Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

زنده یاد دکتر عبدالرحمان قاسملو یک انسان زیرک بود اما آینده نگر نبود اگر بر اساس روانشناسی رفتارها و عملکردهای ایشان را مورد بررسی قرار بدهیم خالی از



رفتاری در باره تفکر رهبران ملت کرد که هرگز به رائ ملت معتقد نیستند و نبوده اند هر کاری بر حسب سلیقه و عقل خویش انجام داده اند همین رفتار باعث شده است که ما همیشه در راه رسیدن به هدف همان آزادی ملت کرد است با شکست روبرو بشویم چرا چون رسیدن به مقام رهبری کرسی مقام و پول و جایگاه و مستحکم نمودن پایه ی خویش مطرح میشود این تفکر جنبش رهایبخش ملت کرد را به بی راهه میکشاند و حالت شیخ و دراویش به خود میگیرد و از حرکت بسوی یک جنبش سراسری برای رهایی ملت کرد خارج میشود متاسفانه اگر ازشون انتقاد کنید مزدور خودفروش و انواع تهمتهای ناروا به انسانهای منتقد زده میشود اما خوشبختانه تکنولوژی امروزی این مرز را برداشته است روزبروز پرده از اشتباهات این ها برمیدارد و در انظار همگانی قرار میدهد وقتیکه به این مقام رسید من ناخودآگاه مطرح میشود و کم کم این من ناخودآگاه به کابوسی تبدیل میشود این کابوس رسیدن به یک مقام که همه اطاعتم بکنند همه پیرو حرفهای من و کسی نتواند از دستوراتم سرپیچی کند این همان تفکری است که در رفتار و عملکرد رهبران احزاب دیگر دیده میشود برای نمونه یک نفر شده رهبر مادامالعمر یگ جریان این یعنی چی؟

زنده یاد دکتر عبدالرحمان قاسملو یک انسان زیرک بود اما آینده نگر نبود اگر بر اساس روانشناسی رفتارها و عملکردهای ایشان را مورد بررسی قرار بدهیم خالی از اشکالات نبوده است دلیلش واضح و روشن است او از یک خانواده ثروتمند و هرگز گرسنگی تشنگی فقیری نداری با خود ندیده بود بنابر این نمیتوانست احساسات یک فرد فقیر و گرسنه را درک کند اگر هم درباره اش حرف میزد خودش این درد را لمس نکرده بود و بر این اساس بود که زود احساس به بنبست رسیدن سیاستش را میکرد دلیلش روشن است او رژیم را بخوبی میشناخت که رهبری این رژیم خمینی شیاد انسانکش با دروغ بر سر کار آمد و شکنجه گاها پر بودند از مبارزین کرد و اعدامها روزبروز بیشتر میشدند و همین که یک دسته میخواستند از حزب جدا بشوند شهید دکتر قاسملو را دچار بحران نمود این بحران باعث شد به دام دشمن به افتد و به دام توطئه های آخوندها افتاد.از زوایه ی دیگر دکتر شهید عبدالرحمان قاسملو به هیچ عنوان بر این بارو نبود که اساس دموکراسی یعنی از پائین به بالا نه از بالا به پائین یعنی شروع مزاکره بدون اطلاع ملتش یعنی بقول خودمان چوپان و گله این اندیشه در خاورمیانه رسم است متاسفانه با اینکه ایشان دکترا داشتند و خیلی هم با تجربه بودند اما تجربه ریزبینی و آینده نگریش خیلی پائین بود .
این را فراموش نکنیم شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو کارهای خوبی برای ملت کرد انجام داده است توانست در بین افراد بانفوذ سیاسی اروپایی نفوذ کند و به نفع ملتش دوستانی هم برای ملت کرد پیدا کند.
اما این چیزی که خیلی مهم است باید ما عملکردهای ایشان کارهای ایشان و خطاهای ایشان و خوبیهای ایشان و اشتباهات ایشان را مورد بررسی قرار بدهیم تا در آینده دچار خطا نشویم و این خطاهای گذشته دوباره تکرار نشوند.بزرگترین اشتباه شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو این بود که با کومه له اعلام جنگ نمود که یک جنگ برادرکشی را براه انداخت خود را رهبر تمامی کردهای شرق کردستان میدانست و بارها اعلام میکرد که هیچ گروه هی حق مبارزه در کردستان بجز حزب دموکرات کردستان ندارند و بارها از کومه له درخواست نموده بود که اسلحه هایشان را تسلیم حزب دموکرات کردستان بکنند این یک اندیشه خشک میرساند. اشتباه دوم دکتر شهید عبدالرحمان قاسملو این بود که فردی مغرور بود و خودسرانه دست به هر کاری میزد و عملکرد یک فرد دموکرات نداشت من خیلی از حرفهای ایشان را گوش کرده ام و خیلی از ویدئوهای ایشان را دیده ام بر اساس تحقیقات روانشناسی رفتاری ایشان فردی بود مثل معمرقذافی و صدام حسین فکر میکرد تقریبا میتوان گفت این از زوایه ی چهره شناسی و رفتار شناسی برخورد و حرکات ایشان چنین بر می آمد که حساب برای هیچ کسی نمیکرد متاسفانه این اندیشه در تفکر و عملکرد تمامی رهبران کرد وجود داشته و وجود دارد .
درود بر روح و روان شهدای راه کرد و کردستان
با تشکر ساموئیل کرماشانی 11/7/2011
-------------------------------------------------
پدر حقوق بشر کردستان وارد پنجمین سال حبس خود شد:
کردوند: «پایگاه اطلاع رسانی خانواده کبودوند»
طبق تقویم زندان محمدصدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به دلیل حمایت و دفاع از حقوق بشر به 11 سال حبس محکوم و زندانی شده، پس از 49 ماه حبس، وارد پنجمین سال از حبس گردیده است. کبودوند طی این مدت حتی برای یک ساعت اجازه مرخصی ندا...شته و از 15 ماه پیش تاکنون نیز از دیدار حضوری با خانواده خود محروم بوده است. وی براساس دستور کتبی دادستان از هرگونه مرخصی، دیدار حضوری با خانواده و حتی ویزیت پزشک قانونی و بررسی پرونده بیماری ایشان محروم و ممنوع گردیده است. ما خانواده کبودوند براین باوریم که علت این همه سخت گیری نسبت به ایشان به دلیل مقاومت و ایستادگی و به گفته مقام های امنیتی «بر سر موضع بودن» وی و کرد بودن کبودوند است، که این موضوع عناد مسئولان امنیتی و قضایی را نسبت به مردم کرد و بویژه عزیز در بند ما نشان می دهد.
تهران: 17 تیر1390
--
به مردم، احزاب و سازمان های سیاسی و مدنی کردستان
10 / 7 / 2011
محمدصدیق کبودوند در زندان طی پیامی خواستار شناسایی و معرفی روزهای تاریخی مردم کردستان و تنظیم و تقویم مناسبت های آن شد:

همانگونه که پیداست در طول مبارزات ده های اخیر، روزها و ایامی تاریخی وجود دارد که هریک یادآور رویدادهای غم انگیز و گاه شادی آفرین در مبارزه و در جنبش حق خواهی مردم کردستان است، که بدون تردید هریک از این روزها، دگربار می تواند به نقطه عطفی برای کسب مطالبات و حقوق نادیده انگاشته شده مردم کردستان تبدیل شود. روزهایی چون دوم بهمن- روز خودمختاری کردستان- دهم فروردین- روز اعدام قاضی ها- بیستم فرودین – روز حقوق بشر کردستان-؛ 17 اردیبهشت- روز اعدام زندانیان سیاسی بی گناه، روزهای ترور رهبران احزاب کرد در چند مقطع، روزهای بمباران شیمیایی شودت و حلبچه، روزهای قتل عام روستائیان قارنا و قاتلان، روز یورش به کردستان، روز سوم اسفند، روز دهم شهریور و خیزش مدنی مردم کردستان در تیرماه 1384، این روزها و روزهای دیگر اگرچه در تاریخ مبارزات مردم ثبت خواهند شد. اما نامگذاری این روزها می تواند مناسبت های خاص خود را در پی داشته باشد که پرداخت به آنها از سوی رسانه های کردی و جامعه مدنی ضروری است. مناسبت هایی چون روز تعیین سرنوشت، روز مبارزه برای الغای اعدام زندانیان سیاسی، روز حقوق بشرکردستان، روز معلم در کردستان، روز سرکوب تروریسم دولتی توسط جامعه مدنی کرد، روز پیکار با فقر و آپارتاید، روز تبقیح سرکوب مبارزه مدنی، روز ابراز نفرت از ژنوساید مردم کرد، و روز محکومیت یورش به کردستان و روزهای دیگر می تواند در تقویم کردستان تنظیم و در چنین روزهایی از سوی رسانه ها و جامعه مدنی، برنامه هایی به مناسبت آن روز تدارک دیده شود. امید است این پیشنهاد مورد توجه فعالان جامعه مدنی و احزاب و گروه های سیاسی و مدنی و فرهنگی و رسانه های کردستان قرار گرفته و اقدامات مقتضی در این رابطه به عمل آید.


تهران: زندان اوین 8 تیرماه 1390/ 29 ژوئن 2011
به‌ نقل از سایت خبری بیان اینفو
---------------------------------
هیلا صدیقی را همانگونه یافتم که در شعرهایش بود ! شاید بهترین توصیف برایش شعر زن ایرانی اش باشد که در آن گفته بود :

سرزمینم خاک افسونگر دل خاورمیانه
نام تو تاریخ تو مردان کویت جاودانه
من زن ایرانی ام ایرانی از جنس تن تو
هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو
من زن ایرانی ام همسایه و هم نسل شیرین
خواهر تهمینه و هم قصه ی پوران و پروین
من زن ایرانی ام اهل تمدن زاده پارس
مثل دریا می‌خروشم من خلیج‌ام تا ابد فارس
من زن ایرانی ام یک چشمه شرم ناب دارم
قد صدها سد سیوند پشت چشمم آب دارم
من زن ایرانیم می سازمت با خشت جانم
میزنم تا سقف تو صدها ستون با استخوانم
من زن ایرانی ام ایرانی از جنس تن تو
هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو ...

هیلا ماند ، برای کشورش و برای مردمش و همین ماندن است که او را ماندنی خواهد کرد
---------------------------------------
خشم آموزگار بر دانش آموز، حشم و خروش او از اجتماع به هم گسیخته است. معلم که هرلحظه از اجتماع رنج می برد، نمی تواند دربرابر دانش آموز بی تفاوت بماند.
خشونت در یک جامعه بیمار مثل جامعه دین زده و مذهب زده ی ایران کودکان در آمان نیستند
اینجا در دو ویدئو نشانداده میشود که چطور کودکان توسط معلم بی رحمشان مورد خشونت قرار میگیرند و این باید اسمش گذاشت اموزشگاه خشونت حقیقتا ایران شده آموزشگاه خشونت


اين اتفاق در شهر كرمان اتفاق افتاده كه در ان يك معلم بي رحم از سر و گوش دانش اموز گرفته و بلند مي كند و پس از چند ثانيه با صورت او را به نيمكت زده و سپس زير مشت و لگد گرفته و به طرز وحشيانه اي او را از كلاس بيرون مي اندازد !

در ويديوي حاضر معلم يا مدير يا يكي از مسئولين مدرسه از دو دانش آموز مي خواهد تا به يكديگر سيلي بزنند. وي كه تصويرش در اين فيلم نشان داده نمي شود از دو دانش آموز مي خواهد كه با شدت بيشتري همديگر را كتك بزنند.

فقر در زیر سایه ی جنون اسلامی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر