیوه بازدارندگی نظامی خود مبدل کرده است. 
------------------------
تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

 
 فرصت هایی که حاکمان ایران و عرب از دست می دهند 
رهبر شایسته آن است که فرصت ها را زود بشناسد و از آن ها در راه منافع ملت و سرزمین خود بیشترین بهره گیری را به عمل آورد. اگر این اصل را معیار ارزیابی رهبران حکومت ایران و دیگر کشورهای منطقه قرار دهیم، می بینیم که شوربختانه در تاریخ معاصر، مردمان این سرزمین ها محروم از رهبران شایسته و فرصت شناس بوده اند.
نگاهی گذرا به پیشینه یک صد سال اخیر منطقه نشان می دهد که چگونه برخی حاکمان نالایق، فرصت های طلایی را برای تأمین رفاه و نیک بختی مردم خویش و به سود مردم سرزمین خود از دست داده اند و فاجعه آفریده اند.
شوربختانه، نمونه های این بی لیاقتی و بی کفایتی آن حاکمان بسیار است که برای ملت های منطقه بسیار سنگین تمام شده است.
هفته ای که پشت سر گذاشتیم مصادف با سالروز تصویب طرح تقسیم سرزمین تاریخی اسرائیل (و یا به عبارتی دیگر: فلسطین) به دو کشور یهودی و عرب بود.
شصت و چهار سال پیش در چنین روزهایی بود که اکثریت اعضای سازمان ملل در یک رأی گیری تاریخی اعلام کردند خاکی که مورد نزاع است، و هم یهودیان و هم اعراب در بخش هایی از آن زندگی می کنند، بین آنان تقسیم شود و دو کشور یهودی و عرب در کنار هم برپا گردد و اورشلیم که کانون دینی ادیان یکتاپرست است به صورت بین المللی درآید و توسط یک هیأت جهانی اداره شود.
اگر اعراب این تصمیم را می پذیرفتند، و دو کشور یهودی و عربی در کنار هم برپا می شدند، شاید امروز چیزی به نام نزاع فلسطینی – اسرائیلی وجود نداشت و خاورمیانه به مدت بیش از شش دهه دچار آشوب و بحران نمی شد.
ولی در حالی که یهودیان گفته بودند که این تصمیم را می پذیرند و حاضرند از بخش های عظیمی از سرزمین پدری خویش صرفنظر کنند تا به روی آن کشور عربی برپا شود، سران کشورهای عرب این فرصت بزرگ را نادیده گرفتند و اعلام داشتند که قطعنامه سازمان ملل را پاره می کنند و تصمیم آن را زیر پا می گذارند و به اسرائیل نو پا حمله می برند تا در ظرف چند روز آن را نابود کنند و مردمانش را به دریا بریزند و سراسر این سرزمین را به اشغال خود درآورند.
هجوم نظامی آنان برای نابودی اسرائیل یک سال ادامه یافت و مصیبت های بسیار به باور آورد، ولی با شکست هفت ارتش عربی در برابر نیروهای دفاعی اسرائیل به پایان رسید و فلسطینیان بزرگ ترین فرصت را برای کشور مستقل خویش از دست دادند و حدود نیم قرن بازیچه دست سران کشورهای عرب قرار گرفتند که نگذاشتند آنان سروسامان بگیرند و از حالت آوارگی در بیآیند و زندگی آبرومندانه داشته باشند.
رهبران آن روز عرب یک فرصت بزرگ را از دست دادند.
نمونه دیگر، یاسر عرفات بود که اسرائیل حدود دو دهه پیش، او را از وادی فراموشی بیرون آورد و سرزمینی در اختیارش نهاد که دولت آزاد و مستقل فلسطینی را برپا کند – با این تعهد که از این پس از ترور و جنایت و آدمکشی دست بردارد و اختلافات فلسطینی – اسرائیلی در کنار میز گفتگو و با شیوه های مسالمت آمیز حل شود.
ولی عرفات نیز این فرصت طلایی را از دست داد و به جای آن که کوشش خود را برای برپایی کشور فلسطینی و بنیان گذاری نهادهای حکومتی و سازمان های رفاهی مصروف کند، به تقویت ترور پرداخت و به آدمکشی ادامه داد و بحران را دامن زد و تا به امروز مصیبت فلسطینیان ادامه دارد و معلوم نیست چه هنگام پایان خواهد گرفت.
عرفات آن فرصت طلایی را از دست داد و مصیبت آفرید (برای برادران خویش).
همزمان، حماس نیز به عنوان یک جنبش دینی بنیادگرا و کینه توز و نفرت آفرین پای به عرصه وجود گذاشت و دائماً می گوید که صلح نکنید، با اسرائیلیان کنار نیآیید و سازش نکنید. استدلالش نیز آن است که این سرزمین خاک اسلامی است و اراضی موقوفه است و اسرائیل باید نابود شود و مردمان آن در کشورهای دنیا پراکنده گردند.
حماس، با استدلال های دینی، به سرکشی و قلدری ادامه می دهد و همچنان جنایت می آفریند و فرصت را برای آشتی با اسرائیل و برپایی کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل و تأمین زندگی مرفه برای فلسطینیان رنجدیده و مصیبت کشیده را از دست می دهد.
استدلال دینی اش نیز این است که هر اندازه انسان در کره خاکی محنت بکشد، برای رسیدن به بهشت شایستگی بیشتری پیدا خواهد کرد، به ویژه اگر شهید شود، 72 حوری در بهشت در انتظار پذیرایی شبانه روزی از او هستند و ناراضی نباید باشد!
در مصر، مردم خیزش کردند، حکومت پرزیدنت حسنی مبارک را که از استبداد و خود کامگی رنگ بسیار داشت برانداختند، تا به خیال خویش رژیمی بر سر کار آورند که آزادی ها را به آنان باز گرداند، رفاه مردمان را تأمین کند و مردم بتوانند در انتخابات آزاد، هر چند سال یکبار دستگاه رهبری را تغییر دهند و افراد تازه نفسی را به روی کار آورند که برنامه های ابتکاری و جدید داشته باشند.
ولی می بینیم که این فرصت در مصر نیز در حال از دست رفتن است، زیرا در دور اول انتخابات پارلمانی جناحی پای گرفت که دارای گرایش های بسیار شدید تعصب دینی می باشد.
نه تنها اخوان المسلمین اکثریت بزرگی در انتخابات به دست آورد، بلکه سلفی ها نیز که از رژیم دینی ایران بسیار تندروتر و واپس گراتر هستند، به بیش از 20 درصد آرا دست یافتند و این و آن، با هم ممکن است یک حکومت دینی مانند رژیم ایران برپا سازند که در آن نه از دموکراسی و مردمسالاری و آزادی حق رأی نشانی خواهد بود و نه تأمین رفاه مردم سر لوحه کار حکومت قرار خواهد داشت – بلکه، رژیمی که به مردم خواهد گفت: رنج بکشید به خاطر عظمت اسلام، فشار و سختی و استبداد را بپذیرد، برای رستگاری در روز آخرت!
ملت مصر هم یک فرصت طلایی را از دست می دهد.
حکومت ایران نیز با همین ناشایستگی و تشخیص ندادن موقعیت ها بود که برای آن ملت فرهیخته مصیبت آفرید: صدام حسین در پایان سال دوم جنگ با ایران، و پس از آن که دریافت قادر به تسلط بر این سرزمین پاک نیست، لشگریانش را فرا خواند و پیشنهاد آتش بس کرد.
اگر خمینی یک رهبر شایسته و لایق بود، از این فرصت می توانست بهترین سود را برای ایرانیان و ایران زمین تأمین کند. ولی خمینی اسیر باورهای خرافی مذهبی خود و زیاده خواهی های دینی و سیاسی بود و می خواست از طریق تسلط بر عراق، بر دنیا مسلط شود و شش سال دیگر نیز جنگ را ادامه داد و بالاخره جام زهر را سر کشید.
پایه گذار رژیم اسلامی در ایران، این فرصت طلایی را به باد داد و فاجعه آفرید.
رهبران کنونی رژیم ایران نیز دست کمی از خمینی ندارند. آن ها هم به جای آن که امکانات مادی و معنوی این سرزمین پهناور را به هدف بالا بردن سطح زندگی مردم و اعتلای نام ایران زمین به کار گیرند، همچنان از صدور انقلاب و از تسلط بر جهان سخن می گویند و در تلاش برای رسیدگی به بمب هسته ای، به همه فشارها و هشدارهای جهانی بی اعتنایی می کنند و خود را قدرتی شکست ناپذیر می دانند که از همه ابرقدرت ها قوی تر و پر قدرت تر است و کسی را حریف آن نخواهد بود.
از زبان حسن فیروز آبادی شنیدم که تهدید کرده گفت: اگر اسرائیل و آمریکا بخواهند رژیم خون و جنایت بشار اسد در سوریه را براندازند، حکومت دینی ایران، هم اسرائیل را از میان خواهد برد و هم آمریکا را نابود خواهد کرد.
آیا این سخنان رجزخوانی نیست؟
اگر رژیم سوریه در خطر است، به خاطر آن است که مردمانش به پا خاسته اند و همه کشورهای عضو اتحادیه عرب، یعنی همدینان و هم خونان وهم نژادان و برادران آنان از این خیزش جانبداری می کنند و اگر کشوری رژیم  حزب بعث سوریه را به حمله نظامی تهدید می کند، کشور مسلمان ترکیه است، و نه اسرائیل یا آمریکا!
پس، فیروز آبادی، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح رژیم (یعنی در ظاهر فرمانده ارتش و سپاه و بسیج) آیا تا این حد نابخرد است که از کشورهای عرب و ترکیه غافل می شود و تهدید خود را متوجه آمریکا و اسرائیل می سازد؟
آیا سران رژیم ایران، با حمایت از جنایات بشار اسد، این فرصت را از دست نمی دهند که با رژیم آینده سوریه مناسبات دوستانه ای داشته باشند؟
حکومت ایران با نادیده گرفتن همه هشدارها و فشارهای جهانی، اعلام می دارد که تلاش اتمی آن همچنان ادامه خواهد یافت – و این در حالی که اگر در همان سال های اول، رژیم ایران پیشنهادهای سخاوتمندانه جهانی را برای کمک به بالا بردن دانش اتمی در ایران – باتعهد به توقف برنامه های هسته ای که جنبه نظامی دارد – می پذیرفت، چه سود کلانی نصیب ملت ایران می شد.
زیرا ایرانیان نیز مانند هر ملت دیگر، این شایستگی را دارند که از دانش اتمی برای رفاه مردمی برخوردار گردند – و نه آن که این دانش در راه ساخت بمب هسته ای به کار گرفته شود.
این فرصت جهانی را نیز اکنون سران رژیم اسلامی ایران دارند از دست می دهند و فردا، هنگامی که مصیبت گریبان گیر آنان شود، خواهند دید که آب در هاون کوبیده و باد کاشته و طوفان درو کرده اند.
حالا هم بخت با آنان یاری کرده و یک پرنده هدایت پذیر در خاک ایران فرود آمده (و یا فرود آورده شده) و شروع به کرکری خواندن می کنند و زمین و زمان را مورد تهدید قرارمی دهند.
محمد کوثری نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی رژیم می گوید: «اگر یک جنگنده آمریکایی وارد فضای ایران شود، در چنین صورتی ما به خود اجازه می دهیم تمامی پایگاه های نظامی آمریکا را در سراسر کره زمین هدف حمله قرار دهیم – به طوری که هیچ نیروی نظامی آمریکایی در امان نباشد».
آیا کوثری و تمام آنانی که در چهار روز گذشته به این گونه تهدیدها زبان گشوده ائد، یک فرصت دیگر را از دست نمی دهند؟
و یا آن که می خواهند به هر بهاء که باشد، آمریکا را به جنگ بکشانند تا توجه مردم ایران را از تورم مالی و بحران اقتصادی و بیکاری و فقر و فحشاء منحرف کنند و بهانه ای داشته باشند تا ورشکستگی خود در مدیریت ایران را روپوشی کنند؟
رهبران شایسته همیشه فرصت ها را شناخته و بیشترین سود از آن را نصیب ملت های خویش ساخته اند.
ولی رهبران نالایق همیشه فرصت ها را از دست داده و برای ملت هایشان فاجعه آفریده و می آفرینند.
چه افسوس!
اورشلیم- شنبه 19 آذر ماه 1390 – دهم دسامبر 2011 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر