Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

نبابر گزارشی که هم اکنون به دست ما رسیده است که این خبر توسط کسانی فرستاده شده است که خود این شخص گارد ویژه قاضی بازجو بوده است که این شخص برای یکی ا



نبابر گزارشی که هم اکنون به دست ما رسیده است که این خبر توسط کسانی فرستاده شده است که خود این شخص گارد ویژه قاضی بازجو بوده است که این شخص برای یکی از دوستانش این نامه را ارسال نموده است و در آن برای دوستش شرح داده است که در جمهوری اسلامی در زندانها چه میگذرد و چه کسانی دارند بر این مملکت حکوم میکنند هر کسی به باب دلشان نباشد به آسانی اعدام میکنند و میکشند. در ادامه نامه خود برای دوستش نوشته است من یکروز با قاضی رفتیم برای باجوی از دلارا دارابی قاضی به من گفت برو بیرون من هم رفتم بیرون اگر قبول نمیکردم اخراج میکردند و یا بعدش یک پروند برایم درست میکرد جانم را مثل افراد دیگر میگرفت من هم رفتم بیرون دیدم خیلی طول کشید قاضی من راصدا نمود گفت بیا تو من هم رفتم تو در یک سلول انفرادی بود دیدم که دلارا دارابی خیلی وضعش به هم ریخته است خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم میشه که شاید این قاضی کثیف به ایشان تجاوز نموده باشد دیدم که دلارا به صدای بلند گفت نعلت بر تو خمینی کثیف قاضی برگشت یک کشیده زد تو صورت دلارا دلارا دارابی هم برگشت گفت شما به من دست بند زدی نگهبان را از اتاق بیرون کردی تا به من تجاوز کنید وای به حال روزی که آزاد بشوم این جنایتها را برای همه شرح خواهیم داد در آن لحظه زد تو سرم چند باری دستم بردم برای کمرم میخواستم کلتم را در بیاورم و قاضی را بکشم بعدش ترسیدم گفتم هم خودم را میسوزانم و هم خانواده ام بگزار با درد خودم بنالم به بینم چه خواهدشدخلاصه رفتیم بیرون قاضی من را برد با خودش به یک چلاو کبابی من را دعوت نمود از من سئوال نمود نگران به نظر میرسید من هم جواب دادم نه اما صبح سرم درد میکرد کمی حالا دارم خوب میشوم قاضی برگشت و گفت شما به پله و پایه ی خاصی خواهید رسید در جمهوری اسلامی اما یک چیز را فراموش نکنید که انچه شما در زندانها میبینید برای خانواده ات و یا حتی همسرت تعریف نکنید میدانی زنها عقلشان ناقص است و تا اینکه یک خبر به دهنشان برسد تمام کوچه و پس کوچه ها ازش با خبر میشوند من هم جواب دادم نه جناب حاجی آقا من در خدمت نظام جمهوری اسلامی هستم خلاصه قاضی به من گفت آفرین شما دارید نشان میدهید که فرزند امام هستی ما همه فرزندان امام هستیم.من هم گفتم کاملأ درست است چیز دیگری را نمیتوانستم بگم بعدش دیگر خیلی من را آزار داد تا اینکه روزی فکر کردم که اگر بتوانم در یک کتاب خاطراتم قبل از اینکه بمیرم منتشرش کنم و یواشگی به خارج به فرستم.من همیشه با قاضی بوده ام یعنی ما دوازده نفر هستیم مسئولیت حفظ جان قاضی و بازجوها هستیم به طور هفتانه با قاضی به زندانها میرویم و با افراد گوناگون ملاقات و از آنها بازجوی میشه توسط قاضی ما به هیچ عنوان حق دخالت را نداریم فقط پشت سر قاضی می ایستیم و نگاه میکنیم که نکنه فردی به قاضی و یا بازجو حمله کند در چند سال پیش تعدادی از زندانیان که خود را هوادار مجاهدین خلق میدانستند به قاضی حمله نمودند و کتک کاری نمودند این اتفاقات در کرج وچند بار در زندان اوین و زندانهای دیگر ایران رویداده است. یکی از دوستانم که با قاضی رفت برای حرف زدن با بهنود شجاعی که این دوست برای من تعریف نمود که بهنود را عصبانی میکند و بهنود چندین بار به خمینی و نظام جمهوری اسلامی توهین میکند قاضی برمیگردد به بهنود میگوید اگر هم خانواده اویلیای دم رضایت بدهند ما شما را به خاطر این توهین اعدام خواهیم کرد بهنود هم در جواب گفت بکنید مگر جان من از اینهای که شما جانشان گرفته اید عزیز تر است هر کاری که از دستت بر می آید بکنید من دیگر زیربار هیچ ظلمی نمیروم و دوباره میگویم با آمدن خمینی به ایران هیچ شرافت و کرامتی برای فرد ایرانی باقی نگذاشته اید قاضی عصبانی میشود با صدای بلند داد میزند خفه شو و به نگهبان دستور میدهند تا 24 ساعت در یک سلول انفرادی قرار گیرد و بهنود را هم میزنند و کتک کاری میکنند و هم به یک سلول انفرادی می اندازند تا 24 ساعت.باور کنید بهنود شجاعی دلارا دارابی و سهیلا قدیری اینها فقط و فقط بخاطر اینکه به خمینی و نظام جمهوری اسلامی و به ولی فقیه توهین نموده بودند اعدام کردند چرا چون من خودم با قاضی نرفتم پیش سهیلا قدیری اما یکی از دوستانم برای من تعریف نمودکه یک روز قاضی برای گفتگو با سهیلا قدیری ملاقات میکنند که بنابر آنچه دوستم برای من تعریف نموده است سهیلا قدیری چند باری پیاپی به خمینی و ولی فقیه و جمهوری اسلامی توهین نموده است و حتی به این خاطر 36 روز در یک سلول انفرادی برسر برده است اما دوستم با تفسیر در باره ماجرا تعریف نه نمود خیلیها میترسند اگر چیزی بگویند اما من خودم بخوبی میدانم در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد. قاضیهای جمهوری اسلامی بر اساس قوانین خاص خودشان کسانی که در جلو قاضی به نظام جمهوری اسلامی توهین کنند برای جامعه خطرناک میبینند چرا چون میگویند آنها دارند اینجا در زیر دست خودشان دارند فوش و توهین میکنند اگر آزاد بشوند به آسانی دهن به دهن میشود و کسانی دیگرر ا یاد میدهند و مردم دیگر نمیترسند و برای نظام خطرناک هستند و باید اعدام بشوند.اینبار من صدای قشنگی را میشنوم آن هم این است مردم خیلی از این رژیم ناراضی هستند حتی پرسنل دولتی ارتش حتی در داخل سپاه و نیروهای مسلح اختلاف وجود دارد برای مثال میر حسین موسوی مهدی کروبی منتظری و خیلها دارند از این نظام پشت میکنند بخاطر برخوردهای غیر اخلاقی و غیر انسانی که با مردم میشود من افسرانی میشناسم که خیلی از این نظام ناراضی هستند اما قدرت ندارند منتظر هستند که مردم بلند بشوند و آنها با یاری مردم یم آیند. باور کنید دوست دارم در یک دادگاه بین المللی در باره تجاوزها و شکنجه های که با چشم خودم دیده ام تعریف کنم و شاهدی بدهم نمیدانی بعضی وقتها با خودم گریه میکنم در زندانهای ایران حرف اول و آخر کتک کاری زدن و برخورد فیزیکی میباشد.به بین خیلی چیزها را با چشم خودم دیده ام باور نکردنی است به بین کسانی که با قاضی کار میکنند و گارد ویژه قاضی هستند بخوبی میدانند که در نظام جمهوری اسلامی نه از وجدان خبری هست و نه از انسانیت تا اینکه زندانی دهنش را باز کرد کتک میخورد اجازه حرف زدن را ندارند و یا تا اینکه گفتند نه کتک میخورند تا اینکه گفتن بله باز هم کتک کاری است باور کنید اگر راه چاره ای برای خودم پیدا کنم فرار میکنم ما در ایران به سه دسته تقسیم میشویم یا اینکه در برابر تامین زندگیت ساکت باشید همه چیزها دردها رنجها را تحمل کنید و یا اینکه جای شما سلول انفرادی محاربه با خدا جاسوس بیگانه ترویج فرهنگ غربی کسترش فساد البته خود آقایان خودشان مفسدین هستند و یا اینکه باید با نظام باشید با تمام قوا و بی وجدانی را انتخاب کنید. میدانی که این قاضیها اینقدر شهوتپرست هستند بیحد و بیحساب بعضی وقتها به سوریه سفر میکنند در آنجا 10 تا 12 زن و دختر را به یک خانه میبرند و با زنان و دختران آنجا حال میکنند و در هر بازجوی به زنان و دختران ایرانی هم تجاوز میکنند.کسانی که در کهرزک به دختران و پسران تجاوز نمودند بیشترشان ایرانی نبودند من خودم آنها را دیدم از کشور لبنان و عراق و سوریه آمده بودند زبان فارسی را بخوبی میدانستند بیشتر این افراد از حزبالله لبنان بودند.در ادامه مینویسد خدا ما را از این شر نجات بدهد دارم هرروز میمیرم و زنده میشود هر بار تجاوزها را به یاد میاورم میمیرم و زنده میشوم خوب من بخوبی درباره دین چیزی را نمیدانم سواد خاصی هم ندارم 7 سال در پاداگانها اکابر خواندم اما همه چیز را درک میکنم به بین در نظام جمهوری اسلامی کسانی را انتخاب میکنند برای گارد ویژه یا کم سواد هستند و یا آنقدر شستشویی مغزی داده شده اند به طور کلی جان و روح خویش را در اختیار نظام جمهوری اسلامی قرار داده اند.با امید زندگی بهتری باری مردم ایرانی و تمامی انسانهای روی این کره زمین م. س پخدا نگهدارتان با امید دیدار///////////////////////////////توضیح از انتشار نام و ایمیل شخص بخاطر امنیت جان ایشان خودداری میکنیم چرا چون این نامه در انترنت منتشر میشود و خیلها آن را مطالعه میکنند و میتواند جان این افراد را هم به خطر به اندازد .این نامه توسط یکی از هموطنان برای ایمیل من ارسال شده است که از من درخواست نموده است که این نامه را منتشر کنم امروز در ساعت دو و نیم شب برای من ارسال شده است و من هم تصمیم گرفتم آن را منتشر کنم.ساموئیل کو کرماشانی 22/10/2009




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر