Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

در این روزهای گذشته نشاندادند که دولت انتقالی لیبی دستکمی از سیستم مخوف قذافی ندارند و همان آش و همان کاسه هستند اما با عوض نمودند رنگ پرچم و رنگ لباس


در این روزهای گذشته نشاندادند که دولت انتقالی لیبی دستکمی از سیستم مخوف قذافی ندارند و همان آش و همان کاسه هستند اما با عوض نموده اند رنگ پرچم و رنگ لباس

قذافی مرد، ولی آینده ایران چه خواهد شد؟

قتل وحشیانه معمر قذافی در لیبی، دنیا را تکان داد. ولی پاسخ به این پرسش که آیا صاحبان جدید قدرت در لیبی می بایست این چنین از دیکتاتور خون آشام و دیوانه کشور خود انتقام بگیرند، جواب یکسانی نبوده و دو دیدگاه کاملاً متفاوت عنوان شده است: یک گروه می گوید که معمر قذافی که آن همه آدم کشت و جنایت کرد، شایسته سرنوشتی بهتر از این نبود. بگذارید که همه دیکتاتورهای جهان از بشار اسد تا علی خامنه ای درس عبرت بگیرند و بدانند که اگر آنان نیز به خونریزی و کشتار ادامه دهند، عاقبتی بهتر از این نخواهند داشت – تا شاید قتل وحشیانه قذافی هشداری به آنان باشد که از ادامه جنایت دست بردارند.

ولی جناح دیگر جهانی می گوید که هیچ اسیری را نباید کشت و هر فرمانروایی هر اندازه که جنایتکار بوده حق دارد از یک محاکمه عادلانه برخوردار گردد و همه امکانات دفاعی در اختیارش نهاده شود – همان گونه که مردم اصیل مصر نشان دادند که حسنی مبارک نیز باید از این حقوق انسانی برخوردار گردد.

اما در هر حال کار از کار گذشته و باید به آینده نگریست و پرسید: حکومت لیبی به کجا می رود و چه آینده ای در انتظار آن ملت است؟ پرسش مهم تر: خاورمیانه به کجا می رود؟ آینده مصر چه خواهد شد؟ سوریه پس از برافتادن حتمی حکومت بشار اسد در چه مسیری گام خواهد نهاد؟ و از همه مهم تر: چه هنگام بساط رژیم اسلامی ایران برچیده خواهد شد و این فاجعه بزرگ که گریبانگیر ملتی فرهیخته و مظلوم شده پایان خواهد گرفت؟

هنگامی که تاریخ کشورهای عرب را ورق می زنیم، می بینیم که همیشه در استبداد و خودکامگی زیسته اند و این در حالی که یک سال و اندی پیش، مردم ایران نخستین انقلاب دموکراسی خود را به راه انداختند و رژیم استبدادی را به نظام مشروطه تغییر دادند و از آن هنگام تا کنون نیز در تلاش برای رسیدن به مردمسالاری واقعی و برخورداری از آزادی ها و حقوق شهروندی، حتی یک لحظه از پای ننشسته اند.

مردم ایران با توجه بسیار رویدادهای کشورهای عرب را نظاره می کنند و در انتظار آن روز و لحظه ای هستند که فرصت را مناسب بدانند و آنان نیز همانند مردم سوریه و لیبی ومصر و مراکش و یمن به پا خیزند و این حکومت ظلم و استبداد را براندازند و از رفاه و آزادی برخوردار گردند.

در همان سال هایی که مردم ایران پرچم مشروطه را به اهتزاز درآوردند، همه ممالک مستقل امروز عربی در استبداد امپراطوری عثمانی می زیستند که به عنوان سلطان و خلیفه، سرزمین های عربی را زیر تسلط خود داشت – و تنها ایران زمین بود که پیروزمندانه در برابر عثمانی ها و خوی تجاوزگرانه آنان ایستاد و موجودیت مستقل خویش را حفظ کرد.

کمتر از یک صد سال پیش، که اعراب به دنبال جنگ جهانی اول از تسلط امپراطوری فرو پاشیده عثمانی رهایی یافتند، با آن که دو دهه تحت سرپرستی کشورهای قیم، یعنی بریتانیا و فرانسه زیستند و تا حدودی با اصول مردمسالاری و حکومت قانون آشنایی یافتند، ولی کوتاه مدتی پس از آن که آن دو کشور قیم بساط خود را برچیدند و منطقه را ترک گفتند، کودتاهای نظامی یکی پس از دیگری آغاز شد و در سوریه و عراق و مصر و لیبی و یمن افسران جوان قدرت را به دست گرفتند و همگی برای آن که هر چه بیشتر در حکومت بمانند، نظامی سرکوبگر بر پا ساختند که تا به امروز ادامه داشته است.

این یادآوری ها نه به خاطر آن است که قصد دادن درس تاریخ داشته باشیم، بلکه یک نتیجه گیری اجتناب ناپذیر است و آن این که شوربختانه ملت های عرب هنوز با اصول والای دموکراسی و مردمسالاری آشنایی لازم را نیافته اند و شاید یکی دو نسل دیگر زمان نیاز دارند تا این خلاء را بتوانند پر کنند و اصول مردمسالاری را بیآمورند.

ایرانیان، برخلاف اعراب، دموکراسی را تجربه کرده اند: دوران نخستین مشروطیت تا به روی کار آمدن نظام رضا شاه و پس از آن، دوران پس از جنگ جهانی دوم و چند سال دیگر پیش از تغییر رژیم، بهار سیاسی ایران بود.

در مورد ایران، برخلاف کشورهای عرب، با قاطعیت می توان گفت که در هیچ دورانی نظامیان نبودند که حاکمیت سیاسی ایران را به دست گرفتند و حتی رضا شاه نیز، اگر با یک اقدام نظامی خاندان قاجار را برانداخت، ولی حکومت قاجاریان به شدت پوسیده بود و مشکل می توان نام آن را کودتای نظامی نامید.

اکنون که قذافی نابود شد، دولت های غربی باید همت کنند که مردم لیبی به دموکراسی و آزادی برسند. پیمان ناتو بود که عملاً موجب برافتادن دیکتاتور پیشین لیبی گردید و فرمانروایان جدید باید این واقعیت را منظور داشته باشند و خود نخواهند در استبداد، قذافی دیگری باشند.

اروپاییان مصمم به نظر می رسند که نگذارند لیبی دوباره به سوی دیکتاتوری گام بردارد – و امید داشته باشیم که آنان در این تلاش و برای رسیدن به این مهم، کامیاب باشند. ولی این کامیابی تا حدود زیادی به آمادگی ذهنی رهبران آینده لیبی و کاردانی و وطن پرستی و انسان دوستی آنان بستگی دارد.

رسیدن به چنین هدفی آسان نخواهد بود – به ویژه به علت ساختار قبیله ای در لیبی و این واقعیت که آن سرزمین درگذشته نیز کشور یک پارچه ای نبوده و خطر تجزیه ممکن است دوباره آن را تهدید کند. هفته های نخستین سقوط طرابلس غرب و فرار قذافی را به یاد داریم که چگونه مخالفان او در تشکیل دولت موقت با مشکل روبرو شدند و توافق بر سر آن بسیار برایشان دشوار بود.

آینده مصر نیز هنوز در برابر علامت پرسش قرار دارد: آیا نظامیان حاکم بر قاهره واقعاً اتنخابات عمومی را در موعدی که مورد درخواست مردم است انجام خواهند داد؟ آیا این انتخابات واقعاً به صورت آزاد برگزار خواهد شد؟ آیا اگر آزاد باشد، حزب ها یا افرادی به روی کار خواهند آمد که توان آن را خواهند داشت که مصر را در مسیر پیشرفت، آبادانی و دموکراسی و حکومت مردم بر مردم قرار دهند؟

از این پرسش به درستی بوی نگرانی به مشام می رسد. ولی هنگامی که به عراق و افغانستان بنگریم و رویدادهای این دو کشور را بررسی کنیم، شاید تا حدودی این نگرانی فروکش کند:

در عراق، دموکراسی، بسیار آهسته ولی مداوم و پیگیر، ریشه می دواند و بی تردید حکومت امروز از نظر پاس داشتن حقوق مردمان، ده ها گام پیشتر از رژیم استبدادی صدام حسین است.

در افغانستان نیز، با وجود همه مشکلات، نظام دموکراسی کم کم شکل می گیرد.

هر دو کشور عراق و افغانستان، در حالی به این دستآوردها می رسند که ترور هنوز در آن جا بیداد می کند و آدم کشی و سوءقصدهای انفجاری، در ابعادی کمتر، همچنان ادامه دارد

ولی در عین حال شاهد آن هستیم که هم در عراق و هم در افغانستان فساد مالی در ابعاد گسترده رواج دارد و رشوه خواری و دزدیدن از بیت المال یک امر عادی و قابل قبول است. ولی این مشکلی است که همیشه در کشورهای خاورمیانه وجود داشته و شاید یکی از علل آن فقر مردمان و پایین بودن سطح درآمد کارمندان و کارکنان بوده است.

مردم ایران همه این رویدادها را نظاره می کنند و با کاردانی به بررسی و تحلیل آن می پردازند. ایرانیان می دانند که صدام با دخالت بین المللی سرنگون شد، طالبان در نتیجه قدرت نمایی ناتو و کشورهای هم پیمان ایالات متحده راه فرار در پیش گرفتند. بی دخالت گسترده نظامی ناتو نیز بعید می نماید که انقلابیون لیبی می توانستند این چنین نسبتاً آرام، حکومت خون و ترور قذافی را براندازند.

ایرانیان می بینند که رژیم بشار اسد نیز، با آن که تا کنون حدود چهار هزار تن از فرزندان آن سرزمین را کشته، هنوز ایستادگی می کند و خیال کنار رفتن ندارد. غرب فشار می آورد – ولی شاید تنها با دخالت نظامی ناتو و ایالات متحده باشد که بتوان طومار عمر رژیم سرکوبگر و جنایت پیشه خاندان اسد در سوریه را درنوردید.

سخنان روزهای اخیر شماری از سران حکومت ایران در حمایت از آن چه "ولایت مطلقه فقیه" می نامند نشان آشکاری از بیم و هراس آنان نسبت به آینده رژیم دارد. آنان می دانند که اگر قذافی با چنین سرنوشت شومی روبرو گردید، و اگر بشار هم باید برود – و گرنه به غضب مردم دچار خواهد شد – احتمال زیاد می رود که سرنوشت خامنه ای و اطرافیانش از مصلحی و صالحی تا احمدی نژاد و رحیم مشائی بهتر از این نخواهد بود.

ولی شاید اگر ایرانیان هنوز همچنان ساکت نشسته اند و فریاد اعتراض خویش را بلند نکرده اند، به خاطر آن است که رویدادها را نظاره می کنند و در انتظار فرصت مناسب هستند.

در شرایط امروز یک اشاره عملی از جانب اروپا و آمریکا در حمایت از ملت ایران، همان گونه که در مورد قذافی عمل کردند، کافی خواهد بود تا مردم ایران را به خیابان ها بیآورد. ولی تا هنگامی که سرنوشت رژیم بشار اسد یک سره نشده، بعید می نماید که غرب این اشتیاق و حرارت را نسبت به خواسته های برحق ملت ایران نشان دهد.

اورشلیم: شنبه 30 شهریور ماه خورشیدی – 22 اکتبر 2011

//////////////////////

تشدید آتشباری زمینی و هوایی ترکیه علیه کردها
کشته های 24 ساعت اخیر؛ از 32 تا 55 نفر

بخش فارسی رادیو اسرائیل- یک روز پس از آنکه حکومت اسلامی ایران و دولت اسلام گرای ترکیه تعهد کردند که در زمینه سرکوب کردها با یکدیگر همکاری بیشتری داشته باشند، در حملات هوایی ارتش ترکیه به مواضع "پ.کا.کا" در شمال اقلیم خودمختار کردستان عراق، ده ها تن کشته شدند.

در حالی که تلویزیون دولتی ترکیه "تی.آر.تی" شمار کردهای کشته شده را 32 تن اعلام کرد، تلویزیون "الجزیره" به نقل از "منابع موثق"، شمار کردهای به قتل رسیده را در طول 24 ساعت گذشته، دستکم 55 تن ذکر کرد.

هشدار تلویحی آمریکا به ایران: در فکر تسلط بر عراق نباشید به قول خودمانی یعنی بفرمائید عراق متعلق به شماست

بخش فارسی رادیو اسرائیل- در پی اعلام خروج قریب الوقوع نیروهای نظامی آمریکایی از عراق، وزیر امور خارجه ایالات متحده تلویحاً به حکومت ایران هشدار داد در فکر این نباشد که پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق، به دخالت در اوضاع داخلی آن کشور بپردازد.

پیشتر، محمود احمدی نژاد با حسن استقبال از این تصمیم آمریکا، گفته بود که امیدوار است این موضوع، به تغییراتی در روابط تهران – بغداد بیانجامد.

بانو هیلاری کلینتون گفت: «حال که ما فصل جدیدی را در روابط خود با عراق می گشاییم، به ملت عراق می گوییم: ایالات متحده با شما خواهد بود تا قدم بعدی را در تحقق نظام مردمسالار خود بردارید».

وزیر خارجه ایالات متحده که در جریان سفر به تاجیکستان سخن می گفت، سپس افزود: «به همه کشورهای منطقه، به ویژه همسایگان عراق هشدار می دهیم که ایالات متحده در کنار دوستان و شرکایش، از جمله عراق می ایستد و از امنیت و منافع مشترک خود با آنها دفاع می کند».

در پی آنکه پرزیدنت باراک اوباما، رییس جمهوری ایالات متحده دیشب اعلام کرد که نیروهای نظامی آمریکایی تا پایان سال جاری میلادی، دو ماه دیگر، عراق را ترک خواهند کرد، بسیاری از تحلیلگران در ایالات متحده با انتقاد از این تصمیم، تأکید کردند که با این کار، آمریکا عراق را دو دستی تقدیم حکومت اسلامی ایران می کند.

از جمله سناتور جان مک کین گفت: «این تصمیم به عنوان یک پیروزی بزرگ برای دشمنان ایالات متحده در منطقه، به ویژه ایران است که می کوشند با خروج آمریکایی از عراق، نفوذ خود را در آن کشور افزایش دهند».

این در حالی است که مسئولان ارشد کاخ سفید می گویند حکومت ایران در حال حاضر "ضعیف تر" و "منزوی تر" از آن است که ایالات متحده نگران دخالت آن در عراق باشد.

ترکیه از مانور مشترک اسرائیل – قبرس نگران است

بخش فارسی رادیو اسرائیل- مانور نظامی عادی و از قبل تعیین شده، که قرار است میان اسرائیل و قبرس برگزار شود با حساسیت ترکیه روبرو گردیده است.

رسانه های ترکیه به ویژه نوشته اند که موعد زمانی مانور مشترک اسرائیل – قبرس برای ترکیه جالب نیست و ترکیه آن را شاید پیامی علیه خود تلقی کرده است.

در همین حال، سفارت اسرائیل در قبرس در بیانیه ای نوشت این رزمآیش در برگیرنده پیامی علیه هیچیک از کشورهای همسایه نیست.

رزمآیش در روزهای آینده برگزار می شود و به ویژه نیروی هوایی دو کشور در آن سهیم خواهند بود.

ترکیه و قبرس که همواره بر سر بخش ترک نشین قبرس دچار درگیری بودند، اخیراً بر سر بهره گیری از منابع نفتی و گازی دریای مدیترانه تا سر حد تنش نظامی پیش رفتند و آقای رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه تهدید کرد که کشتی های جنگی ارتش ترکیه را به سواحل قبرس بفرستد.

"توافق آزادی زندانی اسرائیلی – آمریکایی در مصر هم به دست آمد"

بخش فارسی رادیو اسرائیل- با آزادی گیلعاد شلیط و بیرون آمدن پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده او از نگرانی، اکنون چشمان یک پدر و مادر دیگر به کشور مصر دوخته شده است زیرا فرزند آنها در آنجا زندانی می باشد.

این زندانی "ایلان گرافل" نام دارد که وی نیز دارای تابعیت دوگانه اسرائیلی – آمریکایی است و از چهار ماه پیش به اتهام جاسوسی برای اسرائیل زندانی شده است و این در حالی که هم اسرائیل و هم ایالات متحده جاسوس بودن گرافل را رد می کنند و آن را نادرست می دانند.

این احتمال اکنون مطرح گردیده که مصر گرافل را آزاد کند و اسرائیل نیز در مقابل 81 زندانی مصری را به کشورشان باز گرداند.

رسانه های عرب زبان امروز، شنبه نیز نوشتند که توافق اسرائیل – مصر و آمریکا برای آزادی گرافل به مراحل پایانی خود رسیده است.

روزنامه "الیوم السابع"، چاپ مصر، امروز نوشت سفیر مصر در اسرائیل، آقای یاسر رضا، اسامی 81 زندانی مصری را که اسرائیل آنها را آزاد خواهد کرد، به مقامات مصری ارائه کرده است.

آقای گرافل به عنوان یک گردشگر هنگامی به مصر رفت که مصری ها مرتب در رسانه های جهانی گردشگران را به بازگشت به مصر دعوت می کردند و مدعی بودند که مصر آرام شده است.

اما هنگامی که آقای گرافل تنها از روی کنجکاوی در کنار چند جوان تظاهر کننده مصری در میدان التحریر ایستاده و زیر پلاکاردهای آنان عکس گرفته بود، افرادی در مصر او را دستگیر کردند و سپس او را حتی به اتهام جاسوسی متهم کردند.

محمود عباس به فرمانده ارشد نظامی مصر: سپاس برای آزادی 1027 فلسطینی

بخش فارسی رادیو اسرائیل- آقای محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی امروز در قاهره با ژنرال محمد حسین الطنطاوی، فرمانده شورای عالی نظامی مصر، که عملاً حکومت جدید مصر را در اختیار دارد، ملاقات کرد تا از او به خاطر نقش مصر در میانجی گری موفقیت آمیز میان اسرائیل و حماس که منجر به آزادی 1027 تروریست فلسطینی از سوی اسرائیل می شود، قدردانی کرده باشد.

گیلعاد شلیط امروز در ساحل دریا گردش کرد

بخش فارسی رادیو اسرائیل- گیلعاد شلیط ، سرباز اسرائیلی آزاد شده از اسارت حماس، امروز در نخستین شنبۀ تعطیل پس از رهایی، همراه با پدرش در ساحل زیبای آخزو، که بخشی از ساحل دریای مدیترانه در شمال اسرائیل است گردش کرد.

گیلعاد شلیط که سه شنبه در برابر 1027 تروریست، پس از 1941 روز بودن در اسارت حماس آزادی خود را باز یافت، در این پنج روز که به خانه خود بازگشته است، هر چه بیشتر به زندگی عادی باز می گردد.

هنگامی که امروز نیز هنگام گردش کردن در ساحل دریای مدیترانه در نزدیکی خانه خانواده شلیط با مردم روبرو شد، همه از آزادی او ابراز خرسندی عمیق می کردند.

گیلعاد دراین روزها با شماری از دوستان و هم مدرسه ای هایش دیدار کرده؛ دوبار در خیابان کنار خانه با دوچرخه گردش کرده و کم کم می آموزد که پس از پنج سال و چهار ماه انزوای مطلق و شدید، به میان مردم باز گردد.

برخی از همسایه های خانواده شلیط که دیروز (جمعه) با گیلعاد ملاقات کردند، گفتند از زبان گیلعاد شنیده اند که در این سال های اسارت، به او غذای کارگری معمولی غزه، پیتای عربی و حموس می داده اند؛ پس از یک دوران اولیه شکنجه و بودن در سیاهچال ها، اخیراً گاهی رادیو و حتی گاه تلویزیون نیز داشته و در مواردی نیز چند کتاب انگلیسی به او داده اند.

فعالان پیر و جوان ستاد آزادی شلیط با شادی از موفقیت، با این تلاش وداع می کنند

گزارش بخش فارسی رادیو اسرائیلدر حالی که گیلعاد شلیط رفته رفته به زندگی عادی باز می گردد، صدها نفر از فعالان ستاد تلاش برای آزادی این سرباز نیز با این فعالیت های گسترده خود وداع می گویند و آنان نیز زندگی معمولی خود را از سر می گیرند.

این فعالان، که تمامی اقشار جامعه اسرائیل را در بر می گیرند، با گردهمآیی در روزهای پایانی عید "سوکوت" از موفقیت تکاپوهای بی وقفه خود که سرانجام به رهایی شلیط از اسارت 64 ماهه منجر شد، پایان این فعالیت ها را اعلام کردند.

همزمان قرار است در روزهای آینده با برگزاری مراسمی در چادر سفید رنگ کوچکی در قلب اورشلیم که چادر بست نشینی حدوداً دو ساله خانواده گیلعاد شلیط بود، این چادر نیز برچیده شود.

مردم اسرائیل در این پنج سال و چهار ماه اسارت شلیط، هیچگاه خانواده دردمند او را تنها نگذاشتند و همواره یار و یاور آنها در هر حرکت اعتراضی بودند.

بسیاری از این فعالان حتی کار خود را ترک کرده بودند تا سراسر زندگی خویش را وقف این تلاش ها کنند.

بارزترین چهرۀ این فعالان، جوانی به نام آقای "اهود کانار" بود که حتی یک روز خانواده شلیط را تنها نگذاشت.

خانم "الا خفتس"، یک زن جوان و زیبا یکی دیگر از این فعالان بود.

خانم اور پیریمور نیز سال ها در کنار خانواده شلیط بود. پیریمور با نهادن دسته های گل سفید رنگ درکنار خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ گیلعاد شلیط و باز کردن بطری های شامپاین و در حالی که از خوشحالی اشک می ریخت، با آنها خداحافظی کرد.

---------------------------------------

سیسته‌می سیاسی له‌ لیبیا له‌ ماوه‌ی 42 سالدا

لە ماوە ٤٢ سال ژیانی لیبیا بەم شیوەیە بوو :

١.کارەبای نیشتیمانی بۆ ماوەی ٢٤ کاتژمێر بە خۆرایی
٢.ئاو بە خۆرایی لە کاتێک لیبیا بیابان بوو بەلام تا قولای ٤٠٠٠ کم لە بیابان ئاوی بۆ چوبوو
٣.نرخی یەک لتر بەنزین 0.08 یورۆ واتا (٨سەنت)
٤.بانکەکانی لیبیا قەرزیان بە هەموو کەسێک دەدا و هەر چەندی بویستبا و بێ زیادە خستنە سەر
٥.هاولاتی لیبی هیچ زەریبەیەکی لەسەر نەبوو.
٦.وولاتی لیبیا قەرزداری هیچ وولاتێک نەبووە
٧.نرخی کرینی ئۆتۆمۆبیل لە لیبیا هەمان نرخی کرین بووە لە کۆمپانیاکان
٨.هەر قوتابیەک خوێندن لە دەرەوە تەواو بکات حکومەت مانگانە ١٦٢٧ یۆرۆی دەداتی
٩.هەر کەسێک بروانامەی زانکۆی هەبێت مانگانە ٢٠٠٠ یۆرۆی وەر دەگرت ئەگەر کاری نەبوایە
١٠.هەر کەسێک ژیانی هاوسەری پێک بهێنابایە ١٥٠ مەتر زەوی یان خانوەکی وەردەگرت بە خۆرای
١١.هەموو خێزانێک ناوی خۆی بنوسیبا مانگانە ٤٥٠ یۆرۆی وەر دەگرت
١٢.حکومەتی لیبیا ٣ ملیۆن ڤیلای دوو قاتی بە خۆرایی بە سەر هاولاتیانی لیبی دابەش کرد
١٣.هاولاتی لیبی بۆ کارکردن قەدەغە بوو بچیتە دەرەوەی وولات بەلکی مافی خوێندنی بۆ دابین دەکرا لە دەرەوە
١٤.تاکە وولات بوو کە کرێچی نەبوو
١٥.بۆری ئاو لە لیبیا نیکل بوو
١٦.کۆمپانیا بیانیەکان بە قازانی١٠% کاریان دەکرد
١٧.سوپای نەبوو بەلکو هەموو گەل سوپا بوو چەکی بەسەر هەموو لیبا دابەشکردبوو...



ئەمەش دوا وێنەی موعتەسەم قەزافی بەر لە كوشتنی

ئەو كوڕەی قەزافیە كە تەنها لە شەوێكی یانەی شەوانەی لەندەن، یەك ملیۆن و سێسەد هەزار پاوەندی خەرجكرد کە دەکاتە دوو ملیۆن دۆلار.....
لەو وێنەیە خاوەنی تەنها جگەرەیەك و بوتڵێكی ئاوە

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر