Subscribe:

Ads 468x60px

۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

نامه بهنود شجاعی از زندان

نامه بهنود شجاعی از زندان


بنام خداوند بخشنده مهربانایکاش باد صدایم را می بردایکاش گنجشکانی که از بالای دیوار بلند زندان رد می شوند حرفهایم را می شنیدند و بر ایوان خانه شما می نشستند و برایتان بازگو می کردند।بچه ای بودم تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت.هیچگاه فکر نمی کردم بی مادری اینقدر سخت باشد.بیش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگی ام در یک روز خلاصه شده .سه سال است در یک روز زندگی می کنم. سه سال دائم مسیری را که آن روز رفتم می روم و هر چه تلاش می کنم که برگردم نمی شود.در خودم فرو می روم،در خودم فریاد می زنم ،بخدا نمی خواستم چنین شود،ای خدا چرا چرا اینطور شد.چرا تا آخرین لحظه عمرم شرمسار کسانی هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگویم و بیان کنم که این بهنود آن موقع نفهمید چه شد. ولی امروز با تمام وجود از آنچه شده پشیمان است و هر روز سر بر خاک می ساید و هر روز از خدا تقاضای بخشش می کند.من در طی این سالها بارها و بارها در یک روز زندگی کردم و آنهم بدترین روز زندگی ام.بارها و بارها مرده ام ولی باز نفس کشیدم و باز در انتظار مردن دوباره.بخدا هیچکس نمی داند سنگینی این بار چیست؟همانگونه که هیچکس نمی داند داغ فرزند چیست؟من شرمنده ای ابدی هستم که انسانی را، جوانی را، عزیزی را ،و …॥ آه چه بگویم.ایکاش نمی رفتم،ایکاش …دو بار مرا برای اجرای قصاص به سلول انفرادی بردند ، شبهای تلخ و سرد و سنگینی بودنمی دانم چه بگویم هزاران بار مردم. می خواستم گریه کنم، اشکی نبود. می خواستم ناله کنم، صدایی دروجودم باقی نبود.می خواستم در تنهایی مادرم را در آغوش بکشم و اشک بریزم ولی جز دیوار سفید و آهن سرد هیچ چیز نبود.به آخر عمری رسیدم که هیچ چیز جز تلخی از آن ندیده بودم و در پایانش جز بار شرمندگی و پشیمانی چیز دیگری برایم باقی نمانده بود.زندانبان کلید را گرداند و گفت بر خیز وقت رفتن است.صدای کلید قلبم را لرزاند بیاد درد جانکاه شما افتادم،زمانی که فرزندتان را دیدید.مرا به محوطه زندان بردند تمام زندگیم در همین دقایق جلو چشمم گذشت و یاد فرزند شما افتادم که او هم چون من آرزوهای فراوانی داشت.زمانی که در پای چوبه دار به من گفتند،یک ماه فرصت داری تا رضایت بگیری با دیدن برادر آن مرحوم احسان عرق سرد خجالت بر پیشانیم نشست. مرا به زندان برگرداندند.در سلولم بغضم ترکید. خدایا خدایا چگونه به آنها بگویم شرمنده ام، شرمسارمشب با مادرم نجوا می کردم، مادر کجا رفتی؟چرا زود مرا تنها گذاشتی؟اگر تو بودی چه ها نمیشد،ایکاش بودی،ایکاش به در خانه آنها می رفتی، ایکاش از آنان می خواستی در حق من بزرگی کنند، ایکاش از آنان می خواستی که این افتاده بر زمین ندامت و پشیمانی را در دست بگیرند و ایکاش …. ایکاش مادر،مادرم،اگر تو در کنارم بودی ،هرگز این اتفاق برایم رخ نمی داد.مادر در آن دیاری که هستی به دیدار احسان برو،تو در آنجا برایش مادری کن،من شرمنده اویم و می دانم درد بی مادری چیست.خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران ودیعه گذاشت و محبت والدین محبت خدایست .می دانم شما با مهر ترین و با مهربان ترین ها هستید و مهری که به فرزند عزیز از دست رفته خود دارید در دیگری بار بر من گشوده است.شاید این آخرین نامه من باشد و نمی دانم که به دست مهربان شما خواهد رسید یانه؟اما تقاضا می کنم بدانید بهنود که سه سال است در تمام لحظات زندگی خود آرزو می کند تا شما را ببیند و به پایتان بیفتد و بگوید، بخدا آنچه گذاشت در فهمم نبود، بخدا نفهمیدم چه شد؟ بخدا شرمنده ام.شما هرچه بگوئید هر چه بخواهید حق دارید.ایکاش گرمی مهر و نور محبت شما ذره ای بر من یخ کرده بتابد، ایکاش مرا ببخشید.شرمنده روی شمابهنود شجاعی
-----------------------------------

خدایا هر بار كه این نامه رو میخونم॥ از بی پناهی این بچه بغض تمام وجودم رو میگیره .. به بیپناهی این بچه فکر میکنم.. و به داغ دل ان مادری كه فرزندش رو از دست داده ... ولی آخه مگه با مردن بهنود فرزند انها برمیگرده؟.. من جای اون پدر و مادر نیستم.. شاید گفتنش آسون تر از عمل کردنش باشه.. ولی به خدا حتی در موارد کوچکتر از این هم تجربه کردم كه بخشش و ایثار لذتی خیلی بیشتر از انتقام داره.... خدایا خودت کمک کن هم به بهنود هم به اون پدر و مادر داغدیده
جقدر قربانی جهل احکام 1500 سال پیش بشوند مردم این سرزمین چقدر؟
---------------------------------------------------------
تعطیلی مدرسه به علت شعارهای دانش آموزان عليه دولت كودتا
بنا بر خبر دريافتي در یکی از دبیرستان های اطراف میدان حر و میدان قزوین، در ساعت زنگ تفریح، دانش آموزان همگی شروع به دست زدن ودادن شعار عليه حكومت كردند । پس از آن با واکنش شدید مدیر و معاونین مدرسه روبرو شدند. و مدرسه به تعطیلی کشیده شد. طبق گفته یکی از دانش آموزان ، معاون و مدیر مدرسه با دیدن این صحنه و یکپارچه شدن دانش آموزان در دادن شعار، رنگ به رخسارشان نمانده بود و به زور عده ای را ساکت کردند و سرانجام بالاجبار مدرسه را در ساعت 10:50 دقیقه تعطیل کردند تا بچه ها از مدرسه بیرون بروند و پراكنده شوند.
---------------------------------
برای حمایت از کاربران ایرانی اخیرا یک سرویس
سایت Keep Tube جدید ارائه میده که URL صفحات رو کد میکنه. این کار باعث میشه که افراد از داخل ایران بتونن از فیلترها رد بشن و ویدئوهای یوتوب رو مستقیما دانلود کنند. --- برای دانلود کردن فقط به URL ویدئو نیاز ...دارید و میتوانید ویدئوها را با فرمت های 3GP (برای موبیل با حجم کم) ،FLV و MP4 دانلود کنید. --- اینم لیست سایت هایی که ویدئوهاشون رو می شه از Keep Tube گرفت: Youtube, Google, Dailymotion, Megavideo, Vimeo, Vieoh, Break, Current, Spike, Facebook, Myspace, iReport, IranNegah




تجمع خانواده های سهراب اعرابی و ندا آقاسلطان به همراه جمعی از فعالان حقوق بشر با درخواست لغو اعدام بهنود شجاعی در برابر زندان او

کمیته گزارشگران حقوق بشر- عقربههای ساعت برای جوانی که قرار است سپیده دم فردا را نبیند، به تندی حرکت میکنند و او درانتظار یک کلام، یک خبریا یک حکم است।" توقف اجرای حکم اعدام". بخشش خانواده مقتول. این اولین بار نیست که بهنود شجاعی، تا پای چوبه دار می رود و در آخرین لحظه، حکم به بازگشت او به سلول صادر می شود. از سال 84 تا سال 88، 4 سال است که زندگی بهنود در کابوس سلول انفرادی، چوبه دار، طناب و آن لحظه ی آخر گذشته است. لحظه ای که دیگر جانی در بدن نیست.امشب نیز،چنان شبی است. بهنود هم اکنون در سلول انفرادی، ساعت ها و ثانیههای باقیمانده را میشمارد و در دلش امید دارد که فردا بتواند خورشید را در آسمان زندان ببیند.امشب ساعت 2 نیمه شب، جمعی از فعالان حقوق بشر، مخالفان مجازات اعدام و همچنین خانوادههای سهراب اعرابی و ندا صالی آقا سلطان از جان باختگان حوادث پس از انتخابات، در برابر زندان اوین جمع میشوند تا از خانواده مقتول بخواهند، جان بهنود را در برابر جان پسرشان نگیرند. امشب نیز، دلهایی با نگرانی در برابر زندان اوین حضور پیدا می کنند، تا شاید فردا که به خانه باز میگردند، دلخوش باشند که جوانی را به زندگی بازگرداندهاند.بهنود شجاعی جوان 21 ساله، که به جرم ارتکاب قتل در 17 سالگی در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به مجازات اعدام محکوم شده است، سحرگاه روز یک شنبه 19 مهرماه در زندان اوین به پای چوبهی دار خواهد رفت.محمد اولیاییفرد یکی از وکلای این نوجوان محکوم به اعدام در این رابطه میگوید: " در ارتباط با حکم موکل اینجانب که قرار است در سحرگاه یک شنبه به اجرا درآید، هیچ ابلاغیهای دریافت نکردهام. طبق آییننامه اجرای احکام قصاص، میبایست 48 ساعت قبل از اجرای حکم، وکیل مدافع ابلاغیهی اجرای حکم را دریافت کند که عدم ارسال آن تخلف محسوب میشود و بنده به عنوان وکیل مدافع بهنود شجاعی در این رابطه مراتب اعتراض خود را به دادستان تهران اعلام کردهام."وی در ادامه میافزاید " ما تا به این لحظه سعی در جلب رضایت اولیای دم داشتهایم، اما با توجه به اعلام وقت ناگهانی اجرای حکم دچار کمبود وقت هستیم. از طرف دیگر در نامهای به ریاست محترم قوه قضاییه، آیت الله لاریجانی خواستار توقف اجرای حکم شدهایم که امیدواریم با این مسئله موافقت به عمل آید. از طرف دیگر درخواست اعادهی دادرسی در دیوان عالی کشور را هم مطرح کرده ایم که در صورت پذیرش اعادهی دادرسی در آن مرجع، قانونا میبایست اجرای حکم متوقف شود.از آنجا که برای اولین بار مدارک جدیدی در رابطه با پرونده به دست آمده قاعدتا باید با درخواست اعادهی دادرسی در دیوان عالی کشور موافقت شود."اولیاییفرد در رابطه با ایرادات حقوقی وارد بر اجرای حکم می گوید: "از آنجا که موکل من یک بار مورد عفو قرار گرفته و فتاوی نیز در خصوص عدم امکان رجوع از عفو وجود دارد، اجرای این حکم هم از نظر حقوقی و هم از نظر ماهیت پرونده دچار ایرادات فراوانیست."وی در پایان میگوید:"طبق ماده ی 37 کنوانسیون حقوق کودک، صدور احکام یا مجازات طالب حیات برای افراد زیر 18 سال ممنوع است و مجلس شورای اسلامی نیز در سال 1379 این کنوانسیون را به امضا رسانیده و به تایید شورای نگهبان هم رسیده است، طبق ماده 9 قانون مدنی، این کنوانسیون در حکم قانون است و اجرای آن الزامیست، البته لازم به یاد آوری است که بهنود شجاعی یک بار مورد عفو قرار گرفته و شهود کافی نیز برای اثبات این مسئله وجود دارد و 4 مرجع تقلید هم عفو را تایید کردهاند

----------------------------------

امروز قرار بود كه اكرم مهدوي نيز اعدام شود। طبق چند خبر دریافتی اکرم امروز اعدام نخواهد شد. امیدوارم که بزودی خبر لغو اعدام بهنود شجاعی را نیز بشنویم

----------------------------

دستگيري يك وبلاگ نويس در قزوين

میل دريافتي : پیمان پذیره از فعالان سرشناس چپ در قزوین دستگیر شد. وی وبلاگ نویس مشهوری بود ودر وبلاگ خود به حمایت از جنبش سبز پرداخته بود.وی در دانشگاه خمینی قزوین مشغول به تحصیل است. ۱۳۸۸/۷/۱۸
--------------------------------

گزارش از مقابل زندان اوین: تلاش برای نجات جان بهنود شجاعی

جمعی از فعالین حقوق بشر و دانشجویان و فعالین زن در مقابل زندان اوین جمع شدهاند تا بتوانند با گرفتن رضایت از اولیای دم، از اعدام بهنود شجاعی ممانعت به عمل آورند.به گزارش خبرنگار هرانا در حدود ساعت 2:30 دقیقهی بامداد روز یکشنبه جمعی بیش از 100 نفر از فعالین حقوقبشر و فعالین زن و دانشجویان با حضور در کنار وکلا خانوادهی بهنود شجاعی در مقابل اوین تلاش میکنند با متقاعد کردن اولیای دم از اجرای حکم اعدام ممانعت به عمل آوردند.خبرنگار هرانا گزارش داده است که محمد مصطفایی و خانوادهي شجاعی هماکنون در مقابل زندان اوین هستند. تا زمان تهیه این گزارش هنوز خانوادهی شاکی پرونده در زندان اوین حضور نیافته اند.گفته میشود نمایندهی یونیسف نیز در محل حضور دارد. با توجه به جو حاکم در مقابل زندان اوین، حاضران این امید را دارند که اجرای حکم اعدام متوفق شود.گزارشات تکمیلی منتشر خواهد شد.منبع خبر : خبرگزاری هرانا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر